<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>تاریخ اسلام در آینه پژوهش</JournalTitle>
                <Issn>2423-4028</Issn>
                <Volume>3</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2006</Year>
                    <Month>12</Month>
                    <Day>31</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>روابط سیاسى قطب شاهیان و صفویان</VernacularTitle>
            <FirstPage>91</FirstPage>
            <LastPage>108</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">473</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمود</FirstName>
            <LastName>صادقی علوی</LastName>
            <Affiliation></Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>01</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">چندى پس از انقراض حکومت قراقویونلوها توسط آق قویونلوها، یکى از شاهزادگان قراقویونلو به نام قلى به دکن رفته، وارد دستگاه حکومتى بهمنیان شد. وى در آن جا مدارج رشد و ترقى را طى کرد تا آن که از طرف بهمنیان به حکومت گلکنده منصوب شد و در سال 918 ق، مقارن با ضعف شدید بهمنیان دکن، اعلام استقلال کرد. او بلا فاصله به تبعیت از شاه اسماعیل صفوى مذهب شیعه را در قلمرو خود رسمیت بخشید و در خطبه، نام حکّام صفوى را بر نام خود مقدم ساخت. سلطان قلى در طول دو قرن حکومت در گلکنده و حیدرآباد، پیوسته با صفویان روابط دوستانه اى داشت. عواملى چون اشتراک مذهبى، قرابت قومى، فرهنگى و هم چنین وجود دشمنى مشترک، چون گورکانیان، این روابط را مستحکم تر مى کرد. اوج این روابط با دوران حکومت شاه عباس صفوى (995ـ1038ق) مقارن بود که در این دوره، سفرا پیوسته بین دو حکومت در رفت و آمد بودند. با حمله اورنگ زیب به قطب شاهیان و اجبار آن ها به پرداخت خراج و ذکر نام حکّام گورکانى در خطبه و هم چنین ضعف نسبى حکومت صفویان در این زمان، روابط حسنه این دو حکومت بسیار کم رنگ شد تا این که اورنگ زیب نهایتاً در سال 1098ق قلمرو قطب شاهیان را ضمیمه قلمرو خود کرد و به حکومت آن ها پایان داد.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قطب شاهیان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">صفویان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روابط سیاسى</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">گورکانیان و هند.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
