<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</title>
    <link>https://tarikh.nashriyat.ir</link>
    <description>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>weekly</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکاوی انتقادی دیدگاه دکتر عبدالهادی حائری درباره شخصیت و رویکرد سیاسی شیخ‌عبدالکریم حائری</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/2021751</link>
      <description>بازتأسیس حوزه‌ی علمیه‌ی قم توسط آیت‌‌الله شیخ‌عبدالکریم حائری موجب شهرت و اهمیت بیشتر این فقیه گردید. بر این‌ اساس، در طول یکصدسال گذشته، شخصیت، اندیشه و مواضع سیاسی ایشان محور برخی گزارش‌ها، تحلیل‌ها و واکاوی‌های تاریخی بوده است. در همین زمینه، دکتر عبدالهادی حائری (نواده‌ی شیخ‌عبدالکریم و تاریخ‌پژوه) در یکی از آثار خود، به مناسبت، مطالبی را در خصوص آیت‌الله حائری بیان کرده است. از این مباحث، می‌توان یک ادعا و یک القا درباره شیخ‌عبدالکریم به دست آورد: (1) ادعای شخصیت ذاتاً غیر‌سیاسی؛ (2) القای ریاست‌طلبی. نوشتار حاضر با روش تاریخی (توصیفی و تحلیلی) به ارزیابی دو مطلب مذکور پرداخته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که اولاً، فاصله‌گیری ظاهری مؤسس حوزه قم از سیاست و عدم تقابل ایشان با رضاشاه، به معنای غیر‌ سیاسی بودن شخصیت وی نیست، بلکه به شناخت ایشان نسبت به محیط سیاسی ایران آن عصر بازمی‌گشت و ریشه در دو مطلب داشت: (الف) سلطه انگلیس بر کشور؛ (ب) حفظ حوزه علمی تازه‌تأسیس قم؛ ثانیاً، وجود گزارش‌های متعدد و موثق که بیانگر ریاست‌گریزی،‌ زهد و تواضع شیخ‌عبدالکریم حائری است، القای دکتر حائری را به‌وضوح به چالش می‌کشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تطبیق سنت‌های قرآنی بر شکل‌گیری قیام عاشورا</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/853</link>
      <description>واقعه‌ی کربلا تأثیرگذارترین عامل در بازسازی هویت مسلمانان، به ویژه شیعیان بوده است. در طول تاریخ درباره‌ی واقعه‌ی کربلا آثار فرهنگی، هنری و مذهبی بسیاری پدید آمده است. یافته های پژوهشی در این میدان، خواننده را با پرسش هایی مواجه می کند که پاسخ آنها در این نگارش کوتاه تهیه شده است. به راستی نهضت کربلا با چه هدفی انجام گرفته و ریشه‌ی اصلی قیام چه بوده است؟ دیدگاه ها درباره‌ی هدف قیام امام حسین(ع)‌چیست؟ عواملی نظیر «اجبار بر بیعت»، «تشکیل حکومت»، «شهادت طلبی»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «دعوت کوفیان» و «تکلیف ویژه» تا چه اندازه در حرکت امام(ع) نقش داشته اند؟ در این نگارش کوتاه، از زاویه ای دیگر به قیام عاشورا نگریسته شده؛ زیرا نگارنده تلاش کرده است براساس آیات قرآن واقعه‌ی عاشورا را ریشه یابی کند؛ ازاین رو وظیفه‌ی اصلی نوشتار حاضر «تطبیق سنت های قرآنی بر واقعه‌ی عاشورا» است و بدین وسیله ریشه ای ترین عامل قیام به عنوان مبنای قیام امام حسین(ع)‌معرفی شده است؛ به طوری که دیدگاه های یادشده در ذیل این مبنا قرار خواهند گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیروزى نظریه حاکمیت قریش و پیامدهاى آن در تاریخ اسلام</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/383</link>
      <description>به دلیل اهمیت و جایگاه ولایت و رهبرى امت و ضرورت تداوم راه پیامبر اسلام پس از در گذشت او، آن حضرت از همان سال هاى آغازین بعثت تا پایان عمر، به امر و اراده الهى و در مناسبت هاى مختلف و فواصل زمانى متعدد، چه در مکه و چه در مدینه، مسئله امامت و جانشینى را مطرح مى کرد و توجه مسلمانان را به این امرِ خطیر و انتخاب شخصیت لایق براى تصدى آن جلب مى کرد و به منصوص بودن جانشینى تأکید مىورزید.

طرح مسئله و صایت و خلافت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در جریان دعوت خویشاوندان، بیان حدیث منزلت، اعلام عمومى این مسئله در غدیر، تصمیم بر نوشتن وصیت نامه در واپسین روزهاى حیات ـ به رغم آن که عملى نشد!ـ نمونه هایى از سلسله کوشش هاى پیامبر اسلام در این زمینه به شمار مى رود.

اما پس از رحلت آن حضرت و ماجراى سقیفه، حوادث، عملا به گونه اى دیگر رقم خورد و دیدگاه دیگرى در مورد جانشینى پیامبر به اجرا گذاشته شد که جنبه انتخابى و عرفى داشت. در سقیفه، ابوبکر براى اثبات صلاحیت مهاجران (قریش) براى احراز خلافت، به حدیث الأئمة من قریش استناد کرد و با این استدلال، انصار را از دایره صلاحیت جانشینى پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) بیرون راند!

با استناد به این حدیث، نه تنها ابوبکر به خلافت رسید و نه تنها قدرت و حکومت در انحصار قریش قرار گرفت و انصار از صحنه قدرت به دور ماندند، بلکه نظریه حاکمیت قریش نیز در طول تاریخ اسلام پیروز شد. در این مقاله، نظریه حاکمیت قریش و پى آمدهاى پیروزى این نظریه، برمحور حدیث الأئمة من قریش، بررسى قرار مى شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری/ محمدعلی توحیدی</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/315</link>
      <description>با توجه به اهداف و انگیز ه های شکل گیری پدیده‌ی «استشراق» و بیگانگی شرق شناسان با فرهنگ اسلامی و منابع تاریخ اسلام، نقد و بررسی آثار شرق شناسی و پالودن آنها از اشتباهات غرض ورزانه و ناآگانه ، لازم و ضروری است. کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری اثر شرق شناس سویسی جناب آدام متز، به رغم اهمیت و جایگاه رفیع خود در تاریخ نگاری اسلامی، کمتر مورد بررسی انتقادی قرار گرفته  است. بررسی محتوایی، ساختاری و سندی کتاب مذکور می تواند راه گشای بسیاری از ناگشوده ها در آن باشد. کتاب آدام متز در سه حوزه محتوا، ساختار و اسناد و منابع، نیازمند نقد و بررسی جدی است؛ هرچند این کتاب از نارسایی های ساختاری و کاستی های اسنادی رنج می برد اما اساسی ترین نقد، اشکالات محتوای آن  می باشد که مطالب و ادعاهای ناصواب در خصوص برخی از مسایل اسلامی و مذهب تشیع را در بر دارد. که در این نوشتار بدان پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سهم سفرنامه‌های اروپایی در معرفی تشیع ایرانیان در غرب / حسن حسین‌زاده شانه‌چی</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/316</link>
      <description>سفرنامه های اروپاییان که از قرن یازدهم میلادی به بعد نوشته شده اطلاعات فراوانی درباره سرزمین های شرقی و اسلامی به اروپا منتقل کرده اند. در این میان، سفرنامه های مربوط به نواحی شیعه نشین و به خصوص ایران عهد صفوی و دوره بعدی، منبع اطلاعاتی مهمی برای شرق شناسان در خصوص شناخت تشیع و شیعیان هستند، چرا که نویسندگان آنها مطالب قابل توجهی در زمینه های اصول اعتقادی، آداب و رسوم، مراسم مذهبی و عبادی و نیز تاریخ شیعیان  نقل کرده اند. البته با توجه به نقاط قوت و ضعفی که در آنها وجود دارد، اطلاعات آنها قابل نقد و بررسی است، چنانکه برخی از آنها کاملاً مردود و برخی دیگر، صحیح و قابل قبول اند. از نقاط قوت سفرنامه ها، مبتنی بودن بر مشاهدات عینی و گزارشگری محض، و از نقاط ضعف آنها تعمیم دادن قضایا و استناد به برخی منابع غیر معتبر و شفاهی و کم بودن اطلاعات عمومی و تاریخی نویسندگان آنها است. در این مقاله، این سفرنامه مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئولیت یزید در واقعه کربلا از نگاه ابن ‌سعد، نویسنده «الطبقات الکبری»</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/2021810</link>
      <description>برخلاف اصل وقوع عاشورا که همگان در آن اتفاق دارند، محتوا، حواشی و درون‌مایه‌های این واقعه در طول تاریخ دستخوش تأییدها و تکذیب‌ها قرار گرفته است. سرچشمه این تأییدها و تکذیب‌ها، طرح یا عدم طرح و کیفیت طرح آن مباحث در متون تاریخی و کلامی است. «الطبقات الکبری» از متون متقدم تاریخی، نوشته محمد‌بن سعد‌بن منیع، معروف به «ابن ‌سعد» از تأثیرگذارترین مورخان و محدثان اهل‌ سنت است که این واقعه را که در دهم محرم سال 61ق واقع شده، آورده است. این کتاب که از لحاظ قدمت، جزو کهن‌ترین و موثق‌ترین آثار به شمار می‌آید، علاوه بر نقل مطالب خاص، در چینش، اضافه، حذف، انتخاب و حجم‌دهی مطالب، به‌گونه‌ای عمل نموده است تا مخاطب را با مفهومی از قبل اراده شده از واقعه روبه‌رو نماید. موضوع نقش یزید در شکل‌دهی واقعه کربلا از این جمله است. او به‌طور مشخص در این ‌باره درصدد تطهیر یزید و کتمان نقش او در ایجاد فاجعه عاشوراست و قالب کلی مطالب را به‌گونه‌ای ارائه می‌کند که اتهام عاملیت از یزید نفی و به سوی امام حسین (ع)، اهالی کوفه و در نهایت، امرای لشکر ابن‌زیاد معطوف گردد. به نظر می‌رسد تلاش ابن‌سعد برای حفظ و اثبات عقیده «لزوم اطاعت از خلفا» ـ که در میان اهل حدیث عقیده‌‌ای پذیرفته شده و بنیادین بوده ـ او را واداشته است تا به هر قیمتی دامن یزید را به‌منزله خلیفه مسلمانان از این ماجرا پاک سازد و گناه این کار را به دوش دیگران بیفکند. این پژوهش با استفاده از روش «کتابخانه‌ای» و با رویکرد «تحلیلی و انتقادی» به ریشه‌یابی این ادعا و جوانب آن ‌پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علل اجتماعی کاهش فعالیت‌‌های سیاسی حوزه‌ی نجف در انقلاب اسلامی در مقایسه با مشروطیت</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/854</link>
      <description>تأثیرگذاری حوزة علمیة نجف بر مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران طی چند قرن اخیر، امری انکارناپذیر است. این تأثیرگذاری طی قرن سیزدهم شمسی رو به ازدیاد بود و نقطة اوج آن را در نهضت مشروطیت ایران می بینیم؛ اما پس از آن با تحولاتی که در ایران، عراق و حوزة علمیة نجف به وقوع پیوست، تأثیرگذاری کاهش یافت و در انقلاب اسلامی، با آنکه از جهت ماهیت، غنای اسلامی بیشتری داشت، با نقش آفرینی کم رنگ حوزة نجف مواجهیم. عوامل و زمینه های متعددی برای تغییر رویکرد حوزة نجف (از نقش فعال در مشروطه به نقش کمتر  فعال در انقلاب اسلامی) قابل شناسایی است. این علل در دو دستة کلی فردی و اجتماعی قابل تقسیم است. در میان علل اجتماعی می توان به این موارد اشاره کرد: «عدم دستیابی به نتایج مطلوب در مشروطه، جنگ جهانی اول و ثورة العشرین»؛ «تفاوت نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی»؛ «تأسیس حوزة علمیة قم»؛ «پیدایش و تشدید پان عربیسم» و «پیدایش دولت مدرن». به رغم آنکه همة عوامل و زمینه ها باید در کنار یکدیگر دیده شوند تا کامل ترین تصویر از واقعیت اجتماعی هر دو دوره و تبیین صحیح از تغییر رویکرد حوزة علمیة نجف به دست آید، به نظر می رسد در میان علل ذکر شده، عامل «عدم دستیابی به نتایج مطلوب در نهضت مشروطیت، جنگ جهانی اول و ثورة العشرین»، بیشترین سهم را به خود اختصاص می دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اوضاع فرهنگى آذربایجان، ارّان و ارمینیه در قرون نخستین اسلامى / سید مهدى جوادى</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/384</link>
      <description>بدون تردید نواحى آذربایجان، ارّان و ارمینیه (به تعبیر مقدسى منطقه رحاب گذشته از موقعیت استراتژیکى، سیاسى، نظامى و اقتصادى خاص، در ادوار مختلف تاریخى یکى از مهم ترین مناطق فرهنگى به شمار مى آمده است. تولد زرتشت و نگارش اوستا در آذربایجان ـ بنا به برخى روایات تاریخى ـ و نیز فعالیت آتشکده هاى متعدد و عظیمى هم چون آتشکده آذر گشنسب و نیز تعلیم و تربیت روحانیون زرتشتى در این نواحى، برخى از دلایل این ادعاست. برهمین اساس، نگارنده سطور درصدد است تا اوضاع فرهنگى، از جمله آموزش و پرورش، ادیان و مذاهب، میراث فرهنگى، آثار هنرى و سکه هاى نواحى یاد شده را در قرون نخستین اسلامى بررسى نماید. این مقاله با تکیه بر گزارش هاى مقدسى در احسن التقاسیم فى معرفة الاقالیم تنظیم شده و براى تکمیل موضوع، از آثار دیگر جغرافى دانان مسلمان تا اواسط قرن چهارم هجرى نیز بهره گرفته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی چرایی موضع‌گیری دوگانه‌ی عالمان اهل‌سنت در مواجهه با هشام‌بن ‌محمدبن ‌کلبی (م 204ق)</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/859</link>
      <description>هشام بن  محمد معروف به ابن کلبی، مورخ برجسته‌ی نیمه‌ی دوم قرن دوم هجری و مؤلف پرآوازه ای است که بیش از 150 کتاب در موضوعات تاریخ اسلام، انساب و تاریخ پیش از اسلام نوشته است. عالمان اهل سنت در ارزیابی شخصیت علمی هشام موضع گیری دوگانه ای در پیش گرفته اند. آنان هشام را در زمینه‌ی تاریخ جاهلیت و انساب، سرآمد و صاحب نظر معرفی می کنند؛ اما در زمینه‌ی تاریخ اسلام و حدیث، ضعیف ارزیابی کرده اند! با توجه به پیوند ناگسستنی علم تاریخ و حدیث در مبانی فراگیری، این پرسش به وجود می آید که چرا هشام در تاریخ غیر اسلام مورد تأیید است؛ ولی در تاریخ اسلام تضعیف شده است. بررسی های انجام گرفته در این مقاله حاکی از آن است که سه عامل موجب این ارزیابی متضاد شده است: 1. جایگاه برجسته‌ی هشام؛ 2. مذهب هشام؛ 3. روایات تاریخی غیراسلامی هشام. هشام که از دیدگاه عالمان اهل سنت، شیعی مذهب است، به دلیل گستردگی دایره‌ی تحقیقات و تألیفات متعدد، مورد قضاوت عالمان تنگ نظر معاصر خود قرار گرفته و به بهانه‌ی نقل اخبار جاهلیت که اسلام خط بطلان بر آنها کشیده، در شمار راویان ضعیف گنجانده شده است. در این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و استناد بی واسطه به منابع دست اول اهل سنت، افزون بر واکاوی دیدگاه عالمان اهل سنت درباره‌ی هشام، برخی روایات او نیز مورد پژوهش قرار گرفته و وجود انگیزه های غیرعلمی در تضعیف او اثبات شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش تحلیل سیره نبوی / سیدحسین حسینی</title>
      <link>https://tarikh.nashriyat.ir/node/317</link>
      <description>اين مقاله، از سيره نبوي و راهكارهاي تحليلي آن سخن به ميان آورده و به جاي تأكيد و تمركز بر تاريخ و آموزه‌هاي آن، به «تحليلي تاريخي» روي آورده است تا از پيامد آن بتوان به ژرفاي پرگستره سيره نبوي دست يازيد و بدين‌سان با نظر به خاستگاه تاريخ تحليلي كه در آن از ضرورت بحث و بررسي در سيره نبوي، از يك سو، و تحليل تاريخي آن از سوي ديگر، سخن به ميان مي‌رود، بتوان در حد مقدور بر دشواري‌هاي تحليل تاريخي غلبه كرد. اين دشواري‌ها عبارت‌اند از: داوري‌هاي مشكل تاريخي، كمبود متون تحليلي و مشخصاً تحليل امور وحياني كه از ضرورت پي‌جويي و نشان‌گرفتن از شالوده‌ها و بنيان‌هايي پرده بر مي‌دارد كه مي‌توان از آنها در تحليل راستين سيره نبوي سود جست. نماياندن چنين شالوده‌هايي، بخش پاياني نوشته را در برگرفته و به مواردي چون هم‌زماني نقل و نقد، نقل و تحليل، حكمت‌يابي معقول، ارتباط و پيوستگي رويدادها و منبع‌دهي به قرآن اشاره شده است. مقاله با معرفي كوتاهي از روش تحليل جامع‌نگر و ارائه نتيجه‌گيري كلي، برخود مهر ختام زده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>

