، سال هفتم، شماره دوم، پیاپی 26، تابستان 1389، صفحات 125-142

    تحولات قبیله بنی‌اسد پیش از امارت

    نوع مقاله: 
    ترویجی
    نویسندگان:
    محسن مؤمنی / دانشجوی دکترای تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه اصفهان / momeni2003@yahoo.com
    عباس زارعی مهروز / استاديار دانشگاه بوعلي سيناي همدان
    چکیده: 
    قبیله بنی اسد جزء اعراب شمالی است که در ماجرای شکست بنی کنده با کشتن حجر، پسر حارث بنیان گذار بنی کنده تا حدودی در تاریخ این دوره از آنها یاد می شود. بعد از بعثت پیامبر اسلام(ص)، قبیله بنی اسد تا سال نهم هجرت (سال وفدها) از پذیرش اسلام امتناع کردند و بعد از رحلت پیامبر(ص)، با طلیحه یکی از مدعیان پیامبری، همراه شدند که با اقدامات خالد شکست خوردند. با شروع فتوح، نیروهای بنی اسد در آن شرکت داشتند و در زمان خلافت امام علی (ع) از طرف داران و حامیان امام بودند. بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا، قبیله بنی اسد شهدای کربلا را دفن کردند و به سبب این اقدام، نام نیکی در بین شیعیان کسب نمودند. بنی اسد بعد از فتوح، در بین النهرین سکنی گزیدند و در اوایل قرن پنجم هجری موفق به تشکیل امارت بنی مزید در ناحیه حله عراق شدند. در این پژوهش، مجموع تحولات بنی اسد، مورد بررسی قرار گرفته است که طبعاً به روشنگری زوایایی از تاریخ آن دوره کمک می کند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Evolutions of Bani Asad Tribe before Emirate
    Abstract: 
    Bani Asad tribesmen are among Northern Arabs; they are mentioned in the story of defeating Bani Kinda for their killing Hujr, the son of Harith, the founder of Bani Kinda. After Muhammad's rise to prophethood, the Bani Asad tribe refused to accept Islam up to the 9th year AH (year of Wafads). After the Prophet's death, they joined Tulayha, one of the claimants to prophethood, but were defeated by Khalid. When the [Islamic] conquests started, they took part in them; and they were among the adherents of Imam Ali during his caliphate. After the martyrdom of Imam Hussein and his companions in Karbala, Bani Asad tribesmen buried the martyrs' bodies and gained a good name among Shiis for doing so. After the conquests, Bani Asad resided in Bayn al-Nahrayn, and in early 5th century, they succeeded in establishing an emirate in Iraqi region of Hilla
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    تاريخ شبه جزيره عربستان پيش از اسلام كه به عصر جاهليت معروف است، سرشار از درگيري‌هاي مختلف بين قبايل حاكم بر اين شبه جزيره بود. هر كدام از اين قبايل براي خود بت مخصوصي در كعبه داشتند. آنها براي آنكه بتوانند منافعشان را در اين درگيري‌ها حفظ كنند، ناچار بودند با قبايل ديگر متحد شوند كه در اين اتحاد‌ها كه به «حلف» معروف است، معمولا قبيلة ضعيف‌تر، خود را تحت فرمان قبيله قوي‌تر قرار مي‌داد و در نزاع‌هاي بين قبايل از همديگر حمايت مي‌كردند. قبايل ساكن در شبه جزيره عربستان كه بني‌اسد نيز يكي از آنها بود معمولاً زندگي چادر نشيني داشتند و با گذراندن زندگي در كنار واحه‌ها به زندگي كوچ‌نشيني مشغول بودند. با ظهور اسلام در اين سرزمين، نيروهاي گريز از مركز و رقيب بر اساس ايدئولوژي اسلام متحد شدند و قدرت بزرگي را ايجاد نمودند و با آغاز فتوحات، سرزمين‌هاي ديگر را تصرف نموده و به تدريج هر كدام از اين قبايل گمنام نقش مهمي در تحولات سرزمين‌هاي پهناور بين النهرين، فلات ايران و شمال افريقا ايفا كردند. 
    مسكن اوليه
    قبيله بني‌اسد در تقسيم‌بندي قبايل شبه جزيره عربستان جزء اعراب شمالي به شمار مي‌آمد. اسد از مشهورترين طوايف ربيعه، يكي از قبايل عدناني بود. مساكن اين قبيله در ناحيه شمال عربستان در وادي‌الرمه و در همسايگي حكومت كنده قرار داشته است.  آنها بعدها از كاخ‌هاي حيره تا زمين‌هاي تهامه پراكنده شده و با قبيلة طي پيمان و اتفاق داشتند و سرزمين آنها تقريباً يكي بوده، ولي با قبيلة كنده در جنگ بودند.  بني‌اسد يك نوع زندگي چادرنشيني داشتند، اما به تدريج در زماني كه حكومت ساساني در اواخر عمر خود بود و دولت‌هاي دست نشانده امپراطوري روم شرقي، يعني غساني‌ها وحكومت دست نشانده ساسانيان، يعني حيره دچار ضعف شده بودند، اين قبيله توانست چراگاه‌هاي خود را توسعه دهد. رابطه بني‌اسد با قبايل همسايه خود، يعني طي و فزاره در اين دوران بي ثبات بوده است.
    نقش سياسي بني‌اسد پيش از اسلام
    مهم‌ترين حركت سياسي قبيله بني‌اسد در قبل از اسلام به شركت آنان در فروپاشي و شكست دولت بني‌كنده مربوط است.  دولت بني‌كنده پادشاهي بود كه خانواده‌اي از قبيله بني‌كندي در نجد و دومة‌الجندل را تشكيل داده بودند. بني‌كنده نيز مانند لخمي‌هاي (حيره) و غساني‌ها از مهاجران جنوبي بودند كه بنابر روايات عرب، نخست حدود حضرموت در جنوب مي‌زيستند و بعد به سبب فشار حضرموتي‌ها يا به واسطه آنكه پادشاه حميري يمن امارت بعضي از قبايل شمال را به امير بني‌كنده واگذار كرده به شمال كوچيدند و در منطقه‌اي موسوم به بطن عاقل در نجد، ساكن شدند. اين دولت، دست نشانده دولت حميري يمن بود و با دو دولت معاصر خود، لخمي و غساني، سرگذشت‌هايي داشت. مؤسس دولت كندي، حجر بن عمرو، ملقب به اكل المرار بود كه در جنگ با لخمي‌ها كاميابي فراواني به دست ‌آورد. پس از او عمرو پسرش به قدرت رسيد كه به علت آنكه بر ملك پدر چيزي نيفزود، به مقصوره معروف شد. پسر عمرو، حارث، بزرگ‌ترين و آخرين پادشاه اين دولت به شمار مي‌آمد. اين شخص با گرايش‌ به آيين مزدكي در زمان قباد، پادشاه ساساني به او نزديك شد و قباد كشور حيره را از منذر پادشاه لخمي گرفت و به حارث داد و حارث بر تخت نشست. چهار پسر او هر يك امير گروهي از قبايل باديه شدند. حجر كه بزرگ‌ترين فرزند حارث بود، فرمانرواي بني‌اسد و كنانه شد. شرحبيل نيز حاكم قيس و تميم شد و عدي بر ربيعه مستولي گرديد. اما كمي بعد از آن منذر لخمي به حكم انوشيروان ساساني به حكومت حيره برگردانده شد و حارث به ميان قبايل گريخت و منذر با كمك اعرابِ خود، به تعقيب او و كسانش پرداخت. حارث در ديار بني‌كلب درگذشت و بسياري از بني‌كنده كشته شدند و پسران حارث نيز به دليل اختلافات داخلي از بين رفتند. بني‌اسد، حجر را در نبرد يوم حجر به قتل رسانده و قيس و تميم نيز شرحيبل را طرد كردند. 
    بني‌اسد در نابودي بني‌كنده تاثير فراواني داشته‌اند. دلايل اين اقدام بني‌اسد روشن نيست. شايد بتوان در اين زمينه فقط فرضيه‌هايي را مطرح كرد، ولي اثبات آنها نياز به به دست آوردن مداركي بيشتر است. يكي از فرضيه‌ها اين است كه حكومت بني‌كنده جلوي پيشروي قبايلي چون بني‌اسد و طي را گرفته بود و در واقع از توسعه‌طلبي آنان جلوگيري مي‌كرد. اين فرضيه مي‌تواند درست باشد، زيرا در طول تاريخ، بين‌النهرين و عربستان هميشه قبايل صحراگرد و بيابان‌گرد را به سوي خود جذب مي‌كردند. قبايلي كه در شبه جزيره بودند مدام در پي نفوذ به داخل بين‌النهرين بودند. بني‌اسد نيز از اين قاعده مستثني نبود و به اين دليل مي‌توان نتيجه گرفت كه بني‌اسد و قبايل همانند آنها علاقه داشتند حكومت‌هايي كه وظيفه‌شان نگهداري اين مرز از ورود اعراب چادرنشين بود، هرچه بيشتر ضعيف شوند.
    سؤالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه چرا قبيله بني‌اسد با حكومت منذر در حيره براي نابودي بني‌كنده همكاري كرد؟ با اين توضيح كه دولت حيره يكي از وظايف اصلي‌اش جلوگيري از ورود اعراب باديه به مناطق تحت قلمرو حكومت ساساني بود و مانند يك سد در برابر اعراب عمل مي‌كرد. شايد دليل اين همكاري را در تفاوت موقعيت‌هاي حكومت حيره و بني‌كنده بيابيم.
    دولت حيره در طول تاريخ ايران در زمان ساسانيان هميشه همچون سپري در برابر هجوم امپراطوري بيزانس عمل مي‌كرد. همانند نقشي كه حيره براي ايران داشت، امپراطوري بيزانس نيز تلاش مي‌كرد با تقويت حكومت غساني‌ها سپر دفاعي براي خود ايجاد كند. در طول دوران مورد بحث ما در درگيري امپراطوري ساساني با امپراطوري بيزانس هميشه اين دو حكومتِ دست نشانده با هم درگير بودند و اين درگيري‌هاي طولاني به قبايلي چون بني‌اسد فرصت توسعه‌طلبي مي‌داد. ولي دولت بني‌كنده تحت حمايت حميري‌هاي يمن از اين درگيري‌ها تا حدودي بر كنار بود، بنابراين تمركز خود را به قلمرو خود و تحت انقياد در آوردن قبايل قرار داده بود. طبيعي بود كه قبايلي چون بني‌اسد تمايل به چنين حكومتي نداشته باشند كه قصد داشت آنان را محدود و تحت كنترل درآورد.
    سومين فرضيه‌اي كه در اينجا مطرح مي‌شود فرض وابستگي قبيله بني‌اسد به دولت حيره است. مي‌دانيم كه دولت حيره و دولت غساني در ميان قبايل اعراب متحداني داشتند كه آنان را در جنگ‌ها ياري مي‌كردند. در واقع، اينها به طمع غنيمت به سوي حكومت‌هاي حيره و غساني جذب مي‌شدند هرچند كه از نظر تقسيم‌بندي‌هاي اعراب اين حكومت‌ها از اعراب جنوبي بودند و قبايل مورد نظر مانند بني‌اسد از قبايل شمالي بودند.
    آيا بني‌اسد از متحدان حيره بوده است؟ در منابعي كه در دسترس ما قرار دارد از چنين اتحادي ياد نشده است، ولي با توجه به اينكه در كتيبه‌هاي حكاكي شده لخمي دوم در حيره در سال 328 م از بني‌اسد ياد شده اين فرضيه تقويت مي‌شود كه آنان از متحدان دولت لخمي حيره بوده‌اند. 
    آخرين پادشاه كنده، امرؤالقيس پسر حجر بود. او در ناز و نعمت پرورش يافت و از جواني شعر سرود، پدر وي پادشاه كنده او را از خود دور كرد. وي زماني كه با ياران خود غرق در شكار و شراب بودند در دهون، واقع در نواحي شام، از كشته شدن پدر به دست بني‌اسد آگاه شد و قصد كرد كه انتقام پدر خود را بگيرد. «بني‌اسد وقتي آگاه شدند كساني را نزد او فرستادند تا به مصالحه يا به قصاص و يا به ديه‌اش وادارند و گرنه اندكي مهلتشان دهد تا چارپايان باردارشان بزايند و آماده جنگ شوند. امرؤالقيس بزرگوارانه مهلتشان داد. پس با ياري قبيله تغلب و بكر برآنها تاخت و چون از بني‌اسد جمعي را به هلاكت آورد يارانش بدين عنوان كه ديگر انتقام خون پدر را گرفته است از او سر بر تافتند، ولي او مي‌خواست دريايي از خون راه بيندازد و سلطنت از دست رفته باز پس آيد و اين هر دو مقصود برآورده نشد. بني‌اسد به منذر سوم پادشاه حيره پناه آورد و پادشاه شاعر نزد پسرعمه‌اش عمرو بن هند رفت و ملازم او شد و به مدحش پرداخت. چون منذر از جاي او آگاه شد به خدمتش طلبيد، ولي او به يمن گريخت و از خويشاوندان حميري‌اش ياري خواست. گروهي از ولگردان و مزدوران از قبايل چندي با او يار شدند و او به مدد آنها بر بني‌اسد تاخت. منذر در طلب او اصرار كرد و امرؤالقيس آواره بيابان‌ها شد. پس از مدتي به دربار ژوستين در بيزانس فرار كرد كه از او براي برگرداندن قدرت‌اش كمك بگيرد، ولي نتيجه‌اي نگرفت و بازگشت و در راه بازگشت در خاك روم شرقي در شهر آنكارا جان سپرد. به روايتي امپراطور زهرش داد كه با مرگ او حكومت بني‌كنده منقرض شد.  هر چند بعد از او رياست بني‌كنده به دست خانواده ديگري افتاد، ولي با ظهور اسلام در خلافت اسلامي مضمحل شد. 
    يكي از اشعار امرؤالقيس در توبيخ يا تهديد بني‌اسد و فخر به قوم و قبيله كِنديش اين است: 
    فدع ذا، وسل الهم عنك بجسره
    ذمول اذ اصام النهار و هجرا
    عليها فتي لم تحمل الارض مثله 
    ابر بميثاق و اوفي و اصبرا
        

        هوالمنزل الالاف جومن ناعط
    بني‌اسد، حزناً من الارض أوعرا
    ولو شاء كان الغزو من ارض حمير
    ولكنه، عهداً، الي الروم انزا

    پس اين را واگذار و اندوه را از خود دور كن به ناقه‌اي تندسير، بدان هنگام كه روز بالا آيد و گرم شود كه بر آن جوانمردي نشسته كه زمين همانند او كسي را كه نيك پيمان‌تر و باوفاتر و شكيباتر باشد روي خود حمل نكرده است. اي بني‌اسد، او فرود آرنده هزاران تن است از دژ ناعط به سرزميني صعب و ترسناك اگر بخواهد نبرد را در سرزمين حمير بر پا دارد، ولي او قصد ديار روم كرد. 
    در جمع‌بندي كلي درباره تاريخ بني‌اسد پيش از ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان بايد اين را اذعان كرد كه بني‌اسد در گروه‌بندي‌هاي قدرت، جايگاه بالايي نداشته ‌است هرچند كه در نابودي بني‌كنده فعاليت و نقش زيادي داشت، ولي در مورد اخير بيشتر استثنا بود. بني‌اسد بعد از ماجراي نابودي بني‌كنده در گروه‌بندي‌هاي قبيله‌اي با قبايلي چون طي و قطفان همراه شد. حتي آنان در درگيري بين دو شاخة قريش كه بر سر قدر ت در زمان عبدالمطلب انجام گرفت، وارد شده و جزء هم پيمانان عبدالمطلب و حلف مطيبين گرديدند.  هرچند كه اين اتحادها گاهي بسيار سست و كم بنيه بود، ولي به هر حال هر يك از قبايل براي بقاي خود به اتحاديه‌هايي هرچند سست، نياز داشتند. 
    وضعيت فرهنگي و اجتماعي بني‌اسد پيش از اسلام
    درباره اوضاع مذهبي قبيله بني‌اسد نكته خاصي در منابع ذكر نشده است. آنان همانند ديگر قبايلِ مشرك عربستان در كعبه بتي داشتند و هنگامي كه به زيارت كعبه مي‌رفتند براي بت خود تلبيه‌اي مي‌گفتند و لبيك گفتن بني‌اسد اين بود: «لبيك، اللهم لبيك يارب اقبلت بنواسد، اهل التواني و الوفاء والجلد اليك؛ «لبيك خدايا لبيك، اي پروردگار! بني‌اسد اهل رنج بردن و وفا و شكيبايي رو به تو آورده‌اند».  نام اين قبيله كه اسد مي‌باشد، يادگاري از آيين توتمي در بين اعراب جاهلي است. 
    نكته‌اي كه در اينجا جاي سؤال دارد اين است كه چرا بني‌اسد به رغم نزديكي با مرزهاي امپراطوري ساساني و امپراطوري بيزانس تحت تأثير مذاهب بزرگي، چون زردشتي (ساسانيان) و مسيحي نسطوري (بيزانس) قرار نگرفت؟ در پاسخ به اين سؤال مي‌توان دلايل چندي را يادآور شد. يكي از اين دلايل را مي‌توان در چگونگي زندگي و شكل زندگي قبيله بني‌اسد جست‌وجو كرد. مي‌دانيم كه قبيله بني‌اسد صحراگرد بودند و هيچگاه تا ظهور اسلام و گسترش فتوحات آنان يك‌جانشين نبودند. بنابراين، صاحب فرهنگ وتمدن نشدند و اين عدم يك‌جانشيني باعث مي‌شد كه كمتر تحت تأثير فرهنگ و تمدن ملل مجاور قرار گيرند و به سوي آنان گرايش پيدا كنند. دليل ديگر را در عدم علاقه دو امپراطوري در نفوذ به شبه جزيره عربستان بايد جست‌وجو كرد، زيرا مي‌دانيم عربستان منافع آن‌چناني نداشت كه طمع اين حكومت‌ها را برانگيزد. تنها ناحيه جنوبي عربستان، يعني يمن جاذبه‌هايي تجاري داشت و معمولاً بيزانس و ساسانيان بر سر تصاحب آن باهم درگيري داشتند و به همين دليل، ادياني چون زردشتي و مسيحي در اين ناحيه تبليغ مي‌شد و طرف‌داراني داشتند. در واقع، حكومت‌هاي بيزانس و ساسانيان تبليغات زيادي در ميان قبايل نداشتند كه آنان را به دين خود جذب كنند و معمولاً اين قبايل داراي تعصبات قبيله‌اي فراواني بودند كه مانع از گرايش آنان به مذاهب ديگر مي‌شد و اين مسئله بعد از ظهور اسلام يكي از موانع اصلي پيشرفت اسلام در شبه جزيره عربستان بود.
    نقش سياسي بني‌اسد در صدر اسلام
    يكي از بزرگ‌ترين حوادث در طول تاريخ بشريت، ظهور پيغمبران و رسولاني است كه براي هدايت بشر ظهور كرده‌اند. دين اسلام و حضرت محمد يكي از بزرگ‌ترين پيامبران طول تاريخ بشريت است كه با آيين اسلام و تبليغ آن تأثيري شگرف بر بشريت گذاشت.  پيامبر اسلام كه در سال 570 در شبه جزيره عربستان متولد شد با آوردن آيين جديد و تبليغ آن، شبه جزيره عربستان را از انزواي تاريخي خود بيرون آورد و قبايلي را كه تا آن روز هميشه گرفتار جنگ‌هاي داخلي و درگيري براي غنايم و چراگاه بودند، به سوي هدفي خاص و ايدئولوژي خاصي كه همان ايدئولوژي اسلام است، راهنمايي كرد و اين قبايل توانستند در مسير حوادث جهان تأثير شگرفي بگذارند. پيامبر اسلام كه با آيين جديد توانست عرب جاهلي را از جهان محدود خود كه به قول بعضي از نويسندگان در سه چيز خلاصه مي‌شد (شير، شتر و شمشير) خارج كند. و اين بار، ديگر تنها دولت‌هاي بزرگ و امپراطوري‌هاي بزرگ نبودند كه مي‌توانستند سير تاريخ را عوض كنند، بلكه اين اعراب جاهلي بودند كه با پذيرش دين اسلام توانستند در سرنوشت ملت‌هاي ديگر تأثيرگذار باشند. پيامبر اسلام كه در ابتداي كار خود شروع به تبليغ دين جديد در ميان قبيله خود، قريش و شهر مكه كرد، به تدريج توانست قبايل ديگر را تحت تاثير قرار دهد. اين اقدام بيشتر بعد از هجرت پيامبر اسلام در سال 13 بعثت به مدينه انجام گرفت.
    با تحكيم پايه‌هاي حكومت اسلامي در مدينه، مسلمانان با انجام دادن سريه‌هايي در ميان قبايلي كه هنوز اسلام نياورده بودند، سعي بر آن داشتند كه قدرت نيروي اسلام را به آنان بنمايانند. در اين زمان اتحادهاي قبايلي بين قبيله‌هاي شبه جزيره عربستان رايج بود كه پيامبر، با فرستادن مبلغان سعي كرد اتحادي به نفع نيروي اسلام ايجاد كند. بيشتر گرايش اين قبايل به سوي مدينه و اسلام، بعد از شكست قريش در جنگ بدر بود كه اعراب پي به قدرت اسلام بردند. قبيله بني‌اسد جزء قبايلي بود كه تا آخرين لحظات حاضر به پذيرش اسلام نشد و تنها در سال نهم هجرت بودكه با شكست قطعي قريش و فتح مكه به دست نيروهاي اسلام به همراه ديگر قبايل عربستان مجبور به پذيرش اسلام شد. 
    در طول اين دوران، يعني از سال ورود پيامبر به مدينه تا سال نهم هجرت يا سال وفود، قبيله بني‌اسد از پذيرش اسلام خودداري كرد. هر چند اين موضوع دربارة همه طايفه‌ها و تيره‌هاي بني‌اسد صادق نيست، زيرا واقدي در كتاب المغازي وقتي درباره غزوه‌ها و سريه‌ها مطالبي يادآور مي‌شود، به كشته شدن افرادي از بني‌اسد كه جزء نيروهاي كفار بودند، اشاره مي‌كند و از سوي ديگر به شهادت رسيدن افراد مسلمان از بني‌اسد در همان غزوه اشاره دارد، به خصوص در غزوه‌هاي احد و بدر. 
    در سال چهارم هجرت به پيغمبر خبر رسيد كه طايفه بني‌اسد قصد حمله به مدينه را دارند و پيامبر، ابوسلمه مخزومي را با 150 نفر بر سر آنها فرستاد (اول محرم سال چهارم). و او به دستور پيامبر شب‌ها مي‌رفت و روزها پنهان مي‌شد تا به قطن  رسيد. بني‌اسد با آگاهي از حمله نيروهاي اسلام فرار کرده و ابوسلمه با غنيمت و اسير بازگشت.  اين اقدام بني‌اسد بازتابي بود از شكست نيروهاي اسلام در جنگ احد و پيروزي كفار كه قبايلي مانند بني‌اسد را به اقدام واداشت، زيرا آنها فكر مي‌كردند كه قدرت اسلام رو به افول است.
    در سال ششم هجرت عكاشة بن محصن مأمور شد كه با چهل مرد، طايفه بني‌اسد را در محل غمر فرو بگيرد، ولي تا به آنجا رسيد قوم گريخته بودند و مسلمانان با صد شتر غنيمت به مدينه بازگشتند. 
    بعد از فتح مكه و تسليم طائف و پيروزي مسلمانان در غزوه تبوك، نفوذ اسلام به همه جاي جزيرة‌العرب گسترده شد و از آن پس دائماً وفدهاي قبايل و امراي عرب به مدينه مي‌آمدند و به اسلام مشرف مي‌شدند. مردمان بني‌اسد نيز به مدينه آمدند و گفتند «ما بدون شمشير آمده‌ايم ما را باز مفرماي و از ما زكات مخواه، صدقه مستان». (گويا اين پيشنهاد هنگامي كه ابوبكر به خلافت رسيد دوباره مطرح شد، زيرا ابن‌كثير مي‌نويسد: «بني‌اسد، غطفان و طي با طليحه متحد شدند و وفدي به مدينه فرستادند كه نماز مي‌خوانند، ولي نمي‌خواهند زكات بدهند كه مورد قبول واقع نمي‌شود».  پس خداوند عزوجل اندرشأن ايشان آيه‌اي فرستاد و گفت: «يمنون عليك ان اسلموا قل لاتمنوا علي اسلامكم بل الله يمن عليكم ان هديكم لايمان ان كنتم صادقين»؛(حجرات: 17) گفت يا محمد، بر تو سپاس مي‌نهند كه مسلمان شوند بگوي ايشان را كه سپاس بر من منهيد از مسلمان شدن شما، سپاس خداي راست عزوجل كه شما را به مسلماني راه نمود».  با توجه به سير حوادث بعدي كه رخ مي‌دهد به اين موضوع يقين پيدا مي‌كنيم كه قبايلي چون بني‌اسد به اين دليل به اسلام روي آوردند كه ديدند قريش بزرگ‌ترين و گرامي‌ترين قبايل جزيرة‌العرب در برابر اسلام تسليم شد. بعد از اسلام آوردن بني‌اسد در اين زمان پيامبر، عدي بن حاتم را مسئول صدقه‌هاي بني‌اسد و طي كرد. 
    بعد از رحلت پيامبر اين قبايل به سرعت از اسلام برگشته و مرتد شدند. در سال يازدهم هجرت قبايل بني‌اسد، طي و غطفان، فزاره، هوازن و ثقيف همه مرتد شدند و بر طليحه گرد آمدند و كارداران همة قبيله‌ها باز به مدينه آمدند و كسي صدقات نداد.  طليحة بن خويلد از طايفه بني‌اسد در نجد ادعاي پيامبري كرد. جنگ مرتدان را، خصوصاً اين سه قبيله (اسد، ‌غطفان و فزاره) بر عهده داشتند.  مردم اسد در سميراء فراهم شدند و فزاره گروهي از غطفانيان در جنوب طيبه فراهم شدند.  در زماني كه ابوبكر لشكر اسامة بن زيد را كه به مرزهاي شام (موته) فرستاده بود برگشت، او با آسودگي خاطر از شمال عربستان، ‌خالد بن وليد را مأمور دفع طليحه كرد. در اين زمان، رئيس قبيله طي كه هم پيمان بني‌اسد بود به نام عدي بن حاتم، مسلمان باقي ماند و به ابوبكر و خالد در اين لشكركشي كمك كرد و طايفة خود را از طليحه جدا كرد و طليحه در درگيري با خالد و لشكر اسلام شكست خورد و نيروهاي بني‌اسد هنگام رويارويي با خالد به سختي شكست خوردند و تعدادي از نيروهاي بني‌اسد كشته شدند. طليحه به طرف شام فرار كرد و به بني‌جفنه پناهنده شد. خالد پس از اين پيروزي اسرايي از بني‌اسد، غطفان و فزار به مدينه فرستاد و ابوبكر اين اسرا را آزاد كرد. بعدها اين نيروها در زمان خليفه دوم در نبرد نهاوند كمك بزرگي به سپاه اسلام كردند. 
    بني‌اسد در دوران خلفاي راشدين 
    قبيله بني‌اسد در ماجراي ارتداد، مقابل حكومت اسلامي ايستاد و رهبر آنان طليحه به شام فرار كرد كه البته او به اسلام برمي‌گردد.  بر اساس سياست عمر، براي كنترل قبايلي كه در ارتداد بودند، نيروي نظامي آنها به سوي مرزهاي دو امپراطوري ساساني و بيزانس هدايت مي‌شد. قبيله بني‌اسد نيز نيز بعد از شكست، مشمول اين سياست شد و آنها همراه سعدبن ابي‌وقاص در جنگ قادسيه در سال 16ق شركت كردند. 
    موضوعي كه پرداختن به آن در اينجا لازم است رويكرد بني‌اسد در مورد خلافت ابوبكر است كه با توجه به اشاره‌هاي منابع، بني‌اسد از مخالفان انتخاب خليفه از طريق شوراي سقيفه بني‌ساعده بودند و از همان آغاز، حمايت خود را از امام علي‌ ابراز كرده و گرايش خود را به امام علي‌ نشان دادند. منابع تاريخي در خصوص دلايل اين گرايش، چيزي ننوشته‌اند. با توجه به اينكه قبيله بني‌اسد در فتوحات شركت داشت، بعد از پيروزي اعراب در جبهه بين‌النهرين ومرزهاي ساسانيان، در اين ناحيه ساكن شدند. منابع جغرافيايي درباره مكان اسكان آنان تا پيش از ايجاد شهر كوفه و بصره تا حدودي متفق‌القول‌ هستند. اصطخري جايگاه بني‌اسد را در عراق از قادسيه تا شقوق  در طول و در عرض تا نزديك صحراي سماوه  تا حد باديه بصره مي‌داند.  يعقوبي در البلدان منزلگاه‌هاي بني‌اسد را اين‌گونه ذكر مي‌كند:
    كسي كه مي‌خواهد از كوفه به حجاز برود، بر سمت قبله در منزل‌هايي آباد و آبخورهايي داير كه بزرگان بني‌هاشم را در آنها قصرهايي است بيرون رود. اول آن منازل، قادسيه است، سپس مغيثه، پس فرعاء، پس واقعه، پس عقبه، پس قاع سپس زباله و شقوق و بطان كه اين چهار محل ديار بني‌اسد است. 
    اين مسير بعدها مسير راه حجاج مي‌شود و در جهان اسلام اهميت تجاري و زيارتي پيدا مي‌كند. به تدريج كه از دوران آغازين فتوحات به اين سوي پيش مي‌آييم، طايفه بني‌اسد به داخل ايران نيز نفوذ مي‌كنند و در مناطقي چون خوزستان ساكن مي‌شوند و به‌طور كلي از نزديكي‌هاي قادسيه در ساحل، يسار (چپ) دجله تا جزيره بني‌دبيس و هويزه ايران و بعدها حتي در آبادان ساكن مي‌شوند.  بعدها وقتي شهر كوفه در زمان عمر خليفه دوم ساخته مي‌شود، گروهي از بني‌اسد در اين شهر ساكن مي‌شوند. شهر كوفه كه ابتدا با هدف پايگاه نظامي ايجاد شد، به تدريج گروه‌هاي قومي مختلفي را در خود جاي داد. قبايلي كه در كوفه ساكن شدند غالباً در گروه‌بندي‌هاي هفت‌گانه قرار داشتند كه براساس اعراب يمني و نزاري تقسيم‌بندي شده بودند. هر كدام در گروه خاص و محله خاص خود زندگي مي‌كردند. بني‌اسد برخلاف قبايلي مانند تميم و طي كه عشاير بودند يا مانند ايرانيان كه بيشتر اسكان يافته بودند، زندگي نيمه عشايري داشتند.  شهر كوفه به لحاظ بافت اجتماعي تركيبي از عناصر گوناگون و نامتجانس بود. 
    بني‌اسد و امام علي‌
    بني‌اسد در فتوحات شركت داشتند و زماني كه امام‌علي‌ كوفه را مركز خلافت انتخاب كرد، بني‌اسد نيز در تحولات اين دوران ايفاي نقش كرد. منابع تاريخي از حضور نيروهاي بني‌اسد در بين نيروهاي امام علي‌ در جنگ صفين خبر مي‌دهند.  علي‌، عبدالله بن عباس را در اين نبرد به سرداري قريش، بني‌اسد و كنانه تعيين مي‌كند.  نكته‌اي كه در اينجا بايد به آن اشاره كرد حضور نيروهاي بني‌اسد در بين نيروهاي معاويه است كه وجود اختلافات درون قبيله‌اي را تأييد مي‌كند. البته بايد اشاره كرد كه گروهي از بني‌اسد در آغاز فتوحات اسلامي در جبهه شام حضور داشتند. اين گزارش، اين فرضيه كه گروه مذكور را از بقاياي همان شاخه از بني‌اسد بد‌انيم، قوت مي‌بخشد. نيروهاي بني‌اسد كه در سپاه علي‌ بودند تا آخرين لحظات به آن حضرت وفادار بودند.  
    بني‌اسد و قيام كربلا 
    بعد از شهادت علي‌ و تسلط معاويه بر عراق، قبيله بني‌اسد ديگر آن تأثيرگذاري‌هاي سابق را كه در حكومت امام علي‌ داشت، از دست مي‌دهد. هرچند در بعضي مخالفت‌ها دخالت دارند و اين روند تا قيام كربلا ادامه دارد.
    امام حسين‌ كه بنا به دعوت رؤساي قبايل شيعه كوفه به عراق آمد و در آنجا با عهدشكني كوفيان روبه‌رو شد، قبيله بني‌اسد نيز عهدشكني كرد. البته اگرچه تمام اين قبيله عليه امام حسين‌ در كربلا اقدام نكردند، اما گروهي از آنان در لشكر عبيدالله بن زياد در دشت كربلا حضور داشتند.  دشت كربلا و چراگاه‌هاي اطراف كوفه جزء مراتع قبيله بني‌اسد بود. ابومخنف مي‌گويد:
    ابن زياد روي به حربن يزيد كرد، به او دستور داد كه راه امام حسين‌ را ببندد. امام حسين‌ در راه كوفه با عربي از قبيله بني‌اسد برخورد كرد و از او درباره اخبار كوفه سؤال كرد. پس او گفت: اي فرزند رسول خدا براستي قلب مردم با توست و شمشير ايشان عليه تو، پس برگرد و در آن هنگام امام را از قتل ابن‌عقيل و يارانش خبر دادند. 
    بعد از شهادت امام حسين‌ و يارانش در دشت كربلا، عمر سعد سرهاي شهدا را بين قبايل تقسيم كرد و گفت آنها را بر سر نيزه‌ها بزنند كه شش سر به بني‌اسد كه سردار ايشان هلال بن اعور بود، داده شد. 
    حادثه‌اي كه در قيام كربلا براي قبيله بني‌اسد اتفاق افتاد تدفين شهداي كربلا توسط گروهي از بني‌اسد بود. ماجرا اين گونه بود كه لشكر يزيد بعد از به شهادت رساندن همه ياران امام حسين‌ و خود ايشان، اجساد شهداي بي سر را در دشت كربلا رها كرد و در روز 11 محرم هنگامي كه نيروهاي اموي كربلا را ترك كردند مردم قبيله بني‌اسد از روستاي نزديك غاضريه به پايين آمدند و امام حسين‌ و يارانش را در همان مكاني كه شهيد شده بودند، دفن كردند.  اين اقدام مردم بني‌اسد باعث شد كه نام نيكي از آنان در تاريخ تشيع بماند و حتي براي آنان در آينده احترام و امتيازاتي داشته باشد. اسنادي موجود است كه اين را اثبات مي‌كند.
    در زمان حكومت آل‌بويه و فرمانروايي عضدالدوله ديلمي، عده‌اي از طايفه بني‌اسد از زمين‌هاي بين النهرين به سمت ايران كوچ مي‌كنند و چون در آن موقع پايتخت در سرزمين‌هاي شرقي مملكت قرار گرفته بود، اين طايفه در سيرجان ساكن مي‌شوند و هنوز نوادگان و بازماندگان آنان با نام‌هاي خانوادگي بني‌اسد، بني‌اسد آزادي، ‌عليزاده، ميرشاهي و عزت‌آبادي در اين ناحيه زندگي مي‌كنند. اسنادي در دست اين طايفه‌هاست كه از زمان صفويه تا اواخر قاجاريه از پرداخت ماليات و عوارض معاف بودند كه برخي از آن اسناد در سازمان اسناد ملي كرمان نگهداري مي‌شود، از جمله اينها سندي است كه به تاريخ 1004ق، يعني دوران صفويه به خط تعليق نوشته شده و با توجه به عمر طولاني سند، عبارتي‌هايي از آن پاك و مخدوش شده، اما عنوان كلي كه توسط يكي از حكّام صفوي صادر گرديده است مبني بر معافيت خاندان بني‌اسد مي‌باشد. در سند ديگري كه متعلق به همين دوران مي‌باشد، آمده است:
    «در اين وقت كه عمده قبايل و عشاير اميرمحمد و اميرنظر و اميرمحمدتقي، كلانتران اعراب بني‌اسد به درگاه جهان‌پناه آمده فرامين و احكام مطاعه سلاطين جنت مكين، خصوصاً سواد حكم نواب مالك رقاب، شاه طهماسب نورا ... مرقد در باب معافي اعراب مزبور» و بعد در اين سند به خدمت اجداد اين خاندان در تدفين اجساد مطهر شهداي كربلا اشاره شده و در انتهاي آن اين‌گونه آمده است: «بنابراين، مقرر فرموديم كه حكام و تيول‌داران و داروغگان و كلانتران و عمال خجسته عمال قلمرو همايون رقم اين عطيه را در دفاتر خلود ثبت و مرقوم كرده و به مستوفيان عظام مقرر فرموده‌ايم كه در تمشيت، تقويت، اعانت و رعايت طايفه بني‌اسد بدانند». و در پايان كساني كه به اين فرمان عمل نكنند تنبيه خواهند شد و ملعون به شمار مي‌آيند. آمده است در تاريخ سند سال 1130هـ .ق ذكر شده ودر تمام سند، مهر‌ها و امضاهايي از علما و مشاهير آن زمان مبني بر تأييد حكم شاه مشهود است. 
    بني‌اسد وحركت‌هاي شيعي پس از كربلا 
    بعد از ماجراي كربلا و به شهادت رسيدن امام حسين‌ و يارانش كنترل شديدي از طرف امويان بر كوفه انجام مي‌شد و به مخالفان حكومت اجازه تحرك و واكنش داده نمي‌شد. در اين ميان قبيله بني‌اسد به دليل طرف‌داري از علويان بيشتر تحت فشار بودند. البته با اقدامات مختار ثقفي كه با شعار انتقام‌خواهي و خو‌ن‌خواهي امام حسين‌ انجام گرفت، جوانان دلير و قوي پنجه بني‌اسد به كمك مختار آمده و او را ياري كردند.  بني‌اسد با اين اقدام به نوعي قصد جبران گذشته را داشت كه نتوانسته بود به دليل فشارهاي عبيدالله‌بن زياد به امام حسين‌ در كربلا ياري رساند. به هر حال بعد از ماجراي قيام مختار ما ديگر نامي از بني‌اسد در منابع تاريخ اين دوره نداريم و دليل اين انزواي سياسي قبيله بني‌اسد را بايد در روش سياسي مبارزه علويان جست‌وجو كرد.
    مي‌دانيم كه شيعيان بعد از ماجراي كربلا و قتل عام امام حسين‌ و يارانش، ديگر اقدامي براي حركت‌هاي نظامي نكردند. هرچند گروهي از شيعيان در قيام‌هايي، مانند توابين و مختار شركت نمودند، ولي سياست كلي تشيع در اين زمان تقيه بود و امامان هم از اين قيام‌ها چندان حمايتي نمي‌كردند و فقط گاهي آنان را تأييد مي‌كردند. بعد از ماجراي قيام مختار تا زمان قدرت‌يابي بني‌اسد در عراق و شهر حله ما در تواريخ اين زمان فقط به افراد و شخصيت‌هايي از بني‌اسد برمي‌خوريم كه از فعالان تشيع بودند. در قرن دوم در ميان پيروان امام باقر‌ ابوبصير ليث بختري مرادي به‌عنوان فقيه و محدث بزرگ شيعه به شهرت رسيد و نام آور شد. او مولايي از بني‌اسد بود. وي صحابي محبوب امام باقر‌ و سپس امام جعفرصادق‌ شد. از امام صادق‌ نقل شده است : ابوبصير، بريده، زراره و محمد بن مسلم، ميخ‌هاي خيمه عالم‌اند و اگر آنان نبودند احاديث نبوي از بين رفته بود. 
    در قرن سوم و در زماني كه غيبت صغرا فرا مي‌رسد يكي از نايبان امام مهدي‌عجل‌‌الله كه اولين آنها هم بود شخصي به نام ابوعمرو عثمان بن سعيد عمري از طايفه بني‌اسد بود كه او را الاسدي نيز مي‌خواندند. اين شخص توسط امام حسن عسگري‌ و امام هادي‌ به اين مقام رسيد. وي به‌منظور حفظ ظاهر، به شغل روغن‌كشي[روغن فروشي] پرداخت به همين سبب به مثمري نيز شهرت پيدا كرد.  با توجه به حوادثي كه در قرن‌هاي دوم و سوم در جهان اسلام به وقوع پيوست، به خصوص شورش‌ها و قيام‌هاي متعدد عليه خلافت عباسي، ما نشاني از بني‌اسد در اين جنبش‌ها، شورش‌ها و قيام‌ها نمي‌بينيم و احتمالاً بني‌اسد پيرو سياست تقيه شيعه و عدم رويارويي نظامي با نظام خلافت عباسي بودند. 
    در جمع‌بندي كلي درباره اوضاع سياسي ـ اجتماعي قبيله بني‌اسد در قرن‌هاي دوم و سوم تا ايجاد امارت بني‌مزيد حله، مي‌توان اين‌گونه گفت كه اين قبيله در اين دوران در حالتي از عدم تحرك سياسي و نظامي بود.  گروهي از آنها در شهر كوفه ساكن بودند و گروهي نيز تا قرن پنجم هنوز به صورت چادرنشيني زندگي مي‌‌كردند و ناحيه‌اي بين كوفه تا داخل خوزستان ايران را تحت سيطره زندگي عشايري داشتند. 
    نتيجه
    قبيله بني‌اسد يكي از قبايل نه چندان معروف شبه جزيره عربستان بود كه در طول تاريخ عصر جاهليت تنها در ماجراي سرنگوني حكومت بني‌كنده دخالت مؤثر داشتند. اين قبيله كه از هم پيمانان قريش در برابر اسلام بود تا سال نهم هجرت در برابر مسلمانان مقاومت نمودند. بعد از پذيرش اسلام به فاصله زماني اندكي به ارتداد كشيده شدند و با طليحة بن خويلد متحد گرديدند. اين اقدام آنان در راستاي ارتداد قبايل عربستان بود كه با حملة لشكري به فرماندهي خالد بن وليد به شكست انجاميد. بني‌اسد بعد از شكست در جريان فتوح شركت فعال داشتند و بعدها از حاميان امام علي ‌در امر خلافت گرديدند. با فتح سرزمين‌هاي بين‌النهرين، بني‌اسد در ناحيه اي واقع در نزديكي كوفه تا خوزستان ايران مستقر شدند و اين مناطق حوزه عشايري بني‌اسد گرديد. در ماجراي قيام كربلا هر چند كه بني‌اسد نتوانست اقدامي در حمايت از امام حسين‌ كند و حتي گروهي از آنان در لشكر عبيدالله بن زياد خدمت كردند، ولي اقدام شاخه‌اي از آنان در دفن شهداي كربلا نام نيكي از آنان در طول تاريخ تشيع به جا گذاشت. بعد از قيام كربلا حضور نيروهاي بني‌اسد در شورش‌ها و قيام‌هاي عليه حكومت امويان كم‌رنگ‌تر شد كه اين موضوع بازتابي از نگرش آنان به موضوع تقيه و پيروي از سياست امامان شيعه بود. بعدها با استفاده از شرايطي كه حكومت آل‌بويه در عراق و بين النهرين ايجاد نمود، قبيله بني‌اسد موفق شد امارتي را ايجاد كند كه درست در نزديكي مركز خلافت عباسي سني مذهب، يعني بغداد ايجاد شد.

     
     

    References: 
    • ابن الاثير، عزالدين ابي الحسن علي بن الكرم، كامل «تاريخ بزرگ اسلام و ايران» ، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران، شركت سهامي چاپ و انتشارات كتب ايران، بي تا.
    • ابن اعثم كوفي، محمدبن علي، الفتوح، ترجمه محمدبن احمد مستوفي هروي، مصحح غلامرضا طباطبايي مجد، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1372ش.
    • ابن سعد، محمد سعد، الطبقات الكبري، دارسته و تحقيق محمد عبدالقادر عطاء، (لبنان ـ بيروت، دارالكتب العلميه، 1990م ـ 1410ق).
    • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، العبر و ديوان المبتدا، جلد سوم، ترجمه عبدالمحمد آيتي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1366ش.
    • ابن كثير، ابي الفداء، حافظ، البدايه و النهايه في التاريخ، حققه و قواعد و علق حواشيه مكتب التراث، بيروت، دارالكتب العلميه، 1992م.
    • ابن هشام، زندگاني محمد، پيامبر اسلام (ترجمه سيره النبويه)، ترجمه سيدهاشم رسولي، تهران، انتشارات كتابفروشي اسلاميه، 1366ش.
    • اچ هارت، ميشل، تاثيرگذارترين‌هاي تاريخ، ترجمه محمدحسين آهويي، تهران، روزنه، 1378ش.
    • اصطخري، ابواسحق ابراهيم، مسالك و ممالك، به اهتمام ايرج افشار، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1368ش.
    • اصفهاني، ابي الفرج ، مقاتل الطالبيين، قم، ناشر مؤسسه دارالكتاب للطباعه النشر قم، 1385هـ .ق، 1965م.
    • بلعمي، ابوعلي، تاريخنامه طبري، به تصحيح محمد روشن، تهران، انتشارات روشن، 1374ش.
    • 11. بيات، عزيزاله، تاريخ ايران از ظهور اسلام تا ديالمه، تهران، انتشارات دانشگاه شهيدبهشتي، 1370ش.
    • 12. مسکويه، احمدبن‌محمد، تجارب الامم في اخبار ملوك العرب و العجم، به تصحيح رضا انزابي ن‍ژاد و يحيي كلانتري، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد ، 1373ش.
    • 13. جيهاني، ابوالقاسم بن احمد، اشكال العالم، ترجمه علي بن عبدالسلام كاتب، تهران، شركت به نشر، 1368ش.
    • 14. دهخدا، علي اكبر، لغت‌نامه، زيرنظر دكتر معين، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، دي‌ماه 1338ش.
    • 15. دينوري، ابوحنيفه احمدبن داود، اخبار الطوال، ترجمه صادق نشات، تهران، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1346ش.
    • 16. زرين كوب، عبدالحسين، تاريخ ايران بعد از اسلام، تهران، انتشارات اميركبير، 1373ش.
    • 17. زيدان، جرجي، ‌تاريخ تمدن اسلام، ترجمه علي جواهركلام، تهران، مؤسسه انتشارات اميركبير، 1369ش.
    • 18. طبري، ابوجعفر محمدبن جرير، تاريخ طبري «تاريخ الرسل و الملوك»، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، بي‌جا، انتشارات اساطير، 1373 ش.
    • 19. عباسي، احمد، قيام زنگيان، ترجمه كريم زماني، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1359ش.
    • 20. الفاخوري، حنا، تاريخ ادبيات عرب، ترجمه عبدالمحمد آيتي، تهران، انتشارات توس، 1368ش.
    • 21. فياض، علي اكبر، تاريخ اسلام، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1376ش.
    • 22. قلقشندي، ابي العباس احمدبن علي، نهايه الارب في معرفه الانساب العرب، تحقيق ابراهيم الابياري، بيروت، دارالكتب البناني، 1991م.
    • 23. كحاله، عمررضا، معجم القبايل العرب، بيروت، مؤسسه الرساله، 1994م.
    • 24. گلاب زاده، سيدمحمدعلي، كرمان در گذر تاريخ، كرمان ، مركز كرمان‌شناسي، 1381ش.
    • 25. لين پل. استانلي، طبقات سلاطين اسلام، ترجمه عباس اقبال، تهران، كتابخانه مهر، 1312ش.
    • 26. محمدجعفري، سيدحسين، تشيع در مسير تاريخ، ترجمه سيدمحمدتقي آيت‌اللهي، (تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1374ش.
    • 27. مسعودي، ابوالحسن علي بن حسين، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، بنگاه نشر و ترجمه، 1374ش.
    • 28. مشكور، محمدجواد، ترجمه فرق الشيعه نوبختي، تهران، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1353ش.
    • 29. ميرخواند، محمدبن خاوند شاه بلخي، تاريخ روضه الصفا، تهران، انتشارات خيام، بي تا.
    • 30. منقري، نصربن مزاحم، پيكار صفين، ترجمه پرويز اتابكي، به تصحيح عبدالسلام محمد هارون، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1366ش.
    • 31. نجيب بكران، محمد، جهان نامه، به كوشش محمدامين رياحي، تهران، انتشارات ابن سينا، بي‌تا).
    • 32. واقد، محمد بن عمر، كتاب الرده، تحقيق الدكتور يحيي الجبوري، لبنان ـ بيروت، دارالمغرب الاسلامي، 1990م.
    • 33. واقدي، محمد بن عمر، مغازي، ترجمه محمود مهدوي دامغاني، تهران، انتشارات مركز نشر دانشگاهي، 1362 ـ 1361ش.
    • 34. يعقوبي، احمد بن واضح، البلدان، ترجمه محمدابراهيم آيتي، تهران، بنگاه نشر و ترجمه كتاب، 1356ش.
    • 35. يعقوبي، احمد بن واضح، تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1342ش.
    • 36. جيهاني، ابوالقاسم بن احمد، اشکال العالم، ترجمه علي بن‌عبدالسلام کاتب، حواشي و تصحيح فيروز منصوري، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، 1368ش، ص49.
    • 36. H.A.R. Gibb and other,the encyclopedia of islam, volume I, new edition, A ـ B, leiden E.j.BRill. 1986. PP 321 ـ 1359.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مؤمنی، محسن، زارعی مهروز، عباس.(1389) تحولات قبیله بنی‌اسد پیش از امارت. ، 7(2)، 125-142

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محسن مؤمنی؛ عباس زارعی مهروز."تحولات قبیله بنی‌اسد پیش از امارت". ، 7، 2، 1389، 125-142

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مؤمنی، محسن، زارعی مهروز، عباس.(1389) 'تحولات قبیله بنی‌اسد پیش از امارت'، ، 7(2), pp. 125-142

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مؤمنی، محسن، زارعی مهروز، عباس. تحولات قبیله بنی‌اسد پیش از امارت. ، 7, 1389؛ 7(2): 125-142