شناخت كتاب «تاريخ بلعمى‌» نگاشته‌: ابوعلى محمد بلعمي / حامد منتظرى‌مقدم‌

شناخت كتاب «تاريخ بلعمى‌»

حامد منتظرى مقدم‌1

سرآغاز

«ابوعلى محمد بلعمى‌» در سال 352 ق «تاريخ طبرى‌» را از تازى به پارسى برگرداند واثرى بر جاى گذارد كه امروزه با نام «تاريخ بلعمى‌» شناخته مى‌شود.

كتاب تاريخ بلعمى گرچه يك ترجمه است و از اين نظر، ارتباطى تنگاتنگ با متن‌اصلى (تاريخ طبرى‌) دارد، اما خود، يك منبع تاريخى كهن مى‌باشد كه تنها با نيم قرن‌فاصله‌، پس از اصل‌ِ آن نگارش يافته است‌. به ويژه آن كه با نوآورى و ابتكار در پرداخت‌حوادث تاريخى‌، چهره‌اى ديگرسان از تاريخ‌نگارى در قرون نخستين پس از اسلام‌نمايانده است‌.

تاكنون تاريخ بلعمى به عنوان يكى از نخستين «نثر»هاى به جاى مانده فارسى‌،پرآوازه بوده است‌، اما پژوهش حاضر بر آن است كه اين اثر را به عنوان يك «منبع‌تاريخى‌» مورد شناسايى قرار دهد.

در اين پژوهش‌، ابتدا كتاب تاريخ بلعمى ـ به خودي‌ِ خود ـ معرفى مى‌شود، سپس درمقايسه با اصل (تاريخ طبرى‌)، به طور اجمالى ارزيابى مى‌گردد تا با شناخت تفاوت‌هاى‌موجود، بتوان به كفايت‌ها و كاستى‌هاى آفريده بلعمى پى برد.

البته در اين جا، غرض از مقايسه ترجمه با اصل‌، آن نيست كه اثر بلعمى را براساس‌معيارهاى امروزين فن «ترجمه‌» مورد سنجش قرار دهيم و آن را ترجمه‌اى ضعيف ـ و ياقوى ـ به شمار آوريم‌؛ زيرا تاريخ بلعمى‌، با آن كه بنابر تحقيق انجام شده‌، يك ترجمه‌كاملاً «آزاد» است‌، اما از آن رو كه قدمتى تقريباً هم‌پايه با اصل (تاريخ طبرى‌) دارد،هم‌چنان يك منبع تاريخى اصيل خواهد بود كه هرگز نمى‌توان از گزارش‌هاى آن‌چشم‌پوشى كرد.

افزون بر اين‌، تاريخ بلعمى كهن‌ترين اثر تاريخى ترجمه شده از تازى به پارسى است‌.پس از آن‌، پارسى نگاران بسيارى به ترجمه آثار تاريخى عربى پرداخته‌اند كه شناسايى‌مجموعه آن آثار، مى‌تواند پژوهشى بس ارزشمند را سامان بخشد و معلوم سازد كه اين‌آثار ترجمه‌اى از چه معيارهاى نانوشته‌اى پيروى كرده و اساساً چه سير تحولى را پيموده‌است‌؛ سيرى كه تاريخ بلعمى در نقطه آغازين آن بوده است‌.

روش تحقيق و كليات آن‌: پژوهش حاضر درباره «تاريخ بلعمى‌»، خود نوعى‌كتاب‌شناسى است كه براساس «روش تحقيق در تاريخ‌» انجام مى‌شود و مشتمل بر دوبخش است‌: «شناخت از برون‌» و «شناخت از درون‌». در اين پژوهش‌، ابتدا در «شناخت‌از برون‌»، مباحثى درباره كتاب تاريخ بلعمى و نگارنده آن ارايه مى‌گردد. سپس در«شناخت از درون‌» سبك نگارش و شيوه بلعمى در كار ترجمه شناسايى مى‌شود و نيزچند قطعه از متن تاريخ بلعمى ـ به عنوان ترجمه ـ با اصل (تاريخ طبرى‌) مقايسه وارزيابى مى‌گردد.

بخش اول‌: «شناخت از برون‌»

1. ابوعلى بلعمى و ترجمه تاريخ طبرى‌

ابوعلى‌، محمد بن محمد معروف به «بلعمى‌»، در سال 352 ق بنا به فرمان امير ابوصالح‌منصور بن نوح سامانى كتاب «تاريخ طبرى‌» را از عربى به فارسى ترجمه كرد.

در قرون نخستين پس از اسلام‌، اميران سامانى در نگاه داشت زبان فارسى بسياراهتمام ورزيدند.2 از اين رهگذر در نيمه قرن چهارم هجرى‌،3 «تفسير»4 و نيز «تاريخ‌ِ»طبرى به فارسى ترجمه شد كه اين دو ترجمه از ذخاير گران‌بهاى نثر فارسى‌اند كه‌خوشبختانه دست حادثه آنها را از ميان نبرده است‌.

زمان ترجمه‌: در هيچ جايى از كتاب تاريخ بلعمى‌، زمان نگارش آن مشخص نشده‌است‌. با وجود اين‌، در كتاب «مجمل التواريخ و القصص‌» كه نويسنده آن نامعلوم است ودر حدود سال 520 ق نگارش يافته‌، در جايى با اشاره به ترجمه بلعمى از تاريخ طبرى‌،چنين مذكور است‌: «اندر نقل كتاب تواريخ محمد بن‌جرير الطبرى رحمة‌اللَّه عليه كه ازتازى به پارسى كردست ابوعلى محمد بن محمد الوزير الحشمى [كذا ]بفرمان اميرمنصور بن نوح السامانى كه بر زبان ابى‌الحسن الفايق الخاصه‌، پيغام فرستاد در سنه اثنى وخمسين و ثلاثمائه‌».5 بر اين اساس‌، سال 352 ق را سال «آغاز» ترجمه تاريخ طبرى‌دانسته‌اند.6

البته محمدجواد مشكور در تصحيح «ترجمه تاريخ طبرى‌» گويا نسخه‌اى از كتاب دراختيار داشته كه مشتمل بر حوادث تاريخى تا سال 355 ق بوده است‌. بدين لحاظ‌، اومحدوده زمانى «352ـ355 ق‌» را محدوده آغاز و انجام‌ِ كار ترجمه دانسته است‌.7 اماچنان نسخه‌اى در دسترس ما نيست و ما چاپ كامل كتاب تاريخ بلعمى را به تصحيح‌محمد