سخن آغازين

لزوم تأسيس گرايش هاى تخصصى در حوزه مطالعات تاريخى

علوم مختلف و شاخه ها و گرايش هاى گوناگون در يك رشته علمى، مرتبط با يكديگرند، به گونه اى كه مسائل بعضى علوم، نقش تمهيدى و مقدِّمى براى بعضى ديگر دارند. در علم تاريخ نيز اين حقيقت حاكم است. امروزه مطالعات تاريخى در حوزه ها و محورهاى گوناگونى در حال انجام است; از تاريخ انبيا و امت هاى آنان گرفته، تا عصر جاهلى; و از ظهور اسلام تا رحلت نبوى; سپس در چندين شاخه هم چون تاريخ خلفا، تاريخ ائمه(عليهم السلام)، تاريخ تشيع، تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامى، تاريخ دولت هاى اسلامى، تاريخ دولت هاى شيعى، تاريخ تحولات اجتماعى، سياسى و فكرى در ادوار مختلف اسلامى، تاريخ گسترش اسلام در مناطق مختلف جهان هم چون خاورميانه، خاور دور، آسيا، شبه قاره، آفريقا به ويژه شمال آن، اروپا و آمريكا. تاريخ تشيع نيز در چند شاخه تاريخ عمومى تشيع، تاريخ تشيع در ايران، و تاريخ تشيع در كشورهاى مختلف جهان; چنان كه تاريخ ايران نيز از ايران باستان را تا ايران عصر اسلامى، و تا ايران در دوره معاصر شامل مى شود. در تاريخ جهان نيز علاوه بر توجه به تاريخ كشورهاى مختلف، توجه ويژه اى به تاريخ يونان و روم باستان، و سپس تاريخ اروپا تا عصر رنسانس، وسپس تا قرن حاضر صورت مى گيرد; و علاوه بر آنچه گذشت، محورهاى ديگرى را نيز مى توان به عنوان حوزه هاى مورد مطالعه توسط پژوهش گران تاريخ در عصر حاضر معرفى كرد.

اما با وجود محورهاى مطالعاتى ياد شده در حوزه تاريخ، رشته هاى تخصصى و گرايش هاى ويژه در دوره هاى مختلف آموزشى و پژوهشى تاريخى آنسان كه پاسخ گوى نيازهاى موجود باشد، پديد نيامده است; گو اين كه اخيراً حركت هاى محدودى به اين سو آغاز شده كه به عنوان نمونه، مى توان به تصويب و تأسيس گرايش تاريخ تشيع در برخى مراكز دانشگاهى و حوزوى اشاره كرد.

اما به نظر مى رسد كه در مواردى، وجود نگرش هاى تنگ نظرانه و نادرست نسبت به برخى محورهاى مطالعاتى تاريخى ـ هم چون محور تاريخ ائمه(عليهم السلام) ـ و خارج دانستن آن از مقولات قابل تحقيق در تحقيقات آكادميك تاريخى، زمينه طرح چنين رشته يا گرايشى را تا به حال اصلاً فراهم نياورده است. شايد غفلت يا تغافل از معرفى منابع مربوط به تاريخ ائمه(عليهم السلام) در برخى منابع مربوط به سير تاريخ نگارى اسلامى، ناشى از همين نوع نگرش باشد!1

مطالعات تخصصى در حوزه اى خاصّ، ضرورتى است كه اهميت انكار ناپذيرى دارد; جداى از پشتوانه عقلى اين مسأله، سيره معصومان(عليهم السلام) نيز مؤيِّد و گواه بر اهميت آن است. به عنوان نمونه، مى توان به روايت جالب كلينى و كشّى به نقل از هشام بن سالم درباره مردى از اهالى شام اشاره كرد كه به محضر امام صادق(عليه السلام) تشرّف يافته و درخواست مناظره در زمينه علم «كلام» نمود، و آن حضرت نيز وى را به مؤمن الطاق معرفى نمودند، چنان كه وى را در زمينه مباحث خاصى چون «استطاعت» به طيّار، «توحيد» به هشام بن سالم، و «امامت» به هشام بن حكم، احاله فرمودند و در نهايت خود به قضاوت و جمع بندى مناظرات پرداختند2. اين روايت، صرف نظر از پيام جالبى كه در زمينه حركت امام صادق(عليه السلام)در راستاى تربيت شاگردان متخصص در حوزه هاى گوناگون علمى دارد، گوياى اين حقيقت نيز هست كه چه بسا در موضوعى خاص از يك رشته علمى، مى بايست افراد صاحب نظرى وجود داشته باشند.

از اين رو با تمسك به اين سيره، زمينه هاى تأسيس رشته ها و گرايش هاى خاصى در دوره هاى آموزشى و پژوهشى تاريخ را مى توان مهيّا كرد; گرچه با توجه به سخنى كه در آغاز گذشت، با وجود ارتباط بين مباحث مختلف تاريخى، اطلاعات كلى از ديگر محورهاى مطالعات تاريخى نيز براى پژوهش گر در يك حوزه خاص، مفيد و گاه ضرورى است.

با توجه به آنچه گذشت، به نظر مى رسد جاى رشته ها و گرايش هاى ياد شده در زير، در دوره هاى آموزشى و پژوهشى تاريخ خالى است و جا دارد مراكز تخصصى تاريخ، نسبت به تعريف، تدوين عناوين و سرفصل دروس، و تصويب اين رشته ها و گرايش ها، حركت مطلوبى را به انجام رسانند.

1 ـ تاريخ انبياء

2 ـ تاريخ جهان در آستانه ظهور اسلام (با تأكيد بر ابعاد فرهنگى و اجتماعى)

3 ـ تاريخ ائمه(عليهم السلام)

4 ـ تاريخ تشيع; با گرايش هاى: الف) تاريخ عمومى شيعه ب) تاريخ تشيع در جهان (به ويژه ايران).

5 ـ تاريخ تحولات سياسى و اجتماعى مسلمانان تا پايان عباسيان

6 ـ تاريخ دولت هاى اسلامى و شيعى

7 ـ تاريخ گسترش اسلام در جهان (تاريخ اسلام در كشورهاى اسلامى)

8 ـ تاريخ تحولات فكرى، فرهنگى و تمدنى مسلمانان

9 ـ تاريخ معاصر ايران; با دو گرايش: الف) تاريخ مشروطه و تحولات سياسى ـ اجتماعى در عصر نوگرايى در ايران، ب) تاريخ معاصر ايران در عصر پهلوى تا انقلاب اسلامى.

10 ـ تاريخ روابط غرب و شرق با تكيه بر تاريخ استعمار

البته برخى از محورهاى ياد شده را مى توان در قالب دوره هاى كارشناسى و برخى ديگر را در قالب گرايش هاى مقطع كارشناسى ارشد و دكترى عرضه كرد.

گروه پژوهشى تاريخ


1. ر. ك: تاريخ نگارى در اسلام، هادى عالم زاده و سيد صادق سجادى.

2. محمد يعقوب كلينى، الكافى، تحقيق على اكبر غفارى، تهران، دار الكتب الاسلامية، 1388 ق، ج 1، ص 171، ح 4 / محمد بن الحسن الطوسى، اختيار معرفة الرجال، تصحيح حسن مصطفوى، مشهد، دانشكده الهيات، 1348 ش، ص 275، ح 494.