مغازى موسى بن عقبه / حسين مرادى نسب

مغازى موسى بن عقبه (پيش گام در سيره نگارى) بخش دوّم

حسين مرادى نسب

اشاره

نوشتار حاضر بخش دوّم از مقاله «مغازى موسى بن عقبه، پيش گام در سيره نگارى» است.

در بخش اول كه در شماره پيشين به چاپ رسيد به شناخت و معرفى شخصيت علمى، آثار، جايگاه و روش تاريخ نگارى موسى بن عقبه و تأثير پذيرى او از راويان سيره پرداخته شد.

در اين بخش به تأثيرگذارى مغازى موسى بن عقبه بر آثار سيره نويسان بعدى و گزارش هاى او درباره حضور صحابه در هجرت به حبشه و مدينه و پيمان عقبه و شركت در غزوات مى پردازيم.

مغازى ابن عُقْبَه، منبعى براى ديگران

در اين بخش مؤلفهايى را كه در تأليف هايشان از كتاب موسى بن عقبه و روايات او استفاده كرده اند در چند قسمت يادآور مى شويم.

1. كتاب هاى سيره و مغازى،

2. تواريخ عمومى،

3. تواريخ محلى،

4. كتاب هاى تراجم.

الف: روايات موسى بن عقبه در كتاب هاى سيره و مغازى

المغازى، واقدى (م. 207 ق) وى در سال 130 هجرى در مدينه ديده به جهان گشود.844 واقدى حدود پنجاه سال از عمر خود را در راه تحصيل علم سپرى كرد. او نزد مشايخ بزرگ آن عصر مانند: مالك بن انس و مَعمَر بن راشد و أبو مَعشَر،... شاگردى كرد845 و از آنان بهره علمى برد تا اينكه خود محدّث و مورخى مشهور شد. وى در زمينه فقه، حديث، سيره و مغازى تأليف هايى دارد كه ابن نديم از آن ها ياد كرده است.846

هورويتز نيز گفته است: واقدى استاد ابن سعد، روايات گوناگونى را از كتاب موسى بن عقبه اخذ كرده; در حالى كه در كتاب مغازى اش، به جز موارد نادر، نام او را نياورده است.847واقدى از طريق اسماعيل بن ابراهيم بن عقبه و ابن أبى سبرة، از موسى بن عقبه، پنج روايت نقل كرده كه مطالب آن عبارتند از: اطعام كننده در غزوه بدر; امان دادن ابوذر به حُوَيطب بن عبدالعُزى بعد از فتح مكه، اسلام آوردن زنان در روز فتح مكه و بيعت با حضرت، سخن ابوبكر در غزوه حنين در باره كثرت لشكر اسلام و غلبه كردن بر دشمن; غزوه أُكيدر بن عبدالملك در دَوْمَة الجندل. كه يك متن را از چند سند فراهم آورده است.

نقل اين گونه گزارش ها، نشانه وجود كتاب مغازى موسى در دست واقدى است. همچنين احسان عباس مى گويد: واقدى بر مغازى موسى بن عقبه و مغازى ابن اسحاق زياد اعتماد كرده; بدون آنكه اشاره كند.848

دلائل النبوة، بيهقى (م. 458 ق) وى در سال 381 هجرى در يكى از دهات بيهق به دنيا آمد و در نيشابور در سال 458 هجرى درگذشت.849 مشهورترين آثار او را مى توان السنن الكبرى و دلائل النبوة ذكر كرد.

محقق دلائل النبوة در مقدمه آن گويد: اعتماد بيهقى اساساً بر كتاب صحيح مسلم و كتاب صحيح بخارى بوده و از مستدرك حاكم نيز مطالبى را آورده است، هم چنين مطالب سيره را كه به دست ما نرسيده، از مغازى موسى بن عقبه ذكر كرده است.

دقّت بيهقى در نقل اخبار از جهت صحت، تهذيب و ترتيب مطالب، سبب شده تا كتابش به عنوان منبعى قابل استناد مورد اعتماد مورخان بعد از وى قرار گيرد.850

بيهقى روايات و اخبار موسى بن عُقبه را در بخش هاى زيادى از سيره رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با عباراتى مانند: و ذكرنا عن مغازى موسى بن عُقبه يا ... فى كتاب المغازى و يا هذا لفظ حديث موسى بن عقبه، فذكر قصة بدر بمعنى ما ذكر موسى بن عُقبه، و قد ذكر نا قصه أحد عن مغازى موسى بن عُقبه ياد كرده است.

وى در دلائل النبوة سلسله اسناد خود و طرقِ روايات به موسى بن عقبه را يادآور شده است. بنابراين، بيهقى عمده مطالب مغازى موسى بن عقبه را در كتابش آورده است.

الدرر فى اختصار المغازى و السير، ابن عبدالبر (م. 463 ق) وى در اين كتاب، غزوات رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را به صورت خلاصه به نگارش در آورده و آن را الدرر ناميده است. وى در اين كتاب با گزينش اخبار، سيره و مغازى حضرت را بخوبى ارائه داده است. ابن عبدالبر اين كتاب را بر مبنا و سير تاريخى سيره ابن اسحاق تنظيم كرده است. مهم ترين منابع او در الدرر كتاب ابن اسحاق، و مغازى موسى بن عقبه است، اگرچه از كتاب هاى ديگر هم استفاده كرده است. ابن عبدالبر از موسى بن عقبه هفت روايت آورده كه عبارتند از: اوّل الناس إيماناً بالله و رسوله، ص 39; دخول بنى هاشم و... فى الشعب، ص 56 ـ 58; فى نقض الصحيفة، ص 59; ذكر من انصرف من أرض الحبشة إلى مكة، ص 61 و 62; فى تاريخ غزوة خيبر، ص 209; فى حصر حصون خيبر، ص 214; فى تقسيم غنائم خيبر، ص 216.

بروكِلمان، اين كتاب را تلخيص مغازى موسى بن عقبه دانسته است.851 اين سخن درست نيست; زيرا عبارت ابن عبدالبر در مقدمه الدرر حكايت از آن دارد كه از كتاب موسى بن عُقبه هم استفاده كرده است. عين عبارت چنين است: اختصرت ذلك من كتاب موسى بن عُقبة و كتاب ابن اسحاق برواية ابن هشام و غيره، و ربّما ذكرت فيه خبراً ليس منها و النسق كلّه على ما رسمه ابن اسحاق.

اين عبارت تصريح دارد كه از كتاب ابن عقبه استفاده كرده است; نه آنكه تمام الدرر از كتاب مغازى موسى بن عُقبه باشد. همين سخن بروكلمان براى محققانِ كتاب دلائل النبوة منشأ اشتباه شده و مطالب الدرر را تلخيص نظر موسى بن عقبه دانسته اند.852 و نيز ندوى اين مطلب را با يقال بيان كرده است.

بنابراين، مطالبى كه در دو كتاب الاستيعاب و الدرر از قول ابن عُقبه ذكر شده، حكايت از وجود كتاب موسى بن عُقبه نزد ابن عبدالبر دارد; به اضافه اينكه خود در آغاز كتاب الدرر به كتاب موسى بن عُقبه تصريح كرده است.

دكتر شوقى مقدمه مفصلى بر الدرر درباره ارزيابى كتاب و روش ابن عبدالبر نوشته است كه هركس بخواهد درباره اين كتاب مطلبى بداند بايد به اين مقدمه تحقيقى او مراجعه كند.

الإكتفا، كلاعى (م. 634 ق) وى در سال 565 هجرى در اندلس به دنيا آمد.853 او كتاب هايى در علوم گوناگون از جمله در سيره به نام الاكتفا نوشته است.854 وى در مقدمه كتاب گفته است: از مكتوبات سيره نويسان بزرگ مانند: «كتاب ابن اسحاق (كه عبدالملك بن هشام) آن را تهذيب و مختصر كرده و كتاب موسى بن عقبه كه مختصر بوده و نزد سيره نويسان مدح شده، استفاده كرده است و اين مكتوبات در تأليف كتابش نقش اساسى داشته اند». وى حدود سى و دو روايت از موسى بن عقبه، بيشتر با عبارت «ذكر ابن عقبة» ياد كرده است.

عيون الأثر، ابن سيد الناس (م.734 ق) وى در سال 661 هجرى در قاهره متولد شد. او در خانواده اى فرهنگى پرورش يافت. تلاش فراوان ايشان در كسب علم، او را در زمره محدثان بزرگ قرار داد. كتاب عيون الأثر از آثار مهم اوست.855

وى بخش هاى زيادى از سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) را از مغازى موسى بن عقبه آورده، و فوأد سزگين نيز آن را تاييد كرده و گفته است: ابن سيدالناس در عيون الأثر از طريق محمد بن فليح (م. 197 ق) از مغازى ابن عُقبه روايت نقل كرده است كرده.856

زادالمعاد، ابن قيم (م.751 ق) وى در سال 691 هجرى ديده به جهان گشود و در سال 751 هجرى در گذشت.

وى علوم گوناگونى مانند: نحو، تفسير، علم كلام و اصول را فرا گرفت. او در كتاب زاد المعاد در حدود هفده روايت در بخش سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) از موسى بن عقبه ذكر كرده است.

أحاديث منتخبة من مغازى بن عقبة، ابن قاضى شهبه (م. 789 ق) وى در سال 679 هجرى به دنيا آمد و سرانجام در دمشق درگذشت. ايشان از محدثان بزرگ عصر خود حديث شنيد. ابن قاضى شهبه، پس از تلاش فراوان در راه علم به تدريس پرداخت. او صاحب فتوا و نظر بود و مدتى نيز رياست قضاء را به عهده داشت. وى صاحب تأليف هايى در علوم بود.857

او بخشى از مغازى موسى بن عقبه را جمع آورى و تهذيب كرده كه زاخاؤ پس از تحقيق آن را با ترجمه آلمانى به چاپ رسانده است. شاخت هم اهميت اين قسمت را ياد آور شده است.858 ابن قاضى شهبه در كتاب خود حدود بيست روايت859 از مغازى موسى بن عقبه را در ده جزء آورده است860 كه ده روايت آن درباره سيره و بقيه درباره خلفا است.

امتاع الاسماع، مقريزى (م. 845 ق) وى در سال 776 هجرى در اطراف قاهره به دنيا آمد. او در خانواده اى فرهنگى رشد كرد. مقريزى به فراگيرى علوم گوناگون مشغول شد و پس از تدريس آن علوم، به تاليف آموخته هاى خود پرداخت. وى در زمينه هاى گوناگونى نگارش كرده است. ايشان در زمينه سيره نبوى كتاب امتاع الاسماع را نوشت. مقريزى در حدود هفتاد روايت به نقل از سيره نويسان از موسى بن عقبه نقل كرده است.

المَواهِبُ اللَدُنيّة بالمِنَح المحَمَديَّة، قسطلانى (م. 923 ق) وى در سال 851 هجرى در قاهره به دنيا آمد و در آنجا رشد كرد. او به حفظ قرآن روى آورد و توانست از عالمان بزرگ آن سامان حديث بشنود. وى پس از مدتى از محدثان مشهور عصر خود شد و كتابِ با ارزش و بى نظيرى در سيره، تأليف كرد كه ديگر مؤلفان بر آن شرح ها نوشته اند.861

وى در المواهب اللدنية از موسى بن عقبه بيست و چهار خبر آورده و چند خبر را كه سيره نويسان قبل از او ذكر نكرده اند، نقل كرده است. وى همچنين با عباراتى مانند: «كذلك عن موسى بن عُقبة فى المغازى»،862 «... و الذى فى مغازى موسى بن عُقبة من عدة طروق...»،863 و موارد ديگر از مغازى موسى بن عقبه ياد كرده است.

علامه زرقانى (م. 1112 ق) در «شرح على المواهب اللدنية» كه بيشتر از قسطلانى از موسى بن عقبه روايت نقل كرده است. وى مى نويسد: «لأنّ هذا من كلام موسى بن عُقبة...»،864 يا «... كما قاله أئمة المغازى موسى بن عُقبة و ابن اسحاق و أبومعشر و....»

سبل الهدى و الرشاد، صالحى (م. 942 ق) وى از شام به مصر آمد و در شمار محدثان معدود عصر خويش قرار گرفت، او كتاب السيرة الشامية را كه معروف به سبل الهدى و الرشاد است در سيره نوشت; ايشان براى تأليف اش از سيصد كتاب بهره برد. در پايان هر باب كلمه هاى مشكل و الفاظ غريب و ضبط بعضى از كلمات را شرح داده است.865

صالحى در كتابش هشتاد و پنج خبر از ابن عُقبه ياد كرده كه بيشتر مطالب را سيره نويسان پيش از او ذكر كرده اند. وى به وجود كتاب موسى بن عقبه تصريح كرده و گفته است: وَدَقَة بن إياس بن عَمرو الأنصارى فى بعض نُسَخ من كتاب موسى بن عقبة،866 و به جَزَمَ موسى بن عقبة فى مغازيه،867 و به جزم الزهرى كما فى مغازى موسى بن عُقبة. اين عبارت ها مى رساند كه مغازى موسى بن عقبه در دست او بوده، يا از مشايخ خود شنيده است.

تاريخ الخميس; دياربكرى (م. 966 ق) وى از مورخان قرن دهم هجرى بود، او مدتى قضاوت مكه را به عهده داشت. كتاب معروف او الخميس فى أحوال أنفس نفيس فى سيرة النبى مشهور به تاريخ الخميس است. تاريخ وفات او را سال هاى 966 يا 982 يا 990 هجرى دانسته اند.868 وى در تاريخ الخميس كوشيده تا ميان اقوال گوناگون، نقادى و ارزيابى درستى ارائه دهد;869 به عنوان نمونه مى نويسد: «... و لم يذكر ابن عقبة جعفر بن أبى طالب فى مثل هولاء القادمين على رسول الله(صلى الله عليه وآله) بخيبر من أرض الحبشة و هو أولهم و أفضلهم، و ما مثل جعفر يتخطّى ذكره، و من البعيد أن يغيب عن ابن عقبة، فالله أعلم بعذره».870

دياربكرى بيست و يك روايت از موسى بن عقبه آورده و در برخى موارد با ذكر ابن عقبة ياد كرده است. بعيد نيست كه وى آن را از استادان خود شنيده يا كتاب موسى بن عقبه را ديده است.

ب: روايات موسى بن عقبه در تواريخ محلى

تاريخ المدينة المنورة، ابن شَبّة (م. 262 ق) وى در سال 173 هجرى به دنيا آمد و در اواخر عمر خود به سُر من رأى رفت و همانجا به سال 262 هجرى درگذشت.871 او از مشايخ بسيارى حديث شنيد. وى تأليف هاى درباره تاريخ، ادب، لغت و اخبار دارد كه ابن نديم تأليف هايش را برشمرده است.872 مهم ترين اثر ارزشمند او، كتاب تاريخ المدينة المنورة است. وى از موسى بن عقبه در بخش سيره نُه روايت را كه بيشتر آنها از طريق ابراهيم بن منذر عن محمد بن فليح نقل شده، آورده است. مطالب او در بخش سيره عبارتند از:

1. مبارك بودن وادى عقيق;

2. خبر پيروزى مسلمانان در جنگ بنى مصطلق، و درگيرى جَهجَاه با جوان انصارى بر سر آب، خبر رساندن مرگ منافق به وسيله باد، گفتار شخص منافق در باره گم شدن شتر حضرت و استغفار او كه در يك روايت آورده شده است در حالى كه منابع ديگر برخى از اين مطالب را جداگانه ذكر كرده اند.

3. گزارش مختصرى از قتل كعب بن الأشرف.

4. قتل أبى رافع بن أبى الحقيق، و سؤال حضرت از كنانة بن أبى الربيع درباره گنج ابوالحقيق در يك روايت; در حالى كه منابع بعدى، اين دو مطلب را جداگانه ذكر كرده اند.

5. سريه عبدالله بن أنيس;

6. آمدن عروة بن مسعود و مسلمان شدن او;

7. گزارش مفصل از سريه نخلة يا سريه عبدالله بن جحش;

8. وفد ثقيف.

ابن شَبّه از ابن عُقبه در بخش خلفا نيز، هفت روايت ذكر كرده كه طرق سندهاى آنها به موسى بن عقبه، گوناگون است. مطالب آن در بخش خلفا عبارتند از:

الف. أوّل من سمى عمر، أميرالمؤمنين;

ب و ج. ضربت خوردن عُمر و درخواست از عثمان;

د. گزارش مفصل از جريان شورا.

هـ ، و، ز. در باره عثمان و محاصره او.

أخبار مكة فى قديم الدهر و حديثه، فاكهى (م. 272 ق به بعد) تولد وى را بين سال هاى 215 تا 220 هجرى گفته اند. وى نزد پدرش و عالمان شهر مكه كسب علم كرد. علاقه وافر او به تحصيل علم سبب شد تا به شهرهاى بغداد، كوفه و صنعا مسافرت كند و نزد مشايخ آن شهرها به فراگيرى علوم بپردازد.873

فاكهى با اَزرقى معاصر بود. مهم ترين اثر ارزشمند او اخبار مكه است كه فاسى درباره او گفته: كتاب اخبار مكه بسيار خوب است و فوايد زيادى در آن وجود دارد و ما را از كتاب ازرقى بى نياز كرده است.874

در اين كتاب نصوص فراوانى از كتاب هايى كه به دست ما نرسيده، يافت مى شود، به طور مثال، مى توان از كتاب عروة بن زبير و مغازى موسى بن عقبه نام برد. فاكهى از كتاب عروه پنج روايت، و از كتاب مغازى موسى بن عقبه، سيزده روايت آورده است.875 وى از قول ابن عقبه، بيعت كنندگان در عقبه را نيز يادآور شده است.876 به عنوان نمونه، وى از موسى بن عقبه عن ابن شهاب آورده است: «من بنى سلمة: البراء بن مَعْرور...، هو نقيبٌ و هو اوّل من أوصى بثلث ماله و هو ببلده; و عبدالله بن عَمرو بن حرام، و هو نقيبٌ...، بنى عمرو بن عوف، سعد بن خَيْثمة، نقيبٌ...، و من حلفائهم: معن بن عدى، عبدالله بن الربيع، عبدالله بن زيد،...»; وى هفتاد و دو تن از افرادى كه از قبايل گوناگون در عَقَبه حضور داشته اند ياد كرده است. به عنوان نمونه، وى از موسى بن عقبه از ابن شهاب آورده است: «من بنى سلمة، البراء بن معرور; هو نقيب، و هو اول من أوصى بثلث ماله و هو ببلده; و عبدالله بن عمرو بن حرام، و هو نقيب...; بنى عمرو بن عوف سعد بن حيثمة، نقيب...; و من حلفائهم: معن بن عدى، عبدالله بن الربيع، عبدالله بن زيد،....»

ج: روايات موسى بن عقبه در تواريخ عمومى

تاريخ يعقوبى، يعقوبى (م. 284 ق) وى از مورخان بزرگ شيعه، در عصر عباسى بود. او در دربار عباسى به شغل دبيرى اشتغال داشت و به عنوان كاتب عباسى شهرت يافت.877

تاريخ يعقوبى شامل، يك دوره عمومى قبل از اسلام و بعد از آن مى باشد كه جلد اوّل آن از آغاز آفرينش حضرت آدم(عليه السلام) تا دوران ظهور اسلام در بر مى گيرد، و جلد دوم نيز از تولد رسول خدا(صلى الله عليه وآله) تا حوادث سال 259 هجرى را به اختصار بيان كرده است. وى اسناد مطالب خود را نياورده; ولى در آغاز جلد دوم به طور خلاصه، برخى از منابع و سندهاى خود را ذكر كرده است. يعقوبى تصريح دارد كه، اخبارى را از موسى بن عُقبه از طريق محمد بن عمر واقدى آورده است.878 كتاب ابن عقبه از منابع اصلى يعقوبى در تدوين كتاب تاريخش بوده است.

تاريخ الام و الملوك، طبرى (م. 310 ق) وى در اواخر سال 224 هجرى در آمل به دنيا آمد و در سال 310 هجرى در بغداد درگذشت.879 او براى تحصيل علم به مسافرت پرداخت و از استادان بزرگ عصر خود در آن شهرها بهره برد. طبرى به تاريخ، تفسير و حديث بَسنده نكرد و به فراگيرى علوم ديگر، مانند: اخلاق، رياضيات و طب نيز پرداخت;880 حتى پايه گذار مذهب فقهى شد و پيروانى نيز پيدا كرد.881

عظمت كار طبرى در عرصه تاريخ نويسى، مورخان را بر آن داشت كه كار او را تكميل كنند و عريب بن سعد قرطبى و محمد بن عبدالملك همدانى بر كتاب او تكلمه نوشته اند.

محمد ابوالفضل ابراهيم، در مقدمه كتاب كه منابع طبرى را يادآور شده، نوشته است كه طبرى هر علمى را از متخصص آن دريافت كرده، به طور مثال: از مجاهد و عكرمه، قرآن و تفسير را به نقل از ابن عباس، و از ابان بن عثمان، عروة بن زبير، شرحبيل بن سعد، موسى بن عقبه و ابن اسحاق، سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نقل كرده است.882

جواد على در كتابى تحت عنوان موارد تاريخ الطبرى منابع طبرى را آورده است. وى مى نويسد: «طبرى براى نقل اخبار، شيوه روايى را برگزيده كه در اين شيوه نيازى به آوردن نام كتاب نبوده; بلكه به جاى كتاب، نام راوى را ذكر كرده است».883 گفته شده كه، سيف بن عمر تميمى884 از مورخان مشهور، علم خود را از سيره نويسانى مانند: هشام بن عروه و موسى بن عُقبه و كلبى گرفته885 كه اين مطلب احتياج به تحقيق دارد. گرچه برخى از مورخان گفته اند: سيف مورخ است نه محدث.

عبدالعزيز عبدالغنى مى گويد: «طبرى بسيارى از مطالب سيره را از موسى[بن عقبه] اخذ و حوادثى را كه در عهد خلفاى نخست و اوايل اموى ها افتاده، از او اقتباس كرده است».886اين سخن درست نيست; زيرا در پى بررسى هايى در تاريخ طبرى، وى از موسى بن عقبه روايات اندكى را نقل كرده است.

طبرى از موسى بن عقبه در حدود هفده روايت نقل كرده كه سه مورد درباره سيره و بقيه مربوط به خلفا است.

تاريخ الإسلام، ذهبى (م. 748 ق) وى در سال 673 هجرى در دمشق به دنياآمد. وى به شهرهاى گوناگون سفر كرد و از عالمان آن شهرها بهره علمى برد و توانست تأليف هايى در علوم گوناگون داشته باشد. ارزشمندترين اثر او در تاريخ، كتاب تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الأعلام مى باشد. قابل ذكر است كه كتاب وى به غير از سه جلد اول، بر مبناى حوادث نوشته شده است و به شرح حال صحابه و تابعين و...پرداخته است.

ذهبى در مقدمه كتابش مى نويسد: براى تأليف اين كتاب، كتاب هاى فراوانى را مطالعه كرده ام و مهم ترين كتاب هايى را كه در اين اثر از آنها بهره برده، يادآور شده است.887 وى در كتابش سلسله اسناد را نيز ذكر كرده و در برخى موارد نام كتاب را آورده است.

ذهبى در كتاب تاريخ الاسلام بخشِ سيره و مغازى، حدود شصت و چهار روايت از حوادث صدر اسلام را به نقل از موسى بن عقبه يادآور شده است. در برخى موارد به كتاب تصريح كرده و گفته است: «و فى مغازى موسى بن عُقبة...»،888 و در بعضى از جاها قول موسى بن عُقبه را مانند مغازى عروه دانستهو آن را تقويت كرده است; و قال موسى بن عُقبة، و هو فى مغازى عروة.889

هم چنين وى تصريح كرده كه مغازى موسى بن عُقبه در يك مجلد كوچك بوده و آن را شنيده كه بيشتر مطالبش صحيح است.890 محقق تاريخ الإسلام كه از نسخه حيدر آباد استفاده كرده، با علامت اختصار حرف «ح» در پاورقى كتاب نوشته است: هامش ح هذه القصة فى مغازى ابن عقبة فى اثنتى عشر ورقة مسطرة ستة عشر، كذا بخط الذهبى891، و يا آورده «و قال موسى بن عُقبة: و جميع من استشهد من المسلمين، من قريش و الأنصار تسعة [أو سبعة ]و أربعون رجلاً»،892 يا گفته «زيادة من نسخة ع و فى هامش الأصل: ن سبعة، أى فى نسخة»

عبارت هاى پيشين بر وجود كتاب مغازى موسى بن عُقبه نزد ذهبى دلالت دارد كه در كتابش به حسب نياز از قول موسى بن عقبه استفاده كرده است.

البداية و النهاية، ابن كثير، (م. 774 ق) وى در سال 701 هجرى در دمشق يا در نواحى آن به دنيا آمد. او براى تحصيل علوم به مراكز علمى و فرهنگى شهرهايى مانند: مصر و شامات بار سفر بسته، از عالمان آن سامان حديث شنيد. ابن كثير در علوم گوناگون از جمله تاريخ، كتابى به نام البداية و النهاية دارد كه مشتمل بر يك دوره تاريخ عمومى مربوط به پيش از اسلام و بعد از آن مى باشد.

وى در اين كتاب، از آثار مكتوب گذشتگان بهره برده و از آنها ياد كرده است; به طور مثال: از مغازى عروه، سيره زهرى، مغازى ابن عقبه، مغازى ابن عائذ، مغازى سعيد بن يحيى اموى، مغازى ابن اسحاق و...نام برده است.

ابن كثير در سيره روايات موسى بن عقبه را در كنار اخبار ابن اسحاق آورده، كه به نمونه هايى از آن اشاره مى شود: هذا يوافق ما ذكر موسى بن عُقبه فى مغازيه;893 هذا هو اختيار موسى بن عقبه و الواقدى و البيهقى.894

وى بخش مهمى از كتاب موسى بن عُقبه را براى ما، در كتابش حفظ كرده است. احتمال اينكه كتاب موسى بن عقبه را از استادش ذهبى شنيده (نزد وى خوانده)، مى تواند تأكيدى باشد بر اينكه ابن كثير بدون واسطه از آن كتاب بهره برده است; زيرا در نقل از مغازى موسى بن عقبه تعبيرهايى از اين قبيل و قد أورد موسى بن عُقبة فى مغازيه;895 قال موسى بن عُقبة فى مغازيه عن الزهرى;896 و قد ذكر موسى بن عُقبة فى مغازيه897 دارد.

ابن كثير در كتاب تاريخش به مغازى موسى بن عقبه توجه بيشترى دارد; زيرا روايات موسى بن عُقبه را به صورت منظم در كنار روايات سيره ابن اسحاق آورده تا محققان بتوانند از بحث مورد نظر در سيره از جهت زياده و نقيصه آگاه شوند. ديگر آنكه بحث را تكميل كرده است; زيرا گرچه سياق هر دو سيره نويس در بيشتر مطالب يكى بوده است، ولى با توجه به كم و زياد بودن مطالب در موضوعى، اختلاف نظر آن دو در اين موارد ظاهر مى شود. به طور مثال ابن كثير گفته است: «موسى بن عُقبة كنحو سياق ابن اسحاق،... و قد ذكر موسى بن عُقبة نحواً من هذا السياق إلاّ أنّه لم يذكر الدعا، و زاد...»;898 «ذكر موسى بن عُقبة رؤيا عاتكة كنحو من سياق ابن اسحاق»;899 «لم يذكر موسى بن عُقبة و ذكره ابن اسحاق و غيره»;900 «و قد ذكر موسى بن عُقبة عن الزهرى و... ثم ذكر نحو سياق ابن اسحاق فى خروج أبى سفيان إلى مجئه»;901 «ذكره محمد بن اسحاق فى مغازيه فى مثل سياق موسى بن عُقبة عن الزهرى»;902 «فهذا السياق فيه فوائد كثيرة ليست عند ابن اسحاق»;903 و موارد ديگر.

ابن كثير مطالب مغازى عروه و مغازى موسى بن عقبه را گاهى در يك سياق دانسته; گرچه بين آن دو موارد اختلاف وجود دارد كه به يك مورد آن اشاره مى شود: قد ذكر القصة عروة بن الزبير و موسى بن عُقبة فى مغازيهما مرسلة.904

ابن كثير، ابن عُقبه و عروة را از پيشوايان [مكتب مغازى ]دانسته و گفته است: اجماع بر مطلب (سيره)، بدون گواهى اين دو ناممكن است.905

مطالب ذكر شده دليل بر آنست كه مغازى موسى نزد ابن كثير موجود بوده و مورد استفاده وى قرار گرفته و از اين كتاب به عنوان منبع اصلى در بخش سيره استفاده كرده است.

د: روايات موسى بن عقبه در كتاب هاى تراجم

الطبقات الكبرى، ابن سعد (م. 230 ق) وى هميشه ملازم واقدى بود به همين سبب به كاتب واقدى شهرت يافت.906 او افزون بر واقدى، از عالمان ديگر بهره برد. ايشان نوشته هاى استادش واقدى را در كتاب هايش گردآورى كرد;907 كتاب الطبقات الكبرى مشهورترين و بزرگ ترين تأليف وى در طبقات رُوات است.908 در سيره نبوى بيشترين اعتماد ابن سعد به كتاب هاى واقدى است. ابن سعد گزارش هاى موسى بن عُقبه را فراوان از طريق واقدى گرفته است.909 ابن سعد به طور مستقيم از مغازى موسى از طريق اسماعيل بن ابراهيم بن عقبه (برادر زاده موسى بن عُقبه) اقتباس هاى فراوانى را در (جلد سوم و چهارم) طبقات داشته است.

وى از مغازى ابن اسحاق و أبو معشر و موسى بن عقبه در سيره استفاده كرده است.910وى در كتابش حدود يكصد و سى و هفت روايت از موسى بن عقبه نقل كرده، به طور مثال، در مواردى با عبارت ذكر موسى بن عُقبة فى كتابه911 يا لم يذكره موسى بن عقبة فى كتابه فيمن شهد بدراً،912 «قيس بن حُذافة بن قيس... كان من مهاجرة الحبشه فى الهجرة الثانية فى رواية محمد بن اسحاق و محمد بن عمر، و لم يذكره موسى بن عقبه913 يا خالد بن قيس بن مالك شهد العقبة مع السبعين من الأنصار فى رواية محمد بن اسحاق و محمد بن عمر، و لم يذكره موسى بن عُقبه914 نقل اين گونه گزارش ها، حكايت از وجود كتاب موسى بن عقبه نزد ابن سعد دارد.

أنساب الأشرف، بلاذرى (م. 297 ق) وى در بغداد به دنيا آمد و در همان شهر بزرگ شد و در محضر استادان و عالمان آنجا به كسب دانش پرداخت و براى فزونى اندوخته هاى علمى خود به شهرهاى گوناگونى مسافرت كرد.915

بلاذرى دو كتاب ارزشمند به نام هاى فتوح البلدان و انساب الأشراف دارد.916 وى در كتاب انساب الأشراف تاريخ اسلامى را در چارچوب خاندان و انساب آورده و فصل مفصّلى را به سيره رسول خدا(صلى الله عليه وآله) تا سقيفه اختصاص داده است. اين كتاب، در سيزده جلد به همّت سهيل زكار و رياض زركى تحقيق شده كه جلد نخست آن درباره سيره نبوى است و هفت روايت نيز از موسى بن عقبه نقل كرده است. يك روايت آن درباره تزويج پيامبر(صلى الله عليه وآله) با خديجه(عليها السلام)است917 و نيز مطالبى را درباره برخى از افراد كه به حبشه هجرت داشته يا نداشته اند و شركت كنندگان در بدر آورده است. به طور مثال وى گفته است: «معتب بن عوف بن عامر، حسين بن حُذافة، سعد بن ابى خوله، لم يذكره موسى بن عقبة فى هجرة الحبشه».918 و در جلد ششم از موسى بن عقبه درباره خلفا دو روايت ذكر كرده است به طور مثال وى خطبه خليفه دوم را براى مردم در روز جابيه از قول موسى بن عقبه آورده است.919

وى در كتاب فتوح البلدان نامه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به منذر بن ساوى را به نقل از موسى بن عقبه چنين ياد كرده است.920 «أنّ النبىّ(صلى الله عليه وآله)كتب إلى منذر بن ساوى: من محمد النبيّ إلى منذر بن ساوى: سلّم أنت، فانّى أحمد إليك الله الذى لااله الا هو، اما بعد فإن كتابك جائنى و سمعت مافيه، فمن صلى صلاتنا و استقبل قبلتنا و أكل ذبيحتنا فذلك المسلم. و من أبى ذلك فعليه الجزية.»

المعجم الكبير، طبرانى (م. 360 ق) وى در سال 360 هجرى در عكا به دنيا آمد. وى براى كسب دانش به شهرهاى گوناگونى مانند: حجاز، يمن، مصر، عراق، فارس و جريزه مسافرت كرد.921 او در اين مسافرت ها، از بسيارى از عالمان بزرگ حديث شنيد.

وى داراى تأليف هايى بوده كه مهم ترين آنها المعجم الكبير است كه در آن به شرح حال صحابه مى پردازد. در المعجم الأوسط مشايخ كثيرالرواية را آورده، و در المعجم الصغير از هر استادى يك حديث ذكر كرده است.922

طبرانى در المعجم الكبير اخبار زيادى را از موسى بن عُقبه درباره حضور صحابه در هجرت به حبشه، و بيعت عقبه، و جنگ بدر، اُحد و ديگر جنگ ها آورده است، وى بيشتر مطالب خود را از اين طريق: «الحسن بن هارون بن سليمان عن محمد بن إسحاق المسيبى عن محمد بن فليح عن موسى بن عقبه عن ابن شهاب» نقل كرده است. مطالب نقل شده از ابن عقبه، با سند ديگرى كه به عروة بن زبير مى رسد، تقارن و مشابهت دو نص را مى رساند. بنابراين نوع پرداختن طبرانى به اخبار موسى بن عقبه را مى توان به چند بخش تقسيم كرد.

1. رواياتى كه درباره صفات صحابه از قول پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمده است; به طور مثال: حدثنا عبدالله بن احمد بن حنبل، حدثنى هدبة بن خالد، ثنا حماد بن سلمة عن موسى بن عقبة عن سالم عن أبيه قال: قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): أُسامة أحبّ الناس إليّ. ج 1، ص 159.

موسى بن عقبة حدثنى سالم بن عبدالله، حدثنى عن عبدالله بن عمر، عن زيد بن حارثة الكلبى مولى النبى(صلى الله عليه وآله)قال: ما كنّا ندعوه إلاّ زيد بن محمد حتى نزل القرآن ادعوهم لآبائهم هو أقسط عندالله. ج 12، ص 298.

2. اسامى رزمندگان در جنگ يا هجرت به حبشه يا مدينه را آورده است، به طور نمونه گفته است: «محمد بن فليح عن موسى بن عُقبه عن ابن شهاب فى تسمية من شهد بدراً من الأنصار، ثمّ من بنى عوف بن الخزرج أوس بن عبدالله بن الحارث بن خولى» ج 1، ص 229; «فى تسمية من شهد العقبة من الانصار ثم من بنى النجار أوس بن زيد بن أصرم» ج 1، ص 230.

مى توان با مراجعه به كتاب المعجم الكبير مواردى كه سند روايت دو يا سه تا مى باشد، در كتاب مشاهده كرد كه تقارن دو نص عروة و موسى بن عقبه را مى رساند.

مثلا طبرانى طريق سند را به عروه اين گونه آورده است: حدثنا محمد بن عمرو بن خالد الحرانى، حدثنى أبى، ثنا ابن لهيعة عن ابى الاسود عن عروة «... شهد بدراً من الأنصار أوس بن ثابت المنذر»، ج 1، ص 228.

وى طريق سند را به موسى بن عقبه اين گونه بيان كرده است: حدثنا الحسن بن هارون بن سليمان، ثنا محمد بن اسحاق المسيبي، ثنا محمد بن فليح عن موسى بن عقبة عن ابن شهاب «من شهد بدراً أنسة مولى رسول الله(صلى الله عليه وآله)» ج 1، ص 269.

هم چنين رواياتى كه سه سند براى آن ذكر شده است كه تقارن نص عروه، موسى بن عقبه و ابن اسحاق را مى رساند; اگرچه اختلاف در نسب هم دارند. به طور مثال: محمد بن اسحاق: فيمن استشهد يوم بدر مع رسول الله(صلى الله عليه وآله) من المسلمين من الانصار; ... عن عروة فى تسمية من شهد بدراً من الأنصار; موسى بن عقبه عن ابن شهاب: فى تسمية من شهد بدراً من الانصار، رافع بن المعلى، استشهد يوم بدر. ج 5، ص 20.

حضور يا عدم حضور صحابه اى كه نامشان در بيعت عقبه، هجرت به حبشه، غزوات و ديگر حوادث عصر رسالت آمده، ذكر شده است.

معرفة الصحابة، ابونعيم اصفهانى (م. 430 ق) وى در سال 336 هجرى در اصفهان متولد شد. ابونعيم به شهرها گوناگون مسافرت كرد و توانست از عالمان آنجا حديث بشنود. او حافظ، مورخ و محدث مشهور زمان خود شد.923 وى تأليف هاى بسيارى دارد، از جمله مى توان به: معرفة الصحابة و حلية الأولياء و طبقات الأصفياء و دلائل النبوة اشاره كرد. در كتاب معرفة الصحابة به شرح حال صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله) پرداخته و كسانى را كه در غزوات پيامبر(صلى الله عليه وآله) و يا در هجرت به حبشه يا مدينه و يا در بيعت عقبه حضور داشته اند، ذكر كرده است. بيشتر روايات او از طريق: «فاروق بن عبدالكبير الخطابى، عن أبى سهل زياد بن خليل، عن إبراهيم بن المنذر، عن محمد بن فليح، عن موسى بن عُقبه عن ابن شهاب زهرى» رسيده است.

ابونعيم نيز با ذكر سلسله سند روايات عروه، مطالب موسى بن عُقبه را تأييد و در حدود ديست و پنجاه و هشت روايت از او ذكر كرده است.

وى در كتاب دلائل النبوة اخبارى از موسى بن عقبه را آورده است.924 سزگين از قول ياقوت مى گويد كه نسخه اى از مغازى ابن عقبه را كه به خط ابونعيم اصفهانى بوده، در دست داشته كه به دست ما نرسيده،925 موارد بالا، بيانگر وجود كتاب موسى نزد ابونعيم بوده است.

الإستيعاب، ابن عبدالبر (م. 463 ق) وى در سال 368 هجرى در قرطبه ديده به جهان گشود.926 وى به كسب دانش پرداخت و توانست در فراگيرى علوم تبحّر كافى بيابد و كتاب هايى در علوم گوناگون تأليف نمايد، از آن جمله مى توان به: الاستيعاب و الدرر اشاره كرد.

ابن عبدالبر در كتاب الإستيعاب حدود يكصدو بيست و چهار روايت از موسى بن عُقبه درباره شركت يا عدم شركت صحابه در غزوات رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به ويژه جنگ بدر، اُحد يا عَقَبه و يا هجرت به حبشه،... آورده است. مهم ترين منابع او، از كتاب و نقل هاى موسى بن عقبه، ابن اسحاق و واقدى است، اگرچه از كتاب هاى ديگر هم استفاده كرده است.

گفتنى است مغازى موسى بن عقبه از كتاب هاى اساسى سيره و مغازى است كه به اندلس وارد شده است و عالمان آنجا از آن استفاده كرده اند كه آنان به جاى مغازى تعبير المشاهد را به كار مى برند و عالمان راوى اخبار مغازى را به عنوان حافظ للمشاهد مى نامند. به طور نمونه گفته مى شود: فلان شخص سفر كرد و از عبدالملك بن هشام مشاهد را شنيد. يا او حافظ اخبار عرب و وقايع و ايام و مشاهدالنبى(صلى الله عليه وآله) بوده است و يا كان حافظا للاخبار و المشاهد.927

وى در مقدمه الإستيعاب طرق روايات از موسى بن عُقبه را نقل كرده است:

طريق اول: «ما حدّثنى به عبدالوارث بن سفيان عن قاسم بن اصبغ عن مطر بن عبدالرحمن عن يعقوب بن حميد بن كاسب عن محمد بن فليح عن موسى بن عُقبة».

طريق دوم: «حدّثنى به خلف بن قاسم عن أبى الحسن على بن عباس بن محمد بن عبدالغفار المعروف بابن الوَن مصرى عن جعفر بن سليمان نوفلى عن إبراهيم بن المنذر عن محمد بن فليح، عن موسى بن عُقبة».

طريق سوم: «حدّثنى أيضاً عبدالوارث عن قاسم عن ابن أبى خيثمة فى كتابه (التاريخ الكبير) عن إبراهيم بن المنذر عن محمد بن فليح عن موسى بن عُقبة».

وى در الاستيعاب به كتاب موسى بن عُقبه اشاره كرده است; به طور نمونه، درباره «جابر و عُوَيمر ابنا السائب قتلا يوم بدر كافرين ليسا فى كتاب موسى بن عُقبة»928 درباره «بركة بنت ثعلبة بن عَمرو هاجرت... و ذكرها موسى بن عُقبة فى مغازيه».929

تاريخ مدينه دمشق، ابن عساكر(م. 571 ق) وى در سال 499 هجرى در دمشق متولد شد و در همان شهر درگذشت. او مورخ، حافظ و محدث شام بود. از تأليف هاى وى مى توان به كتاب تاريخ مدينه دمشق كه مشهور به تاريخ ابن عساكر است نام برد. عبدالقادر بدران كتاب او را با حذف سندها و مكررات آن، تهذيب كرده و آن را تهذيب تاريخ ابن عساكر ناميد.930

وى از موسى بن عقبه رواياتى در باب سيره، خلفا و صحابه اى كه در غزوات حضور داشته، آورده است. او شرح حال موسى بن عقبه را نيز به تفصيل ياد كرده است.931

أُسد الغابة، ابن اثير (م. 630 ق) وى در سال 550 هجرى در جزيره ابن عمر به دنيا آمد و در همان جا پرورش يافت.932 او مورخ، محدث و نسب شناس مشهور عصر خود بود. كتاب هاى ارزشمند او به نام هاى الكامل فى التاريخ و أُسد الغابة فى معرفة الصحابة سبب شهرت وى شد. كتاب الكامل يك دوره تاريخ عمومى و اسلام و كتاب اسد الغابة شرح حال صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله)را آورده است.

ابن اثير در اين كتاب، حدود يكصد و شصت و هفت روايت از موسى بن عُقبه با عبارت لم يذكره;933 ذكره موسى بن عقبة934 يا اختلاف در اسم يا نسب ياد كرده است; به طور مثال ابن اثير درباره عُمَير بن الحارث بن لبدة بن ثعلبه گفته است: «فلو نظر أبوموسى (محمد بن ابى بكر بن ابى عيسى اصفهانى) فى مغازى ابن عقبة لرأى فى نسبه لَبَدَة...».935

مطالب بالا در كتاب، حكايت از وجود كتاب موسى بن عُقبه نزد ابن اثير است.

الإصابة، ابن حجر عسقلانى (م. 852 ق) وى در سال 773 هجرى در عَسقَلان، در يك خانواده ثروتمند و علم دوست، ديده به جهان گشود.936 وى پس از گذراندن دوران كودكى، به فراگيرى علم پرداخت و به شعر و ادب روى آورد. او بر اثر علاقه وافر به كسب علم و استماع حديث، به شهرهاى فراوانى سفر كرد و از محدثان و مشايخ بزرگ عصر خود حديث شنيد; سپس به مصر بازگشت و به تدريس و تدوين كتب پرداخت. وى در موضوع هاى گوناگون تأليف هايى را داشته كه از مهم ترين آثار او كتاب الاصابة است. ابن حجر در تدوين اين كتاب، به ذكر نام بسيارى از صحابه كه در كتاب هاى پيش از اصابة نيامده، پرداخته است.

وى در الإصابة در حدود سيصد و سه روايت از موسى بن عُقبه نقل كرده است. در برخى از صفحات كتاب تصريح مى كند كه مغازى موسى بن عُقبه نزدش بوده است. نمونه هايى از آن، چنين است: «و قد طالعتُ غزوه بدر من مغازى موسى بن عُقبة كلّها، فما وجدت لمالك بن عُمَيلة فيها ذكراً»;937 «موسى بن عُقبة فى المغازى فى غزوة بنى المصطلق، كان فى أصحاب النبى رجلٌ يقال له جُعال»;938 در جاهايى كه در اسم يا نَسب اختلاف است، ابن حجر قول ابن عُقبه را ذكر كرده; به طور مثال درباره عامر بن الحارث مى گويد: «و سماه موسى بن عقبة، عَمرو بن الحارث»;939 يا درباره عُمَير بن الحارث بن ثعلبة بن الحارث مى گويد: «زاد موسى بن عُقبة بين الحارث و ثعلبة، لَبَدَة»940; در جاى ديگر درباره كُلْفَة بن ثعلبة مى نويسد: «و الذى فى كتاب موسى بن عُقبة هكذا، سالم بن عمير بن كلفة بن ثعلبة».941 در برخى موارد به اختلاف نسخ مغازى موسى بن عُقبة تصريح دارد: درباره وَدَقَة بن إياس بن عَمرو الأنصارى گفته: «و فى بعض نسخ موسى بن عُقبة بالراء»;942 و درباره يزيد بن خدام بن سبيع گفته است: «اختلف نسخ مغازى موسى بن عُقبة فى بعضها كذلك، و فى بعضها حرام، و بعضها خَدارة»،943 و در برخى جاها دارد: «و الذى فى مغازى موسى بن عُقبة».944

همه اين موارد نشانه وجود كتاب مغازى موسى بن عُقبه، در دست وى بوده يا كتاب را از مشايخ اش شنيده است.

بنابراين نوع پرداختن ابن حجر به اخبار موسى بن عقبه را مى توان به چهار بخش تقسيم كرد:

1. رواياتى كه ابن حجر در ذيل نام اشخاص مى نويسد: «موسى بن عقبة لم يذكره».945

2. اخبارى كه ابن حجر نام اشخاص حاضر در مشاهد گوناگون را آورده و از قول موسى بن عُقبه و ديگران آن را نقل كرده است.946

3. رواياتى كه ابن حجر از موسى بن عُقبه درباره صحابه و فضايل آنان آورده است.947

4. اخبارى كه ابن حجر، فقط از موسى بن عُقبه نقل كرده است.948

چكيده

اگر چه اصل كتاب موسى بن عقبه پس از قرن ها از بين رفته است; ولى با بررسى كتاب هاى سيره، تلاش شد تا گزارش هاى وى در سيره و مغازى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) جمع آورى گردد تا اين اثر مفقود شده بار ديگر بازسازى و احيا شود. با احياى آن و مقايسه با كتاب هاى ديگر سيره مى توان به كاستى ها و اضافات در سيره نويسى پى برد، و با ديدگاه ها و نظريه هاى گوناگون در سيره نگارى آشنا شد.

اهميت كتاب موسى بن عقبه از آن جهت است كه وى كوشيده تا فهرست اسامى بيعت كنندگان در عقبه، و مهاجران به حبشه و شركت كنندگان در غزوات، به ويژه بدر و اُحد را تهيه كند، البته حوادث دوران خلفاى نخست را نيز در كتابش يادآور شده است. و در پايان دونمونه از اين فهرست ها آورده مى شود.

بنابه ادعاى مارسدن جونس، اين كتاب تا قرن دهم وجود داشته، وى براى اثبات ادعاى خود به كتاب تاريخ الخميس دياربكرى استناد كرده است. پس از بررسى كتاب مذكور، مطلبى كه بيانگر اين ادعا باشد، پيدا نشد.

كتاب الدرر نيز تلخيص كتاب مغازى موسى نيست و ابن عبدالبر در مقدمه كتاب گويد «من از كتاب مغازى ابن عقبه و ابن اسحاق و كتاب هاى ديگر استفاده كرده و روش ابن اسحاق را برگزيدم.» بنابراين سخن برخى از محققان كه به گفته بروكلمان اعتماد كرده اند و آن را تلخيص مغازى دانسته اند صحيح نيست.

هم چنين منتخبات روايات خطيب بغدادى را كه ابن قاضى شهبه آورده، فؤاد سزگين در تاريخ التراث العربى اشاره به آن نكرده است.

از مجموع روايات موسى بن عقبه مى توان فهميد با آنكه مدينه مركز علم و دانش بوده، ولى وى از محضر علمى اهل بيت(عليهم السلام) از جمله امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) كمتر بهره برده يا آنكه در مجالس علمى آنان شركت نداشته است. وى به دليل آنكه تحت تاثير عروه و زهرى استادش بوده، و نيز به سبب گرايش فضاى حاكم آن روز، و تمايل به سوى بنواميه، كمتر از فداكارهاى حضرت على(عليه السلام) در كنار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ياد كرده و نيز بسيارى از حقايق را درباره اهل بيتِ رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به ويژه حضرت على(عليه السلام) چشم پوشى كرده است.

دو نمونه از فهرست اسامى

اسامى هجرت كنندگان به سرزمين حبشه به نقل از موسى بن عقبه949

الرقم

اسامى

الطبقات الكبرى

معرفة الصحابة

الاستيعاب

اسد الغابة

الاصابة

1

ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعة

3/48

2

ابو سلمة، عبد الله بن عبد الاسد

3

اسماء بنت عميس زوجة جعفر

4

ام سلمة بنت ابى امية زوجة ابو سلمة

5

ابو قيس بن الحارث بن قيس

7/323

6

أبو الروم بن عمير بن هاشم

4/91

7

أسود بن نوفل بن خويلد

4/90

8

بَركة بنت يسار زوجة قيس بن عبدالله

7/41

9

بنت صفوان بن أُميّة زوجة عمرو بن سعيد

4/637

10

جعفر بن أبى طالب

11

جُهيم بن قيس

4/1830

12

حارث بن خالد بن صَخر

4/95

13

حبيبة بنت أبى سفيان

7/575

الرقم

اسامى

الطبقات الكبرى

معرفة الصحابة

الاستيعاب

اسد الغابة

الاصابة

14

حبيبة بنت عبيدالله بن حجش

4/1809

15

حجاج بن الحارث بن قيس

2/27

16

حريملة بنت عبدالاسود زوجة جهيم1

4/183

17

حسنة بن شرحبيل زوجة سفيان

3/129

18

خالد بن سعيد بن العاص

2/939

7/28

19

خطاب بن الحارث بن معمر

2/995

2/97

20

خولة بنت الأسود، ام حرملة

6/3317

4/1830

7/101

21

رقية بنت الرسول(صلى الله عليه وآله)

22

زبير بن عوام

1/105

23

سائب بن مظعون بن جبير

2/575

24

سائب بن الحارث بن قيس

3/18

25

سعد بن عثمان بن خلدة

3/69

26

سعيد بن عبد قيس بن لقيط

4/162

2/6425

27

سعيد بن عبد قيس

2/170

28

سعيد بن خالد بن سعيد1

7/28

3/101

29

سعيد بن عمرو التميمى

3/114

950951)(952

الرقم

اسامى

الطبقات الكبرى

معرفة الصحابة

الاستيعاب

اسد الغابة

الاصابة

30

سفيان بن معمر بن حبيب

3/1388

3/129

31

سكران بن عمرو بن عبدشمس

4/154

2/685

2/482

3/134

32

سليط بن عمرو بن عبدشمس

2/512

لم يذكره

33

سودة بن زمعة زوجة السكران بن عمرو

21/685

2/482

34

سُوَيبط بن حرملة

3/222

35

سهلة بنت سهيل بن عمرو زوجة ابوحذيفة بن عتبة2

3/84

36

شجاع بن وهب

3/317

37

طُلَيْب بن عُمَير

3/1575

3/92

3/540

38

عبدالله بن مظعون بن حبيب

4/417

39

عبدالله بن جعفر بن أبى طالب3

3/1605

40

عبد الله بن سفيان بن عبد الأسد

4/115

41

عثمان بن عبد غنم بن زهير

4/161

42

عثمان بن عفان بن أبى العاص

4/95

43

عثمان بن مظعون بن حبيب

4/417

44

عدى بن نضلة

4/478

45

عروة بن أبى أثاثد

4/105

3/1064

4/29

46

عزيّة بن عَمرو بن عطيّة

4/360

الرقم

اسامى

الطبقات الكبرى

معرفة الصحابة

الاستيعاب

اسد الغابة

الاصابة

47

عَمرو بن سعيد بن العاص

4/637

48

عَمرو بن أبىُ سرح بن ربيعة

4/634

49

عياض بن زهير بن أبى شداد

4/754

50

فُكَهية بنت يسار زوجة خطاب بن الحارث

2/170

51

قُدامة بن مظعون بن حبيب

4/417

52

قيس بن عبدالله الأسدى

7/41

5/488

53

محمد بن حاطب بن الحارث

1/170

54

مُعَيقيب بن أبى فاطمة

4/87

5/253

55

منصور بن عُمَيْر بن هاشم

6/22

56

نضير بن الحارث بن علقمة

6/436

57

نوفل بن خويلد1

58

هبار بن سفيان بن عبد الأسد

6/528

59

هشام بن أبى حذيفة

6/538

953


اسامى شركت كنندگان در بيعت عقبه و نقيبان آنان به نقل از

موسى بن عقبه954955

الرقم

اسامى، اخبار مكة

الطبقات الكبرى

المعجم الكبير

معرفة الصحابة

الإستيعاب

اسد الغابة

الإصابة

قبيلة

1

أبو الهيثم بن التيهان: نقيب

ـ

ـ

5/2448

ـ

ـ

ـ

الاوس، بنو عبد الاشهل

2

ابو اليسر، كعب بن عمرو

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

3

ابو أيوب، خالد بن زيد

3/369

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنوغنم بن مالك بن النجار

4

ابو بردة بن نِيار

3/344

ـ

ـ

4/1609

ـ

ـ

بنو حارثة بن الحارث

5

ابو عبد الرحمن بن ثعلبة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

6

ابو مسعود، عقبة بن عمرو بن ثعلبة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو الحارث بن الخزرج

7

ابى بن كعب

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

8

أُسيد بن الخضير بن سماك: نقيب

ـ

1/203

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو عبد الاشهل

9

أُم [شُباث] هى بنت سبيع

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

10

أسعد بن زُرارة، ابو أمامة: نقيب

ـ

1/304

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو النجار

11

أبوطلحة، زيد بن سهل بن حرام

ـ

905

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو عمرو بن مالك بن النجار

12

أوس بن ثابت بن المنذر

ـ

1/231

1/303

ـ

ـ

ـ

بنو عمرو بن مالك بن النجار

الرقم

اسامى، اخبار مكة

الطبقات الكبرى

المعجم الكبير

معرفة الصحابة

الإستيعاب

اسد الغابة

الإصابة

قبيلة

13

أوس بن يزيد بن أصرم

ـ

1/230

1/313

ـ

ـ

1/161

بنو سالم بن عوف

14

براء بن معرور بن صخر: نقيب1

ـ

2/28

1/382

ـ

ـ

1/282

الانصار، بنوسلمة

15

بشر بن البراء بن معرور

ـ

ـ

ـ

1/387

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

16

بشير بن سعد بن ثعلبة

ـ

2/40

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو الحارث بن الخزرج

17

ثابت بن الجذع

ـ

2/79

ـ

1/198

ـ

1/384

بنى عمرو بن عوف

18

ثعلبة بن غنمة

ـ

2/90

ـ

ـ

ـ

1/406

بنى عمرو بن عوف

19

جابر بن عبدالله بن عمرو

ـ

2/180

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

20

جبّار بن صخر

ـ

2/270

ـ

ـ

ـ

1/449

بنى عمرو بن عوف

21

حارث بن قيس بن المخلد2

ـ

ـ

2/776

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

22

حارث بن قيس بن خالد

ـ

ـ

3/776

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

23

خارجة بن زيد بن أبى زهير

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو الحارث بن الخزرج

24

* خالد بن قيس بن مالك

3/449

ـ

ـ

ـ

2/132

2/248

بنو سالم بن عوف

25

خالد بن عمرو بن أبى كعب

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

26

خالد بن عمرو

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

27

* خديج بن سلامة بن أوس

ـ

ـ

ـ

ـ

2/153

2/269

بنو سالم بن عوف

28

خلاّد بن سُويد بن ثعلبة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو الحارث بن الخزرج

29

ذكوان بن عبدقيس بن خلدة

ـ

4/232

2/1027

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

30

رافع بن مالك بن العجلان: نقيب

ـ

5/17

ـ

2/484

ـ

ـ

الانصار

31

رفاعة بن عمور بن زيد

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

الرقم

اسامى، اخبار مكة

الطبقات الكبرى

المعجم الكبير

معرفة الصحابة

الإستيعاب

اسد الغابة

الإصابة

قبيلة

32

رفاعة بن [عبد المنذر]

3/348

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو عمرو بن عوف

33

زياد بن لبيد بن ثعلبة

ـ

ـ

3/11204

ـ

ـ

2/586

بنو بياضة بن زريق

34

* زيد بن سهل بن الأسود

ـ

5/90

ـ

ـ

ـ

2/608

بنو سالم بن عوف

35

سعد بن الربيع: نقيب

ـ

ـ

ـ

ـ

2/414

ـ

بنى عمرو بن عوف

36

سعد بن خيثمة: نقيب

3/367

6/29

3/1252

1/193

2/414

ـ

بنى عمرو بن عوف

37

سعد بن عبادة بن ديلم: نقيب

ـ

6/15

3/1245

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

38

سلمة بن سلامة بن وقش

ـ

7/41

ـ

ـ

ـ

3/148

بنو غنم بن مالك بن النجار

39

سليم بن عمرو

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

40

سنان بن صيفى بن خنساء

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

41

سهل بن عتيك بن النعمان

3/387

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنوالنجار بنوعمرو بن مبذل

42

صيفىّ بن أسود

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنيو عمرو بن عوف

43

* ضحاك بن حارثة بن زيد

ـ

ـ

3/1504

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

44

طفيل بن النعمان

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

45

طفيل بن مالك

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

46

ظُهير بن رافع

ـ

8/339

3/1577

ـ

3/102

3/560

بنو حارثة بن الحارث

47

عامر بن نابيء[بن زيد]

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

48

عُباد بن قيس بن عامر

ـ

ـ

4/1929

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

49

عبادة بن الصامت: نقيب

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

50

عباس بن عبادة بن نضلة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

الرقم

اسامى، اخبار مكة

الطبقات الكبرى

المعجم الكبير

معرفة الصحابة

الإستيعاب

اسد الغابة

الإصابة

قبيلة

51

عبدالله بن الربيع

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

4/77

بنو الحارث بن الخزرج

52

عبدالله بن أنيس

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

53

عبدالله بن جُبير

3/362

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو عمرو بن عوف

54

عبدالله بن رواحه: نقيب

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

55

عبد الله بن زيد بن عبدربّه

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو الحارث بن الخزرج

56

عبد الله بن عمرو بن حرام: نقيب

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

الانصار، بنوسلمة

57

* عبس بن عامر بن عدى

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

4/392

بنو سالم بن عوف

58

* عِزيّة بن عمرو بن عطية

ـ

ـ

ـ

ـ

4/360

5/321

بنو سالم بن عوف

59

عقبة بن وهب بن كلدة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

60

عمارة بن خرم بن زيد

3/370

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو غنم بن مالك بن النجار

61

عمرو بن غَنَمة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

62

عمرو بن غِزيّة بن عمرو بن ثعلبة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو النجار، بنو مازن

63

عمير بن الحارث بن ثعلبة

3/429

ـ

3/1213

ـ

4/307

ـ

بنى عمرو بن عوف

64

عوف بن الحارث [بن رفاعة]

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

37

بنو غنم بن مالك بن النجار

65

* عُوَيم بن ساعدة

3/350

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو سالم بن عوف

66

قتادة بن النعمان

3/345

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو ظفر

67

قطبة بن عامر

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

68

قيس بن أبى صعصعة

3/392

ـ

4/2304

ـ

ـ

5/479

بنو النجار، بنو مازن

69

كعب بن مالك

ـ

ـ

5/2366

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

الرقم

اسامى، اخبار مكة

الطبقات الكبرى

المعجم الكبير

معرفة الصحابة

الإستيعاب

اسد الغابة

الإصابة

قبيلة

70

* مالك بن الدُخشم

3/415

ـ

ـ

3/135

ـ

5/23

بنو سالم بن عوف

71

مختار [الضحاك] بن حارثة

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

72

مسعود بن يزيد

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

73

مسعود بن [يزيد] بن سُبيع

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

74

معاذ بن جبل

ـ

ـ

5/2432

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

75

معاذ بن عفراء

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو غنم بن مالك بن النجار

76

معقل بن المنذر

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

77

معن بن عدي

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

حلفاء بنو عمرو بن عوف

78

منذر بن عمرو: نقيب

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

79

نُهير [زهير] بن الهيثم

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

2/580

بنو حارثة بن الحارث

80

وفرو بن عمرو بن ورقة بن عبيد

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنو بياضة بن زريق

81

يزيد بن خذام

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف

82

يزيد بن عامر بن حُديده

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

ـ

بنى عمرو بن عوف


كتابنامه

1. آئينه وند، صادق; علم تاريخ در گسترده تمدن اسلام; تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، چاپ اول، 1377 ق . ش.

2. ابن ابى الحديد; شرح نهج البلاغه; تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم، [بى جا ]دار_احياء التراث العربى، چاپ دوم، 1385 هـ ق، 1965 م.

3. ابن اثير، ابوالحسن، على بن أبى الكرم (م. 630 ق); أسد الغابة فى معرفة الصحابة; تصحيح: عادل أحمد رفاعى; بيروت: دار احياءالتراث العربى چاپ اول، 1417 هـ ق / 1996 م.

4. ابن خلدون، عبدالرحمن (م. 808 هـ); مقدمه تاريخ ابن خلدون; بيروت: دارالفكر، چاپ دوم، 1408 هـ . ق. / 1998 م.

5. ابن جوزى، ابوالفرج، عبدالرحمن بن على (م. 597 ق); المنتظم فى تاريخ الأمم و الملوك; تحقيق: محمد عبدالقادر عطاء و...; بيروت: دارالكتب العلمية، چاپ اول، 1412 هـ ق / 1992 م.

6. ابن حجر عسقلانى، احمد بن على، (م. 852 ق); الدرر الكامنة فى أعيان المائة الثامنة; تصحيح: عبدالوارث محمد على; بيروت: دارالكتب العلمية، چاپ اول، 1418 هـ ق / 1997 م.

7. ; الاصابة فى تمييز الصحابه; تحقيق: على محمد البجاوى، بيروت: دار الجيل، 1412 ق / 1992 م.

8. ; تقريب التهذيب; تحقيق: عبدالوهاب عبداللطيف، بيروت: دارالمعرفه، چاپ دارالفكر، 1404 ق / 1984 م.

9. ابن حزم اندلسى، على بن أحمد بن سعيد (م. 456 ق); حجة الوداع; تحقيق: أبوصهيب اكرمى، بى جا، بيت الأفكار الدوليّة، 1418 ق/ 1998 م.

10. ابن اسحاق; سيرة ابن اسحاق (كتاب السير و المغازى، م. 151 ق) ; تحقيق: سهيل زكار، دارالفكر، 1398 هـ .ق.

11. ابن سعد، محمد (م. 230 ق); الطبقات الكبرى; تحقيق: محمد عبدالقادر عطا، بيروت: دارالكتب العلميه، [بى ت].

12. ابن سيد الناس، محمد بن يعمرى (م. 734 ق); عيون الأثر فى فنون المغازى و الشمائل و السير; تحقيق: محمد العيد الخطراوى و...; دمشق: دار ابن كثير، 1413 ق / 1992 م.

13. ابن شهاب زهرى، محمد بن مسلم; المغازى النبوية; تحقيق: سهيل زكار; دمشق: دارالفكر، 1401 هـ . ق.

14. ابن شاهين، (م. 385 ق); تاريخ أسماء الثقات; تحقيق: عبدالمعطى امين قلعجى; بيروت: دارالكتب العلميه چاپ اوّل، 1406 هـ . ق، / 1986 م.

15. ابن شبه نميرى، عمر (م. 262 ق); تاريخ المدينة المنوره; تحقيق: فهيم محمد شلتوت; قم: دارالفكر، 1410 ق.

16. ابن شهاب زهرى(م 124 ق); المغازى النبوية; تحقيق: سهيل زكار; دمشق: دارالفكر، 1401 ق / 1981 م.

17. ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله (م. 463 ق); الاستيعاب فى معرفة الاصحاب; تحقيق: على محمد البجاوى، بيروت: دارالجيل، 1412 ق / 1992 م.

18. ابن عساكر، ابو القاسم على بن الحسن...شافعى (م 571 ق); تاريخ مدينة دمشق; تحقيق: على شيرى; بيروت: دارالفكر، [بى ت].

19. ابن عماد حنبلى، عبدالحى بن أحمد (م. 1089 ق); شذرات الذهب فى اخبار من ذهب; تحقيق عبدالقادر الاناؤوط و...، بيروت: دار ابن كثير، 1408 ق ـ 1981.

20. ابن قيم جوزى، محمد بن أبى بكر (م. 751 ق); زاد المعاد فى هدى خير العباد; تحقيق: عبدالقادر عرفان، بيروت: دارالفكر، 1451 ق / 1995 م.

21. ابن كثير، اسماعيل (م. 774 ق) البداية و النهاية; تحقيق: احمد ابوملحم و...، بيروت: دارالكتب العلمية، [بى ت].

22. ابن منظور، محمدبن مكرم (م. 711 ق); مختصر تاريخ دمشق ابن عساكر; اعداد: محمود الارناؤوط و...; دمشق: دارالفكر، 1417 ق / 1996 م.

23. ابن نديم، محمد بن اسحاق (م. 385 ق); الفهرست; تعليق ابراهيم رمضان; بيروت: دار المعرفة، چاپ اول، 1415 ق / 1994 م.

24. ابن هشام، أبومحمد عبدالملك (م. 218 ق) السيرة النبوية; تحقيق: عبدالحفيظ شلبى و...; مصر: 1355 ق / 1936 م.

25. الهلية، محمد الحبيب; التاريخ و المؤرخون بمكة من القرن الثالث إلى القرن الثالث عشر; مكه: مؤسسة الفرقان للتراث الاسلامى، چاپ اول، 1944 م.

26. أبونعيم اصفهانى، احمد بن عبدالله; دلائل النبوة (م. 430 ق); تحقيق: محمد رواش قلعهچى و...، الطبعه الثانية، بيروت: دارالنفائس، 1406 ق / 1986 م.

27. ; تحقيق: عادل بن يوسف الغرازى، رياض: دارالوطن، 1419 ق / 1998 م.

28. ; حلية الاولياء و طبقات الاصفياء; بيروت: دار الكتاب العربى، چاپ پنجم، [بى ت].

29. أعظمى، محمد مصطفى; مغازى رسول الله(صلى الله عليه وآله) لعروة بن الزبير برواية أبى الاسود عنه; المكتبة التربية العربى، 1410 م.

30. أمحزون، محمد; تحقيق مواقف الصحابه فى الفتنة من روايات الطبرى و المحدثين; رياض: دارالطيبه، 1415 ق / 1994 م.

31. امين، احمد; اعيان الشيعه; تحقيق; حسن امين; بيروت: دارالتعارف للمطبوعات.

32. باشا بغدادى، إسماعيل; هدية العارفين و أسما المؤلفين و آثار المصنفين; بيروت: دار احياء التراث العربى، [بى ت].

33. بخارى، محمد بن اسماعيل (م. 256 ق); التاريخ الكبير; بيروت: دار الكتب العلميه، [بى ت].

34. بستى، أبوحاتم، محمد بن حبّان (م. 354 ق); كتاب الثقات; بى جا: دائرة المعارف العثمانية، چاپ اول.

35. بكرى، عبدالله بن عبدالعزيز (م. 487 ق); معجم ما استعجم من أسماء البلاد و المواضع; تحقيق: مصطفى السقا، الطبعة الثانية، بيروت: عالم الكتب، 1403 ق / 1983 م.

36. بلاذرى، أحمد بن يحيى (م. 279 ق); انساب الاشراف; تحقيق: سهيل زكار و...; بيروت: دارالفكر، 1417 ق / 1996 م.

37. ; البلدان و فتوحها و أحكامهامعروف (فتوح البلدان); تحقيق: سهيل زكار; بيروت: دار الفكر، چاپ اول 1412 ق / 1992 م.

38. بيهقى، أبوبكر، أحمد بن حسين (م. 458 ق) دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشريعه; تحقيق: بيروت، عبدالمعطى قلعجى، بيروت: دارالكتب العلميه، 1405 ق.

39. جعفريان، رسول; منابع تاريخ اسلام; قم: انصاريان، 1376 ش.

40. جمعى از مؤلفان، زير نظر رسول جعفريان; نقد و بررسى منابع سيره نبوى; تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه ها(سمت)، چاپ اول 1378 هـ ش.

41. حاجى خليفه (م. 1068 ق); كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون; تصحيح: رفعت بيلگه كليسنى; بى جا، 1362 ق / 1943 م.

42. جرجى زيدان; تاريخ آداب اللغة العربية; تعليق: شوقى ضيف، دارالهلال، [بى ت].

43. حموى، شهاب الدين أبو عبدالله ياقوت (م. 626 ق); معجم البلدان; تحقيق: فريد عبدالعزيز الجندى، بيروت: دارالكتب العلميه، 1410 ق / 1990 م.

44. ; معجم الادباء;بيروت: دارالاحياء التراث العربى، 1408 هـ .ق / 1988 م.

45. خلكان، ابوالعباس، احمد بن محمد بن أبى بكر (م. 681 ق); وفيات الأعيان و ابناء الزمان; تحقيق: احسان عباس; بيروت: دار صادر، [بى ت].

46. خليفه بن خياط، أبو عمرو (م. 240 ق); الطبقات; تحقيق: سهيل زكار; بيروت: دارالفكر 1414 هـ .ق / 1993 م.

47. ; تاريخ خليفة بن خياط; تحقيق: سهيل زكار، بيروت: دارالفكر، 1414 ق/1994م.

48. دارمى، عبدالله بن عبدالرحمن (م. 255 ق); سنن الدارمى; به كوشش محمد احمد دهمان; دمشق: 1349 هـ ق.

49. دورى ، عبدالعزيز; بحث فى نشاة علم تاريخ عند العرب; بيروت: انتشارات دارالمشرق، [بى ت].

50. دياربكرى، حسين بن محمد (م. 966 ق); تاريخ الخميس فى أحوال انفس نفيس; بيروت: دار صادر، [بى ت].

51. ذهبى، شمس الدين، أحمد بن محمد (م. 748 ق); العبر فى خبر من غبر; تحقيق: محمد السعيد بن بسيونى زغلول، بيروت: دارالكتب العلميه، [بى ت].

52. ; تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام; تحقيق: عبدالسلام تدمرى ، بيروت: دار الكتب العربى، الطبعة الثانية، 1410 ق.

53. ; تذكرة الحفاظ; بيروت: دار احياء التراث العربى، [بى ت].

54. ; سير أعلام النبلاء; تحقيق: شعيب الارنؤوط و ...، بيروت : مؤسسة الرساله، 1417 ق / 1996 م.

55. ; ميزان الاعتدال فى نقد الرجال; تحقيق: على محمد البجاوى، بى جا، دارالفكر، [بى ت].

56. ; الكاشف فى معرفة من له رواية فى الكتب الستة; تحقيق: محمد عوامة و...; جده: مؤسسة علوم القرآن و...، چاپ اول، 1413 هـ . ق / 1992 م.

57. ; دول الاسلام; بيروت: مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، 1405 هـ .ق / 1985 م.

58. رازى، أبو محمد (م. 327 ق); الجرح و التعديل; بيروت: دارالكتب العلميه، بى تا.

59. زبير بن بكار; الأخبار الموفقيات; تحقيق: سامى مكى العارفى; انتشارات الشريف الرضى، 1416 هـ . ق / 1374 ش.

60 . زرقانى، (م. 1112 ق); شرح على المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه; تصحيح: محمد عبدالعزيز خالدى، بيروت: دار الكتب العلميه، 1417 ق / 1996 م.

61 . زركلى، خير الدين; الاعلام; بيروت: دارالعلم ملايين، 1984 م.

62 . زرياب، عباس; سيره رسول الله; تهران: انتشارات سروش، چاپ اول، 1371 هـ .ش.

63 . سجادى، سيد صادق، و عالم زاده هادى; تاريخ نگارى در اسلام; تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه ها، چاپ اول، 1375 هـ . ش.

64 . سخاوى، محمد بن عبدالرحمن (م. 902 ق); الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ; تحقيق: فرانتز روزنتال، بيروت: دارالكتب العلميه، [بى ت].

65 . ، الضوء اللامع لأهل القرن التاسع; بيروت: دارالجيل، چاپ اول، 1412هـ .ق/ 1992 م.

66 . سزگين، فؤاد; تاريخ التراث العربى; چاپ دوم، قم: كتابخانه مرعشى نجفى،1412 هـ .ق.

67 . سيوطى، جلال الدين عبدالرحمن، (م. 911 ق); طبقات الحفاظ; بيروت: دارالكتب العلمية، چاپ دوم، 1414 ق / 1994 م.

68 . طباطبائى، عبدالعزير; الغدير فى التراث الاسلامى; بيروت: دارالمورخ العربى، چاپ اول، 1414 ق / 1993 م.

69 . صالحى، أبوعبدالله، محمد بن احمد (م. 744 ق); طبقات علماء الحديث; تحقيق: اكرم البوشى و...; بيروت: مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، 1417 هـ .ق / 1966 م.

70 . صالحى، محمد بن يوسف (م. 942 ق); سبل الهدى و الرشاد فى سيرة خير العباد; تحقيق: عادل احمد عبدالموجود و...، بيروت: دارالكتب العلميه، 1414 هـ .ق.

71 . طبرانى، سليمان بن أحمد (م. 360 ق); المعجم الكبير; تحقيق: حمدى عبدالمجيد سلفى، الطبعة الثانية، بيروت: دار احياء التراث العربى، [بى ت].

72 . طبرى، محمد بن جرير (م. 310 ق); تاريخ الامم و الملوك; تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم; لبنان، [بى ت].

73. طوسى، أبوجعفر، محمد بن حسن (م. 460 ق); رجال الطوسى; تحقيق: محمد صادق آل بحرالعلوم; نجف: انتشارات حيدريه، 1381 هـ .ق.

74. عجلى، أحمد بن عبدالله (م. 261 ق); تاريخ الثقات; تصحيح: عبدالمعطى قلعجى، بيروت: دارالكتب العلميه، 1405 ق / 1984 م.

75. فاسى، محمد بن أحمد (م. 832 ق); العقد الثمين فى تاريخ البلد الأمين; تحقيق: محمد حامد الفقى; بيروت: مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، 1406 هـ . ق / 1986 م.

76. فاكهى، ابوعبدالله محمد ابن اسحاق (م. 272 ق); تاريخ مكة فى قديم الدهر و حديثه; تحقيق: عبدالملك بن عبدالله بن دهيش; بيروت: دار خضر، چاپ دوم، 1414 هـ . ق
/ 1994 م.

77. فسوى، أبويوسف، يعقوب بن سفيان (م. 277 ق); المعرفة و التاريخ برواية عبدالله بن جعفر درستوية النحوى; تحقيق: أكرم ضياء العمرى; بيروت: مؤسسة الرساله، چاپ دوم، 1401 هـ . ق.

78 . قاضى أبرقوه، رفيع الدين اسحاق بن محمد همدانى; سيرت رسول الله مشهور به سيرة النبى; چاپ دوم، تهران: شركت افست سهامى خاص، 1361 ش.

79 . قاضى ابن شهبه (م. 789 ق); أحاديث منتخبة من مغازى موسى بن عقبه; مخطوطه.

80 . قاضى أبوحنيفه نعمان بن محمد مغربى (م. 363 ق); شرح الأخبار فى فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام; بيروت: دارالثقلين، چاپ اول 1414 ق / 1994 م.

81 . قسطلانى، احمد بن محمد (م. 923 ق); المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه; تعليق: مأمون بن محيى الدين جنان، بيروت: دارالكتب العلميه، 1416 ق / 1996 م.

82 . كتانى، محمد بن سيد بن جعفر; الرسالة المستطرفة لبيان مشهور كتب السنة المشرفة; بيروت: چاپ اول، 1332 هـ . ق.

83 . كلاعى، أبو الربيع، سليمان بن موسى (م. 634 ق); الاكتفاء فى مغازى رسول الله(ص) و الثلاثة الخلفاء; تحقيق: مصطفى عبدالواحد، قاهره و بيروت: مكتبة الخانجى، مكتبة الهلال، 1378 هـ .ق / 1968 م.

84 . مزى، جمال الدين أبى الحجاج يوسف (م. 742 ق); تهذيب الكمال فى اسماء الرجال; تحقيق: بشار عواد معروف، الطبعة الثانية، بيروت: مؤسسه الرساله، 1413 هـ .ق.

85 . مصطفى، شاكر; التاريخ العربى و المورخون; چاپ سوم، بيروت: دارالعلم للملايين، بى تا.

86 . نجاشى، احمدبن على; رجال النجاشى; تحقيق: موسى شبيرى زنجانى; قم: مؤسسه نشر اسلامى، جامعه مدرسين، 1413 هـ.ق.

87 . الندوى، جمشيد احمد; كتاب المغازى لموسى بن عقبة; مجلة البعث الاسلامى; شماره 5، 6، 7، 8، مجلد 34، هند (لكناؤ): مؤسسة الصحافة و النشر، ندوة العلماء، ص .ب. 93، محرم سال 1419 هـ .ق / 1998 م.

88 . نووى، أبوزكريا، يحيى الدين بن شرف (م. 676 ق); تهذيب الأسماء و اللغات; بيروت: دارالفكر، چاپ اول، 1416 هـ .ق / 1996 م.

89 . واقدى، محمد بن عمر (م. 207 هـ .); المغازى; تحقيق مارسدن جونس، الطبعة الثالثه، بيروت: مؤسسه الأعلمى، 1409 ق / 1989 م.

90 . يافعى، أبو أحمد; عبدالله بن أسعد (م. 786 ق); مرآة الجنان و عبرة اليقظان فى معرفة ما يعتبر من حوادث الزمان; محشى: خليل المنصور; بيروت: دارالكتب العلمية، چاپ اول، 1417 هـ .ق / 1997 م.


844. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جزء 2، ص 100.

845. الطبقات الكبرى، ج 7، ص 241.

846. الفهرست، ص 128; تاريخ التراث العربى; التدوين التاريخى، جزء 2، ص 100.

847. المغازى الأولى و مؤلفوها، ص 72.

848. الطبقات الكبرى، مقدمة احسان عباس، ص 10.

849. سير أعلام النبلاء، ج 18، ص 164 ; وفيات الأعيان، ج 1، ص 75; المنتظم فى تاريخ الأمم و الملوك، ج 16، ص 97.

850. دلائل النبوة، مقدمه، ج 1، ص 7.

851. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جز 2، ص 85.

852. حواشى دلائل النبوة، ج 4، ص 39، 175، 233 و موارد ديگر.

853 سير أعلام النبلاء، ج 23، ص 136، 138; فوات الوفيات، ج 2، ص 80; الأعلام، ج 3، ص 136.

854. سير أعلام النبلاء، ج 23، ص 136; فوات الوفيات، ج 2، ص 80.

855. تاريخ آداب اللغة العربية، ج 3، ص 168.

856. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، ص86.

857. الضوء اللامع لأهل القرن التاسع، ج 7، ص 21; شذرات الذهب، ج 7، ص 269.

858. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، ص 85.

859. قبلا ذكر شد كه اين بيست روايت همان منتخبات خطيب بغدادى است.

860. احاديث منتخبة من مغازى موسى بن عقبه، ص 461 ـ 470.

861 شذرات الذهب، ج 8، ص 121; تاريخ آداب اللغة العربية، ج 3، ص 170.

862. المواهب اللدينة بالمنح المحمدية، ج 1، ص 129.

863. همان، ج 1، ص 235.

864. شرح على المواهب اللدينة بالمنح المحمدية، ج 2، ص 55.

865. تاريخ آداب اللغة العربية، ج 3، ص 33.

866. سبل الهدى و الرشاد، ج 4، ص 121.

867. همان، ج 2، ص 173.

868. هداية العارفين أسماء المؤلفين و آثار المصنفين، ج 1، ص 320; تاريخ آداب اللغة العربية، ج 3، ص 33; التاريخ و المورخون بمكة، ص 234.

869. تاريخ منابع اسلام، ص 225.

870. تاريخ الخميس، ج 2، ص 55.

871. سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 371; تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جزء 2، ص 205 ; الأعلام، ج 5، ص 47.

872. الفهرست، ص 142; سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 371.

873. التاريخ و المورخون بمكة من القرن الثالث الهجرى، ص 21.

874. العقد الثمين فى تاريخ البلد الأمين، ج 1، ص 411.

875. اخبار مكه فى قديم الدهر و حديثه، مقدمه، ص 35; منابع تاريخ اسلام، ص 145.

876. اخبار مكه فى قديم الدهر و حديثه، جز 4، ص 240 ـ 245.

877. تاريخ يعقوبى، ترجمه; محمد ابراهيم آيتى، مقدمه.

878. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 6.

879. الفهرست، ص 287.

880. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جزء 2، ص 159; الفهرست، ص 287.

881. الفهرست، ص 288.

882. تاريخ الامم و الملوك، ج 1، مقدمه ص 24.

883. منابع تاريخ اسلام; ص 47.

884. اكثر عالمان رجال، سيف بن عمر تميمى را تضعيف كرده اند; زيرا وى يكى از دورغگويان و جاعلان در گزارش ها بوده و يكى از طرفداران سر سخت اُموى ها بوده، و مستشرقانى مانند: ولهاوزِن و كاتانى وقتى آثار او را بررسى و با ديگران مقايسه كرده اند، از نظر علمى او را تاييد نكرده اند. سيد مرتضى عسگرى نيز پس از تفحص در روايات او، اقوالش را رد كرده، و آنها را بى اساس دانسته است. ر.ك: تاريج علم در گستره تمدن اسلامى، ص 473.

885. مواقف الصحابة فى الفتنة من روايات الطبرى و المحدثين، ج 1، ص 229.

886. همان.

887. تاريخ الاسلام، بخش سيره، مقدمه ص 11 ـ 19.

888. تاريخ الإسلام، بخش مغازى، ص 542.

889. همان جا، ص 61.

890. سير أعلام النبلاء، ج 6، ص 116; تهذيب الكمال، ج 18، ص 494.

891. تاريخ الاسلام، بخش مغازى، ص 112.

892. همان، ص 200.

893. البداية و النهاية، جزء 4، ص 247.

894. همان، ص 249.

895. البداية و النهاية، جزء 4، ص 266.

896. همان، ص 120.

897. همان، ص 142.

898. البداية و النهاية، جز 3، ص 134.

899. همان، ص 255.

900. همان، ص 322.

901. همان، جزء 4، ص 90.

902. همان، جزء 4، ص 121.

903. همان، جزء 4، ص 247.

904. همان، جزء 4، ص 143.

905. همان، جزء 4، ص 328.

906. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جزء 2، ص 111.

907. الفهرست، ص 128.

908. كشف الظنون، ج 2، ص 1099.

909. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جزء 2، ص 111.

910. همان، جزء 2، ص 111.

911. الطبقات الكبرى، ج 3، ص 309.

912. همان، ج 3، ص 437 و 470.

913. همان، ج 4، ص 145.

914. همان، ج 3، ص 449.

915. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جز 2، ص 152.

916. تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جز 2، ص 153; معجم الأدبا، جزء 5، ص 99.

917. أنساب الأشراف، ج 1، ص 108.

918. همان، ص 242، 246، 251، 255، 257، 260.

919. همان، ج 6، ص 126، 202.

920. فتوح البلدان، ص 96.

921. سير أعلام النبلاء، ج 16، ص 119; وفيات الأعيان، ج 2، ص 407; الأعلام، ج 3، ص 121.

922. سير أعلام النبلاء، ج 16، ص 122، وفيات الأعيان، ج 2، ص 407.

923. وفيات الأعيان، ج 1، ص 91; الأعلام، ج 1، ص 157; معرفة الصحابة، مقدمه، محمد راضى بن حاج عثمان.

924. دلائل النبوة، ج 2، ص 328، 333، و موارد ديگر.

925 تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، جزء 2، ص 58; المغازى الاولى و مؤلفوها، ص 70.

926. الأعلام، ج 8، ص 240.

927. نقد و بررسى منابع نبوى، مقاله ابن عبدالبر اندلسى و سيره نبوى مرورى بر دو كتاب الدرر... و الاستيعاب، ص 27.

928. الإستيعاب، ج 1، ص 186.

929. همان، ج 4، ص 5 179.

930. الاعلام، ج 4، ص 273.

931. تاريخ مدينه دمشق، ج 60، ص 456 ـ 468.

932. سير أعلام النبلاء، ج 22، ص 354، 356.

933. أُسد الغابة، ج 2، ص 132، و موارد ديگر.

934. همان، ج 2، ص 512، و موارد ديگر.

935. همان، ج 4، ص 308.

936. ر. ك: نقد و بررسى منابع سيره نبوى، ص 292، به مقاله منبع شناسى صحابه در الإصابة فى تمييز الصحابة، رجوع شود.

937. الإصابة، ج 5، ص 742.

938. همان، ج 1، ص 481.

939. همان، ج 3، ص 578.

940. همان، ج 4، ص 714.

941. همان، ج 5، ص 667.

942. همان، ج 6، ص 602.

943. همان، ج 6، ص 655.

944. همان، ج 3، ص 600.

945. همان، ج 1، ص 393; ج 2، ص 248 و موارد ديگر.

946. همان، ج 1، ص 54، 71 و موارد ديگر.

947. همان، ج 1، ص 64، 176 و موارد ديگر.

948. همان، ج 1، ص 25، 34، 58 و موارد ديگر.

949. در حبشه درگذشت.

950. در حبشه ديده به جهان گشود.

951. محمد بن أبى حذيفه در حبشه به دنيا آمد.

952. در حبشه متولد شد.

953. موسى بن عُقبه گويد: وى اسلام آورد و به حبشه هجرت كرد. ر. ك: تاريخ الأمم والملوك، ج 11، ص 531.

954. قابل ذكر است كه نقل روايت از موسى بن عقبه، در برخى از كتاب ها به طور مطلق (عقبه اول يا دوم) ذكر شده است.

955. اين علامت * نشانه آنست كه در كتاب اخبار مكه نام اين افراد را ذكر نكرده است.