بررسي تطبيقي سازمان دعوت عباسيان و سازمان وكالت اماميه (مراحل شكل‌گيري و عوامل پيدايش)

، سال هفتم، شماره سوم، پاييز 1389، 75 ـ 104

Tārikh dar Āyene-ye Pazhuhesh, Vol.7, No.3, Fall 2010

محمدرضا جباري* / محمدكاظم ملبوبي**

چكيده

سازمان‌هاي دعوت عباسيان و وكالت اماميه، دو سازمان مخفي بودند كه در مناطق مختلف سرزمين‌هاي اسلامي فعاليت مي‌كردند. امامان شيعه(ع) در زمان حضور براي ارتباط با شيعيان از سازمان وكالت استفاده مي‌كردند. عباسيان نيز براي گسترش دعوت خود از داعيان بهره مي‌بردند. با بررسي تطبيقي اين دو سازمان، داوري بهتر تاريخي درباره عملكرد امامان و شيعيان، و عباسيان و پيروانشان امكان‌پذير مي‌شود.

پرسش اصلي در اين مقاله آن است كه اين دو سازمان چه تفاوت‌ها و شباهت‌هايي در مرحله شكل‌گيري و عوامل پيدايش داشته‌اند؟ عباسيان وارث تشكيلات دعوت ابوهاشم بودند، ولي اماميه سازمان وكالت را خود تأسيس كرده بودند. تلاش براي رسيدن به اهداف، وجود اختناق، فعاليت جناح‌هاي رقيب، وجود زمينه‌هاي مساعد، لزوم ارتباط با پيروان و جمع‌آوري منابع مالي، از عوامل پيدايش هر دو سازمان بود، علاوه بر اين،‌ در سازمان وكالت، دشواري ارتباط امام(ع) با شيعيان و ايجاد آمادگي براي دوران غيبت نيز از عوامل پيدايش آن شمرده مي‌شود.

كليد واژه‌ها: اماميه، وكيل، وكالت، داعي، دعوت عباسي، عباسيان.

مقدمه

پژوهش‌هاي تاريخي مرتبط با تاريخ امامان‌(ع) همواره زوايايي از سيره سياسي ـ اجتماعي آنان را براي ما روشن مي‌كنند. مطالعه سازمان وكالت اماميه كه مؤسس آن ائمه‌(ع) بودند و مقايسه آن با سازمان دعوت عباسيان كه جريان ديگري در تاريخ بود، براي ما شيعيان فوايدي چون شناخت بهتر سيره امامان(ع)‌ و الگوهاي زندگي سياسي ـ اجتماعي آنان را همراه دارد. بررسي اين دو سازمان از جهت ديگري هم براي ما ايرانيان اهميت دارد، چرا كه داعيان عباسي و وكيلان امامي از عوامل نفوذ و گسترش تشيع در ايران بودند. بنابر اين، شناخت و مقايسه آنان به شناخت بهتر عوامل نفوذ تشيع و چگونگي ورود و تثبيت آن در ايران مي‌انجامد.

از طرف ديگر، مطالعات مقايسه‌اي و تطبيقي در موضوعات تاريخي بسيار كم انجام شده و زمينه‌هاي بسياري براي اين نوع تحقيقات وجود دارد. عدم وجود مطالعات تطبيقي بين سازمان‌هاي اجتماعي ـ سياسي، نظير سازمان دعوت و سازمان وكالت، يكي از اين كاستي‌هاست. در پژوهش‌هاي اخير، آثار مستقلي درباره هر دو سازمان وجود دارد. در مورد سازمان وكالت مي‌توان به بخشي از كتاب تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم(عج) نوشته جاسم حسين و كتاب سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)، نوشته محمدرضا جباري اشاره كرد. در باب سازمان دعوت عباسي نيز مي‌توان به كتاب‌هاي طبيعة الدعوة العباسيه و العباسيون الاوائل نوشته فاروق عمرفوزي؛ و الدعوة العباسية، تاريخ و تطور و الدعوة العباسية، مبادئ و أساليب نوشته حسين عطوان و عباسيان از بعثت تا خلافت نوشته محمد الله‌اكبري اشاره كرد.

در مقاله حاضر تلاش مي‌شود كه با توصيف و تحليل داده‌هاي تاريخي، شباهت‌ها و تفاوت‌هاي دو سازمان وكالت اماميه و دعوت عباسيان در مرحله شكل‌گيري و عوامل پيدايش بررسي و پاسخ‌هاي مستندي به اين سؤال داده شود كه از نظر مرحله شكل‌گيري و عوامل پيدايش، چه تفاوت‌ها و شباهت‌هايي ميان اين دو سازمان وجود دارد؟

براي مطالعه در مورد يك سازمان و درك صحيح آن، ابتدا بايد چگونگي شكل‌گيري و عوامل پيدايش آن را شناخت. اگر ما بدانيم كه يك سازمان به چه علت به وجود آمده و زمينه‌هاي تأسيس آن چه بوده است، اهداف و وظايف و ساير خصوصيات ديگر آن را نيز آسان‌ترخواهيم شناخت. به هرحال، نگارنده بر اين باور است كه چنين سازمان‌هايي بر اثر مجموعه‌اي از عوامل( نه يك عامل) پديد آمده است.

الف) مفهوم‌شناسي وكالت، دعوت و سازمان

با دقت در معناي لغوي و اصطلاحي واژه وكالت1 چنين استنباط مي‌شود كه در معناي آن نوعي عجز از انجام مستقيم كار نهفته است و موكل زماني به تعيين وكيل اقدام مي‌نمايد كه به دلايلي توانايي انجام مستقيم كار را نداشته باشد. بر اين اساس، امامان شيعه(ع) نيز براي انجام كارهايي وكيل تعيين مي‌كردند كه به صورت مستقيم قادر به انجام آن نبودند.2 اقداماتي، نظير ارتباط با شيعيان مناطق دوردست و جمع آوري وجو