سفر زيارتي حج در دورة قاجار بر مبناي سفرنامه‌هاي رجال دورة قاجاري

سال نهم، شماره اول، بهار و تابستان 1391، 21 ـ 48

Tārikh dar Āyene-ye Pazhuhesh, Vol.9, No.1, Spring & Summer 2012

عليرضا علي صوفي*/ علي اكبر زاور **

چكيده

نوشتار حاضر به بررسي سفرنامه هاي حج رجال دوره قاجار مي پردازد و با رويكردي توصيفي – تحليلي، انجام مراسم حج توسط ايرانيان را در آن دوره تاريخي بررسي مي كند. پرسش اساسي در اين مقاله اين است كه مراسم حج توسط ايرانيان در آن روزگار به چه صورت انجام مي شد و متأثر از چه عواملي بود. به نظر مي رسد اين سفر و به طور كلي چگونگي اجراي اين مناسك و زيارت اماكن متبركه آن سرزمين توسط ايرانيان شديداً تحت تأثير اختلافات ريشه دار اعتقادي و تاريخي مذاهب تشيع و تسنن بوده است. علاوه بر اين، با توجه به تسلط دولت عثماني بر اين منطقه جغرافيايي، روابط بين دولت هاي ايران و عثماني و نيز اوضاع سياسي ـ اجتماعي روزگار، نقش تعيين كننده اي در اين خصوص داشته است. افزون بر اين، اوضاع و احوال جغرافيايي و محيطي از قبيل بُعد مسافت، گرماي شديد، بي آبي وخشكسالي و بيماري هاي مسري نيز در اين خصوص بي تأثير نبوده است.

كليد واژه: مراسم حج، رجال قاجار، سفرنامه هاي حج و مسير هاي حج.


* دکتراي تاريخ ايران اسلامي و عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور تهران

** كارشناس ارشد تاريخ ايران اسلامي                                                                                     a.a.zavar@gmail.com

دريافت: 2/2/1391 ـ پذيرش: 9/6/1391


 

مقدمه

در راستاي عمل به آيه شريفه «ولله عَلَي النّاسِِ حِجُّ البَيْت» ( آل عمران: 97) همواره مسلمانان در طول تاريخ، سفر به سرزمين حجاز و انجام مناسك حج را واجب دانسته اند. ايرانيان نيز خارج از اين جماعت نبوده و در همة ادوار و تحت هر شرايطي، در اين گردهمايي ساليانة مسلمانان حضور يافته اند.

سفرنامه نويسي در ايران، سابقة كهني دارد، ولي در دورة قاجار، به ويژه ازسال 1260ق به اين سو، از سفرنامه نويسي يا به اصطلاح آن روزگار «روزنامه سفر» با استقبال و توجه رجال و بزرگان عصر قاجار كه عشق به تأليف و نگارش داشتند، روبه رو شد. در اين زمان، علاوه بر سفرنامه‏هاي فراواني كه نويسندگان غير ايراني، دربارة ايران زمان قاجار نوشته اند، خود ايرانيان هم سفرنامه‏ها و خاطرات فراواني از خود برجاي گذارده‏اند كه برخي از آنها به اوضاع داخلي ايران و بعضي به خارج از ايران اختصاص دارد. در واقع، اين حركت به پيروي از آثار مشابهي بود كه برخي از غربيان، از قرن چهاردهم ميلادي به اين سو، تحت عنوان «سفرنامه» نوشته و به مرور در هند و ايران در دسترس ايرانيان قرار گرفته بود. برخي از اين سفرنامه ها كه به نوعي به ايران مربوط مي شد، سخت مورد علاقة درباري هاي ايران قرار داشت.

سفرنامه هاي اروپايي در دورة صفوي، دربارة ايران و هند و به طور كلّي قارة آسيا بسيار گسترده بوده و طبعاً اين حركت فرهنگي، به نوعي در ميان چهره هاي فرهيحته ايران تأثير گذاشت و ادبيات نويني را در اين زمينه پديد آورد؛ ادبياتي كه مي توان آن را «ادبيات سفرنامه نويسي» نام نهاد.

سفرنامه هاي اين دوره را مي توان در چند گروه دسته بندي كرد:

1. گزارش سفر به اروپا و هند؛

2. گزارش سفرهاي زيارتي به عَتَبات عاليات ( كربلا، نجف، كاظمين و سامرا)؛

3. گزارش سفرهاي داخلي در ايران؛

4. گزارش سفر حج.

موضوع بحث اين مقاله سفرنامه هاي حج است؛ كه به عبارتي گزارش سفر به «جزيرة العرب» يا همان سرزمين حجاز است.

همان گونه كه مي دانيم، سفرنامه ها در تقسيم بندي منابع تاريخي، جز