نقش علمای شیعه در حمایت از تولید ملی و کار و سرمایهی ایرانی
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
علماي شيعه همواره بر اساس وظيفهاي که برعهده دارند و آن هدايت و رهبري جامعة اسلامي در عصر غيبت در راستاي احکام اسلام و موازين شرع است، اقدامات گوناگوني انجام دادهاند. اما ذهنيت عمومي جامعه اين است که وظايف و اقدامات عملي علما عموماً در مباحث خاص ديني، مثل برپايي مراسم ديني، وعظ و خطابه و امامت جماعت و پاسخگويي به سؤالات و شبهات اعتقادي و شرعي مردم بوده است. ازاينرو، فعاليتهاي علماي شعيه در عرصههاي خاص اقتصادي، سياسي، بينالمللي و فرهنگ اجتماعي کمتر مورد توجه بوده و کمتر بيان شده است. نمونههاي زيادي از اقدامات علما در حفظ مواريث ديني، مقابله با شبهات اعتقادي، مناظرات مذهبي و عقيدتي سراغ داريم. اما اگر از نقش علماي شيعه در حفظ اقتصاد ملي يا هويت ملي يا منافع ملي کشور سخن بگوييم قطعاً اطلاعات کمتري در اين زمينه وجود دارد. این در حالی است که چون دین اسلام دین جامع است و برای همة عرصههای زندگی بشر برنامه دارد، طبیعتاً عالمان اسلامی، که وظیفة تبلیغ دین و حراست از آموزههای دینی و اجرای آن در جامعه برعهده دارند، باید در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز فعال باشند. در تاریخ معاصر ایران، که دورة هجوم نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی غرب به این کشور است، همواره شاهد حضور زیرکانه و مؤثر علمای شیعه در مقابله با این تهاجم بودهایم. یکی از اقدامات علمای شیعه در مواجهه با این تهاجها، بهويژه هجمة اقتصادي، دفاع و حمایت از کار، توليد و سرماية ايراني است. این مقاله نقش آنها در اين مسئلة اقتصادي را بررسي ميكند.
لازم به ذکر است در خصوص اين موضوع، آثاري منتشر شده است؛ مثل مقالة «نقش و آثار شركت اسلاميه در انديشة خودكفايي» به قلم آقاي مصطفي مرتضوي که صرفاً به يکي از اقدامات مذکور، يعني «شرکت اسلاميه» پرداخته است. همچنين مقالة «رهيافت امنيتي آقانورالله نجفي و شهيد مدرس» به قلم آقاي رشيد ركاميان که به مباحث امنيتي در بعد فرهنگي، قضايي، نظامي و اقتصادي پرداخته که يک بعد آن، يعني بعد اقتصادي با اين مقاله نزديک است، آن هم صرفاً در خصوص اقدام اقتصادي آقانورالله بهويژه شرکت اسلاميه. همچنين مقالة «ده فتواي مذهبي- سياسي» متعلق به آيتالله استادي که ايشان نيز تعداد محدودي از فتاواي علما را به صورت سند تاريخي ذکر کردهاند و تحليل چنداني دربارة محتواي آن ندارند. همچنين مقالة «پيکار پيروز مرجعيت شيعه عليه استعمار انگليس» كه به تفصيل به دو اقدام مرحوم کني و مرحوم شيرازي در قراردادهاي «رويتر» و «رژي» پرداخته است. مقالهاي نيز با عنوان «مباني فقهي حمايت از توليد ملي و کار و سرماية ايراني» تأليف رضا اسلامي منتشر شده که صرفاً به مباني فقهي بحث پرداخته است، نه نمونههاي تاريخي.
همچنين تکنگاريهايي دربارة برخي علما، مثل آيتالله ملّاعلي کني يا مرحوم صاحب عروه (ابوالحسني، 1386) يا آقانجفي اصفهاني و آقانورالله اصفهاني (نجفي، 1390؛ نجفي، 1387) نوشته شده که به زندگي و حيات سياسي ـ اجتماعي اين بزرگواران پرداخته و ضمن آن برخي از اقدامات آنها را که در زمينة حمايت از منافع ملي و سرمايههاي ملي بوده، ذکر کرده است. تفاوت اين مقاله با تحقيقات مذکور در اين است که اولاً، يک نگاه کلي به عملکرد علما در کل دورة قاجاريه در موضوع مذکور دارد، ثانياً، به روش تحليل محتوا، به تحليل متن اعلاميهها و فتاوا پرداخته و علل و انگيزههاي صدور اعلاميهها و فتاوا و ساير اقدامات را بررسي و تحليل و در يک قالب خاص، دستهبندي کرده و با نگاه موضوع روز، يعني «حمايت از کار و سرماية ايراني» اين تحليل را انجام داده است که اين زاويه نگاه و اين نوع تحليل و دستهبندي نوآوري و تفاوت اين مقاله با ساير آثار منتشرشده در اين زمينه بهشمار ميآيد.
الف. ترغيب و حمايت از تأسيس شرکتهاي اقتصادی داخلي
يکي از راهبردهاي علماي شيعه در مقابله با هجوم اقتصادي غرب، تقويت اقتصاد داخلي بوده است. يکي از اقدامات در اين زمينه، تشويق و حمايت از تأسيس شرکتهاي اقتصادي داخلي است. مهمترين مصداق اين حرکت، تأسيس «شرکت اسلاميه اصفهان» در سال 1316ق، يعني قريب هفت سال پس از قيام تنباکو در اصفهان است. این شرکت با همت دو مجتهد بزرگ اصفهان، مرحوم آيتالله آقانجفي اصفهاني و برادرشان شهيد حاج آقانورالله اصفهاني تأسیس شد. پس از قيام تنباکو، و بروز فوايد بيشمار آن، اين دو بزرگوار اينگونه برنامهريزي ميكردند که علاوه بر حضور نداشتن کالاها و منسوجات خارجي در زندگي مردم، امکانات داخلي را براي توليد بسيج نموده و با ابتکار ايراني، به توليد بپردازند و ملت را براي حمايت از آن تشويق کنند و تحريم کالاهاي بيگانه را بعد اثباتيِ عملي ببخشند. ازاينرو، مرحوم آقانجفي پس از مراسم نماز جماعت در مسجد «جامع سلطاني» (مسجد شاه) طي سخنراني مبسوط و مهمي با استناد به آيات و روايات، از مردم خواست از مصرف کالاها و منسوجات خارجي خودداري كنند و به مصرف کالاهاي داخلي روي آورند. ايشان در نامهها و اعلاميههاي بعدي، مردم را به استفاده از کالاهاي اسلامي تشويق ميكرد (نجفي، 1387، ص 59-61).
روزنامة حبلالمتين به نقل از خبرنگار خود در اصفهان، در رابطه با نقش آقانجفی اصفهانی در اينباره مينويسد:
حضرت حجةالاسلام حاج شيخ محمدتقي [آقانجفي] ـ مدظله العالي ـ عنوان مفصلي را من باب ترک منسوجات و مصنوعات خارجه در ترويج امتعه و اقمشة داخله و بيست و هفت مورد در قرآن، که منع از معاشرت خارجه است، بياني خيلي مفصل و عنواني بسيار عام فهم، ارشاد فرمودهاند... علماي اسلام در اين شرکت مقدس، شخصاً شرکت ماليه نمودهاند و از بذل نصايح و تشيوق عموم به امتعة اسلامي و دوري از استعمال امتعة خارجه، دقيقهاي فروگذار نميکنند... حضرت حجةالاسلام آقاي نجفي و بندگان ثقةالاسلام [حاجآقانورالله] و جناب آقايان علماي اسلام ـ سلمهم الله تعالي ـ در راه اين شرکت مقدس، از هستي خود گذشتهاند (حبلالمتين، ش 20، ص 9).
1. حمايت از توليد داخلی و کار و سرماية ايرانی
اين شرکت که يک اساسنامة قوي با 43 فصل و يک خاتمه داشت، با اهداف مهمي در عرصة حفظ و تقويت اقتصاد ملي در مقابل نفوذ اقتصادي بيگانه تأسيس شد. آقانجفی اصفهانی در نامههایی که به مطبوعات، از جمله روزنامة حبلالمتین نوشت، به پیشرفت در این زمینه در حد خودکفایی اقتصادی و احتیاج نداشتن به بیگانه اشاره کرد:
رجاء دارم که به حسن اهتمام علماء اعلام و توجه اسلاميان، موجبات رواج صنايع و امتعة اسلاميه زياده بر اين، يوماً فيوماً در ترقي و شيوع بشود؛ چنانچه در اصفهان و توابع، لباس اغلب مسلمانان از همين منسوجات و امتعة اسلاميه ميباشد و رواج دارد. انشاءالله تعالي بهطوري شايع خواهد شد که کفايت عموم اسلاميان را بنمايد (همان، ش 19، ص 17). ... مسلمين را حاجت به منسوجات وملبوسات غير نباشد (همان، ش 25).
بر همین اساس، روزنامة ثريا به آگاهی و توجه عالمان دینی به مسائل سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد و بهویژه این عالم دینی را آغازکنندة ترقی و پیشرفت در ایران دانست:
... رؤساي روحاني ملت و امر دولت ايران، معني وطن و ترقي آن را شناخته و درصدد ارتقاء بدان مدارج عاليه برآمدهاند. اگر نام مبارک حجةالاسلام آقانجفي ـ مدّ ظله العالي ـ را سرآغاز تاريخ ترقي ايران قرار دهيم، شايسته و سزاست... (ثريا، 1317ق، ش47).
فصول گوناگون اساسنامة اين شرکت و اهداف تعيينشده حاکي از ديد وسيع و متفکرانة اين عالم ديني وتوجه دقيق وي به معضلات و مشکلات اقتصادي جامعة زمان خود است که براي حل اين مشکلات، اقدام به تأسيس اين شرکت نمود. در اساسنامة اين شرکت، اهداف کلي تأسيس شرکت اينگونه ذكر شده است:
1. دسترسي به سود بيشتر اقتصادي از طريق راهاندازي كمپاني و شركت در نسبت با كار تجارت فردي؛
2. خروج از ذلت احتياج به امتعة خارجي؛
3. تثبيت و تقويت هرچه بيشتر تجارت داخله در برابر تجارت خارجه؛
4. جلوگيري از خروج ثروت داخلي به خارج از كشور؛
5. جلوگيري از مهاجرت نسلهاي آينده به خارج از كشور براي مزدوري و كارگري نزد بيگانگان؛
6. تسهيل در امر معيشت مردم به علت ارزانتر بودن منسوجات و مأكولات داخلي نسبت نوع خارجي آنها؛
7. ارائة الگويي تجاري براي آيندة ملت و دولت؛
8. جلوگيري از رواج معاملات ربوي بيگانگان.
چنانکه پيداست، تأکيد بر «کار جمعي به جاي فردي»، احتياج نداشتن به بيگانگان، ممانعت از خروج ثروت ملي و نيروي کار و تقويت اقتصاد ملي، و حل مشکلات اقتصادي مردم از جمله اهداف اصلي شرکت است؛ مشکلاتي که تقريباً همگي امروز از جمله مشکلات اقتصادي جامعه ماست (ر.ك: نجفي، 1384، ص32-34). بنيانگذاران اين شرکت در اساسنامة آن، فوايد و کارايي آن را اينگونه بيان کردهاند:
[اين شرکت] آب رفته را به جوي آورد و رشتة گسيختة تجارت داخلة ما را محکم خواهد نمود. ملک و وطن ما را آباد و احياي صنايع منقرضشدة ما را حيات ميدهد. ما را از ذلّت احتياج به امتعة خارجي ميرهاند. قماشهاي قلب فسادشدة خارج که در عوضش روح و ثروت مملکت ما ميرود موقوف دارد، و صنايع استادان خودمان را، که فعلاً جاذب انظار تمام صنعتگران عالم است و در تماشاخانههاي خارجه به يادگار در کمال احترام نگه ميدارند، به حال اولين عود ميدهد. راههاي مملکت را شوسه و آهن کرده، حمل و نقل ما را سهل خواهد نمود. از قحطسالي و تعدّي محتکرين بيانصاف نجاتمان ميدهد. اطفال ما را تربيت ميکند. در سال، که هزارها از نفوس و برادران ديني ما به خارجه مسافرت کرده، در کمال ذلت به مزدوري غير مذهب ما، جان شيرين ميسپارند، به کار و شغل داخلة مملکت باز خواهد داشت (همان، ص 48-49).
2. استقبال اقشار جامعه از محصولات شرکت
اين شرکت، که براي تقويت اقتصاد داخلي و مقابله با نفوذ اقتصادي بيگانگان و سلطة آنها بر کشورهاي اسلامي تأسيس شد، استقبال عظيم مردم را در پي داشت و ميزان سرور و بهجت مردم از توفيق اين شركت به اندازهاي بود كه در برخي شهرها، از جمله بوشهر و كاشان به هنگام ورود اولين البسة اين شركت، مجلس جشن و بزم به راه انداختند. در توصيف اين شور و حرارت آمده است:
چنان وجد و سرور در اهالي از وضيع و شريف ملاحظه شد كه درهيچ عيد از اطفال نديده بودم. و در تعريف منسوجات وطني، همين يك نكته شاهد است كه بلژيكيهاي مأمورين گمرك و ساير اهالي خارجه از اين تنخواه خريدند و نهايت توصيف مينمودند. الفضل ما شهدت به الاغيار (حبلالمتين، ش 24، ص 25؛ ش 29، ص15).
مطبوعات و رسانههاي داخلي و خارجي نيز به شدت نسبت به اين حرکت توجه نشان دادند و اخبار گسترش و توسعة آن را منتشر ميكردند. آقانجفي و حاجآقا نورالله اصفهاني در نامههايي که در تشکر از توجه روزنامهها به اين اقدام نوشتند، از اين حرکت بهمثابة يک «جهاد اقتصادي» نام بردند. در نامة ايشان به روزنامة ثريا آمده است:
گمانم اين است اقدام در اين عمل خير، امروز بهمنزلة جهاد است و عندالله ثواب و اجر عظيم دارد؛ چه ملت و امت ناجيه را از احتياج به كفار مانع بزرگي است... در اين مدت قليل، منسوجات شركت اسلاميه بين المسلمين خيلي رواج يافته و ترقي نموده است و بسيار اشياء و اجناس نفيسه اختراع كردهاند (ثريا، 1317ق، ش47).
همچنين نوع اين اقدام، که در جهت حفظ منافع اقتصادي جامعة اسلامي و مقابله با سلطة بيگانگان بر امت مسلمان بود، حمايت جدي علماي مسلمان در مناطق گوناگون را موجب گرديد و علماي بزرگي همچون آيات عظام ملّا محمدكاظم خراساني، سيدمحمدكاظم يزدي، ميرزا حسين نجل ميرزا خليل، محمد الغروي الشربياني، ملّا محمدحسن مامقاني، ميرزا فتحالله شيرازي اصفهاني معروف به «شريعتمدار»، ميرزا محمدحسين نوري معروف به «محدث نوري» و صدراصفهاني به شكلهاي گوناگون مثل فتوا، اعلاميه، سخنراني و تأليف كتاب، به حمايت از آن برخاستند. براي نمونه، آیتالله آخوند خراساني در نامهای، از شاه خواست تا با «خلع لباس ذلّت» و «لبس لباس عزّت» و استفاده از «البسة مصنوعة اسلاميه»، هم به «ترويج ملت بيضاء و تقويت دولت عظمي و اسباب آسايش عموم عباد و ترقيات عامه و قاطبين بلاد محروسه ايران» بپردازد و هم باعث شود تا ملت، كه به مقتضاي «الناس علي دين ملوكهم» شيوة وي را ادامه دهند كه «كهن جامة خويش را پيرايش، به از جامه عاريت خواستن» است (ر.ك: ثريا، ش 13).
حتي در برخي شهرها از جمله در شيراز، علما برخي از وعاظ را روانة نقاط گوناگون شهر و روستا كردند تا به مردم اطلاع دهند و از آنان بخواهند كه از اين به بعد، تنها از منسوجات «شركت اسلامية اصفهان» استفاده كنند (حبلالمتين، ش18، ص12). آنچه در اين مکتوبات و اعلاميههاي تاريخي قابل دقت و پژوهش است نوع نگاه و منطق گفتاري مندرج در آن است. استفاده از واژههايي مثل «پوشيدن لباس عزت» و «خلع لباس ذلت» و مفاهيمي که از فرهنگ سياسي شيعه منبعث شده است ما را به موضوع مهمتر وژرفتر تکوين سياست ديني شيعه در دوران قاجار و سير تحولات آن سوق ميدهد (نجفي، 1384، ص71).
نکتة مهمي که در اين اقدامات وجود دارد اين است که براي رسيدن به خودکفايي و استقلال اقتصادي و رونق توليدات داخلي بر حرکت و اقدام ملي مبتي بر قناعت و پرهيز از تجمل تأکيد فراوان شده است؛ چنانکه حاج آقا نورالله اصفهاني در يکي از سخنرانيهاي خود ميفرمايند:
امروزه بر ملت ايرانيه و حوزة اسلاميه لازم و متحتم که در رفع احتياج از خارجه به قدر مقدور و اندازة ميسور بکوشيم؛ يعني لوازم زندگاني را ... تا آخرين درجة امکان از امتعة داخلة خود استعمال نماييم و تا در مملکت خود، اگرچه به اضعاف قيمت و خشن باشد، دربند ظرافت نباشيم و از خارجه نخريم و اين اقتصاد ملکي و ملي را کار بنديم و سرمايه و نقود را به خارجه نسپاريم (همان، ص183، به نقل از روزنامة جهاد اكبر، 1325ق، ش14).
استقبال از محصولات اين شرکت، که در حوزة نساجي فعاليت ميکرد، روز به روز افزايش يافت. ازاينرو، براي لباسهاي رسمي نيروهاي نظامي، مدارس علميه و مدارس جديد از منسوجات اين شرکت استفاده ميشد (حبلالمتين، ش10، ص11؛ انجمن مقدس ملي اصفهان، 1325ق).
3. گسترة فعاليت شركت
با اقدامات انجامشده و استقبال و حمايتهای فراوان از محصولات شرکت مزبور، شرکت به سرعت توانست توسعه يافته و قلمرو فعاليت خود را از شهر اصفهان فراتر برد و در بيشتر شهرهاي ايران شعبه داير كند. گسترش توفيق شرکت تا حدي بود که فعاليت آن فراتر از مرزهاي ايران هم رفت و شعبههايي از اين شركت در شهرهاي پاريس، لندن (با وكالت حاجي ميرزا اسدالله كاشاني و حاجي علياكبر صاحب شيرازي)، مسكو (با وكالت ميرزا محمدجواد مشكي اصفهاني و ميرزا علي محمدخان كاشاني مدير روزنامة ثريا)، اسلامبول (با وكالت حاجي ميرزا محمدشفيع آقا امينالتجار اصفهاني)، بمبئي (با وكالت حاجي سلطانعلي شوشتري و حاجي محمدجواد عرب كرماني)، كلكته (با وكالت مؤيدالاسلام مدير روزنامة حبلالمتين)، بغداد (با وكالت حاجي سيدمحمدكاظم اصفهاني و حاجي سيدحسين افندي اصفهاني)، بادكوبه (با وكالت حاجي زينالعابدين تقي اوف)، قاهره، و... نيز ايجاد شد.
با توسعة فعاليت اقتصادي شرکت، حوزة کاري شرکت از حوزة نساجي فراتر رفت و به برخي امور مهم اقتصادي، مثل حوزة حمل و نقل و ساختن راهآهن، راهاندازي کارخانة نخريسي و به تعبير آن زمان، «ريسمانتابي» نيز گسترش يافت.
4. به خطر انداختن منافع استعمار
گسترش روزافزون «شركت اسلاميه اصفهان»، که با هدف مقابله با نفوذ و سلطة اقتصادي استعمارگران شکل گرفته بود، موجب لطماتي به منافع بيگانگان شد، بهگونهايکه روزنامهها و نمايندگان انگليس، توسعة آن را سكته به منافع انگليس در تمام منطقة خليج فارس اعلام كردند:
معلوم ميشود ايرانيان اندك اندك از خواب غفلت بيدار شده و قدر و اهميت تجارت، خاصه تجارت شركت را نيكو دانسته، چيزي كه در اين شركت اهميت دارد اين است كه علماي اين ملت نيز در آن شركت دارند و مشوّقاند. و اگر اين شركت معتبر شود، سكتة بزرگي به تجارت انگليس در اصفهان، بلكه در خليج فارس وارد آيد. و بايد تجّار ما نوعي رفتار كنند كه در آينده، بازار تجارتشان از رونق نيفتد، والاّ عنقريب بايد منتظر خبر بود كه بازار تجارت ما در اصفهان بسته شود (ثريا، 1317ق، ش 47، ص11، به نقل از: روزنامه كاميرشل انگليس).
رشد روزافزون معاملات و عايدات «شركت اسلاميه اصفهان» به قدري زياد بود كه سفارت انگليس را در معرض موضعگيري و چارهانديشي قرار داد، تا جايي كه سفارت انگليس در يادداشتي به وزارت امور خارجه كشورمان نوشت:
از قرار اطلاعاتي كه از اصفهان ميرسد، علماي آنجا بيشتر بر ضد تجارت خارجه ميباشند... علناً ميگويند كه مردم نبايد امتعة خارجه را بخرند... جناب آقا نورالله در مسجد، چند روز قبل از اين گفته بودند كه اين اقدام، اقدام وطنخواهي است كه تجارت داخله را ترغيب و تجارت خارجه را خارج كنند... [با اين اقدام علما] مشتريان داخله ورشكست خواهند شد و تجار خارجه خانههاي خود را از اصفهان برخواهند داشت، و در شهرهاي ديگر ايران هم همينطور خواهد شد. اين فقره اسباب خرابي مملكت است (نجفي، 1384، ص63-64).
بر همين اساس، انگليسيها براي جلوگيري از خطر شرکت، به حيله و نيرنگ متوسل شدند و سعي کردند با استفاده از اختلافات مسلمانان و اهل کتاب به اقدامات شرکت لطمه زده، مانع موفقيتهاي آن شوند. اما اين طرح ظاهراً بسيار بهموقع از جانب انديشمندان طرفدار «شركت اسلاميه» لو رفت و آنها از طريق اطلاعرساني به مردم، تا حدّ زيادي اين نقشه را خنثا كردند. از سوي ديگر، هوشياري اقليت مسيحي نيز نقشة انگليس را خنثا ميكند. در همين خصوص، خليفه پادري [يكي از القاب روحانيان مسيحي] پاسكال معلم روحاني ارامنه و مسيحيان اصفهان طي نامهاي به مدير روزنامة حبلالمتين، كذب ادعاي انگليس را فاش ساخت:
از ديدن اين خبر خيلي متألم شدم... بهطور يقين، عرض ميكنم كه از زماني كه شاه عباس صفوي ماها را به ايران كوچانيد، در ضمن اين مدت، كه تقريب سيصد سال است، هيچ زمان طايفة ما آسودهتر و راحتتر از زمان سلاطين قاجار نبوده ]است[. همچنين علماي اصفهان هميشه ما را محترم ميداشته و ميدارند و در كمال دقت، به امور راجعه به ما اقدام ميفرمايند. با اين لطف دولت و ملت، راضي نيستيم كسي اين تهمت بزرگ را به ما بزند. خواهش داريم اين مطلب را در روزنامه درج و ما را از بدنامي بيرون آورده، آسوده دارند (حبل المتين، 1317ق).
در مجموع، حرکت جهادي حاج آقانورالله اصفهاني در عرصة اقتصادي، که با همياري و حمايت ساير علما و اقشار مردم همراه شد، موجب گرديد برخي از مشکلات جدي کشور در عرصة اقتصادي با يک حرکت جهادگونه حل شود و در عصري که عصر امتيازات استعماري روس و انگليس در ايران بود، تا حدي از سلطة اقتصادي بيگانگان بر کشور جلوگيري نمايند. اميدواريم هريک از اقشار امروز جامعة ما نيز با چنين اقداماتي بتوانيم گامي مهم در جهت جهاد اقتصادي برداريم و امروز، که در عرصههاي گوناگون سياسي، جهان اسلام و جمهوري اسلامي ايران به موفقيتهاي روزافزون جهاني رسيده است، در اين عرصه نيز بتوانيم موفقيتهايي را کسب كنيم و کارآمدي نظام اسلامي و حکومت ديني را در عرصههاي گوناگون به رخ جهانيان بکشيم.
صدور فتوا و اعلاميه در تحريم کالای خارجی و ترويج کالای داخلی
یکی از اقدامات علمای شیعه در حمایت از تولید ملی و کار و سرمایة ایرانیان و مسلمانان، صدور اعلامیهها و فتاوای گوناگون مبنی بر تحریم کالاهای خارجی و حمایت از کالاهای داخلی و ترویج فرهنگ استفاده از پارچه، لباس، کاغذ و انواع کالاها و صنایع داخلی و ایرانی است. علت صدور این فتاوا و اعلامیهها آگاهی علمای شیعه از پیامدهای منفی ورود بیرویة کالاهای خارجی به کشور بوده است. مرحوم آیتالله سیدمحمدکاظم طباطبائی، معروف به «صاحب عروه»، از علمای بزرگ شیعه در پاسخ به سؤالی در همین زمينه مینویسند:
آنچه نوشته بودید، از ترتب مفاسد بر حمل اجناس از بلاد کفر به محروسة ایران - صانها الله تعالی عن حوادث الزمان - صواب، و همیشه ملتفت به آنها و اصناف آن، که مایة خرابی دین و دنیای مسلمین است، بودهام و از اقدام شما در تهیة دفع آنها، که باید از محض غیرت دین و خیرخواهی مسلمین باشد، زیاده مسرور شدم (آيتاللهي، 1363، ص174-177).
در این بخش، به نمونههایی از این اعلامیهها و فتاوا اشاره ميشود. تحریم کالای خارجی و ترویج کالاهای داخلی بنا به علل گوناگون و برای رسیدن به اهداف متفاوتی صورت میگرفت که مستند به متون این فتاوا و اعلامیهها علل و اهداف این اقدامات بیان میشود:
1. علل تحريم کالای خارجی و ترويج کالای داخلی
الف. حفظ و افزايش ثروت ملی و سرمايه اسلامی ـ ايرانی: یکی از اهداف تحریم کالای خارجی و ترویج کالاهای داخلی حفظ ثروت ملی و جلوگیری از خروج سرمایه و پول مسلمانان به سرزمين کفر بوده است. آیتالله آخوند خراسانی و آیتالله ملاعبدالله مازندرانی، از مراجع بزرگ نجف، که فتاوای آنها به تعبیر کسروی، مهمترین عامل حضور مردم و سردارانی همچون ستارخان و باقرخان در نهضت مشروطیت بوده، در سال 1329ق در اعلامیهای که علیه استفاده از کالاهای خارجی دادهاند، هدف از این اقدام را جلوگیری از خروج ثروت مملکت و منابع داخلی بیان کردهاند:
... عموم غیرتمندان اسلام و پیروان حضرت خاتم النبیین ـ صلی الله علیه وآله الطاهرین ـ البته این معنی را تا به حال فهمیدند وبه رأی العین میبینند که استعمال امتعة خارجه در بلاد اسلامیه، تا به حال به چه درجه موجب ذهاب ثروت مملکت و نسخ منابع داخله و فقر و فلاکت ملت و تسلط کفار بر مسلمین داخله و فقر و فلاکت ملت و تسلط کفار بر مسلمین شده (نجفي، 1391، ص 81).
مرحوم شیخ محمداسماعیل محلاتی، از علمای نجف در دورة مشروطه، نیز در اعلامیهای که در تحریم کالاهای خارجی صادر کرد، به این نکته اشاره نمود که استفاده از کالاهای خارجی از دو جهت موجب کاهش ثروت ملی خواهد شد.
وجه اول این است که مصرف کالای خارجی موجب میشود ثروت و مال ایرانیان و مسلمین به جیب اجانب برود و لذا، برای احتراز از این مسئله، باید از مصرف این کالاها پرهیز کرد:
پر واضح است که امتعه و اقمشه، که از طرف اجنبی بر ما وارد میشود، آنچه مخارج برده از گمرک و کرایة جهاز و... سرکش قیمت آن امتعه نموده، از ما میگیرند. پس درحقیقت، همة آن مصارف از جیب ما داده میشود و همة آن ادارات به اندازة خود، به پول ما دوران مییابد [اداره ميشود] ... در حقیقت، تجارت اروپاییان با ما ایرانیان وسیلهای است برای آنکه اموالی از ما استنقاد شود [دريافت شود] و از چنگال ما بیرون رود به مصرف تقویت دول و عمارت بلاد آنها برسد (رجبي، 1390، ص44).
وجه دوم این است که مصرف کالای خارجی موجب تضعیف صنعت و تولید داخلی شده، از این نظر، موجب کاهش ثروت ملی میشود:
استعمال آنها [یعنی: کالای خارجی] و به همان اندازه، بلکه بالاتر، اعراضشان از اجناس و حِرَف وطنیه و ترک نمودن آن باعث مزید رواج آنها و موجب مزید اندراس [كهنه شدن] اینها [یعنی: کالای داخلی] گردید وحِرَف و صنایع مملکتی که سبب استجلاب وجوه نقدیه بود، منسوخ شد و آن وجوه نقدیه از ما منقطع شد، و آن قوافل [قافلهها] طلا و نقره که هر ساله در خانههای ما وارد شده و منزل میگزید؟ به طرف ممالک اروپا رهسپار شد و خانههای فرنگیان را منزلگاه خود قرار داد و دست ما از آن اموال تهی و در مقابل جیب آنها پر شد (همان، ص442-443).
در اساسنامة «شرکت اسلامیة اصفهان» نیز ـ همانگونه که قبلاً گذشت ـ یکی از اهداف تأسیس این شرکت جلوگیری از خروج ثروت داخلی به خارج از کشور ذكر شده بود. وقتی در سال 1305 «اتحادیة اصناف اصفهان» قطعنامهای با عنوان «وطن در خطر است» صادر نمودند و نسبت به مرگ اقتصادی ایران بر اثر «ورود امتعة بیمصرف» هشدار داد و تصمیم گرفتن «من بعد، حتی المقدوراز امتعة اجانب احتراز کرده» و به تولیدات داخلی قناعت نمایند، حاج آقا نورالله اصفهانی نیز با صدور اعلامیهای با عنوان «اسلام در خطر است»، حرکت اتحادیة مزبور را اینگونه تأیید نمود:
امیدوارم اول کسی که تأسی به آن هیئت محترمه نماید اینجانب و هر کس بستگی به اینجانب داشته باشد، بوده باشند و رفته رفته امتعة داخله رواج و احتیاجات از خارجه بالمره مقطوع و ثروت مملکت زیاد و شوکت و اقتدار و عزت اسلام و مسلمین فوقالعاده بشود و توازن صادرات و واردات ایران کاملاً بشود (بصيرتمنش، 1378، ص292-293).
ایشان همچنین در رسالة مقیم و مسافر که در عصر مشروطیت نوشت و به نقد حاکمیت استبدادی و آثار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن پرداخت، یکی از آثار اقتصادی حکومت استبدادی را، که از لحاظ اقتصادی وابستگي به خارج است، اعطای امتیازات به بیگانگان و خروج ثروت و پول از کشور ذكر كرد:
اگر اندک تأملی بشود همین اعمالی که اسمش «تجارت» و //صناعت» گذاردهایم اسباب فقر و فاقة دولت ما شده؛ چراکه تجار ما درواقع، مزدور اجانب میباشند به اجرت بسیار مختصری. به علت اینکه در سال، چندین هزار تومانِ ما را از طلا و نقره حمل به خارج مینمایند و اجانب همین پولها را اسباب محموله تجارت مینمایند وسالی کُرورها(یک کرور معادل نیم میلیون است) از مملکت ما جلب مینمایند (نجفي، 1384، ص390).
ایشان راه مقابله با این اقدام را ایجاد امنیت اقتصادی برای سرمایهگذاری داخلی و تأسیس کارخانجات در داخل کشور و تقویت کشاورزی به شيوه علمی، بهمنظور بازگشت ثروت کشور به داخل میدانند:
باید اسباب کسب و تجارت داخله را فراهم آورد که از اول صادرات مملکت به قدر واردات باشد که این قدر پول از ایران خارج نشود. ... و بالمره سرمایة تجارت از دست نرود... باید به رعایا اطمینان داد که پولهای خودشان را به کار بیندازند و اشخاص که در خارج رفتهاند تجارت و صناعت مینمایند به مهمانی و امنیت تامه به مملکت وارد کرد و آنها را تشویق کرد تا فوايد تجارت و مناعت آنها عاید مملکت شود. نروند پولهای خودشان را در بانکهای خارجه از قرار صد، پنج بگذارند و در داخله پول نابود شود (همان، ص 368 و 369)... اگر کارخانة ریسمان و نساجی داشتیم... قهراً رفع حاجت و مزید ثروت و ترقی مملکت میباشد و هم فلاحت [كشاورزي] که درواقع، معدن معتبر ایران است... اسباب هزارگونه ثروت بود (همان، ص 391).
آیتالله سیدعبدالحسین لاری، از شاگردان میرزای شیرازی و عالم برجستة منطقة فارس و لارستان، که در اواخر دورة قاجاریه اقدام به تشکیل حکومت محلی در این منطقه نمود، در پاسخ به سؤالی مبنی بر حکم استفاده از کالاهای خارجی، حرمت استفاده از این کالاها را به خروج ثروت ممالک اسلامی به ممالک بیگانه و کمک به کفار مستند ساخت:
امروز آنچه پول از بلاد اسلامیه به بلاد خارجی میرود اعانت [كمك] به اعداء دین و استعداد [آمادگي] کفار است برای ریختن خون اسلام و مسلمین. [پس] حرام است استعمال آنها سیاسۀً و دیانۀً حفظاً للاسلام و المسلمین مگر در صورت اضطراب و عدم وجود اشیاء وطنی اسلامی... (آيتاللهي، 1363، ص173ـ174).
ب. حمايت از توليد و صنايع داخلی و استقلال اقتصادی: یکی از اهداف اصلی تحریم کالاهای خارجی توسط علمای شیعه حمایت و تقویت تولیدات و صنایع و حرفههای داخلی کشور و رونق کارخانجات و جلوگیری از تعطیلی کارگاهها و کارخانهها و آبادی و عمران کشور بود. آیتالله شیخ محمداسماعیل محلاتی، از علمای نجف اشرف، که در زمینة اندیشه و نظریة سیاسی دارای نظریات جالب توجه و مهمی است، در اعلامیهای که در ابتدای مشروطیت منتشر شد، به بحث رواج کالاهای خارجی و تأثیر آن بر زوال اقتصاد و تولیدات داخلی اشاره کرده، مینویسد:
بدین واسطه [رواج کالاهای خارجی]، حِرَف و صنایع ایرانیه رو به انحطاط و اندراس گذاشت و فقر و پریشانی ما بین صاحبان آن حِرَف و اجزاء و حواشی آنها بالا گرفت. چه خانوادهها که برچیده و چه کارخانهها که بسته شد... آیا دیگر سزاوار نیست که از خواب غفلت بیدار شویم و اموال خود را مصرف در آبادی مملکت و قوت مذهب و ملت خود نماییم و چشم از زخرفه [تزیینات] و صورتسازی امتعة خارجه بپوشیم و به اجناس وطنیة اسلامیه خود – حتیالمقدور - اکتفا کنیم و حِرَف و صنایع خود را تدریجاً توسعه و ترقی دهیم و ذلت مسلمین را، که از حد گذشته، به عزت مبدل نماییم و ممالک اسلامیه، که موطن شریعت حق الهیه است، معمور و آباد کنیم (رجبي، 1390، ص344-345).
ایشان همچنین معتقدند: مسئولان حکومتی، اعم از شخص شاه و درباریان و اطرافیان و همچنین نمایندگان ملت در مجلس شورا و علمای دینی و طلاب حوزههای علمیه نیز وظیفه دارند با استفاده از کالاهای داخلی و اقدامات دیگر، برای حمایت از این موضوع و تبلیغ کالاهای داخلی و ترویج فرهنگ مصرف کالاهای داخلی، تلاش نمایند:
شخص سلطنت که بایست خیرخواه رعیت و دلسوز نوع [مردم] باشد ...، وکلاء ملت که بایست عقول منتخبة مملکت بوده باشند و صلاح و رشاد نوع را در کلیة امور ارائه دهند... چه قدر در حق آنها خوشایند و زیباست و در انظار همه نیکو و مستحسن است که اولاً قامت خود را به البسة اسلامیه مُخَلَّع نمایند [لباس اسلامی بپوشند]، پس از آن در مقام تقنین قوانینی که از مُعِدّات [کمککننده] این امر است، برآیند (همان).
ایشان معتقدند: اگر مسئولین و بزرگان مملکت اینگونه عمل کنند «سایر اعیان و اکابر» از آنها پیروی نمايند، و اگر «عموم علمای مملکت و قاطبة حواشی و اجزاء علوم دینیه که قائد ملتند و چشم نوع مردم به افعال آنهاست... در مقام خلع و لبس برآیند، ملابس اجنبیه را قدرامکان بریزند و از آنها تجنّب کنند و البسة وطنیه» را استفاده کنند، «کارخانجات لازمه در بلاد اسلامیه به اسرع وقتی داير و جاری خواهد شد» (همان).
آيتالله سیدمحمدکاظم یزدی، از مراجع تقلید شیعه در عصر مشروطیت، در نامهای، که ظاهراً به یکی از تجار نوشته، نسبت به نفوذ خارجیها در صنعت و اقتصاد و ضعف تولید در میان مسلمانان و روی آوردن به دلالی و واسطهگری در معاملات به جای تولید، ابراز نگرانی کرده و مسلمانان را به کار و تولید براي رسیدن به استقلال اقتصادی تشويق نموده است:
در این زمان، که خارجه به انواع حِیَل، رشتة کسب و صنایع و تجارت – که مایة عزت و منشأ ثروت است ـ از دست مسلمین ربوده و منحصر به خود نموده و مثل خون در مجاری عروق ایشان راسخ و نافذ شده و شغل اهل اسلام به تدریج، منحصر به دلالی و بیع و شراء اجناس خارجه شده ...، مناسب است مسلمین از خواب غفلت بیدار شوند و به تدریج، رفع احتیاجات خود را از خارجه بنمایند و به تأییدات ربانیه، از ذلّ فقر و احتیاج و سؤال و تحمل عملگی کفار و تشتت در بلاد کفر برهند... (ابوالحسني، 1386).
ایشان در ادامه، مؤمنان را ـ حتیالامکان ـ به استفاده از لباسها و کالاهای اسلامی و داخلی توصيه میکنند:
امیدوارم اخوان مؤمنین اقتدا و تأسی به رؤسای ملت نموده، بر حسب غیرت اسلامیت – مهما امکن [هر قدرممکن است] – اقتصار به همان ملبوسات اسلامی نمایند، بلکه درتمام اثاث البیت خود، تا ممکن است، اکتفا به مصنوعات اسلامی نموده و در ملبس و مطعم و مسلک خود، از شباهت به کفار بپرهیزند (همان، ص162).
آيتالله آقانجفی اصفهانی در نامهای، که به روزنامة حبلالمتین براي تشکر از مقالات این روزنامه در تأیید و حمایت از «شرکت اسلامیه اصفهان» نوشت، بر بحث «ضرورت توسعة صنایع داخلی» تأکید ورزيد:
رجاء دارم که به حسن اهتمام علماء اعلام و توجه اسلامیان، موجبات رواج صنایع وامتعه اسلامیه زیاده بر این، یوماً فیوماً در ترقی و شیوع بشود ... باید سعی و اهتمام در تکمیل صنایع و امتعة اسلامیه و ترغیب مسلمانان در استعمال نمود (حبلالمتين، ش19، ص17).
آيتالله شیخ محمدعلی شاهآبادی در کتاب شذرات المعارف، به ترویج عقاید باطل و اخلاق رذیله و رفتارهای ناشایست در مملکت اسلامی اشاره میکند و معتقد است: بسیاری از متدینان صرفاً اظهار تأسف از وقایع مذکور اكتفا مینمایند و دنبال علاج درد و راه حل نیستند. ایشان یکی از راههای مناسب برای اعتلای دینی در جامعه را حمایت از شرکتها، صنایع و زراعت داخلی میداند: «ایجاد شرکت از روی قواعد علمیه، برای تجارت مشروعه و صناعت و زراعت و ترویج البسه و اقمشه مصنوعه اسلامی و مملکتی» (شاهآبادي، 1360، ص 8).
تأکید بر استفاده از کالاهای داخلی بهجای کالاهای خارجی، در فتاوای علما مکرر آمده است. در روزنامة حبلالمتین مطلبی با عنوان «قابل توجه اسلامخواهان و وطنشناسان ایران» منتشر شده که استفتائات مردم از علما مبنی بر حکم استفاده از کالاهای خارجی در صورت امکان و استفاده از کالاهای ایرانی و پاسخ علما به این سؤالات را مطرح کرده است. در متن پاسخهای علما، بر استفاده از کالاهای داخلی ساخت كشورهاي اسلامي تأكيد شده است. در یکی از این پاسخها آمده است: «طریقة نجات، استعمال مصنوعات بلاد مسلمین است».
در پاسخ دیگری آمده است: «مقتضی فطرت اسلام آن است که رغبت اهالی در امتعة مسلمین و ترویج امتعۀ آنها باشد، نه کفار» (نجفي، 1391، ص140).
در ادبیات بیانیهها و اعلامیههای علما، بحث استقلال اقتصادی و رفع نیاز به بیگانه نیز از جمله مطالب مهم و پررنگ است که هم در تحریم کالاهای خارجی و هم در ترویج کالاهای داخلی محل استناد علما قرار گرفته است. آيتالله میرزا فتحالله شریعت اصفهانی در تأیید فعالیتهای اقتصادی داخلی، مثل «شرکت اسلامیة اصفهان»، به قبح وابستگی به بیگانه و استفاده از متاع خارجی با این عبارت ادبی اشاره میکند: «نان خود بر سفرة مردم خوردن، به نعمت خویش منت از دیگری بردن و خانة همسایه سوختن و چراغ اجانب افروختن و جامة خویش دریدن و کلاه بیگانه دوختن نه کار عقلاء است» (نجفي، 1384، ص47).
آيتالله صدراصفهانی نیز در واکنش به تأسیس «شرکت اسلامیه اصفهان» و تولید منسوجات داخلی، یکی از مهمترین آثار این حرکت را، که نسبت به تحقق آن ابراز امیدواری میکند، رفع احتیاج و وابستگی به بیگانه است: «رجاء واثق ... مسلمانان در گرفتاری به کفار، که آنی زندگانی به غیر مطاع کفر نتوانند و ممالک محروسة اسلام از احتیاج به کفرستان مستغنی گردد...» (ثريا، 1317ق، ش13).
آيتالله حاج میرزا خلیل تهرانی نیز شبیه همین امید و آرزو را دارند: «امیدوارم قسمی شود که اهل ایران به هیچ وجه من الوجوده، محتاج به آوردن و طلبیدن اجناس خارجه نشوند» (حبلالمتين، ش19، ص 15).
آيتالله مامقانی نیز در واکنش به تأسیس این شرکت و تولید لباسهای داخلی و اسلامی، از اینکه این کار موجب استقلال از بیگانه و رفع احتیاج به اقتصاد آنها میشود، ابراز خرسندی میکند:
بحمدالله تعالی، فراهم شدن اسباب تداول [رواج] منسوجات اسلامیه و سد ابواب حوائج مسلمین از ممالک، از نِعَم عظیمة این عصر بابرکت است. چهقدر شایسته است که عموم مسلمین با کمال شوق و اتحاد کلمه، در رواج آن هجر منسوجات ممالک خارجه، که سبب اختلال امور کافة مسلمین شده، جد و جهد نموده، اسلام را رونقی تازه داده و با اتفاق کلمه، اسلامیة مسلمین را آسوده نمایند (ثريا، 1317ق، ش 13).
ج. تضعيف نفوذ نظامی دشمن و حفظ عزت و استقلال سياسی: آقانجفي اصفهانی در اواسط مشروطة اول، اعلامية مهمي منتشر و در هشت بند، وظايف سياسي ـ اجتماعي مردم را مشخص کرد. مادة چهارم اين اعلاميه، دربارة ترويج لباسهای اسلامی و کالاهاي ایراني است. در اين بند چنين آمده است:
... چهارم آنکه چون اجانب چند سال است به ترتيب معامله به بلاد محروسة مسلمين پيدا نمودهاند و البسه و امتعة خود را رواج دادند، حالا راجح و صلاح آن است که مسلمانان به قدر امکان، سعي در ترويج و معاملات در ملبوسات اسلاميه و امتعة ايرانيه نموده باشند که ـ مهما امکن ـ حاجت مسلمين به ملبوسات و اموال خارجي کم شود. و اين مطلب تدريجيالحصول است. بايد هر کس بر حسب وسع، در امانت خودش، در اين ترتيبات حسنه، جدّ و جهد نمايند (نجفي، 1390، ص186).
درگيريها و ناامنيهاي بهوجودآمده در جريان نهضت مشروطيت، موجب شد روس و انگليس در سالهاي 1327 -1330 بخشهايي از مناطق شمال و جنوب را به بهانة ايجاد امنيت براي اتباع و تجارت خود، عملاً تحت اشغال درآوردند. در اين ميان، تجاوزگري روس جلوة بيشتري پيدا کرد و در جريان تهديد معروف روس در اواخر سال 1329 به اوج خود رسيد. علمای شیعه ضمن اهتمام به مقابله با اشغال کشور، اقدامات متعددي انجام دادند. يکي از این اقدامات، صدور اعلاميه توسط تعدادی از علمای اصفهان به همراه برخي از تجار، در اوايل سال 1329 بود. آنها در اين اعلاميه، با تأکيد بر حفظ مصالح اسلام و مسلمانان، برخود «فرض ذمّي» دانستند که از معامله با شعبة بانک روس و نيز استفاده از برخي کالاهاي رايج روسي مثل قند و شکر و چاي پرهيز نموده، مسلمانان را نيز به همراهي در اين كار دعوت نمايند. مردم از اين دعوت استقبال كردند و موجب فشار روسها به آقانجفي براي رفع اين حکم گرديد (زايندهرود، 1329ق، ش10).
بنابه نقل روزنامة زايندهرود در مورد پيامدها و اثرات مثبت اعلامية مذکور و استقبال مردم از آن، تجار اصفهان به خاطر اعتقادات و احساسات اسلامي و مذهبی خود، اولين افرادی بودند که از این حکم اطاعت نمودند. آنها بهطور یکپارچه، به افراد طرف معاملة خود تلگراف زدند که از اين تاريخ به بعد، کالاهای روسی را نه بهطور امانت و نه بهطور خالصه براي آنها خريداري و حمل نکنند. همچنین اهالي اصفهان هر روز درصدد افزایش این حرکت دفاعی اقتصادی بودند که موجب انزوای بیگانگان میشد. این روزنامه اظهار داشت: اين آخرين امتحان ايرانيان است که بايد در اين مرحله، کمال لياقت و استعداد خويش را به جهانیان اثبات کنند. ملت ايران به اقتضای ديانت خود، يا بايد با سيادت و عزت زندگی کند، يا به سعادت و شهادت بمیرد. ملت ايران به دلیل هوشياري فطري و تعليمات مذهبي، ملتي نيست که تن به اسارت دهد و تسليم خواهش اجانب گردد (همان، ش 25، ص 2). استقبال و تبعيت مردم براي روسها مشکلاتي جدي فراهم كرد. بر همين اساس آنها در پي فشار به آقانجفي براي رفع حکم برآمدند. در تلگرافی که از نظميه صادر شده آمده است:
به حضرت آيتالله آقانجفي عرض کردهاند که قنسول ميگويد: اگر شما امتعة روس را حرام نمودهايد، چه علت دارد؟ اگر انجمن ولايتي اين حکم را کرده، مؤاخذه خواهيم نمود. حضرت آيتالله جواب دادهاند: مِنْ بَعْد، امتعة روس را استمعال نخواهيم کرد. مسلمين هم به وظيفة خود عمل خواهند کرد. آسوده باشيد (شريف كاشاني، 1362، ص697).
در اعلامیهای که علمای شیراز پس از اشغال سرزمین ایران توسط قوای روس و انگلیس به اصفهان مخابره کردند، به تحریم کالاهای خارجی و قطع روابط با بیگانه با هدف حفظ استقلال سیاسی کشور، اینگونه اشاره کردهاند:
... علما و تجار و اعیان فارس اجتماع نموده و برای حفظ استقلال اسلامیت و ملیت و دفاع از تهاجمات خانمان ویرانکن دولتین متجاوزتین، تحریم امتعه و قطع روابط ملی را یگانه علاج قومیت دیدند... امیدواریم آن آقایان نیز اضمحلال دیانت و قومیت ایرانیان را در نظر گرفته، هرچه زودتر به تحریم امتعة دولتین اقدام فرمایند، و از اولیای امور مرکزی نیز درخواست میشود که کمال مراقبت را در فیصلة امر با دولتین نمایند که ذرهای از لوازم حفظ استقلال داخلی و خارجی ایران فروگذاری نشود... (نجفي، 1391، ص88-89).
مرحوم آخوند خراسانی نیز در جواب نامة تهدیدآمیز روسها، که از تحریم کالاهای روسی شکایت کرده بودند و ضمناً تهدید به واکنش متقابل نموده بودند، یکی از علل اصلی این تحریم را نادیده گرفتن مناسبات حسن همجواری و بینالمللی و تهدید استقلال سیاسی ایران توسط روسها بیان نمود:
کارگزاران دولت بهیة روس نسبت به ایران به هیچوجه، نوامیس ودادیه [روابط دوستانه] و مناسبات جواریه [همجواری و همسایگی] را لازمالرعایه و حقوق بینالمللی را محترم نمیدارند... ابقاء قشون روسیه در ایران... اسباب تزلزل کلی و منافی استقلال مملکت بوده و هست... در چنین صورت، بر هر فرد ایرانی و بلکه بر هر مسلمانی، خصوصاً مقام روحانیت اسلامیه، که حفظ ثغور و استقلال ممالک اسلامیه را ذمهدار است [بر عهده دارد] فرضیة حتمیه خواهد بود که در مقام دفاع از حقوق مسلمین و حفظ حوزة اسلامیه بر حسب مناسبات و مقتضیات از هر اقدامی فروگذاری نکند (همان، ص100-101).
حفظ عزت مسلمانان و مملکت اسلامی نیز از جمله اسباب موردنظر علما در اینگونه اقدامات بوده است. آيتالله شربیانی در تأیید تأسیس «شرکت اسلامیة اصفهان» بهعنوان یک امر مطلوب، مینویسد: «امری که مصالح دینیه و دنیویه و رفاهت حال عموم مسلمین و آبادی ممالک محروسة ایران و زیادتی آبروی ملت اسلامیه و ترقی دولت قاهره علیه در آن باشد، بهتر از این شرکت نافعه اسلامیه به نظر نمیآید» (ثريا، 1317ق، ش13).
د. رشد معنوی و اخلاقی جامعه و حفظ استقلال فرهنگی: علمای شیعه در اینگونه اقدامات اقتصادی خود، صرفاً به منافع و مصالح سیاسی و اقتصادی نظر نداشتند، بلکه مصالح فرهنگی و مذهبی را نیز مد نظر داشتند و یکی از آثار نفوذ اقتصادی و گسترش مصرف کالاهای خارجی را نفوذ فرهنگی و مذهبی دشمن میدانستند و تحریم این کالاها را با هدف ممانعت از نفوذ فرهنگی دشمن انجام میدادند. به تعبیر دیگر، حفظ سرمایههای مذهبی و فرهنگی نیز از اهداف این اقدامات بود. آيتالله آخوند خراسانی و آيتالله مازندرانی در اعلامیهای که در مقابله با استفاده از کالاهای روسی صادر کردند، پس از اشاره به ضررهای اقتصادی ناشی از مصرف کالاهای خارجی ـ که دربخش قبل به آن اشاره شد ـ به آثار فرهنگی آن اشاره دارند:
استعمال امتعة خارجه در بلاد اسلامیه... حالاً به ذهاب بیضه اسلام [از بین رفتن اصل اسلام] و زوال اسلامیت مملکت هم - العیاذ بالله تعالی - نوبت رسیده. بقاء سالدات [نیروی نظامی] روس به بهانة حفظ تجارت روسیه در ایران، تدریجاً به کنیسه شدن مساجد و تبدیل اذان به ناقوس و پامال شدن روضة منورة حضرت ثامن الائمه - صلوات الله علیهم - خدای نخواسته، مؤدّی خواهد بود (نجفي، 1391، ص83).
همچنین یکی از علل و اهداف پرهیز از کالاهای خارجی و ترویج و استفاده از کالاهای داخلی توجه به آثار معنوی و اخلاقی و روحی این كار است. در بیانات علمای بزرگ، به نمونههايي از آثار بد استفاده از کالاهای خارجی و آثار مطلوب استفاده از مصنوعات داخلی اشاره شده و ترویج کالاهای داخلی را بهسبب آثار مثبت معنوی و اخلاقی آن تمجید و تعریف کردهاند. مرحوم میرزا حسین نوری در نامهای که به حاج آقا نورالله اصفهانی در تمجید از تأسیس «شرکت اسلامیة اصفهان» نوشت، به فواید این کار اشاره کرد و یکی از فواید این کار را رفع احتیاج به بیگانگان دانست که موجب میشود مراوده و اختلاط و معاشرت با کفار کمتر شود و این خود بر روح و روان افراد و دینداری آنها تأثير میگذارد؛ زيرا معاشرت و مراوده با کفار و مشابهت به آنها موجب رسوخ محبت آنها در دل مسلمانان خواهد شد. بر همین اساس مینویسد:
با چنین قلب ویران و هیأت عدوی ایمان، برای حضور در محضر قدس حضرت الهی و اظهار عبودیت و احتیاج، و استدعای انجام حوائج محلی و به جهت اجابت و دعا و دفع مکاره و بلا، جای امیدی نخواهد ماند... نوع مسلمانها سالهاست اثر اجابت در دعای خود نمیبینند... ندانستند که اول شروط اجابت، پاکیزگی مطعوم و ملبوس است و هرچه در آنها مداقه کنند اثرش را در آنجا مشاهده نمایند (نجفي، 1384، ص52).
این عالم بزرگوار بر اساس متون دینی، اولین شرط استجابت دعا را پاکیزگی و طهارت لباس و غذای انسان میداند و تأکید میکند که منظور از «پاکیزگی»، صرفاً پاکیزگی ظاهری نیست، و پاکیزگی مورد نظر در کالاهای تولیدشده توسط بیگانگان و کفار وجود ندارد؛ زیرا:
با دست خبیثآلوده به اقسام معاصی و ملوّث به انواع قذارات [نجاسات] و زبان پلیدی مثل آن، توقع پاکیزگی از ملبوس بافتة او داشتن، عین سفاهت، و به مجرد طهارت و حلیت ظاهر قناعت کردن، تمام خسارت است (همان، ص 53).
آيتالله حاج میرزا خلیل تهرانی نیز در نامهای که خطاب به حاج آقا نورالله اصفهانی نوشت، به همین اثر معنوی و اخلاقی اینگونه اشاره كرده است: «امیدوارم... این مأکول [خوردنی] و ملبوس پاک و طاهر سبب اجابت دعوات و عوارف و قبولی طاعات شود؛ لامحاله اثر قهری دارد» (حبلالمتين، ش19، ص15).
2. تعهد عملی علما به مصرف کالای ايرانی و قناعت و سادهزيستی
یکی از این نمونه اقدامات، صدور اعلاميهاي توسط تعدادی از علماست که تعهد خود به استفاده از اجناس داخلی و پرهیز از کالاهای خارجی و قناعت و سادهزیستی را به اطلاع مردم رساندند. جالب آن است که در این اعلامیه، آنها تعهدات خود را بیان کردند؛ نه اینکه از مردم امری را بخواهند. در حقیقت، از خود شروع کردند به مصداق عینی حدیث امام صادق که فرمود: «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم»؛ مردم را به غیر از زبان خود (و با عمل خود، به کار خیر) دعوت کنید. در این اعلامیه آمده است:
اولاً، قبالجات واحکام شرعيه از شنبه به بعد، روي کاغذ ايراني بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهاي ديگر نويسند، مهر ننموده... قباله و حکمي هم که روي کاغذ ديگر نوشته بياورند و تاريخ آن بعد از اين قرارداد باشد، امضا نمينماييم.
ثانياً، کفن اموات اگر غير از کرباس و پارچة اردستاني يا پارچة ديگر غير ايراني باشد، متعهد شدهايم بر آن ميت، ماها نماز نخوانيم.
ثالثاً، ملبوس مردانة جديد، که از اين تاريخ به بعد، دوخته و پوشيده ميشود، قرار داديم ـ مهما امکن ـ هرچه بدلي در ايران يافت ميشود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماييم و منسوخ غيرايراني را نپوشيم... تابعين ماها نيز کذلک، و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد.
رابعاً، مهمانيها بعد ذلک ـ ولو اعياني باشد ـ چه عامه، چه خاصه، بايد مختصر باشد: يک پلو و يک چلو و خورش و يک افشره. اگر زايد بر اين تکلف، احدي ما را به محضر خود وعده نگيرد. خودمان نيز به همين روش مهماني مينماييم.
خامساً، وافوري اهل وافور را احترام نميکنيم و به منزل او نميرويم؛ زيرا ... ضرر مالي و جاني و عمري و نسلي و ديني و عرضي و شغلي آن محسوس و سري است و خانوادهها و ممالک را به باد داده (حبلالمتين، 1324ق).
چنانکه پيداست، در این اعلامیه بر استفاده از کاغذ، لباس و پارچههای ایرانی و همچنین بر سادهزیستی و برگزاری سادة مهمانیها تأکید شده است. در آخر هم بهعنوان یک مسئله مهم اجتماعی بر بحث مواد مخدر و لزوم پرهیز از آن بهسبب ضررهاي جسمي، اجتماعي و خانوادگي آن، تأکید شده است. ذیل این اعلامیه، که امضا و مهر آقایان است، نکاتی که در تأیید این مطالب نوشتهاند نیز جالب است. حاج میرزا مهدی جویباره این قرارداد را موجب کمک به کسبه و ضعفای جامعه دانسته و مخالفت با آن را توهین به شرع انور شمرده است. سایران نيز تأکید کردهاند که خودمان و خانواده و بستگانمان به این قرارداد عمل خواهیم کرد.
این نوع اقدامات علما موجب ترس و واهمة تجار و شرکتهای اروپایی شد؛ چنانکه کاردار سفارت انگليس، چارلز مالرينگ، به وزير امور خارجه، ميرزا حسنخان مشيرالدوله، دربارة مبارزات علماي اصفهان با سلطة بازار خارجي شکایت کرد و این حرکت را موجب خطر فاحش برای سرمایههای انگلیسی دانست و دربارة مورد نتيجه اين کار نوشت:
نتيجة اين کار، اين است که معاملهگران کوچک بازار چون ميترسند که بعد از اين نتوانند امتعة اروپايي بفروشند، قروض خود را به تجارتخانههاي بزرگتر، که به اعتبار آنها نيز از اين بابت خلل فاحش وارد آمده، نميپردازند، و تجارتخانه [هاي] مزبور نيز از آن طرف نخواهد توانست که از عهدة تعهدات خود به تجار خارجه، که مالالتجاره از خارجه ميآورند، برآيند؛ چون مبلغ زيادي سرماية انگليسي در اين کار است، و اگر اين کار غيرصحيح را بگذارند امتداد پيدا کند، به سرماية مزبور خطر فاحش وارد خواهد آمد (نجفي، 1390، ص187 و 188).
يکي دیگر از اسناد زنده و جاودانة در اين خصوص، آداب اخلاقي ثبتشده و مشهور آيتالله شهيد سيدحسن مدرس است که در ادامة خط فقاهتي ميرزاي شيرازي قرار دارد و هرگز غير از منسوجات و پارچههاي وطني نميپوشيد (نجفي و حقاني، 1381، ص186). مرحوم حاج میرزا حسین نجل حاج میرزا خلیل تهرانی، که یکی از مراجع سهگانة نجف در عصر مشروطیت بود و فتاوای ايشان همراه با آخوند خراسانی و ملّاعبدالله مازندرانی تأثیر زیادی در پیشرفت نهضت مشروطیت داشت، پس از تأسیس «شرکت اسلامیة اصفهان»، ضمن تعریف و تمجید از این اقدام و تشکر از حاج آقا نورالله اصفهانی، خود نیز متعهد به استفاده از لباسهای تولید داخل شد: «امیدوارم قِسمی شود که اهل ایران به هیچ وجه من الوجوه، محتاج به آوردن و طلبیدن اجناس خارجه نشوند... خود احقر هم قاصد و عازمم ـ حتیالمقدور ـ به غیر از اجناس معمولی ایران استعمال نمینمایم» (حبلالمتين، ش19، ص15).
نتيجهگيری
عالمان شیعه بهسبب جایگاه رفیع اجتماعی و سیاسی خود در جامعة ایران و بر اساس مبانی نظری دینی و اصولی مثل اصل «نفی سبیل»، اصل «حرمت دوستی با کفار»، اصل «حرمت تشبه به کفار» و بسیاری از اصول دینی و فقهی دیگر، به حراست و حمایت از سرمایههای ملی این کشور پرداختند. البته همواره نقطه اتکای خارجی آنها در این اقدامات، اصیلترین سرمایة اجتماعی ایران، یعنی تودههای مردم بوده است.
علمای شیعه با تشویق بازاریان به تأسیس شرکتهای اقتصادی اسلامی و ایرانی و حمایت معنوی و عملی از تولیدات داخلی و صدور اعلامیه و بیانیه مبنی بر تحریم کالاهای خارجی یا ترویج کالاهای داخلی و تعهد عملی خود، به پرهیز از کالای خارجی و استفاده از کالاهای داخلی، نقش مؤثری در حمایت از تولید ملی و کار و سرمایة مالی ایرانی داشتهاند، بهگونهایکه صدای اعتراض بیگانگان مبنی بر از بین رفتن منافع اقتصادی آنان همواره بلند بوده و این علمای فهیم و باکیاست همواره آماج خشم و نفرت بیگانگان بودهاند. توجه علمای شیعه به پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصرف کالای خارجی و منافع اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مصرف کالاهای داخلی، مثل تضعیف نفوذ نظامی دشمن، افزایش ثروت و سرمایة ملی، ممانعت از خروج سرمایة داخلی، ممانعت از خروج نیروی کار ایران، رشد معنویت و اخلاق و دینداری در جامعه، نیز جالب توجه است.
عالمان شیعه با بصیرت کامل سیاسی و تعهد به وظایف دینی خود، ضمن شناخت برنامهها و اقدامات دشمن، نسبت به همة مسائل جامعة اسلامی، حتی مسائل اقتصادی و سیاسی حساس بوده و براي رشد و اعتلای جامعه اقدامات لازم و مناسب هر مقطع انجام دادهاند و همانند برخی متدینان متحجر، وظیفة خود را منحصر در تدریس و بیان اخلاق و معارف و صرف حضور در مسجد و مدرسه ندانستهاند و در جریان تمام اتفاقات سیاسی ـ اجتماعی روز بوده و مواضع مناسب خود را نسبت به آن ابراز داشتهاند. برخلاف عموم روشنفکران غربگرای ایرانی، که عامل و جاده صافکن حضور استعمار در ایران و اعطای منابع ملی کشور به آنها بودهاند، عالمان شیعه عموماً مانع حضور و استیلای استعمارگران و حافظ منابع و سرمایههای ملی کشور بودهاند.
- آیتاللهی، سیدمحمدتقی(1363)، ولایت فقیه زیربنای فکری مشروطه مشروعه، تهران، امیرکبیر.
- ابوالحسنی(منذر)، علی(1386)، «مروری بر اندیشه وسیره سیاسی صاحب عروه»(تابستان1386)، فصلنامه تاریخ معاصر ايران، ش 42، ص 133-204
- بصیرتمنش، حمید(1378)، علما ورژیم رضاشاه، چ دوم، تهران، عروج.
- رجبي، محمدحسن(1390)، مکتوبات وبيانات سياسي واجتماعي علماي شيعه دوره قاجار، تهران، نشر ني.
- شريف كاشاني، محمدمهدي(1362)، واقعات اتفاقيه درروزگار، به كوشش: منصوره اتحاديه (نظام مافي) و سيروس سعدونديان، تهران، نشر تاريخ ايران.
- نجفي، موسي و موسي حقاني(1381)، تاريخ تحولات سياسي ايران، چ 2، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
- نجفی، موسی(1391)، اندیشه تحریم وخودباوری، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران.
- ـــــ ، (1378)، اندیشه سیاسی وتاریخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهانی، چ دوم، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
- ـــــ ، (1390)، حکم نافذ آقانجفی، با همکاري عليرضا جوادزاده، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
- ـــــ ، (1384)، انديشه سياسي وتاريخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهاني، چ سوم، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
- نجفی، موسی، 1390، حکم نافذ آقانجفی، با همکاري عليرضا جوادزاده، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
- نجفی، موسی، 1378، اندیشه سیاسی وتاریخ نهضت حاج آقانورالله اصفهانی، چ دوم، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
- مطبوعات
- روزنامه انجمن مقدس ملي اصفهان، شوالالمكرم سنه 1325 ق.
- روزنامه ثريا، ش 47، 10 جماديالاول 1317 قمري.
- روزنامه حبل المتين، س 7، ش 24 وش 29.
- روزنامه زايندهرود، شمارة 10، ربيعالثاني1329.