نقش علماي شيعه در ‌‌حمايت از توليد ملي و ‌كار و ‌سرماية ايراني

 سال دهم، شماره دوم، پياپي 35، پاييز و زمستان 1392

مهدي ابوطالبي / استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره  abotaleby@gmail.com                 

دريافت: 20/2/1393 ـ پذيرش: 7/7/1393

چکيده

جمهوري اسلامي ايران به‌سبب مقاومت در برابر نظام سلطه، آماج تهاجم‌هاي متعددي قرار گرفته است. از جملة اين تهاجم‌ها، تهديدها و تحريم‌هاي اقتصادي است. بر همين اساس، مقام معظم رهبري بحث «اقتصاد مقاومتي» را به‌عنوان بهترين راهبرد مطرح کردند. از نظر ايشان، يکي از راه‌کارها حمايت از توليد ملّي و ‌کار و ‌سرماية ايراني است. از آن‌رو که اين‌گونه تهديدها و تحريم‌ها در دوره‌هاي گذشته نيز در کشور ما سابقه داشته، ‌‌اين مقاله به دنبال پاسخ به اين پرسش است که در ‌‌تجربة تاريخي ما، علماي شيعه براي حمايت از توليد ملّي و ‌کار و ‌سرماية ايراني چه راه‌کارها و اقداماتي داشته‌اند؟ براي پاسخ به اين سؤال، عملکرد و ‌بيانات علماي شيعه در ‌‌دورة قاجار، که دوران هجوم اقتصادي غرب به ايران بوده،‌ در ‌‌متون تاريخي بر اساس روش «تحليل محتواي کيفي» بررسي شده است. نتيجة اين بررسي آن است که عالمان شيعه با صدور بيانيه‌، در ‌‌تحريم کالاهاي خارجي و ‌ترويج کالاهاي داخلي، تشويق و حمايت از تأسيس شرکت‌هاي اقتصادي داخلي و ‌تعهد عملي به استفاده از کالاهاي داخلي و ‌قناعت در ‌‌زندگي، نقش زيادي در اين زمينه داشته‌اند.

کليدواژه‌ها: ايراني, تحريم, توليد, خارجي, داخلي, سرمايه, علما شيعه, كالا, ملّي

1.مقدمه

علماي شيعه همواره بر اساس وظيفه اي كه برعهده دارند و آن هدايت و رهبري جامعة اسلامي در عصر غيبت در راستاي احكام اسلام و موازين شرع است، اقدامات گوناگوني انجام داده اند. اما ذهنيت عمومي جامعه اين است كه وظايف و اقدامات عملي علما عموماً در مباحث خاص ديني، مثل برپايي مراسم ديني، وعظ و خطابه و امامت جماعت و پاسخ گويي به سؤالات و شبهات اعتقادي و شرعي مردم بوده است. ازاين رو، فعاليت هاي علماي شعيه در عرصه هاي خاص اقتصادي، سياسي، بين المللي و فرهنگ اجتماعي كمتر مورد توجه بوده و كمتر بيان شده است. نمونه هاي زيادي از اقدامات علما در حفظ مواريث ديني، مقابله با شبهات اعتقادي، مناظرات مذهبي و عقيدتي سراغ داريم. اما اگر از نقش علماي شيعه در حفظ اقتصاد ملي يا هويت ملي يا منافع ملي كشور سخن بگوييم قطعاً اطلاعات كمتري در اين زمينه وجود دارد. اين در حالي است كه چون دين اسلام دين جامع است و براي همة عرصه هاي زندگي بشر برنامه دارد، طبيعتاً عالمان اسلامي، كه وظيفة تبليغ دين و حراست از آموزه هاي ديني و اجراي آن در جامعه برعهده دارند، بايد در عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي نيز فعال باشند. در تاريخ معاصر ايران، كه دورة هجوم نظامي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي غرب به اين كشور است، همواره شاهد حضور زيركانه و مؤثر علماي شيعه در مقابله با اين تهاجم بوده ايم. يكي از اقدامات علماي شيعه در مواجهه با اين تهاج ها، به ويژه هجمة اقتصادي، دفاع و حمايت از كار، توليد و سرماية ايراني است. اين مقاله نقش آنها در اين مسئلة اقتصادي را بررسي مي كند.

لازم به ذكر است در خصوص اين موضوع، آثاري منتشر شده است؛ مثل مقالة نقش و آثار شركت اسلاميه در انديشة خودكفايي به قلم آقاي مصطفي مرتضوي كه صرفاً به يكي از اقدامات مذكور، يعني شركت اسلاميه پرداخته است. همچنين مقالة رهيافت امنيتي آقانورالله نجفي و شهيد مدرس به قلم آقاي رشيد ركاميان كه به مباحث امنيتي در بعد فرهنگي، قضايي، نظامي و اقتصادي پرداخته كه يك بعد آن، يعني بعد اقتصادي با اين مقاله نزديك است، آن هم صرفاً در خصوص اقدام اقتصادي آقانورالله به ويژه شركت اسلاميه. همچنين مقالة ده فتواي مذهبي- سياسي متعلق به آيت الله استادي كه ايشان نيز تعداد محدودي از فتاواي علما را به صورت سند تاريخي ذكر كرده اند و تحليل چنداني دربارة محتواي آن ندارند. همچنين مقالة پيكار پيروز مرجعيت شيعه عليه استعمار انگليس كه به تفصيل به دو اقدام مرحوم كني و مرحوم شيرازي در قراردادهاي رويتر و رژي پرداخته است. مقاله اي نيز با عنوان مباني فقهي حمايت از توليد ملي و كار و سرماية ايراني تأليف رضا اسلامي منتشر شده كه صرفاً به مباني فقهي بحث پرداخته است، نه نمونه هاي تاريخي.

همچنين تك نگاري هايي دربارة برخي علما، مثل آيت الله ملّاعلي كني يا مرحوم صاحب عروه (ابوالحسني، 1386) يا آقانجفي اصفهاني و آقانورالله اصفهاني (نجفي، 1390؛ نجفي، 1387) نوشته شده كه به زندگي و حيات سياسي ـ اجتماعي اين بزرگواران پرداخته و ضمن آن برخي از اقدامات آنها را كه در زمينة حمايت از منافع ملي و سرمايه هاي ملي بوده، ذكر كرده است. تفاوت اين مقاله با تحقيقات مذكور در اين است كه اولاً، يك نگاه كلي به عملكرد علما در كل دورة قاجاريه در موضوع مذكور دارد، ثانياً، به روش تحليل محتوا، به تحليل متن اعلاميه ها و فتاوا پرداخته و علل و انگيزه هاي صدور اعلاميه ها و فتاوا و ساير اقدامات را بررسي و تحليل و در يك قالب خاص، دسته بندي كرده و با نگاه موضوع روز، يعني حمايت از كار و سرماية ايراني اين تحليل را انجام داده است كه اين زاويه نگاه و اين نوع تحليل و دسته بندي نوآوري و تفاوت اين مقاله با ساير آثار منتشرشده در اين زمينه به شمار مي آيد.

الف. ترغيب و حمايت از تأسيس شركت هاي اقتصادي داخلي

يكي از راهبردهاي علماي شيعه در مقابله با هجوم اقتصادي غرب، تقويت اقتصاد داخلي بوده است. يكي از اقدامات در اين زمينه، تشويق و حمايت از تأسيس شركت هاي اقتصادي داخلي است. مهم ترين مصداق اين حركت، تأسيس شركت اسلاميه اصفهان در سال 1316ق، يعني قريب هفت سال پس از قيام تنباكو در اصفهان است. اين شركت با همت دو مجتهد بزرگ اصفهان، مرحوم آيت الله آقانجفي اصفهاني و برادرشان شهيد حاج آقانورالله اصفهاني تأسيس شد. پس از قيام تنباكو، و بروز فوايد بي شمار آن، اين دو بزرگوار اين گونه برنامه ريزي مي كردند كه علاوه بر حضور نداشتن كالاها و منسوجات خارجي در زندگي مردم، امكانات داخلي را براي توليد بسيج نموده و با ابتكار ايراني، به توليد بپردازند و ملت را براي حمايت از آن تشويق كنند و تحريم كالاهاي بيگانه را بعد اثباتيِ عملي ببخشند. ازاين رو، مرحوم آقانجفي پس از مراسم نماز جماعت در مسجد جامع سلطاني (مسجد شاه) طي سخنراني مبسوط و مهمي با استناد به آيات و روايات، از مردم خواست از مصرف كالاها و منسوجات خارجي خودداري كنند و به مصرف كالاهاي داخلي روي آورند. ايشان در نامه ها و اعلاميه هاي بعدي، مردم را به استفاده از كالاهاي اسلامي تشويق مي كرد (نجفي، 1387، ص 59-61).

روزنامة حبل المتين به نقل از خبرنگار خود در اصفهان، در رابطه با نقش آقانجفي اصفهاني در اين باره مي نويسد:

حضرت حجة الاسلام حاج شيخ محمدتقي [آقانجفي] ـ مدظله العالي ـ عنوان مفصلي را من باب ترك منسوجات و مصنوعات خارجه در ترويج امتعه و اقمشة داخله و بيست و هفت مورد در قرآن، كه منع از معاشرت خارجه است، بياني خيلي مفصل و عنواني بسيار عام فهم، ارشاد فرموده اند... علماي اسلام در اين شركت مقدس، شخصاً شركت ماليه نموده اند و از بذل نصايح و تشيوق عموم به امتعة اسلامي و دوري از استعمال امتعة خارجه، دقيقه اي فروگذار نمي كنند... حضرت حجة الاسلام آقاي نجفي و بندگان ثقةالاسلام [حاج آقا نورالله] و جناب آقايان علماي اسلام ـ سلمهم الله تعالي ـ در راه اين شركت مقدس، از هستي خود گذشته اند (حبل المتين، ش 20، ص 9).

1. حمايت از توليد داخلي و كار و سرماية ايراني

اين شركت كه يك اساس نامة قوي با 43 فصل و يك خاتمه داشت، با اهداف مهمي در عرصة حفظ و تقويت اقتصاد ملي در مقابل نفوذ اقتصادي بيگانه تأسيس شد. آقا نجفي اصفهاني در نامه هايي كه به مطبوعات، از جمله روزنامة حبل المتين نوشت، به پيشرفت در اين زمينه در حد خودكفايي اقتصادي و احتياج نداشتن به بيگانه اشاره كرد:

رجاء دارم كه به حسن اهتمام علماء اعلام و توجه اسلاميان، موجبات رواج صنايع و امتعة اسلاميه زياده بر اين، يوماً فيوماً در ترقي و شيوع بشود؛ چنانچه در اصفهان و توابع، لباس اغلب مسلمانان از همين منسوجات و امتعة اسلاميه مي باشد و رواج دارد. ان شاءالله تعالي به طوري شايع خواهد شد كه كفايت عموم اسلاميان را بنمايد (همان، ش 19، ص 17). ... مسلمين را حاجت به منسوجات و ملبوسات غير نباشد (همان، ش 25).

بر همين اساس، روزنامة ثريا به آگاهي و توجه عالمان ديني به مسائل سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي اشاره كرد و به ويژه اين عالم ديني را آغازكنندة ترقي و پيشرفت در ايران دانست:

... رؤساي روحاني ملت و امر دولت ايران، معني وطن و ترقي آن را شناخته و درصدد ارتقاء بدان مدارج عاليه برآمده اند. اگر نام مبارك حجة الاسلام آقانجفي ـ مدّ ظله العالي ـ را سرآغاز تاريخ ترقي ايران قرار دهيم، شايسته و سزاست... (ثريا، 1317ق، ش47).

فصول گوناگون اساس نامة اين شركت و اهداف تعيين شده حاكي از ديد وسيع و متفكرانة اين عالم ديني و توجه دقيق وي به معضلات و مشكلات اقتصادي جامعة زمان خود است كه براي حل اين مشكلات، اقدام به تأسيس اين شركت نمود. در اساس نامة اين شركت، اهداف كلي تأسيس شركت اين گونه ذكر شده است:

1. دسترسي به سود بيشتر اقتصادي از طريق راه اندازي كمپاني و شركت در نسبت با كار تجارت فردي؛

2. خروج از ذلت احتياج به امتعة خارجي؛

3. تثبيت و تقويت هرچه بيشتر تجارت داخله در برابر تجارت خارجه؛

4. جلوگيري از خروج ثروت داخلي به خارج از كشور؛

5. جلوگيري از مهاجرت نسل هاي آينده به خارج از كشور براي مزدوري و كارگري نزد بيگانگان؛

6. تسهيل در امر معيشت مردم به علت ارزان تر بودن منسوجات و مأكولات داخلي نسبت نوع خارجي آنها؛

7. ارائة الگويي تجاري براي آيندة ملت و دولت؛

8. جلوگيري از رواج معاملات ربوي بيگانگان.

چنانكه پيداست، تأكيد بر كار جمعي به جاي فردي، احتياج نداشتن به بيگانگان، ممانعت از خروج ثروت ملي و نيروي كار و تقويت اقتصاد ملي، و حل مشكلات اقتصادي مردم از جمله اهداف اصلي شركت است؛ مشكلاتي كه تقريباً همگي امروز از جمله مشكلات اقتصادي جامعه ماست (ر.ك: نجفي، 1384، ص32-34). بنيان گذاران اين شركت در اساس نامة آن، فوايد و كارايي آن را اين گونه بيان كرده اند:

[اين شركت] آب رفته را به جوي آورد و رشتة گسيختة تجارت داخلة ما را محكم خواهد نمود. ملك و وطن ما را آباد و احياي صنايع منقرض شدة ما را حيات مي دهد. ما را از ذلّت احتياج به امتعة خارجي مي رهاند. قماش هاي قلب فسادشدة خارج كه در عوضش روح و ثروت مملكت ما مي رود موقوف دارد، و صنايع استادان خودمان را، كه فعلاً جاذب انظار تمام صنعت گران عالم است و در تماشاخانه هاي خارجه به يادگار در كمال احترام نگه مي دارند، به حال اولين عود مي دهد. راه هاي مملكت را شوسه و آهن كرده، حمل و نقل ما را سهل خواهد نمود. از قحط سالي و تعدّي محتكرين بي انصاف نجاتمان مي دهد. اطفال ما را تربيت مي كند. در سال، كه هزارها از نفوس و برادران ديني ما به خارجه مسافرت كرده، در كمال ذلت به مزدوري غير مذهب ما، جان شيرين مي سپارند، به كار و شغل داخلة مملكت باز خواهد داشت (همان، ص 48-49).

2. استقبال اقشار جامعه از محصولات شركت

اين شركت، كه براي تقويت اقتصاد داخلي و مقابله با نفوذ اقتصادي بيگانگان و سلطة آنها بر كشورهاي اسلامي تأسيس شد، استقبال عظيم مردم را در پي داشت و ميزان سرور و بهجت مردم از توفيق اين شركت به اندازه اي بود كه در برخي شهرها، از جمله بوشهر و كاشان به هنگام ورود اولين البسة اين شركت، مجلس جشن و بزم به راه انداختند. در توصيف اين شور و حرارت آمده است:

چنان وجد و سرور در اهالي از وضيع و شريف ملاحظه شد كه در هيچ عيد از اطفال نديده بودم. و در تعريف منسوجات وطني، همين يك نكته شاهد است كه بلژيكي هاي مأمورين گمرك و ساير اهالي خارجه از اين تن خواه خريدند و نهايت توصيف مي نمودند. الفضل ما شهدت به الاغيار (حبل المتين، ش 24، ص 25؛ ش 29، ص15).

مطبوعات و رسانه هاي داخلي و خارجي نيز به شدت نسبت به اين حركت توجه نشان دادند و اخبار گسترش و توسعة آن را منتشر مي كردند. آقانجفي و حاج آقا نورالله اصفهاني در نامه هايي كه در تشكر از توجه روزنامه ها به اين اقدام نوشتند، از اين حركت به مثابة يك جهاد اقتصادي نام بردند. در نامة ايشان به روزنامة ثريا آمده است:

گمانم اين است اقدام در اين عمل خير، امروز به منزلة جهاد است و عندالله ثواب و اجر عظيم دارد؛ چه ملت و امت ناجيه را از احتياج به كفار مانع بزرگي است... در اين مدت قليل، منسوجات شركت اسلاميه بين المسلمين خيلي رواج يافته و ترقي نموده است و بسيار اشياء و اجناس نفيسه اختراع كرده اند (ثريا، 1317ق، ش47).

همچنين نوع اين اقدام، كه در جهت حفظ منافع اقتصادي جامعة اسلامي و مقابله با سلطة بيگانگان بر امت مسلمان بود، حمايت جدي علماي مسلمان در مناطق گوناگون را موجب گرديد و علماي بزرگي همچون آيات عظام ملّا محمدكاظم خراساني، سيدمحمدكاظم يزدي، ميرزا حسين نجل ميرزا خليل، محمد الغروي الشربياني، ملّا محمدحسن مامقاني، ميرزا فتح الله شيرازي اصفهاني معروف به شريعتمدار، ميرزا محمدحسين نوري معروف به محدث نوري و صدر اصفهاني به شكل هاي گوناگون مثل فتوا، اعلاميه، سخنراني و تأليف كتاب، به حمايت از آن برخاستند. براي نمونه، آيت الله آخوند خراساني در نامه اي، از شاه خواست تا با خلع لباس ذلّت و لبس لباس عزّت و استفاده از البسة مصنوعة اسلاميه، هم به ترويج ملت بيضاء و تقويت دولت عظمي و اسباب آسايش عموم عباد و ترقيات عامه و قاطبين بلاد محروسه ايران بپردازد و هم باعث شود تا ملت، كه به مقتضاي الناس علي دين ملوكهم شيوة وي را ادامه دهند كه كهن جامة خويش را پيرايش، به از جامه عاريت خواستن است (ر.ك: ثريا، ش 13).

حتي در برخي شهرها از جمله در شيراز، علما برخي از وعاظ را روانة نقاط گوناگون شهر و روستا كردند تا به مردم اطلاع دهند و از آنان بخواهند كه از اين به بعد، تنها از منسوجات شركت اسلامية اصفهان استفاده كنند (حبل المتين، ش18، ص12). آنچه در اين مكتوبات و اعلاميه هاي تاريخي قابل دقت و پژوهش است نوع نگاه و منطق گفتاري مندرج در آن است. استفاده از واژه هايي مثل پوشيدن لباس عزت و خلع لباس ذلت و مفاهيمي كه از فرهنگ سياسي شيعه منبعث شده است ما را به موضوع مهم تر و ژرف تر تكوين سياست ديني شيعه در دوران قاجار و سير تحولات آن سوق مي دهد (نجفي، 1384، ص71).

نكتة مهمي كه در اين اقدامات وجود دارد اين است كه براي رسيدن به خودكفايي و استقلال اقتصادي و رونق توليدات داخلي بر حركت و اقدام ملي مبتي بر قناعت و پرهيز از تجمل تأكيد فراوان شده است؛ چنان كه حاج آقا نورالله اصفهاني در يكي از سخنراني هاي خود مي فرمايند:

امروزه بر ملت ايرانيه و حوزة اسلاميه لازم و متحتم كه در رفع احتياج از خارجه به قدر مقدور و اندازة ميسور بكوشيم؛ يعني لوازم زندگاني را ... تا آخرين درجة امكان از امتعة داخلة خود استعمال نماييم و تا در مملكت خود، اگرچه به اضعاف قيمت و خشن باشد، دربند ظرافت نباشيم و از خارجه نخريم و اين اقتصاد ملكي و ملي را كار بنديم و سرمايه و نقود را به خارجه نسپاريم (همان، ص183، به نقل از روزنامة جهاد اكبر، 1325ق، ش14).

استقبال از محصولات اين شركت، كه در حوزة نساجي فعاليت مي كرد، روز به روز افزايش يافت. ازاين رو، براي لباس هاي رسمي نيروهاي نظامي، مدارس علميه و مدارس جديد از منسوجات اين شركت استفاده مي شد (حبل المتين، ش10، ص11؛ انجمن مقدس ملي اصفهان، 1325ق).

3. گسترة فعاليت شركت

با اقدامات انجام شده و استقبال و حمايت هاي فراوان از محصولات شركت مزبور، شركت به سرعت توانست توسعه يافته و قلمرو فعاليت خود را از شهر اصفهان فراتر برد و در بيشتر شهرهاي ايران شعبه داير كند. گسترش توفيق شركت تا حدي بود كه فعاليت آن فراتر از مرزهاي ايران هم رفت و شعبه هايي از اين شركت در شهرهاي پاريس، لندن (با وكالت حاجي ميرزا اسدالله كاشاني و حاجي علي اكبر صاحب شيرازي)، مسكو (با وكالت ميرزا محمدجواد مشكي اصفهاني و ميرزا علي محمدخان كاشاني مدير روزنامة ثريا)، اسلامبول (با وكالت حاجي ميرزا محمدشفيع آقا امين التجار اصفهاني)، بمبئي (با وكالت حاجي سلطان علي شوشتري و حاجي محمدجواد عرب كرماني)، كلكته (با وكالت مؤيدالاسلام مدير روزنامة حبل المتين)، بغداد (با وكالت حاجي سيدمحمدكاظم اصفهاني و حاجي سيدحسين افندي اصفهاني)، بادكوبه (با وكالت حاجي زين العابدين تقي اوف)، قاهره، و... نيز ايجاد شد.

با توسعة فعاليت اقتصادي شركت، حوزة كاري شركت از حوزة نساجي فراتر رفت و به برخي امور مهم اقتصادي، مثل حوزة حمل و نقل و ساختن راه آهن، راه اندازي كارخانة نخ ريسي و به تعبير آن زمان، ريسمان تابي نيز گسترش يافت.

4. به خطر انداختن منافع استعمار

گسترش روز افزون شركت اسلاميه اصفهان، كه با هدف مقابله با نفوذ و سلطة اقتصادي استعمارگران شكل گرفته بود، موجب لطماتي به منافع بيگانگان شد، به گونه اي كه روزنامه ها و نمايندگان انگليس، توسعة آن را سكته به منافع انگليس در تمام منطقة خليج فارس اعلام كردند:

معلوم مي شود ايرانيان اندك اندك از خواب غفلت بيدار شده و قدر و اهميت تجارت، خاصه تجارت شركت را نيكو دانسته، چيزي كه در اين شركت اهميت دارد اين است كه علماي اين ملت نيز در آن شركت دارند و مشوّق اند. و اگر اين شركت معتبر شود، سكتة بزرگي به تجارت انگليس در اصفهان، بلكه در خليج فارس وارد آيد. و بايد تجّار ما نوعي رفتار كنند كه در آينده، بازار تجارتشان از رونق نيفتد، و الاّ عن قريب بايد منتظر خبر بود كه بازار تجارت ما در اصفهان بسته شود (ثريا، 1317ق، ش 47، ص11، به نقل از: روزنامه كاميرشل انگليس).

رشد روزافزون معاملات و عايدات شركت اسلاميه اصفهان به قدري زياد بود كه سفارت انگليس را در معرض موضع گيري و چاره انديشي قرار داد، تا جايي كه سفارت انگليس در يادداشتي به وزارت امور خارجه كشورمان نوشت:

از قرار اطلاعاتي كه از اصفهان مي رسد، علماي آنجا بيشتر بر ضد تجارت خارجه مي باشند... علناً مي گويند كه مردم نبايد امتعة خارجه را بخرند... جناب آقا نورالله در مسجد، چند روز قبل از اين گفته بودند كه اين اقدام، اقدام وطن خواهي است كه تجارت داخله را ترغيب و تجارت خارجه را خارج كنند... [با اين اقدام علما] مشتريان داخله ورشكست خواهند شد و تجار خارجه خانه هاي خود را از اصفهان برخواهند داشت، و در شهرهاي ديگر ايران هم همين طور خواهد شد. اين فقره اسباب خرابي مملكت است (نجفي، 1384، ص63-64).

بر همين اساس، انگليسي ها براي جلوگيري از خطر شركت، به حيله و نيرنگ متوسل شدند و سعي كردند با استفاده از اختلافات مسلمانان و اهل كتاب به اقدامات شركت لطمه زده، مانع موفقيت هاي آن شوند. اما اين طرح ظاهراً بسيار به موقع از جانب انديشمندان طرفدار شركت اسلاميه لو رفت و آنها از طريق اطلاع رساني به مردم، تا حدّ زيادي اين نقشه را خنثا كردند. از سوي ديگر، هوشياري اقليت مسيحي نيز نقشة انگليس را خنثا مي كند. در همين خصوص، خليفه پادري [يكي از القاب روحانيان مسيحي] پاسكال معلم روحاني ارامنه و مسيحيان اصفهان طي نامه اي به مدير روزنامة حبل المتين، كذب ادعاي انگليس را فاش ساخت:

از ديدن اين خبر خيلي متألم شدم... به طور يقين، عرض مي كنم كه از زماني كه شاه عباس صفوي ماها را به ايران كوچانيد، در ضمن اين مدت، كه تقريب سيصد سال است، هيچ زمان طايفة ما آسوده تر و راحت تر از زمان سلاطين قاجار نبوده ]است[. همچنين علماي اصفهان هميشه ما را محترم مي داشته و مي دارند و در كمال دقت، به امور راجعه به ما اقدام مي فرمايند. با اين لطف دولت و ملت، راضي نيستيم كسي اين تهمت بزرگ را به ما بزند. خواهش داريم اين مطلب را در روزنامه درج و ما را از بدنامي بيرون آورده، آسوده دارند (حبل المتين، 1317ق).

در مجموع، حركت جهادي حاج آقانورالله اصفهاني در عرصة اقتصادي، كه با همياري و حمايت ساير علما و اقشار مردم همراه شد، موجب گرديد برخي از مشكلات جدي كشور در عرصة اقتصادي با يك حركت جهادگونه حل شود و در عصري كه عصر امتيازات استعماري روس و انگليس در ايران بود، تا حدي از سلطة اقتصادي بيگانگان بر كشور جلوگيري نمايند. اميدواريم هريك از اقشار امروز جامعة ما نيز با چنين اقداماتي بتوانيم گامي مهم در جهت جهاد اقتصادي برداريم و امروز، كه در عرصه هاي گوناگون سياسي، جهان اسلام و جمهوري اسلامي ايران به موفقيت هاي روزافزون جهاني رسيده است، در اين عرصه نيز بتوانيم موفقيت هايي را كسب كنيم و كارآمدي نظام اسلامي و حكومت ديني را در عرصه هاي گوناگون به رخ جهانيان بكشيم.

صدور فتوا و اعلاميه در تحريم كالاي خارجي و ترويج كالاي داخلي

يكي از اقدامات علماي شيعه در حمايت از توليد ملي و كار و سرماية ايرانيان و مسلمانان، صدور اعلاميه ها و فتاواي گوناگون مبني بر تحريم كالاهاي خارجي و حمايت از كالاهاي داخلي و ترويج فرهنگ استفاده از پارچه، لباس، كاغذ و انواع كالاها و صنايع داخلي و ايراني است. علت صدور اين فتاوا و اعلاميه ها آگاهي علماي شيعه از پيامدهاي منفي ورود بي روية كالاهاي خارجي به كشور بوده است. مرحوم آيت الله سيدمحمدكاظم طباطبائي، معروف به صاحب عروه، از علماي بزرگ شيعه در پاسخ به سؤالي در همين زمينه مي نويسند:

آنچه نوشته بوديد، از ترتب مفاسد بر حمل اجناس از بلاد كفر به محروسة ايران - صانها الله تعالي عن حوادث الزمان - صواب، و هميشه ملتفت به آنها و اصناف آن، كه ماية خرابي دين و دنياي مسلمين است، بوده ام و از اقدام شما در تهية دفع آنها، كه بايد از محض غيرت دين و خيرخواهي مسلمين باشد، زياده مسرور شدم (آيت اللهي، 1363، ص174-177).

در اين بخش، به نمونه هايي از اين اعلاميه ها و فتاوا اشاره مي شود. تحريم كالاي خارجي و ترويج كالاهاي داخلي بنا به علل گوناگون و براي رسيدن به اهداف متفاوتي صورت مي گرفت كه مستند به متون اين فتاوا و اعلاميه ها علل و اهداف اين اقدامات بيان مي شود:

علل تحريم كالاي خارجي و ترويج كالاي داخلي

الف. حفظ و افزايش ثروت ملي و سرمايه اسلامي ـ ايراني: يكي از اهداف تحريم كالاي خارجي و ترويج كالاهاي داخلي حفظ ثروت ملي و جلوگيري از خروج سرمايه و پول مسلمانان به سرزمين كفر بوده است. آيت الله آخوند خراساني و آيت الله ملاعبدالله مازندراني، از مراجع بزرگ نجف، كه فتاواي آنها به تعبير كسروي، مهم ترين عامل حضور مردم و سرداراني همچون ستارخان و باقرخان در نهضت مشروطيت بوده، در سال 1329ق در اعلاميه اي كه عليه استفاده از كالاهاي خارجي داده اند، هدف از اين اقدام را جلوگيري از خروج ثروت مملكت و منابع داخلي بيان كرده اند:

... عموم غيرتمندان اسلام و پيروان حضرت خاتم النبيين ـ صلي الله عليه و آله الطاهرين ـ البته اين معني را تا به حال فهميدند و به رأي العين مي بينند كه استعمال امتعة خارجه در بلاد اسلاميه، تا به حال به چه درجه موجب ذهاب ثروت مملكت و نسخ منابع داخله و فقر و فلاكت ملت و تسلط كفار بر مسلمين داخله و فقر و فلاكت ملت و تسلط كفار بر مسلمين شده (نجفي، 1391، ص 81).

مرحوم شيخ محمداسماعيل محلاتي، از علماي نجف در دورة مشروطه، نيز در اعلاميه اي كه در تحريم كالاهاي خارجي صادر كرد، به اين نكته اشاره نمود كه استفاده از كالاهاي خارجي از دو جهت موجب كاهش ثروت ملي خواهد شد.

وجه اول اين است كه مصرف كالاي خارجي موجب مي شود ثروت و مال ايرانيان و مسلمين به جيب اجانب برود و لذا، براي احتراز از اين مسئله، بايد از مصرف اين كالاها پرهيز كرد:

پر واضح است كه امتعه و اقمشه، كه از طرف اجنبي بر ما وارد مي شود، آنچه مخارج برده از گمرك و كراية جهاز و ... سركش قيمت آن امتعه نموده، از ما مي گيرند. پس در حقيقت، همة آن مصارف از جيب ما داده مي شود و همة آن ادارات به اندازة خود، به پول ما دوران مي يابد [اداره مي شود] ... در حقيقت، تجارت اروپاييان با ما ايرانيان وسيله اي است براي آنكه اموالي از ما استنقاد شود [دريافت شود] و از چنگال ما بيرون رود به مصرف تقويت دول و عمارت بلاد آنها برسد (رجبي، 1390، ص44).

وجه دوم اين است كه مصرف كالاي خارجي موجب تضعيف صنعت و توليد داخلي شده، از اين نظر، موجب كاهش ثروت ملي مي شود:

استعمال آنها [يعني: كالاي خارجي] و به همان اندازه، بلكه بالاتر، اعراضشان از اجناس و حِرَف وطنيه و ترك نمودن آن باعث مزيد رواج آنها و موجب مزيد اندراس [كهنه شدن] اينها [يعني: كالاي داخلي] گرديد و حِرَف و صنايع مملكتي كه سبب استجلاب وجوه نقديه بود، منسوخ شد و آن وجوه نقديه از ما منقطع شد، و آن قوافل [قافله ها] طلا و نقره كه هر ساله در خانه هاي ما وارد شده و منزل مي گزيد؟ به طرف ممالك اروپا رهسپار شد و خانه هاي فرنگيان را منزلگاه خود قرار داد و دست ما از آن اموال تهي و در مقابل جيب آنها پر شد (همان، ص442-443).

در اساسنامة شركت اسلامية اصفهان نيز ـ همان گونه كه قبلاً گذشت ـ يكي از اهداف تأسيس اين شركت جلوگيري از خروج ثروت داخلي به خارج از كشور ذكر شده بود. وقتي در سال 1305 اتحادية اصناف اصفهان قطع نامه اي با عنوان وطن در خطر است صادر نمودند و نسبت به مرگ اقتصادي ايران بر اثر ورود امتعة بي مصرف هشدار داد و تصميم گرفتن من بعد، حتي المقدوراز امتعة اجانب احتراز كرده و به توليدات داخلي قناعت نمايند، حاج آقا نورالله اصفهاني نيز با صدور اعلاميه اي با عنوان اسلام در خطر است، حركت اتحادية مزبور را اين گونه تأييد نمود:

اميدوارم اول كسي كه تأسي به آن هيئت محترمه نمايد اين جانب و هر كس بستگي به اين جانب داشته باشد، بوده باشند و رفته رفته امتعة داخله رواج و احتياجات از خارجه بالمره مقطوع و ثروت مملكت زياد و شوكت و اقتدار و عزت اسلام و مسلمين فوق العاده بشود و توازن صادرات و واردات ايران كاملاً بشود (بصيرت منش، 1378، ص292-293).

ايشان همچنين در رسالة مقيم و مسافر كه در عصر مشروطيت نوشت و به نقد حاكميت استبدادي و آثار سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن پرداخت، يكي از آثار اقتصادي حكومت استبدادي را، كه از لحاظ اقتصادي وابستگي به خارج است، اعطاي امتيازات به بيگانگان و خروج ثروت و پول از كشور ذكر كرد:

اگر اندك تأملي بشود همين اعمالي كه اسمش تجارت و //صناعت گذارده ايم اسباب فقر و فاقة دولت ما شده؛ چرا كه تجار ما در واقع، مزدور اجانب مي باشند به اجرت بسيار مختصري. به علت اينكه در سال، چندين هزار تومانِ ما را از طلا و نقره حمل به خارج مي نمايند و اجانب همين پول ها را اسباب محموله تجارت مي نمايند و سالي كُرورها(يك كرور معادل نيم ميليون است) از مملكت ما جلب مي نمايند (نجفي، 1384، ص390).

ايشان راه مقابله با اين اقدام را ايجاد امنيت اقتصادي براي سرمايه گذاري داخلي و تأسيس كارخانجات در داخل كشور و تقويت كشاورزي به شيوه علمي، به منظور بازگشت ثروت كشور به داخل مي دانند:

بايد اسباب كسب و تجارت داخله را فراهم آورد كه از اول صادرات مملكت به قدر واردات باشد كه اين قدر پول از ايران خارج نشود. ... و بالمره سرماية تجارت از دست نرود... بايد به رعايا اطمينان داد كه پول هاي خودشان را به كار بيندازند و اشخاص كه در خارج رفته اند تجارت و صناعت مي نمايند به مهماني و امنيت تامه به مملكت وارد كرد و آنها را تشويق كرد تا فوايد تجارت و مناعت آنها عايد مملكت شود. نروند پول هاي خودشان را در بانك هاي خارجه از قرار صد، پنج بگذارند و در داخله پول نابود شود (همان، ص 368 و 369)... اگر كارخانة ريسمان و نساجي داشتيم... قهراً رفع حاجت و مزيد ثروت و ترقي مملكت مي باشد و هم فلاحت [كشاورزي] كه در واقع، معدن معتبر ايران است... اسباب هزارگونه ثروت بود (همان، ص 391).

آيت الله سيدعبدالحسين لاري، از شاگردان ميرزاي شيرازي و عالم برجستة منطقة فارس و لارستان، كه در اواخر دورة قاجاريه اقدام به تشكيل حكومت محلي در اين منطقه نمود، در پاسخ به سؤالي مبني بر حكم استفاده از كالاهاي خارجي، حرمت استفاده از اين كالاها را به خروج ثروت ممالك اسلامي به ممالك بيگانه و كمك به كفار مستند ساخت:

امروز آنچه پول از بلاد اسلاميه به بلاد خارجي مي رود اعانت [كمك] به اعداء دين و استعداد [آمادگي] كفار است براي ريختن خون اسلام و مسلمين. [پس] حرام است استعمال آنها سياسۀً و ديانۀً حفظاً للاسلام و المسلمين مگر در صورت اضطراب و عدم وجود اشياء وطني اسلامي... (آيت اللهي، 1363، ص173ـ174).

ب. حمايت از توليد و صنايع داخلي و استقلال اقتصادي: يكي از اهداف اصلي تحريم كالاهاي خارجي توسط علماي شيعه حمايت و تقويت توليدات و صنايع و حرفه هاي داخلي كشور و رونق كارخانجات و جلوگيري از تعطيلي كارگاه ها و كارخانه ها و آبادي و عمران كشور بود. آيت الله شيخ محمداسماعيل محلاتي، از علماي نجف اشرف، كه در زمينة انديشه و نظرية سياسي داراي نظريات جالب توجه و مهمي است، در اعلاميه اي كه در ابتداي مشروطيت منتشر شد، به بحث رواج كالاهاي خارجي و تأثير آن بر زوال اقتصاد و توليدات داخلي اشاره كرده، مي نويسد:

بدين واسطه [رواج كالاهاي خارجي]، حِرَف و صنايع ايرانيه رو به انحطاط و اندراس گذاشت و فقر و پريشاني ما بين صاحبان آن حِرَف و اجزاء و حواشي آنها بالا گرفت. چه خانواده ها كه برچيده و چه كارخانه ها كه بسته شد... آيا ديگر سزاوار نيست كه از خواب غفلت بيدار شويم و اموال خود را مصرف در آبادي مملكت و قوت مذهب و ملت خود نماييم و چشم از زخرفه [تزيينات] و صورت سازي امتعة خارجه بپوشيم و به اجناس وطنية اسلاميه خود حتي المقدور - اكتفا كنيم و حِرَف و صنايع خود را تدريجاً توسعه و ترقي دهيم و ذلت مسلمين را، كه از حد گذشته، به عزت مبدل نماييم و ممالك اسلاميه، كه موطن شريعت حق الهيه است، معمور و آباد كنيم (رجبي، 1390، ص344-345).

ايشان همچنين معتقدند: مسئولان حكومتي، اعم از شخص شاه و درباريان و اطرافيان و همچنين نمايندگان ملت در مجلس شورا و علماي ديني و طلاب حوزه هاي علميه نيز وظيفه دارند با استفاده از كالاهاي داخلي و اقدامات ديگر، براي حمايت از اين موضوع و تبليغ كالاهاي داخلي و ترويج فرهنگ مصرف كالاهاي داخلي، تلاش نمايند:

شخص سلطنت كه بايست خيرخواه رعيت و دل سوز نوع [مردم] باشد ...، وكلاء ملت كه بايست عقول منتخبة مملكت بوده باشند و صلاح و رشاد نوع را در كلية امور ارائه دهند... چه قدر در حق آنها خوشايند و زيباست و در انظار همه نيكو و مستحسن است كه اولاً قامت خود را به البسة اسلاميه مُخَلَّع نمايند [لباس اسلامي بپوشند]، پس از آن در مقام تقنين قوانيني كه از مُعِدّات [كمك كننده] اين امر است، برآيند (همان).

ايشان معتقدند: اگر مسئولين و بزرگان مملكت اين گونه عمل كنند ساير اعيان و اكابر از آنها پيروي نمايند، و اگر عموم علماي مملكت و قاطبة حواشي و اجزاء علوم دينيه كه قائد ملتند و چشم نوع مردم به افعال آنهاست... در مقام خلع و لبس برآيند، ملابس اجنبيه را قدر امكان بريزند و از آنها تجنّب كنند و البسة وطنيه را استفاده كنند، كارخانجات لازمه در بلاد اسلاميه به اسرع وقتي داير و جاري خواهد شد (همان).

آيت الله سيدمحمدكاظم يزدي، از مراجع تقليد شيعه در عصر مشروطيت، در نامه اي، كه ظاهراً به يكي از تجار نوشته، نسبت به نفوذ خارجي ها در صنعت و اقتصاد و ضعف توليد در ميان مسلمانان و روي آوردن به دلالي و واسطه گري در معاملات به جاي توليد، ابراز نگراني كرده و مسلمانان را به كار و توليد براي رسيدن به استقلال اقتصادي تشويق نموده است:

در اين زمان، كه خارجه به انواع حِيَل، رشتة كسب و صنايع و تجارت كه ماية عزت و منشأ ثروت است ـ از دست مسلمين ربوده و منحصر به خود نموده و مثل خون در مجاري عروق ايشان راسخ و نافذ شده و شغل اهل اسلام به تدريج، منحصر به دلالي و بيع و شراء اجناس خارجه شده ...، مناسب است مسلمين از خواب غفلت بيدار شوند و به تدريج، رفع احتياجات خود را از خارجه بنمايند و به تأييدات ربانيه، از ذلّ فقر و احتياج و سؤال و تحمل عملگي كفار و تشتت در بلاد كفر برهند... (ابوالحسني، 1386).

ايشان در ادامه، مؤمنان را ـ حتي الامكان ـ به استفاده از لباس ها و كالاهاي اسلامي و داخلي توصيه مي كنند:

اميدوارم اخوان مؤمنين اقتدا و تأسي به رؤساي ملت نموده، بر حسب غيرت اسلاميت مهما امكن [هر قدر ممكن است] اقتصار به همان ملبوسات اسلامي نمايند، بلكه درتمام اثاث البيت خود، تا ممكن است، اكتفا به مصنوعات اسلامي نموده و در ملبس و مطعم و مسلك خود، از شباهت به كفار بپرهيزند (همان، ص162).

آيت الله آقانجفي اصفهاني در نامه اي، كه به روزنامة حبل المتين براي تشكر از مقالات اين روزنامه در تأييد و حمايت از شركت اسلاميه اصفهان نوشت، بر بحث ضرورت توسعة صنايع داخلي تأكيد ورزيد:

رجاء دارم كه به حسن اهتمام علماء اعلام و توجه اسلاميان، موجبات رواج صنايع و امتعه اسلاميه زياده بر اين، يوماً فيوماً در ترقي و شيوع بشود ... بايد سعي و اهتمام در تكميل صنايع و امتعة اسلاميه و ترغيب مسلمانان در استعمال نمود (حبل المتين، ش19، ص17).

آيت الله شيخ محمدعلي شاه آبادي در كتاب شذرات المعارف، به ترويج عقايد باطل و اخلاق رذيله و رفتارهاي ناشايست در مملكت اسلامي اشاره مي كند و معتقد است: بسياري از متدينان صرفاً اظهار تأسف از وقايع مذكور اكتفا مي نمايند و دنبال علاج درد و راه حل نيستند. ايشان يكي از راه هاي مناسب براي اعتلاي ديني در جامعه را حمايت از شركت ها، صنايع و زراعت داخلي مي داند: ايجاد شركت از روي قواعد علميه، براي تجارت مشروعه و صناعت و زراعت و ترويج البسه و اقمشه مصنوعه اسلامي و مملكتي (شاه آبادي، 1360، ص 8).

تأكيد بر استفاده از كالاهاي داخلي به جاي كالاهاي خارجي، در فتاواي علما مكرر آمده است. در روزنامة حبل المتين مطلبي با عنوان قابل توجه اسلام خواهان و وطن شناسان ايران منتشر شده كه استفتائات مردم از علما مبني بر حكم استفاده از كالاهاي خارجي در صورت امكان و استفاده از كالاهاي ايراني و پاسخ علما به اين سؤالات را مطرح كرده است. در متن پاسخ هاي علما، بر استفاده از كالاهاي داخلي ساخت كشورهاي اسلامي تأكيد شده است. در يكي از اين پاسخ ها آمده است: طريقة نجات، استعمال مصنوعات بلاد مسلمين است.

در پاسخ ديگري آمده است: مقتضي فطرت اسلام آن است كه رغبت اهالي در امتعة مسلمين و ترويج امتعۀ آنها باشد، نه كفار (نجفي، 1391، ص140).

در ادبيات بيانيه ها و اعلاميه هاي علما، بحث استقلال اقتصادي و رفع نياز به بيگانه نيز از جمله مطالب مهم و پررنگ است كه هم در تحريم كالاهاي خارجي و هم در ترويج كالاهاي داخلي محل استناد علما قرار گرفته است. آيت الله ميرزا فتح الله شريعت اصفهاني در تأييد فعاليت هاي اقتصادي داخلي، مثل شركت اسلامية اصفهان، به قبح وابستگي به بيگانه و استفاده از متاع خارجي با اين عبارت ادبي اشاره مي كند: نان خود بر سفرة مردم خوردن، به نعمت خويش منت از ديگري بردن و خانة همسايه سوختن و چراغ اجانب افروختن و جامة خويش دريدن و كلاه بيگانه دوختن نه كار عقلاء است (نجفي، 1384، ص47).

آيت الله صدر اصفهاني نيز در واكنش به تأسيس شركت اسلاميه اصفهان و توليد منسوجات داخلي، يكي از مهم ترين آثار اين حركت را، كه نسبت به تحقق آن ابراز اميدواري مي كند، رفع احتياج و وابستگي به بيگانه است: رجاء واثق ... مسلمانان در گرفتاري به كفار، كه آني زندگاني به غير مطاع كفر نتوانند و ممالك محروسة اسلام از احتياج به كفرستان مستغني گردد... (ثريا، 1317ق، ش13).

آيت الله حاج ميرزا خليل تهراني نيز شبيه همين اميد و آرزو را دارند: اميدوارم قسمي شود كه اهل ايران به هيچ وجه من الوجوده، محتاج به آوردن و طلبيدن اجناس خارجه نشوند (حبل المتين، ش19، ص 15).

آيت الله مامقاني نيز در واكنش به تأسيس اين شركت و توليد لباس هاي داخلي و اسلامي، از اينكه اين كار موجب استقلال از بيگانه و رفع احتياج به اقتصاد آنها مي شود، ابراز خرسندي مي كند:

بحمدالله تعالي، فراهم شدن اسباب تداول [رواج] منسوجات اسلاميه و سد ابواب حوائج مسلمين از ممالك، از نِعَم عظيمة اين عصر با بركت است. چه قدر شايسته است كه عموم مسلمين با كمال شوق و اتحاد كلمه، در رواج آن هجر منسوجات ممالك خارجه، كه سبب اختلال امور كافة مسلمين شده، جد و جهد نموده، اسلام را رونقي تازه داده و با اتفاق كلمه، اسلامية مسلمين را آسوده نمايند (ثريا، 1317ق، ش 13).

ج. تضعيف نفوذ نظامي دشمن و حفظ عزت و استقلال سياسي: آقانجفي اصفهاني در اواسط مشروطة اول، اعلامية مهمي منتشر و در هشت بند، وظايف سياسي ـ اجتماعي مردم را مشخص كرد. مادة چهارم اين اعلاميه، دربارة ترويج لباس هاي اسلامي و كالاهاي ايراني است. در اين بند چنين آمده است:

... چهارم آنكه چون اجانب چند سال است به ترتيب معامله به بلاد محروسة مسلمين پيدا نموده اند و البسه و امتعة خود را رواج دادند، حالا راجح و صلاح آن است كه مسلمانان به قدر امكان، سعي در ترويج و معاملات در ملبوسات اسلاميه و امتعة ايرانيه نموده باشند كه ـ مهما امكن ـ حاجت مسلمين به ملبوسات و اموال خارجي كم شود. و اين مطلب تدريجي الحصول است. بايد هر كس بر حسب وسع، در امانت خودش، در اين ترتيبات حسنه، جدّ و جهد نمايند (نجفي، 1390، ص186).

درگيري ها و ناامني هاي به وجودآمده در جريان نهضت مشروطيت، موجب شد روس و انگليس در سال هاي 1327 -1330 بخش هايي از مناطق شمال و جنوب را به بهانة ايجاد امنيت براي اتباع و تجارت خود، عملاً تحت اشغال درآوردند. در اين ميان، تجاوزگري روس جلوة بيشتري پيدا كرد و در جريان تهديد معروف روس در اواخر سال 1329 به اوج خود رسيد. علماي شيعه ضمن اهتمام به مقابله با اشغال كشور، اقدامات متعددي انجام دادند. يكي از اين اقدامات، صدور اعلاميه توسط تعدادي از علماي اصفهان به همراه برخي از تجار، در اوايل سال 1329 بود. آنها در اين اعلاميه، با تأكيد بر حفظ مصالح اسلام و مسلمانان، برخود فرض ذمّي دانستند كه از معامله با شعبة بانك روس و نيز استفاده از برخي كالاهاي رايج روسي مثل قند و شكر و چاي پرهيز نموده، مسلمانان را نيز به همراهي در اين كار دعوت نمايند. مردم از اين دعوت استقبال كردند و موجب فشار روس ها به آقانجفي براي رفع اين حكم گرديد (زاينده رود، 1329ق، ش10).

بنابه نقل روزنامة زاينده رود در مورد پيامدها و اثرات مثبت اعلامية مذكور و استقبال مردم از آن، تجار اصفهان به خاطر اعتقادات و احساسات اسلامي و مذهبي خود، اولين افرادي بودند كه از اين حكم اطاعت نمودند. آنها به طور يكپارچه، به افراد طرف معاملة خود تلگراف زدند كه از اين تاريخ به بعد، كالاهاي روسي را نه به طور امانت و نه به طور خالصه براي آنها خريداري و حمل نكنند. همچنين اهالي اصفهان هر روز در صدد افزايش اين حركت دفاعي اقتصادي بودند كه موجب انزواي بيگانگان مي شد. اين روزنامه اظهار داشت: اين آخرين امتحان ايرانيان است كه بايد در اين مرحله، كمال لياقت و استعداد خويش را به جهانيان اثبات كنند. ملت ايران به اقتضاي ديانت خود، يا بايد با سيادت و عزت زندگي كند، يا به سعادت و شهادت بميرد. ملت ايران به دليل هوشياري فطري و تعليمات مذهبي، ملتي نيست كه تن به اسارت دهد و تسليم خواهش اجانب گردد (همان، ش 25، ص 2). استقبال و تبعيت مردم براي روس ها مشكلاتي جدي فراهم كرد. بر همين اساس آنها در پي فشار به آقانجفي براي رفع حكم برآمدند. در تلگرافي كه از نظميه صادر شده آمده است:

به حضرت آيت الله آقانجفي عرض كرده اند كه قنسول مي گويد: اگر شما امتعة روس را حرام نموده ايد، چه علت دارد؟ اگر انجمن ولايتي اين حكم را كرده، مؤاخذه خواهيم نمود. حضرت آيت الله جواب داده اند: مِنْ بَعْد، امتعة روس را استمعال نخواهيم كرد. مسلمين هم به وظيفة خود عمل خواهند كرد. آسوده باشيد (شريف كاشاني، 1362، ص697).

در اعلاميه اي كه علماي شيراز پس از اشغال سرزمين ايران توسط قواي روس و انگليس به اصفهان مخابره كردند، به تحريم كالاهاي خارجي و قطع روابط با بيگانه با هدف حفظ استقلال سياسي كشور، اين گونه اشاره كرده اند:

... علما و تجار و اعيان فارس اجتماع نموده و براي حفظ استقلال اسلاميت و مليت و دفاع از تهاجمات خانمان ويران كن دولتين متجاوزتين، تحريم امتعه و قطع روابط ملي را يگانه علاج قوميت ديدند... اميدواريم آن آقايان نيز اضمحلال ديانت و قوميت ايرانيان را در نظر گرفته، هرچه زودتر به تحريم امتعة دولتين اقدام فرمايند، و از اولياي امور مركزي نيز درخواست مي شود كه كمال مراقبت را در فيصلة امر با دولتين نمايند كه ذره اي از لوازم حفظ استقلال داخلي و خارجي ايران فروگذاري نشود... (نجفي، 1391، ص88-89).

مرحوم آخوند خراساني نيز در جواب نامة تهديدآميز روس ها، كه از تحريم كالاهاي روسي شكايت كرده بودند و ضمناً تهديد به واكنش متقابل نموده بودند، يكي از علل اصلي اين تحريم را ناديده گرفتن مناسبات حسن همجواري و بين المللي و تهديد استقلال سياسي ايران توسط روس ها بيان نمود:

كارگزاران دولت بهية روس نسبت به ايران به هيچ وجه، نواميس وداديه [روابط دوستانه] و مناسبات جواريه [همجواري و همسايگي] را لازم الرعايه و حقوق بين المللي را محترم نمي دارند... ابقاء قشون روسيه در ايران... اسباب تزلزل كلي و منافي استقلال مملكت بوده و هست... در چنين صورت، بر هر فرد ايراني و بلكه بر هر مسلماني، خصوصاً مقام روحانيت اسلاميه، كه حفظ ثغور و استقلال ممالك اسلاميه را ذمه دار است [بر عهده دارد] فرضية حتميه خواهد بود كه در مقام دفاع از حقوق مسلمين و حفظ حوزة اسلاميه بر حسب مناسبات و مقتضيات از هر اقدامي فروگذاري نكند (همان، ص100-101).

حفظ عزت مسلمانان و مملكت اسلامي نيز از جمله اسباب موردنظر علما در اين گونه اقدامات بوده است. آيت الله شربياني در تأييد تأسيس شركت اسلامية اصفهان به عنوان يك امر مطلوب، مي نويسد: امري كه مصالح دينيه و دنيويه و رفاهت حال عموم مسلمين و آبادي ممالك محروسة ايران و زيادتي آبروي ملت اسلاميه و ترقي دولت قاهره عليه در آن باشد، بهتر از اين شركت نافعه اسلاميه به نظر نمي آيد (ثريا، 1317ق، ش13).

د. رشد معنوي و اخلاقي جامعه و حفظ استقلال فرهنگي: علماي شيعه در اين گونه اقدامات اقتصادي خود، صرفاً به منافع و مصالح سياسي و اقتصادي نظر نداشتند، بلكه مصالح فرهنگي و مذهبي را نيز مد نظر داشتند و يكي از آثار نفوذ اقتصادي و گسترش مصرف كالاهاي خارجي را نفوذ فرهنگي و مذهبي دشمن مي دانستند و تحريم اين كالاها را با هدف ممانعت از نفوذ فرهنگي دشمن انجام مي دادند. به تعبير ديگر، حفظ سرمايه هاي مذهبي و فرهنگي نيز از اهداف اين اقدامات بود. آيت الله آخوند خراساني و آيت الله مازندراني در اعلاميه اي كه در مقابله با استفاده از كالاهاي روسي صادر كردند، پس از اشاره به ضررهاي اقتصادي ناشي از مصرف كالاهاي خارجي ـ كه در بخش قبل به آن اشاره شد ـ به آثار فرهنگي آن اشاره دارند:

استعمال امتعة خارجه در بلاد اسلاميه... حالاً به ذهاب بيضه اسلام [از بين رفتن اصل اسلام] و زوال اسلاميت مملكت هم - العياذ بالله تعالي - نوبت رسيده. بقاء سالدات [نيروي نظامي] روس به بهانة حفظ تجارت روسيه در ايران، تدريجاً به كنيسه شدن مساجد و تبديل اذان به ناقوس و پامال شدن روضة منورة حضرت ثامن الائمه - صلوات الله عليهم - خداي نخواسته، مؤدّي خواهد بود (نجفي، 1391، ص83).

همچنين يكي از علل و اهداف پرهيز از كالاهاي خارجي و ترويج و استفاده از كالاهاي داخلي توجه به آثار معنوي و اخلاقي و روحي اين كار است. در بيانات علماي بزرگ، به نمونه هايي از آثار بد استفاده از كالاهاي خارجي و آثار مطلوب استفاده از مصنوعات داخلي اشاره شده و ترويج كالاهاي داخلي را به سبب آثار مثبت معنوي و اخلاقي آن تمجيد و تعريف كرده اند. مرحوم ميرزا حسين نوري در نامه اي كه به حاج آقا نورالله اصفهاني در تمجيد از تأسيس شركت اسلامية اصفهان نوشت، به فوايد اين كار اشاره كرد و يكي از فوايد اين كار را رفع احتياج به بيگانگان دانست كه موجب مي شود مراوده و اختلاط و معاشرت با كفار كمتر شود و اين خود بر روح و روان افراد و دين داري آنها تأثير مي گذارد؛ زيرا معاشرت و مراوده با كفار و مشابهت به آنها موجب رسوخ محبت آنها در دل مسلمانان خواهد شد. بر همين اساس مي نويسد:

با چنين قلب ويران و هيأت عدوي ايمان، براي حضور در محضر قدس حضرت الهي و اظهار عبوديت و احتياج، و استدعاي انجام حوائج محلي و به جهت اجابت و دعا و دفع مكاره و بلا، جاي اميدي نخواهد ماند... نوع مسلمان ها سال هاست اثر اجابت در دعاي خود نمي بينند... ندانستند كه اول شروط اجابت، پاكيزگي مطعوم و ملبوس است و هرچه در آنها مداقه كنند اثرش را در آنجا مشاهده نمايند (نجفي، 1384، ص52).

اين عالم بزرگوار بر اساس متون ديني، اولين شرط استجابت دعا را پاكيزگي و طهارت لباس و غذاي انسان مي داند و تأكيد مي كند كه منظور از پاكيزگي، صرفاً پاكيزگي ظاهري نيست، و پاكيزگي مورد نظر در كالاهاي توليدشده توسط بيگانگان و كفار وجود ندارد؛ زيرا:

با دست خبيث آلوده به اقسام معاصي و ملوّث به انواع قذارات [نجاسات] و زبان پليدي مثل آن، توقع پاكيزگي از ملبوس بافتة او داشتن، عين سفاهت، و به مجرد طهارت و حليت ظاهر قناعت كردن، تمام خسارت است (همان، ص 53).

آيت الله حاج ميرزا خليل تهراني نيز در نامه اي كه خطاب به حاج آقا نورالله اصفهاني نوشت، به همين اثر معنوي و اخلاقي اين گونه اشاره كرده است: اميدوارم... اين مأكول [خوردني] و ملبوس پاك و طاهر سبب اجابت دعوات و عوارف و قبولي طاعات شود؛ لامحاله اثر قهري دارد (حبل المتين، ش19، ص15).

2. تعهد عملي علما به مصرف كالاي ايراني و قناعت و ساده زيستي

يكي از اين نمونه اقدامات، صدور اعلاميه اي توسط تعدادي از علماست كه تعهد خود به استفاده از اجناس داخلي و پرهيز از كالاهاي خارجي و قناعت و ساده زيستي را به اطلاع مردم رساندند. جالب آن است كه در اين اعلاميه، آنها تعهدات خود را بيان كردند؛ نه اينكه از مردم امري را بخواهند. در حقيقت، از خود شروع كردند به مصداق عيني حديث امام صادق† كه فرمود: كونوا دعاة الناس بغير السنتكم؛ مردم را به غير از زبان خود (و با عمل خود، به كار خير) دعوت كنيد. در اين اعلاميه آمده است:

اولاً، قبالجات و احكام شرعيه از شنبه به بعد، روي كاغذ ايراني بدون آهار نوشته شود. اگر بر كاغذهاي ديگر نويسند، مهر ننموده... قباله و حكمي هم كه روي كاغذ ديگر نوشته بياورند و تاريخ آن بعد از اين قرارداد باشد، امضا نمي نماييم.

ثانياً، كفن اموات اگر غير از كرباس و پارچة اردستاني يا پارچة ديگر غير ايراني باشد، متعهد شده ايم بر آن ميت، ماها نماز نخوانيم.

ثالثاً، ملبوس مردانة جديد، كه از اين تاريخ به بعد، دوخته و پوشيده مي شود، قرار داديم ـ مهما امكن ـ هرچه بدلي در ايران يافت مي شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماييم و منسوخ غيرايراني را نپوشيم... تابعين ماها نيز كذلك، و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد.

رابعاً، مهماني ها بعد ذلك ـ ولو اعياني باشد ـ چه عامه، چه خاصه، بايد مختصر باشد: يك پلو و يك چلو و خورش و يك افشره. اگر زايد بر اين تكلف، احدي ما را به محضر خود وعده نگيرد. خودمان نيز به همين روش مهماني مي نماييم.

خامساً، وافوري اهل وافور را احترام نمي كنيم و به منزل او نمي رويم؛ زيرا ... ضرر مالي و جاني و عمري و نسلي و ديني و عرضي و شغلي آن محسوس و سري است و خانواده ها و ممالك را به باد داده (حبل المتين، 1324ق).

چنان كه پيداست، در اين اعلاميه بر استفاده از كاغذ، لباس و پارچه هاي ايراني و همچنين بر ساده زيستي و برگزاري سادة مهماني ها تأكيد شده است. در آخر هم به عنوان يك مسئله مهم اجتماعي بر بحث مواد مخدر و لزوم پرهيز از آن به سبب ضررهاي جسمي، اجتماعي و خانوادگي آن، تأكيد شده است. ذيل اين اعلاميه، كه امضا و مهر آقايان است، نكاتي كه در تأييد اين مطالب نوشته اند نيز جالب است. حاج ميرزا مهدي جويباره اين قرارداد را موجب كمك به كسبه و ضعفاي جامعه دانسته و مخالفت با آن را توهين به شرع انور شمرده است. سايران نيز تأكيد كرده اند كه خودمان و خانواده و بستگانمان به اين قرارداد عمل خواهيم كرد.

اين نوع اقدامات علما موجب ترس و واهمة تجار و شركت هاي اروپايي شد؛ چنان كه كاردار سفارت انگليس، چارلز مالرينگ، به وزير امور خارجه، ميرزا حسن خان مشيرالدوله، دربارة مبارزات علماي اصفهان با سلطة بازار خارجي شكايت كرد و اين حركت را موجب خطر فاحش براي سرمايه هاي انگليسي دانست و دربارة مورد نتيجه اين كار نوشت:

نتيجة اين كار، اين است كه معامله گران كوچك بازار چون مي ترسند كه بعد از اين نتوانند امتعة اروپايي بفروشند، قروض خود را به تجارت خانه هاي بزرگ تر، كه به اعتبار آنها نيز از اين بابت خلل فاحش وارد آمده، نمي پردازند، و تجارت خانه [هاي] مزبور نيز از آن طرف نخواهد توانست كه از عهدة تعهدات خود به تجار خارجه، كه مال التجاره از خارجه مي آورند، برآيند؛ چون مبلغ زيادي سرماية انگليسي در اين كار است، و اگر اين كار غيرصحيح را بگذارند امتداد پيدا كند، به سرماية مزبور خطر فاحش وارد خواهد آمد (نجفي، 1390، ص187 و 188).

يكي ديگر از اسناد زنده و جاودانة در اين خصوص، آداب اخلاقي ثبت شده و مشهور آيت الله شهيد سيدحسن مدرس است كه در ادامة خط فقاهتي ميرزاي شيرازي قرار دارد و هرگز غير از منسوجات و پارچه هاي وطني نمي پوشيد (نجفي و حقاني، 1381، ص186). مرحوم حاج ميرزا حسين نجل حاج ميرزا خليل تهراني، كه يكي از مراجع سه گانة نجف در عصر مشروطيت بود و فتاواي ايشان همراه با آخوند خراساني و ملّاعبدالله مازندراني تأثير زيادي در پيشرفت نهضت مشروطيت داشت، پس از تأسيس شركت اسلامية اصفهان، ضمن تعريف و تمجيد از اين اقدام و تشكر از حاج آقا نورالله اصفهاني، خود نيز متعهد به استفاده از لباس هاي توليد داخل شد: اميدوارم قِسمي شود كه اهل ايران به هيچ وجه من الوجوه، محتاج به آوردن و طلبيدن اجناس خارجه نشوند... خود احقر هم قاصد و عازمم ـ حتي المقدور ـ به غير از اجناس معمولي ايران استعمال نمي نمايم (حبل المتين، ش19، ص15).

نتيجه گيري

عالمان شيعه به سبب جايگاه رفيع اجتماعي و سياسي خود در جامعة ايران و بر اساس مباني نظري ديني و اصولي مثل اصل نفي سبيل، اصل حرمت دوستي با كفار، اصل حرمت تشبه به كفار و بسياري از اصول ديني و فقهي ديگر، به حراست و حمايت از سرمايه هاي ملي اين كشور پرداختند. البته همواره نقطه اتكاي خارجي آنها در اين اقدامات، اصيل ترين سرماية اجتماعي ايران، يعني توده هاي مردم بوده است.

علماي شيعه با تشويق بازاريان به تأسيس شركت هاي اقتصادي اسلامي و ايراني و حمايت معنوي و عملي از توليدات داخلي و صدور اعلاميه و بيانيه مبني بر تحريم كالاهاي خارجي يا ترويج كالاهاي داخلي و تعهد عملي خود، به پرهيز از كالاي خارجي و استفاده از كالاهاي داخلي، نقش مؤثري در حمايت از توليد ملي و كار و سرماية مالي ايراني داشته اند، به گونه اي كه صداي اعتراض بيگانگان مبني بر از بين رفتن منافع اقتصادي آنان همواره بلند بوده و اين علماي فهيم و با كياست همواره آماج خشم و نفرت بيگانگان بوده اند. توجه علماي شيعه به پيامدهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مصرف كالاي خارجي و منافع اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي مصرف كالاهاي داخلي، مثل تضعيف نفوذ نظامي دشمن، افزايش ثروت و سرماية ملي، ممانعت از خروج سرماية داخلي، ممانعت از خروج نيروي كار ايران، رشد معنويت و اخلاق و دينداري در جامعه، نيز جالب توجه است.

عالمان شيعه با بصيرت كامل سياسي و تعهد به وظايف ديني خود، ضمن شناخت برنامه ها و اقدامات دشمن، نسبت به همة مسائل جامعة اسلامي، حتي مسائل اقتصادي و سياسي حساس بوده و براي رشد و اعتلاي جامعه اقدامات لازم و مناسب هر مقطع انجام داده اند و همانند برخي متدينان متحجر، وظيفة خود را منحصر در تدريس و بيان اخلاق و معارف و صرف حضور در مسجد و مدرسه ندانسته اند و در جريان تمام اتفاقات سياسي ـ اجتماعي روز بوده و مواضع مناسب خود را نسبت به آن ابراز داشته اند. برخلاف عموم روشن فكران غرب گراي ايراني، كه عامل و جاده صاف كن حضور استعمار در ايران و اعطاي منابع ملي كشور به آنها بوده اند، عالمان شيعه عموماً مانع حضور و استيلاي استعمارگران و حافظ منابع و سرمايه هاي ملي كشور بوده اند.


 

منابع

آيت اللهي، سيدمحمدتقي(1363)، ولايت فقيه زيربناي فكري مشروطه مشروعه، تهران، اميركبير.

ابوالحسني(منذر)، علي(1386)، مروري بر انديشه و سيره سياسي صاحب عروه(تابستان1386)، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، ش 42، ص 133-204

بصيرت منش، حميد(1378)، علما و رژيم رضاشاه، چ دوم، تهران، عروج.

رجبي، محمدحسن(1390)، مكتوبات و بيانات سياسي و اجتماعي علماي شيعه دوره قاجار، تهران، نشر ني.

شريف كاشاني، محمدمهدي(1362)، واقعات اتفاقيه در روزگار، به كوشش: منصوره اتحاديه (نظام مافي) و سيروس سعدونديان، تهران، نشر تاريخ ايران.

نجفي، موسي و موسي حقاني(1381)، تاريخ تحولات سياسي ايران، چ 2، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

نجفي، موسي(1391)، انديشه تحريم و خودباوري، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، تهران.

ـــــ ، (1378)، انديشه سياسي و تاريخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهاني، چ دوم، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

ـــــ ، (1390)، حكم نافذ آقانجفي، با همكاري عليرضا جوادزاده، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

ـــــ ، (1384)، انديشه سياسي و تاريخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهاني، چ سوم، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

نجفي، موسي، 1390، حكم نافذ آقانجفي، با همكاري عليرضا جوادزاده، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

نجفي، موسي، 1378، انديشه سياسي و تاريخ نهضت حاج آقانورالله اصفهاني، چ دوم، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

مطبوعات

روزنامه انجمن مقدس ملي اصفهان، شوال المكرم سنه 1325 ق.

روزنامه ثريا، ش 47، 10 جمادي الاول 1317 قمري.

روزنامه حبل المتين، س 7، ش 24 و ش 29.

روزنامه زاينده رود، شمارة 10، ربيع الثاني1329.