ابن‌خلدون و نقد سنت‌هاي روايتي در تاريخ‌نگاري متقدم نمونة بحث: روايت‌شناسي سقوط برمكيان در تاريخ‌نگاري مورخان تا پايان قرن چهارم

سال سيزدهم، شماره دوم، پياپي 41، پاييز و زمستان 13953

حميد صادقي/ دانشجوي دکتري تاريخ ايران اسلامي دانشگاه اصفهان                   Hamidsadeghi68@yahoo.com

جعفر نوري / استاديار و عضو هيئت علمي دانشگاه آيت الله حائري ميبد                 nouri.jafar21@yahoo.com

دريافت: 02/08/1395ـ پذيرش: 19/12/1395

چکيده

نقد ابن‌خلدون به روش، بينش و نگرش در تاريخنگري و تاريخنگاري مورخان مسلمان، براي هميشه معيارها را در اين حوزه از معارف دگرگون ساخت؛ كاري که از دريچة نگاه امروزين ميتوان آن را رويکردي معرفتشناسانه و نوين به علم تاريخ دانست. اين پژوهش كوشيده است با ذکر يک نمونة مثالي- تاريخي، نقد ابن‌خلدون به رويکرد اين مورخان را به عرصة امتحان و سنجش بياورد. نمونة مدنظر سقوط برامکه در زمان هارون است که چگونگي بازتاب آن در تاريخنگاريهاي چهار قرن نخستين محل پرسش است. ابتدا نقد ابن‌خلدون به روش و بينش مورخان متقدم ذکر ميشود و سپس با ذکر نمونة تاريخي، صحت اين فرضيه به آزمون گذاشته شود.                                                            
نشريه تاريخ اسلام در آينه پژوهش: شك نيست كه ابن‌خلدون شخصيت بزرگي بوده و نخستين بار باب تحليل عقلي در تاريخ را باز كرد و معيارهايي براي آن معرفي كرد. اما بايد توجه داشت كه نقدهايي بر ابن‌خلدون و برخي انديشه‌هاي او وارد است (تاريخ در آينه پژوهش، پيش‌شماره 3، پاييز 1382، تأملي در آثار و انديشه‌هاي ابن‌خلدون). لذا نبايد او را ـ مثل هر بزرگ ديگر ـ مطلق انگاشت، و دربارة او غلوّ كرد. ضمناً ابن‌خلدون روش‌ها و معيارهاي تحليل در تاريخ را كه در «مقدمه» مطرح كرده در تاريخ خود «العبر» به كار نبسته يا نتوانسته است! آنچه در اين مقاله آمده، ديدگاه نويسندگان محترم مقاله است.

کليدواژه‌ها: ابن‌خلدون، روششناسي، تاريخنگاري متقدم، سقوط برمکيان.