بررسي و نقد گزارش‌هاي بَدء‌الوحي با تأكيد بر نقش حضرت خديجه عليه السلام

صفورا سالاريه / سطح 4 حوزه علميه قم    saforasalari@gmail.com
دريافت: 19/10/97ـ پذيرش: 19/4/98
چکيده
بدء‌الوحي از پديده‌هاي مهم مربوط به نزول وحي است که دو نکته در آن مورد توجه است: چگونگي مواجهۀ پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم با امين وحي و تأييد حضرت خديجه عليه السلام دربارۀ پيامبري آن حضرت. در اين‌باره شاهد تناقضاتي درون‌ متني بين گزارش‌ها و تعارض آنها با مباني قرآني هستيم که کشف حقيقت، نيازمند نقد و بررسي سندي و دلالي روايات است. در اين نوشتار، با روش توصيفي ـ تحليلي، به اعتبار‌سنجي محتوايي و سندي اين گزارش‌ها دربارۀ‌ چگونگي مواجهۀ پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و چرايي اعطاي نقش تأييدکنندگي به حضرت خديجه عليه السلام پرداخته مي‌شود.
در ‌اين‌باره، روايتي در تفسير منسوب به امام عسکري عليه السلام موجود است که به‌لحاظ سندي براساس ديدگاه مبنايي دربارۀ اين تفسير بايد داوري شود؛ اما به‌لحاظ محتوايي، داراي مضامين عالي و منطبق با مباني شيعي است. از صحابه و تابعين نيز دو دسته گزارش وجود دارد که تنها گزارش‌هاي جابربن‌عبدالله از نظر سندي و دلالي معتبرند و مابقي از نظر سندي ضعيف و از نظر دلالي متناقض با يکديگر و متعارض با مباني قرآني و روايي‌اند. همچنين روشن شد که دو عامل موجب برجسته‌سازي نقش حضرت خديجه عليه السلام در اين جريان شده است: 1. جايگاه ايشان که مطالب هرچند ناصحيحِ دربارۀ ايشان را باورپذيرتر مي‌کند؛ 2. آل‌زبير، که عموزادگان آن حضرت بودند، با تکريم ايشان به ارتقاي منزلت خويش در تاريخ اسلام مي‌پرداختند.
کليدواژه‌ها: بعثت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم، بدءالوحي، حضرت خديجه عليه السلام، صحابه، تابعين، تحنّث.