حوزه تراز اسلامی از منظر آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی*

Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
آنچه جوامع و تمدنها را در مسير سعادت و کاميابي قرار ميدهد بينش، دانش و کنش مبتني بر حيات ديني و دنيوي است. در اين ميان حوزههاي علميه به سبب پرداختن به اعتقادات، آگاهيها و عملکردهاي مبتني بر وحي و عقلانيت، نقش مؤثري در سعادت مادي و معنوي جوامع اسلامي داشتهاند. آنچه امروزه ميتواند به زعما و مديران حوزههاي علميه در پيمودن اين راه خطير کمک کند بهرهگيري از تجربههاي موفق دورانهاي درخشان حوزههاي علميه، و واکاوي شخصيتهايي است که در سايه توفيقات الهي با تکيه بر اخلاق و تقوا، مجموعهاي از تدابير، مواضع و سياستها را در ارتقا و شکوفايي حوزههاي علميه به کار گرفتند و زمينهساز تأثيرگذاري و موفقيت بيش از پيش حوزهها در عمل به رسالت الهي خود بودهاند.
آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي از معدود زعماي شيعه بود که توانست حوزة علميه قم را پس از گذراندن دورهاي انفعال و خمودگي به سطحي از پويايي، نشاط، کارآمادي، تأثيرگذاري و موفقيت برساند که هريک از دانشآموختگان آن، خود منشأ برکات بزرگي براي جهان اسلام و ايران اسلامي گرديدند.
اين تحقيق با اذعان به اهميت و گستردگي مسئله، بهناچار در قامت يک مقاله به اين موضوع میپردازد که از ديدگاه آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي، حوزة علميه تراز اسلامي ميبايست چه ويژگيها و مؤلفههايي داشته باشد؟ در اينباره که چرا ديدگاه ايشان مدنظر قرار گرفته است، بايد گفت: ایشان، يك زعيم، مصلح و مجدد ديني توانست سبک جديدي از حوزة علميه را طراحي و اجرا نمايد.
مقام معظم رهبري در خصوص آثار و دستاوردهاي حوزهاي که آيتالله حائري بنيان نهاد، معتقد است:
در سال ۱۳۴۰ قمري، يعني 72 سال قبل از اين، آن روزي که مرحوم آيتالله حائري (رضوانالله تعالي عليه) وارد اين شهر شد، از اينهمه برکات خبري نبود؛ نه در اين شهر، نه در اين کشور، و نه در سراسر عالم. او اين حوزه را پايهگذاري کرد و تقريباً چهل سال بعد از آن تاريخ، يعني در سال ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ قمري اين نهضت آغاز شد. ببينيد چقدر اين ثمره به اصل نزديک است! و چطور آن اخلاصي که نشاننده اين نهال، يعني نهال حوزة علميه در وجود خود داشت، به ثمر نشست، تا اين نهضت پديد آمد و نشاننده نهال نهضت، يعني آن معلم نسل کنوني و نسلهاي آينده بشر، آن مرد خدا، آن بنده صالح، آن رهرو راه پيامبران با اخلاص خود، چه کرد که اين نهال تا امروز اينهمه ثمرات بخشيده است که شما آنها را در سراسر عالم ميبينيد! و يکي از ثمرات آن تلاش در کشور ايران، تشکيل جمهوري اسلامي با همه برکاتش است، و در جاهاي ديگر، بيداري مسلمين و بقيه قضاياست.
اين تحقيق با استفاده از روش «توصيفي ـ تحليلي» و تکيه بر کتابها و گزارشهايي سامان يافته است که ميتواند انعکاسدهنده آراء ايشان در موضوع شاخصههاي محوري شکلگيري حوزة علميه تراز اسلامي باشد. با وجود انتشار آثار متعدد و ارزشمندي در خصوص زندگينامه و احوال فردي و اجتماعي آيتالله حائري، اين مسئله کمتر مدنظر قرار گرفته است. برخي از آثاري که به صورت عمومي به زندگاني و فعاليتهاي ايشان اشاره کرده عبارتند از:
ـ مقاله «زندگينامه آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي به روايت محمدعلي صفوت تبريزي»، تأليف رحيم نيکبخت؛
ـ مقاله «ضرورت وحدت امت اسلام در نگاه آيتالله شيخ عبدالکريم حائري»، از حامد نظرپور؛
ـ مقاله «مروري بر زندگي آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي بنيانگذار حوزة علميه قم به روايت اسناد»، اثر داود اميني؛
ـ مقاله «رفتارشناسي سياسي آيتالله حائري»، نگارش علياکبر ذاکري؛
ـ کتاب آيتالله مؤسس مرحوم آقاي حاج شيخ عبدالکريم حائري، نگاشته علي کريمي جهرمي؛
ـ کتاب حضرت آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري و تحولات سياسي، اجتماعي دوران معاصر، نگارش ذکرالله محمدي؛
ـ کتاب مؤسس حوزه، تأليف سيدمحمدکاظم شمس و ديگران؛
ـ کتاب سرّ دلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستانها، از مرتضي حائري يزدي؛
ـ کتاب بررسي عملکرد سياسي آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري یزدی، اثر فرزانه نيکوبرش؛
ـ کتاب علما و رژيم رضاشاه، نگارش حميد بصيرتمنش.
از مجموع آثار پيشگفته، مقاله آقايان علياکبر ذاکري و حامد نظرپور داراي قرابت روشي با مقاله حاضر است.
مراد از «حوزه علميه تراز اسلامي» در اين تحقيق، حوزهاي مبتني بر اصول و مباني اسلامي در تعامل با طلاب، عموم جامعه و سلطنت است؛ مجموعهاي که وظيفهاش تربيت و تعليم عالمان ديني باشد.
1. مروري بر حيات حوزوي آيتالله حائري يزدي
آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي در سال 1276ش و در خانوادهاي مذهبي در مهرجرد ميبد متولد شد. او تنها فرزند خانواده بود و پس از تحصيلات مقدماتي در عقدا و به پيشنهاد يکي از بستگان، براي تحصيل به اردکان رفت، اما چيزي نگذشت که به علت فوت پدر به مهرجرد، نزد مادرش بازگشت و به نگهداري از وي همت گمارد. علاقه او به ادامه تحصيل موجب شد تا بار ديگر عازم سفر گردد و اين بار مدرسه علميه «محمدتقي خان» يزد مقصد او بود. در اين مقطع، ادبيات و برخي ديگر از علوم ديني را نزد بزرگاني همچون سيدحسين وامق (1307ق) و سيديحيي بزرگ (مجتهد يزدي) فراگرفت.
اشتياق او به تحصيل علم در کنار تعهد و مسئوليت اخلاقي، موجب شد تا وي در سال 1298ق براي ادامه تحصيل به همراه مادرش عازم کربلا گردد. او در کربلا و تحت اشراف محمدحسين فاضل اردکاني به تکميل تحصيلات علمي پرداخت و با شنيدن آوازه حوزه سامراء و براي بهرهمندي از ميرزاي بزرگ شيرازي در سال 1300ق عازم سامراء شد. در سامراء از محضر استادانی مثل شيخ فضلالله نوري (م1327ق)، ميرزاابراهيم محلاتي شيرازي (م1336ق) و ميرزامهدي شيرازي (م1380ق) بهره برده و سپس از دروس خارج فقه و اصول سيدمحمد فشارکي (م1316ق) و ميرزامحمدتقي شيرازي (م1338ق) و ميرزامحمدحسن شيرازي (م1312ق) استفاده کرد.
او پس از درگذشت ميرزاي شيرازي و در سال 1312ق به همراه استاد خود سيدمحمد فشارکي از سامراء به نجف رفت و علاوه بر بهرهمندي از درس مرحوم فشارکي از استادان بزرگي مانند آخوند خراساني (م1329ق) و سيدمحمدکاظم يزدي (م1337ق) بهره برد. سرايت مناقشات سياسي مرتبط با مشروطه به حوزه نجف و برخي امور ديگر، وي را بر آن داشت تا شهر نجف را ترک گوید و مجدداً عازم حوزه کربلا گردد. او تا سال 1332ق در کربلا اقامت گزيد و شايد در همين زمان عنوان «حائري» را براي خود برگزيد. اعتماد ميرزامحمدتقي شيرازي به فقاهت حائري موجب شده بود تا شيرازي احتياطات فقهي خود را به ايشان ارجاع دهد.
گسترش اعتراضات مردم عراق به استعمارگري انگلستان موجب تشنج و نابساماني در عتبات شده بود. اين موضوع در کنار دعوت مردم سلطانآباد ايران که بعدها به «اراک» شهرت يافت، باعث شد تا حائري در دو مقطع زعامت حوزة علميه اراک را برعهده بگيرد: نخست به دعوت آيتالله محسن اراکي (م1325ق) و پس از بازگشت ايشان به عتبات؛ و مجدداً به دعوت حاجآقا مصطفي اراکي (فرزند آيتالله محسن اراکي).
تجارب اين دوره به همراه مساعدت شاگردان برجسته ايشان موجب شد تا ایشان در آيندهاي نزديک بتواند حوزهاي باشکوه، منسجم، فعال، پاسخگو و تأثيرگذار در قم بنا نهد. او پس از فوت سيدمحمدکاظم يزدي از سوي ميرزامحمدتقي شيرازي به عتبات دعوت شد تا به تدريج جايگزين علماي طراز اول عراق گردد؛ اما با تکيه بر تحولات اجتماعي و پرمخاطره ايران، بهويژه پس از مشروطه، از پذيرش اين پيشنهاد جذاب صرفنظر نمود.
شهر قم که از عصر حضور ائمة اطهار شاهد حضور راويان، وکلا و اصحاب برجسته ايشان و از حوزههاي فعال در حيات علمي تشيع بوده، در قرون اخير دچار رکود علمي شده و قم بيشتر به يک مقصد زيارتي تبديل شده بود. متروک ماندن حوزهها و فقدان کرسيهاي غني علمي موجب شده بود تا فعاليت روحانيان بيشتر به امور عرفي و آيينهاي مذهبي محدود گردد.
آيتالله سیداحمد شبيري زنجاني (م1393ق)، پدر آيتالله سيدموسي شبيري زنجاني، نقل میکند: فيضيه تقريباً تعطيل بود و در مدرسهاي ديگر، قهوهچيها بساط چاي و کسب و کار گسترانيده بودند و حتي برخي حجرهها به محل اسکان بيخانمانها تبديل شده بود. اوضاع نابسامان حوزه قم موجب شده بود تا پيش از آيتالله حائري، بزرگاني ديگري نيز به فکر احيای حوزه قم بيفتند، هرچند توفيق چنداني نيافته بودند.
آيتالله حائري در بنيانگذاري مجدد حوزة علميه، گرچه به لحاظ شرایط اجتماعي از ورود به برخي از تحولات سياسي خود داري مينمود، اما حوزهاي را بنيان نهاد که نسلي از عالمان جامعالاطراف در علوم ديني و اجتماعي را به يادگار گذاشت؛ نسلي که پايهگذار اسلام اجتماعي بود و در نهايت انقلاب شکوهمند اسلامي در سال 1357 را رهبري نمود.
اهميت مواضع، ديدگاهها و اقدامات آيتالله حائري در احيای و مديريت حوزة علميه قم، زماني آشکارتر ميشود که بتوان شرایط نابسامان و دگرگون ايران در آن دوره را به درستي تصوير نمود. کمي قبل از ورود آيتالله حائري به قم، کودتاي 1299ش رخ داده و رضاخان ميرپنج به سردار سپهي رسيده بود و مقدمات برچيدن سلطنت قاجاريه و بنيانگذاري سلطنت پهلوي را فراهم مينمود. همچنين در حوزه عتبات نيز به سبب مبارزات علما با استعمارگران انگليسي، برخي از علماي عتبات از عراق اخراج و به ايران تبعيد شده بودند. در عرصه بينالمللي نيز تبعات جنگ جهاني اول، بهويژه در خاورميانه تهديدهاي زيادي به وجود آورده بود.
آيتالله حائري گرچه کمتر تمايل به سخنراني داشت و يا کمتر دست به قلم ميبرد، اما توفيق او در احيا و تعالي حوزه قم چنان بود که شايسته است تدابير، مواضع و اقدامات ایشان از ابعاد گوناگون بررسي و تحليل گردد.
آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي در نهايت در 17ذيقعده 1355ق برابر با دهم بهمن ماه 1315شمسي در قم درگذشت و در بارگاه حضرت فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.
2. رسالت حوزه تراز اسلامي در قبال طلاب
نخستين مخاطبان حوزة علميه که متولي دانش و معرفت اسلامياند، طلابي هستند که با دغدغه و درک رسالت خطير ديني و معنوي وارد حوزههاي علميه شده، تحت زعامت علما و مراجع ديني به تحصيل علم و معنويت ميپردازند. با مطالعه زندگاني آيتالله حائري ميتوان موضوعات ذیل را از اصول مهم شکلگيري حوزه تراز اسلامي از منظر ايشان دانست:
1ـ2. مديريت و برنامهريزي
آنچه ممکن است فعاليت و نقشآفريني يک نهاد اجتماعي ـ ديني را با مشکل مواجه سازد محصور ماندن در محتواها و غفلت از فرايندهاست؛ زیرا ممکن است برخي در انتخاب متوليان اين دسته از نهادها، تنها به صلاحيتهاي فردي، علمي و اخلاقي بسنده کرده، از شرط لازم برای اداره اين نهادها که همان «مديريت» است، غفلت کنند. اينکه مديريت از علوم نوظهور بهشمار ميرود منافاتي با اين موضوع ندارد که در هر زمان افرادي بودهاند که با بهرهگيري از تجربه، هوش اجتماعي، تدبير، خلاقيت، مسئلهشناسي و يافتن راهکارهاي کارآمد، توانايي اداره و روزآمد کردن مجموعههاي تحت اشراف خود را داشتهاند.
دستاوردهاي حوزة علميه قم در عصر زمامداري آيتالله حائري گوياي اين خصلت کمياب در اين عالم ديني است. ایشان منافع و پويايي حوزه را بر منافع و سلايق شخصي خود مقدم میداشت و حتي براي پررونق شدن دروس مهمتر، درس خود را تعطيل مینمود. برای نمونه در سال 1302ش، آن زمان که عالمان بزرگي همچون حاج سيدابوالحسن اصفهاني و محمدحسين نائيني از عراق به ايران تبعيد شده بودند، وي در قم از ايشان ميزباني کرد و علاوه بر تشويق و توصيه طلاب به شرکت در درس ايشان، درس خود را به احترام حضور ايشان در قم تعطيل نمود. همين موضوع موجب شد با وجود حضور کوتاه مدت (هشتماهه) ايشان، حوزه قم بتواند سهمي از علم و معرفت استادان بزرگ نجف را درک نمايد.
آيتالله حائري بهدرستي دريافته بود که در آن زمان زعامت و مديريت حوزه، ضرورتي بيبديل است. ازاينرو حاضر شده بود دستيابي به مرجعيت ممتاز در حوزه عراق را به علت اهميت مديريت حوزههاي ايران واگذارد. او با چشمپوشي از آينده درخشاني که نصيب هر فقيهي نميشد، دعوت ميرزامحمدتقي شيرازي را برای عزیمت به عراق و تصدي مرجعيت رد نمود و خود را وقف تعالي حوزههاي ايران ساخت.
محدود نماندن رابطه آیتالله حائري به قيل و قالهاي علمي و در دسترس بودن او براي هر طلبه جوان و تازهکاري موجب شده بود تا ایشان برداشت صحيح و واقعبينانهاي از اوضاع حوزه داشته باشد و حتي گاهی با وجود کهولت سن يا شأنيتهاي معمول، شخصاً به حجرههاي طلاب در مدارس سر میزد و از اوضاع علمي و فردي ايشان پرسوجو میکرد.
او در مراسمی همچون عزاداري امام حسين شخصاً در دسته عزاداري طلاب که از مدرسه «رضويه» آغاز ميشد، حاضر میگردید و پيشاپيش دسته عزاداري و بدور از تشريفات و با پاي برهنه و محاسني گلآلود و هيأتي متواضعانه حرکت ميکرد.
چنين منش و ديدگاهي موجب شده بود تا عمده طلاب تدابير و توصيههاي او را، نه از روي اجبار، بلکه از سر ميل و رغبت پذيرا باشند. او رسالت خود در مديريت حوزة قم را از هر منصب و مقام علمي يا معنوي مهمتر ميديد. ازاينرو از ديدگاه ایشان، در حوزه تراز اسلامي متوليان امور بايد زمينهساز توفيق مدرسان و محصلان در فرايند کسب علم و معرفت باشند و خود نبايد به رقيبي در حوزه تدريس و شأنيتها تبديل شوند.
آيتالله حائري در تدابير و اقداماتش مبتني بر نيازسنجي و وظيفهشناسي، حتيالمقدور به عالمان و نخبگان ديگر اعتماد مینمود و حتي حضورش در اراک و يا قم مبتني بر توضيحاتي بود که دعوتکنندگان در خصوص ضرورتها و کاستيهاي رايج در اين حوزهها به وي ميدادند. او در تصدي مديريت حوزه اراک به درخواست آیتالله محسن اراکي و فرزند ايشان و در بازيابي حوزه قم به درخواست عالمان و دلسوزاني همچون ميرزامحمد فيض، حاج شيخ محمد سلطان و حاج محمدابراهيم سکو توجه نمود و البته خود نيز پيش از پذيرش مسئوليت از اين حوزه بازديد به عمل آورد.
شيوه متمرکز آیتالله حائري در مديريت حوزه و توجه به دو مفهوم مترابط «اختيارات» و «پاسخگويي» موجب شد تا پس از درگذشت ایشان، آيات عظام سيدمحمد حجت کوهکمرهاي، سيدصدرالدين صدر و سيدمحمدتقي خوانساري نیز با الگوگيري از ایشان، از آيتالله بروجردي درخواست مهاجرت به قم و پذيرش زعامت حوزه را بنمايند.
خودداري از تفننها و متمرکز شدن به نيازها و مطالبات حوزه و حوزويان از ديگر امتيازات آیتالله حائري در اداره حوزه بود. او حتيالمقدور میکوشید تا کمتر به امور ديگر اشتغال داشته باشد و حتي با وجود طبع لطيف ادبي و سرودن شعر، اهتمام چنداني به آن نمينمود، بهگونهایکه آیتالله مرعشي اين ويژگي ايشان را چنين توصيف نموده است: «عجيب بود ايشان در اخلاق، در مکارم طبع شعر هم داشتند؛ ولي صرف عمر در شعر نميکردند».
اهتمام ايشان به امور حوزه موجب شده بود تا ايشان فرصت انتشار برخي از تأليفات خود را نيز نيابد، و يا با وجود سنت عالمان در مهاجرت تابستاني به شهرهاي اطراف، ايشان گرماي قم را تحمل میکرد تا از حوزه و مسائل آن فاصله نگيرد.
ایشان در مديريت حوزه به ضرورت تربیت نیرو به خوبي واقف بود و شايد همين موضوع موجب شد تا بخش قابلتوجهي از شاگردانش در اراک و حتي عتبات به همراه ایشان به قم بیایند و او را در بنيان جديد حوزه قم ياري رسانند. از جمله شاگرداني که ایشان را در اين راه ياري رساندند سيدمحمدتقي خوانساري، سيداحمد خوانساري، سيدروحالله موسوي خميني، سيدمحمدرضا گلپايگاني و محمدعلي اراکي از حوزه اراک و علياکبر کاشاني، مصطفي کشميري، احمد مازندراني و سيدصدرالدين صدر از حوزه عتبات بودند.
اداره مجموعه حوزه علاوه بر صلاحيتهاي معنوي و مادي، نيازمند عنصر تجربه محيطهاي دیگر نیز بود. آزمون و خطاي کسي که توليت مجموعه حوزه را در اختيار میگرفت، ميتوانست تبعات پرمخاطره و غيرقابل جبراني به دنبال داشته باشد. آيتالله حائري به علت آنکه از همان سالهاي نوجواني مراکز علمي و حوزههاي گوناگونی را در مهرجرد، عقدا، اردکان، يزد، نجف، سامراء، کربلا و اراک تجربه کرده بود، اين بار در قامت مدير حوزه با تکيه بر تجارب سترگ خود، سبکي پويا و کمهزينه براي مديريت حوزه قم به اجرا درآورد.
رسيدگي به ذخاير، نخبگان و عالماني که عمر خود را صرف تعالي دين و دانش در حوزهها کردهاند از ديگر اصول آيتالله حائري در مديريت حوزه بود. او پيش از اين نيز در عتبات پرستاري و نگهداري برخي از استادانش را برعهده گرفته و حتي پس از درگذشت ايشان، معيشت و هزينههاي بازماندگان و فرزندان ايشان را نيز به قدر توان، متکفل شده بود.
از ديگر ويژگيهاي آیتالله حائري عدم ورود به منازعات و رقابتهاي جرياني، صنفي و سياسي در حوزههاي علميه بود. او بر خويشتنداري، ميانهروي و اجتناب از موضعگيري صريح به قدري تأکيد داشت که حتي از سوي برخي حوزويان آماج اعتراض و سرزنش قرار ميگرفت. با وجود این، او به خوبي دريافته بود که ورود به برخي از اين مناقشات صنفي علاوه بر کمفايده بودن، انسجام و يکپارچگي حوزه را از بين خواهد برد و ورود در منازعات سياسي رودرو در دوران استبداد شديد رضاخان که منتظر بهانهاي براي برچيدن حوزه بود، موجب نابودي حوزة علميه نوپاي قم و زوال فرهنگ تشيع خواهد شد.
2ـ2. علمآموزي
«تبديل شدن تحصيل به شغل و تفنن در علمآموزي» ازجمله آسيبهاي رايج در مراکز علمي و آموزشي است. دور شدن فرايندها، قوانين، متون و شيوههاي آموزشي از اهداف اصلي علم، همچنين روزمرگي و تشريفات و البته استبداد و انحصار علمي ـ آموزشي از پيامدهاي آسيب پيشگفته است. مبتني بر زندگينامه و اقدامات، ميتوان مهمترين شاخصههاي حوزه تراز اسلامي از منظر حائري را چنين برشمرد:
1-2-2. استفاده از بهترين استادان
قوام و دستاوردهاي آموزش وابستگي زيادي به نقش مدرّس دارد؛ زیرا متون، ابزار و نظام آموزشي تنها پس از وجود مدرسي شايسته و دانشمند معنا خواهند يافت. آيتالله حائري، چه در دوران تحصيل و چه در دوران تدريس، بر اين مؤلفه مهم تأکيد بسيار داشت. ایشان براي بهرهمندي از استادان خبره، از همان سالهاي نوجواني ترک وطن کرد و شهرها و مدارس متعددي را تجربه نمود. او تا قبل از 18 سالگي، حوزههاي درسي مهرجرد، عقدا، ميبد و يزد را تجربه کرد و پس از آن عازم حوزههاي علميه عتبات شد. آيتالله حائري در عراق نيز حوزههاي نجف، کربلا و سامراء را تجربه کرد و حوزهها را مبتني بر مدرسانش انتخاب مينمود. وی حتي با مهاجرت استادش از سامراء به نجف، حوزه سامراء را ترک گفت و به نجف آمد. بهرهمندي از مدرسان شايسته او را بر آن داشته بود تا در کشاکش منازعات سياسي و دستهبنديهاي رايج در حوزه نجف قرار نگیرد و مبتني بر بهره علمي به صورت همزمان در درس آخوند خراساني و سيدمحمدکاظم يزدي که داراي آراء متفاوتي در موضوع مشروطه بودند، حاضر شود.
حائري حتي زماني که مسئوليت زعامت حوزه قم به وي سپرده شد از اين اصل مهم در آموزش طلاب غافل نشد و از هر فرصتي براي به خدمت گرفتن مدرّسان برجسته در حوزه قم سود ميبرد. برای نمونه آن زمان که پيامدهاي جنگ جهاني آشوبها و نابسامانيهايي را در عراق به وجود آورده بود، ميزباني بسياري از علماي عراق را متقبل شد و سطح علمي مدرّسان حوزه قم را ارتقای چشمگيري بخشيد.
او حتي در جريان اخراج برخي از علمای عراق به علت مبارزات ضد انگليسي، شرایط حضور ايشان را در قم، هرچند در زماني کوتاه فراهم ساخت، بهگونهایکه حاج سيدابوالحسن اصفهاني و محمدحسين نائيني از بزرگان علمي حوزه عراق را که در سال 1302ـ1303 به ايران تبعيد شده بودند، ميزباني کرد و حوزه قم را از علم و اعتبارشان بهرهمند ساخت. آيتالله حائري حتی براي تقويت جايگاه تدريس برخي از استادان شايسته و البته گمنام، تدابير شگرفي را اتخاذ مينمود که تعطيل کردن درس رسمي خودش از آن جمله بود.
2-2-2. تنوع استادان و ديدگاهها
از ديگر ويژگيهاي حوزه تراز اسلامي از ديدگاه حائري ميتوان به بهرهمندي از استادان متنوع و جلوگيري از استبداد و انحصار آموزشي اشاره کرد. او بدور از حاشيهسازيهاي صنفي، اجتماعي و سياسي ميکوشید تا مجلس درسش در عراق و ايران و حوزه علميهاش در قم در انحصارهاي محتوايي و ساختاري قرار نگيرد. در ميان شاگردان او شخصيتهاي بزرگي وجود دارند که هريک از منظرهاي علمي، اجتماعي، طبقاتي و بهويژه سياسي داراي گرايشهاي مختلف و حتي متعارضي بودند. او خود نيز در دوران تحصيل از استادان متعددي با ديدگاههاي مختلف بهره برده بود؛ از استاداني با گرايشهاي بدبينانه نسبت به سياست گرفته تا مشروطهخواه يا منتقد مشروطه. همين ويژگي موجب شده بود تا هم خود عالمي جامعالاطراف و مشرف بر ديدگاههاي مختلف باشد و هم حوزهاي که بنيان نهاده بود محل رشد نخبگاني گردد که هريک ناظر به توانايي، استعداد، ديدگاه و مسئلهشناسي خاص خود، به جبران گوشهاي از کاستيهاي حوزههاي علميه مبادرت ورزند و آينده ايران و جهان تشيع با تمام تنوعها و غيريتها تحت اشراف شاگردان مکتب او قرار گيرد.
در سايه تلاشهاي ايشان و عليرغم حاکميت انحصارهاي علمي، در عصر زعامت ايشان، استادان سترگي همانند محمدعلي شاهآبادي (م1369ق) در عرفان، سيدابوالحسن رفيعي قزويني (م1395ق) در فلسفه، و ابراهيمبن محمد نجفآبادي (م1375ق) در رياضيات به قم مهاجرت کردند و در اين موضوعات به تدريس پرداختند.
3-2-2. ظرفيتسنجي و حمايت از نخبگان
عدالت آموزشي از منظرگاههاي گوناگون تعاريف متعددي دارد و براي ايجاد آن روشهاي متفاوتي ارائه شده است؛ ولي در هر حال شايد بتوان «ظرفيتسنجي» را يک روش مهم در اين خصوص دانست. تمام محصلان و يا همه دروس داراي سطح ثابتي از نياز يا ظرفيت نیستند و بايد ناظر به اين دو مؤلفه، فرايند آموزشي را تعريف نمود. بهرهمندي از اين اصل در فرايند آموزش موجب ميشود تا ظرفيتهاي اختصاصي، خلاقيتها و استعدادها مدنظر قرار گیرد و بهرهوري آموزشي دوچندان گردد.
شروع تحصيلات آیتالله حائري با تکيه بر همين اصل آغاز گرديد؛ آن زمان که شوهرخاله ایشان در سفر به مهرجرد، عبدالکريم را داراي استعداد سرشاري در تحصيل يافت و مقدمات تحصيل او را فراهم ساخت. او شروع تحصيلات خود در عتبات را نيز تحت اشراف شيخ محمدحسين فاضل اردکاني آغاز نمود و با سفارش او، به حوزه درسي ميرزاي شيرازي بزرگ در سامراء راه يافت و ميرزاي شيرازي نيز با مشاهده نبوغ حائري او را در خانه خود جاي داد و از وي خواست تا با فرزندش سيدعلي شيرازي دروس حوزوي را مباحثه نمايد.
او حتي آن زمان که مراحل ميانه از تحصيل در علوم ديني را گذرانده بود، ولی باز از سوي استادان بزرگ حوزه نجف مورد توجه بود و آخوند خراساني براي او و جمع محدودي از محصلان، از جمله نائيني درس جداگانهاي برگزار مینمود.
ایشان، خود در مرتبه استادي نيز توجه ويژهاي به نخبگان و استعدادهاي برتر داشت و زمينه حضور آنان را در حوزه فراهم ميآورد. او در حوزه اراک و پيش از آنکه وارد حوزه قم شود، توانسته بود قریب سيصد داوطلب تحصيل در علوم حوزوي را از ساير مناطق به حوزه اراک جلب نمايد.
در سايه اهتمام ايشان به اين مهم در حوزة علميه قم و با وجود عمر کوتاه زعامت ایشان بر حوزه، نسلي نخبه و پرکار از عالمان و مراجع ديني تربيت يافتند؛ ازجمله: امام خميني، ميرزاهاشم آملي، محمدعلي اراکي، سيداحمد حسيني زنجاني، سيداحمد خوانساري، سيدمحمدتقي خوانساري، سيدمحمد داماد، سيدابوالحسن رفيعي قزويني، سيدکاظم شريعتمداري، سيدصدرالدين صدر، سيدکاظم گلپايگاني، سيدمحمدرضا گلپايگاني، آخوند ملاعلي معصومي همداني، سيدشهابالدين نجفي مرعشي و ميرسيدعلي يثربي. تجلي چنين ظرفيتي ممکن نبود، مگر با اتخاذ تدابيري همچون دعوت و بهرهمندي از استادن نخبه داخلي و خارجي براي تدريس در حوزة قم.
4-2-2. ابداع و پويايي در نظام آموزشي
«نظام آموزشي» مجموعهاي از قوانين، متون، ابزارها، شيوهها و فرايندهايي است که براي تحقق آموزش بهکار گرفته ميشوند. در اين ميان، آنچه از آسيبهاي متداول در نظام آموزشي بهشمار ميرود فاصله گرفتن اين عناصر از اقتضائات و نيازهاي مجريان، محصلان و جامعه است. بهويژه در نظامهاي آموزشي علوم ديني، گاهی به اشتباه تقدس محتواها به قالبها و شيوههاي آموزشي نیز تعمیم داده میشود و قوانين و رويههاي قراردادي به سنتهاي غيرقابل تغييری تبديل میگردد. اين آسيب، بهويژه در حوزههاي علميه موجب ناکارآمدي محصلان شده، ممکن است از سوي جامعه به معناي ناکارآمدي علوم ديني و حتي دين تلقي گردد.
آیتالله حائري يزدي گرچه خود از دانشآموختگان حوزههاي سترگ و کهن شيعي بود، اما به اين چالش وقوف داشت و خود از ابداعکنندگان شيوهها و حتي دروس و محتواهاي جديد آموزشي در حوزة علميه بود. او حتي براي ورود به حوزة علميه، آزمون و مصاحبهاي را طراحي و اجرا نمود که داوطلبان ميبايست در آن شرکت نمایند.
حائري همچنين گروهي را بهعنوان «هيأت ممتحنه» تأسيس نمود تا در مقاطع مشخص از محصلان علوم ديني امتحان به عمل آورند تا سطح علمي اين طلاب براي خودشان و البته تصميمگيران حوزه مشخص گردد.
مشخص شدن دوره تحصيلي و برنامهريزي آموزشي از ديگر ابداعات آيتالله حائري بود. او شخصاً يک دوره کامل «اصول فقه» را در يک دوره چهارساله ارائه داد و آنچنانکه از کتاب درر الاصول ایشان مشهود است، تلاش داشت تا مباحث به صورت کاربردي و زمانمند بازتدوين شوند.
ایشان به لحاظ روش تدريس نيز صاحب سبک جديدي بود. در هر جلسه، موضوع و مباحث جلسه بعد را مشخص ميکرد تا محصلان بتوانند آن مباحث را پيش از ورود به درس، پيشمطالعه کنند. او در اين روش در ابتداي تدريس بدون هرگونه پيشداوري، نظرات و ديدگاههاي مختلف درباره موضوع و مستندات هريک را ارائه میداد و در خصوص آن به تبادل نظر با طلاب و جمعبندي آراء ميپرداخت. سپس در ادامه، نظر علمي خود در خصوص مسئله را مطرح میساخت و آن را در معرض نقد محصلان قرار ميداد. در این روش او علاوه بر آگاهي دادن به تمام آراء موجود در خصوص موضوع و احترام و بهرهمندي از تلاشهاي علمي ديگران، به جرح و تعديل آنها پرداخته، حتي پس از طرح نظر اجتهادي، محصلان را به نقد و بررسي آراء واميداشت. او در اين روش از آخرين يافتههاي علمي و حتي دانش و اجتهاد خود، پلکاني ساخت و شاگردانش را بر قلههاي دانش رهنمون شد.
5-2-2. ارتقای سطح دانشي و مهارت و توليد علم
از عمدهترين تلاشهاي آيتالله حائري در بازيابي حوزة قم، ارتقای سطح علمي و دانشي اين حوزه است. تا پيش از اين عمده کساني که علاقهمند تحصيل علوم ديني در مراتب بالاتر بودند چارهاي جز ترک وطن و مهاجرت به عراق نداشتند. حتي عالماني که در دیگر شهرهاي ايران حضور داشتند نيز عمدتاً فارغالتحصيل حوزههاي عتبات بهشمار ميآمدند. کمتر ميتوان به حوزهاي در ايران دست يافت که در اواخر قاجار در سطح تربيت مجتهد به فعاليت مشغول بوده باشد.
آيتالله حائري حتي در دوران تحصيل خود نيز به شيوههاي متداول در مباحث علمي قانع نبود و حتي اشکالات خود بر درس آخوند خراساني را در چهارشنبه هر هفته به ايشان عرضه میداشت و در مواردي نیز توانسته بود نظر ايشان را تغيير دهد. آيتالله حائري مجموعه سؤال و جوابهاي خود بر مبحث «علم اجمالي» را مؤثر در تأليف کفاية الاصول آخوند خراساني دانسته است.
او به منظور تعميق بيشتر فراگيري، درس استادش را براي برخي ديگر از شرکتکنندگان تقرير مينمود و بر تخصصي شدن ابواب فقه تأکيد داشت. آيتالله حائري حتي آرزو داشت تا زبانهاي خارجي نيز به دايره مهارتهاي طلاب افزون گردد. ایشان براي تقويت بنيه علمي طلاب، کتابخانه ارزشمندي را در «مدرسه فيضيه» تأسيس نمود که تاکنون نيز مورد استفاده عموم طلاب است.
3-2. اخلاق و تربيت اسلامي
گرچه تحصيل دانش شرط لازم در حوزههاي علميه است، اما شرط کافي نبوده و هر طلبه براي انجام رسالت خود بايد مهذب به اخلاق و معنويت باشد؛ زیرا اساس برتري مراجع و روحانيان بر ديگران، دانستهها و قواعد علمي نیست، متخلق بودن به معارف ديني عمده امتياز يک روحاني بر يک دانشمند است. در منابع و احاديث ديني نيز تربيت ديني و اخلاقيات از اهداف بعثت دانسته شده است. ازاينرو افراط در علمآموزي و کمرنگ شدن اخلاقيات، زمينهساز تبديل شدن حوزهها به آموزشگاههاي علمي است.
با مروري بر زندگاني آيتالله حائري ميتوان روح تعهد، تهذيب و تربيت اخلاقي را در طول حيات فردي و اجتماعي ایشان مشاهده نمود؛ زیرا او بارها در تقابل بين رسالت اخلاقي و آينده علمي خويش، رسالت اخلاقي را برگزيده بود، آن زمان که تحصيل را به سبب فوت پدر و تنهايي مادر ترک گفته و به روستا بازگشته بود و يا در سفر به عتبات براي ادامه تحصيل، مادر خود را به همراه برده بود. او حتي در حين تحصيل از وظایف و حقوق اخلاقي که برگردن دارد غافل نبود و نگهداري از آيتالله فشارکي را در ماههاي آخر عمرش بر عهده گرفته بود.
حقوق شاگردان را، حتي در تصميمهاي مهمي همچون هجرت به قم و تجديد حيات حوزة قم رعايت ميکرد. او آن زمان که از سوي علما و تجار براي مهاجرت به قم دعوت شده و در سفر به قم اوضاع نابسامان قم را از نزديک مشاهده کرده بود، براي ترک حوزه اراک و مهاجرت به قم با شاگردانش مشورت نمود. گاهی نيز به محض محرز شدن مفسدهاي از طلاب، شهريهاش را قطع میکرد و دربارهاش ميگفت: «به درد من نميخورد و مايل نيستم در حوزه باشد، ولو خوب هم تحصيل نمايد.»
4-2. تأمين معيشت و امکانات
موضوع رابطه علم، معنويت و ماديات رابطهاي پردامنه و مشتمل بر تعامل و تقابل است. اين موضوع در عرصه علوم ديني که با معنويت همراه هستند، از حساسيت بيشتري برخوردار است. اينکه حوزههاي علميه و طلاب به چه ميزان بايد از ماديات و معيشت برخوردار باشند و منابع اين هزينهها و مصارفشان چيست، مسئلهاي مهم بوده و تاکنون نيز معرکه آراء مختلف از درون و بيرون حوزه است.
در اين ميان، با تکيه بر ديدگاهها و عملکرد آیتالله حائري شايد بتوان گفت: از منظر ايشان در حوزه تراز اسلامي بايد ماديات در خدمت تعالي علم و معنويت باشد؛ به اين معنا که تأمين لوازم تحصيل علم و معرفت و زندگي عزتمندانه و بدور از تجمل، از ويژگيهاي حوزه مطلوب ديني است. ایشان به صراحت ميگفت:
من در دو موقع از شدت ناراحتي خوابم نميبرد: يکي وقتي که طلبه نيازمند باشد و من پولي براي رفع حاجت او نداشته باشم؛ و ديگر موقعي که پولي در دست من باشد و نتوانسته باشم به مورد مصرفش برسانم.
از مهمترين اقدامات آيتالله حائري در احيای حوزة قم، تعمير و بازسازي حوزههاي علميه و فراهم ساختن مقدمات مادي تحصيل در اين حوزهها بود، بهگونهایکه در عصر وي «مدرسه فيضيه»، «دارالشفاء» و «مدرسه خان» تعمير و بازسازي شدند. اين در حالي بود که رونق و آوازه حوزه قم موجب شده بود تا داوطلبان تحصيل در حوزة قم از اقصا نقاط ايران به قم مهاجرت کنند. طبيعتاً اين مهاجرتها نيازمند تأمين هزينههاي معمول در ساخت و نگهداري مدارس جديد و پرداخت شهريه به ايشان بود.
علاوه بر آن آيتالله حائري با ديد جامع و ظريفانهاي که داشت، تلاش همهجانبهاي براي دلگرم کردن مردم قم به حضور روحانيان بهکار بست؛ تلاشي که نهتنها او را محبوب طلاب تازه وارد، بلکه محبوب مردم قم نيز نموده بود. ازاينرو با صرف هزينههاي مادي و معنوي زياد میکوشید تا بخشي از هزينههاي حضور طيف وسيعي از طلاب و خانواده ايشان به شهر قم را جبران نمايد. او پيش از اين نيز تأمين هزينه زندگي بستگان و حتي برخي از استادان خود را نيز متقبل شده بود و به درستي ميدانست که معيشت شرط لازم تحصيل و زندگي مؤمنانه است.
شرایطي که او در قم فراهم آورده بود موجب شد طي مدتزماني اندک تعداد طلاب حوزة قم به هزار تن برسد. حتي در ماجرای تبعيد و مهاجرت علمای عراق به ايران، حوزة علميه قم به خوبي توانست ميزباني ايشان را برعهده گیرد و البته بهرههاي مادي و معنوي زيادي را از حضور ايشان ببرد.
3. رسالت حوزه تراز اسلامي در قبال جامعه
حوزههاي علمي از چند حيث داراي ارتباطي وثيق با جامعه هستند:
نخست اينکه حوزه برخاسته از بطن جامعه بوده و طلاب داوطلباني از آحاد جامعه هستند که از سر دغدغهمندي به حوزه و تحصيل علم و معرفت وارد شدهاند. ازاينرو تضعيف اين بعد از ارتباط منجر به مسدود شدن ورودي حوزه و در نتيجه، تعطيلي حوزهها خواهد شد.
بعد ديگر اينکه حوزهها در طی تاريخ مبتني بر حمايتهاي مادي و معنوي مردم تأسيس و اداره شدهاند و هرگونه خدشه و چالشي در اين خصوص منجر به منزوي شدن مادي و معنوي حوزهها و وابستگي آنها خواهد شد.
بعد ديگر عرصه تأثيرگذاري حوزه است. غرض اصلي در تأسيس مدارس ديني، ارتقای باورهاي ديني و صيانت از آنها در مقابل خرافات و بدعتهاست. ازاينرو حوزهاي که نتواند در جامعه پيراموني خود تأثير ديني و معنوي داشته باشد حوزهاي ناموفق است. با توجه به این نکته، بررسي حوزه تراز اسلامي در ارتباط با جامعه و مردم از اهميت بسزايي برخوردار بوده و بررسي ديدگاه آیتالله حائري در اين خصوص داراي اهميت است.
مؤلفههاي اصلي در رسالت حوزه تراز اسلامي در قبال جامعه را ميتوان چنين برشمرد:
1-3. جلب اعتماد عمومي
از منظر آیتالله حائري، حوزة علميه نميتواند و نبايد نسبت به تصويري که از حوزه در ذهن عمومي جامعه شکل گرفته، بيتفاوت باشد. ازاينرو تمرکز بر احکام فقهي در اقدامات و تدابير و غفلت از پيامدها و فهم عمومي به شدت اعتماد عمومي نسبت به حوزه را مخدوش ميسازد. برای نمونه آيتالله حائري بههيچوجه وجوه شرعي را نزد خود نگاه نميداشته و به افرادي ميسپرد که معتمد او و جامعه باشند. حتي زماني که در پاسخ به درخواست کمک وي از سوي دربار ده هزار تومان بابت کمک به سيلزدگان قم تحويل وي شد، او از روي کياست آن مبالغ را به تجار معتمد سپرد و نيازمندان را به ايشان حواله ميداد، و يا گروهي از بزرگان و حکمرانان قم را براي نظارت بر مصارف اعانات تعيين کرده بود. او حتي برخي از اموال حلال را براي خانواده خود ممنوع کرده بود. وی با اشراف به فهم و تحليل جامعه از هرگونه رفتاري که از ديد مردم رياکاري دانسته شود، پرهيز داشت.
او تلاش داشت تا برخي اموري را که موجب بياعتمادي جامعه به طلاب ميشد نيز خود شخصاً جبران نمايد، بهگونهايکه گاهی به مغازههاي اطراف حرم حضرت معصومه مراجعه میکرد و قرض طلابي را که به مغازهداران بدهکار بودند، ادا ميکرد. ازاينرو او در کنار بيان تکاليف مردم در قبال دين و علما، درصدد جلب اعتماد مردم و تعامل داوطلبانه مردم با حوزهها بود.
2-3. توجه به شرايط سياسي و ظرفيتهاي اجتماعي
از ديدگاه آيتالله حائري، حوزه تراز اسلامي در کنار ظرفيتسازي بايد با شناخت واقعبينانه از جامعه، از فرصتها و تهديدهاي موجود نيز غافل نباشد. ایشان با شناختي عميق از اوضاع و تحولات اجتماعي و سياسي در ايران از موضعگيري در اموري که از کنه آن بياطلاع بود، خودداري ميکرد. میگفت:
من در مسائلي که از کنه آن آگاهي ندارم، به هيچوجه دخالت نميکنم و از آنجا که ايران کشور ضعيفي است و پيوسته تحت فشار و استعمار کشورهاي قدرتمندي چون روس و انگليس ميباشد، امکان دارد سياستها و خطوط سياسي که در ايران وجود دارد، از سوي اين قدرتهاي استعماري ترسيم شده باشد و کساني که در سياست دخالت ميکنند، امکان دارد ملعبه دست اين قدرتها بوده و ناآگاهانه آب به آسياب دشمن بريزند. من اگر در کشور فرانسه، انگليس و روس بودم، مسلّماً در سياست دخالت ميکردم؛ چون خطوط سياسي در آنجا روشن بوده و از جايي ديگر اين جريانات تحميل نميشود.
او زماني حضور و فعاليت در حوزه اراک يا قم را پذيرفت که از نظر مساعد بزرگان و نمايندگان عرفي مردم اين دو شهر اطمينان حاصل کرده بود و حتي با اين وجود، پيش از هجرت، از اوضاع اجتماعي و فرهنگي اين دو شهر تفحص نموده بود.
4-3. تأمين نيازمنديهاي مادي و اجتماعي
از ديدگاه آيتالله حائري، حوزهها بايد حسن نيت خود را به جامعه هدف در نظر و عمل نشان دهند. رونق حوزه قم در عصر او موجب مهاجرت گروه زيادي از طلاب به شهر قم شد و همين موضوع ميتوانست مشکلاتي را براي اين شهر که داراي منابع اقتصادي چنداني نيز نبود، به وجود آورد. ازاينرو ايشان در مقام مرجع ديني و متولي امور حوزه، مجموعهاي از خدمات شهري، بهداشتي، رفاهي را براي عموم مردم قم به وجود آورد. همين مسئله موجب شده بود تا محبوبيت ایشان در ميان مردم قم، اگر بيش از حوزه نبود، کمتر نيز نباشد. او تنها به تأمين نيازمنديهاي معنوي و ديني بسنده نکرد و نقش مؤثري در تأسيس «بيمارستان سهاميه»، «بيمارستان فاطمي»، «قبرستان و غسالخانه نو»، بناي سيلبند و سد در رودخانه قم، احداث واحدهاي مسکوني براي سيلزدگان شهر قم، تأسيس کتابخانه و مانند آن داشت. او حتي دارالاطعامي را نيز براي تأمين غذاي نيازمندان تأسيس کرد.
5-3. همزيستي و همدلي و ارتباط بيواسطه
آنچه ممکن است موجب ناخرسندي جامعه از حوزهها شود، اعمال شأنيتها و حرمتهاي تعييني حوزه براي خود است؛ به اين معنا که بزرگان يا اطرافيان به عللی که ممکن است موجه نيز دانسته شود، ارتباط مستقيم مردم با حوزه و حوزويان را محدود ساخته، مردم را وادار به رعايت محدوديتهايي در ارتباطگيري با حوزويان نمايند.
آیتالله حائري نهتنها از شأنيتهاي حوزوي، بلکه از شأنيتهاي متداول در عرف نيز ـ حتيالمقدور ـ پرهيز مينمود، بهگونهایکه خود در حجره طلاب حضور میيافت و با آنها گفتوگو ميکرد. امام خميني روابط وي با طبقات گوناگون مردم را اینگونه توصيف نموده است:
جناب استاد معظم و فقيه مكرّم حاج شيخ عبدالكريم يزدي حائري ـ كه از سال 1340 تا سال 1355 رياست تامّه و مرجعیت كامله قطر شيعه را داشت، همه ديديم كه چه سيرهاي داشت. با نوكر و خادم خود همسفره و همغذا بود و روي زمين مينشست.
مجلس ايشان مختص به ادب خاصي نبود و هر صنف و گروهي از مجالست با ايشان خرسند و بهرهمند بود. خوشاخلاقي، شوخطبعي و اعتدال در معاشرت از ويژگيهاي ممتاز ايشان بهشمار ميرفت و طبيعي بود که چنين منشي جايگاه و تأثيرش را در جامعه دوچندان مينمود. ایشان حتي به طلاب و حوزويان بجد توصيه ميکرد که حتي در مقابل بدرفتاريهاي برخي مردم گذشت کنند.
6-3. سادهزيستي و طهارت مالي
شايد آنچه پس از اخلاقيات و اعتقادات بيشترين تأثير را در جلب نظر و اعتماد مردم داشته و غفلت از آن موجب بدبيني نسبت به حوزههاي علميه باشد تجملگرايي و عدم ملاحظات مادي در زندگي اجتماعي است. امام خميني نيز زندگي زاهدانه ايشان را چنين توصيف ميکند: «مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري ما از دنيا ميرود؛ همان شب آقازادههاي ايشان شام ندارند.» به نظر ميرسد هرچه زعامت و مرجعيت ايشان بر حوزة علميه راسختر و فراگيرتر ميشد بهرهمندي شخصي ايشان از مواهب مادي نيز کمتر ميگرديد، بهگونهایکه براي ازدواج فرزندانشان مجبور به گرفتن قرض بود؛ قرضي که تا زمان وفاتش هم ادا نشد و طلبکار از اينکه وراث مجبور به فروش اثاث و کتب ايشان نشوند از طلب خود گذشت.
7-3. پرهيز از عوامزدگي
اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط از ويژگيهاي اصلي هر نهاد موفق اجتماعي است. هرگونه خلل و لغزشي در اين زمینه، بهويژه در حوزههاي علميه ممکن است تبعات فراگيري در باورها، اخلاقيات و سبک زندگي مردم داشته باشد؛ زیرا برخي به اشتباه به جاي سوق دادن جامعه به تعاليم ديني، از تعاليم ديني براي توجيه رفتار عمومي استفاده میکنند يا دچار عوامزدگي علمي ميشوند.
از منظر آیتالله حائري حوزه بايد مانند پدري مهربان و دلسوز، باورها و عملکرد جامعه را منطبق با تعاليم ديني راهبري نموده، در مواقعي که دچار خرافات و کجروي ميشود آن را به صراط مستقيم رهنمون گردد. ازاینرو ایشان خود در دسته عزاداري طلاب در روز عاشورا شرکت میجست و بر تحريفزدايي و خرافهگرايي از مراسم ديني همت میگماشت.
ايشان استفاده از ادوات عزاداري را نيز محل اشکال ميدانست و در مجالس روضهخواني نيز بر صحيح خواندن روضه و استفاده از منابع معتبر تأکيد داشت. حتي در مواردي اهل منبر را میآزمود و از تبليغ رفتن افرادي که صلاحيت لازم را نداشتند ممانعت به عمل ميآورد.
8-3. محدود نماندن در قلمروهاي جغرافيايي
از ديگر ديدگاههاي آیتالله حائري در خصوص روابط حوزه تراز اسلامي با جامعه را ميتوان محدود نماندن به مرزهاي جغرافيايي سياسي يا فرقهاي دانست. ايشان با اينکه مجدد حوزة علميه شيعي در قم بوده و خود فارغالتحصيل حوزههاي کهني همچون کربلا و نجف بود، اما از ساير ملل اسلامي غافل نبود. ایشان شرایط و بحرانهايي را که در ساير جوامع اسلامي بود از نظر دور نمیداشت و اختلافات فرقهاي موجب نميشد تا چشم خود را از واقعيتهاي جهان اسلام فروبندد.
سيدمحسن صدرالاشراف نظر آيتالله حائري را در خصوص مسئله فلسطين چنين توصيف مينمايد:
خدمت حاج شيخ عبدالکريم رسيدم؛ از اوضاع وقت طوري گريه کرد که مثل باران اشک ميباريد و گفت: انگليسيها حلقوم اسلام و مسلمين را گرفتهاند و تا آن را خفه نکنند دستبردار نيستند.
آيتالله حائري به اين اظهار تأسف بسنده نکرد و در دي ماه 1312 و از طريق آيتالله سيدمحمد بهبهاني نامهاي را براي رضاشاه ارسال نمود و از او خواست مواضع مناسبي در مواجهه با دسيسه صهيونيستها در اشغال فلسطين اتخاذ نمايد. بهرغم تقاضاي ایشان و درخواست او مبني بر انتشار اين درخواست در جرايد، اما دربار پهلوي از پاسخگويي اجتناب نمود و حتي با انتشار نامه ايشان در جرايد نيز موافقت نکرد.
4. رسالت حوزه تراز اسلامي در قبال دولتمردان
گرچه زعامت آیتالله حائري بر حوزه قم مصادف بود با حکمراني رضاشاه پهلوي، اما چنين شرایطي منافاتي با اين موضوع نداشت که براي هر فعاليت مؤثر اجتماعي گريزي جز برقراري روابط با دولتمردان نباشد، بهويژه اينکه حوزه تراز اسلامي مبتني بر تعاليم اسلامي نميتواند نسبت به رخدادهايي که تحت تدبير و مواضع دولتمردان در جامعه به وقوع ميپيوندد بيتفاوت باشد.
عصر آیتالله حائري به علت تحولات پس از مشروطه، انقراض قاجاريه، شروع به کار سلسله پهلوي، همچنين جنگ جهاني اول و مناقشات مستمر استعمارگران با ملتها، دورهاي مملو از فراز و نشيبهاي سياسي و اجتماعي بود، آنچه شگفت به نظر ميرسد رونق و شکوفايي حوزه در اين دوره پرپيچوخم است.
شايد بتوان گفت: از ديدگاه آيتالله حائري اصول حاکم بر روابط حوزه تراز اسلامي با دولتمردان عبارتند از:
1-4. بصيرت و عقلانيت سياسي
از ديدگاه آيتالله حائري، داشتن رويکرد سياسي و اجتماعي مستلزم ورود به هر مناقشه يا موضعگيري در هر رخداد سياسي نيست، بلکه به معناي بصيرت و عقلانيت سياسي و رصد صحيح تحولات و عمل مبتني بر مصالح است. او ـ آنچنانکه پيشتر ذکر شد ـ کنشگري در عرصه سياست، بهويژه در ايران را به علت عدم شفافيت جريانها و احزاب سياسي، کاری سخت و نيازمند دقت ميدانست و در مقابل طلاب جوان يا بزرگاني که قادر به درک اين مخاطره نبودند و از ايشان حضور سياسي فعالتري را مطالبه مينمودند، مقاومت ميکرد.
امام خميني که خود بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران بود، با صحه گذاشتن بر رويکرد سياسي آیتالله حائري در قبال دولتمردان معتقد بود: «تأسيس حوزة علميه قم در آن روز از جهت سياسي، کمتر از تأسيس جمهوري اسلامي در ايران امروز نبود».
امام با صراحت راه خود را استمرار همان مسير استاد خويش دانسته، ميفرمود: «طريقه ما همان طريقه شيخ است، منتهي شيوه برخورد ما با ايشان، به جهت تغيير در اوضاع و احوال زمانه، مقداري متفاوت است».
آيتالله حائري در دورهاي واقع شده بود که پيش از اين مقتدايش امام صادق در گذر از عصر اموي (132-40ق) به عصر عباسي (656-132ق) واقع شده بود. ازاینرو تلاش داشت تا از اين فرصت به نفع ارتقاي علوم ديني و معرفت سود جويد، بهگونهایکه برخي رابطه وي با سلسله جديدالتأسيس پهلوي در سالهاي نخست را خصمانه توصيف ننمودهاند.
آیتالله حائري بهرغم تظاهر رضاخان به تبعيت از حوزه و حتي تقليد از آيتالله حائري، اما به خوبي ميدانست که رضاخان به دنبال بهانهاي براي از بين بردن اساس حوزه است.
2-4. نيازسنجي و اولويت سنجي در روابط و مواضع
آيتالله حائري در کشاکش مواضع و مناقشات سياسي، تنها يک اولويت را دنبال ميکرد و آن حفظ حوزة علميه از تهديدها بود؛ زیرا به خوبي ميدانست که دولت پهلوي به دنبال تعطيل کردن حوزه است. ایشان در بسياري از چالشهاي سياسي از اولويت خود غافل نمانده و حتي نسبت به تعديهاي پهلوي نسبت به بزرگاني همچون شهيد سيدحسن مدرس (شهادت 1316ش) عليرغم درخواستهاي خانواده ايشان، از هرگونه اقدام مستقيم خودداري نمود.
آیتالله حائري حتي در خصوص توهين و ضرب و شتم نماينده خود شيخمحمدتقي بافقي (1325ق) توسط مأموران پهلوي از واکنش خودداري کرد و اين مصایب را در گلو فرو خورد؛ زیرا به نظر ميرسيد رضاخان عملاً به دنبال تحريک حوزه بود و تصميم داشت در اولين واکنش، بزرگان حوزه را تبعيد و آن را تعطيل نمايد. رضاخان در ماجراي ضرب و شتم بافقي به صراحت گفته بود:
اگر حاج شيخ عبدالکريم نفس ميکشيد، يک کلمهاي ميگفت، فوري ماشين در خانهاش حاضر ميکردم و ميفرستادمش آنجا که عرب ني انداخت.
آيتالله حائري تلاش داشت به جاي موضعگيريهاي پرهزينة گاه و بيگاه در امور سياسي، حوزهاي را در قلمرو داخلي ايران بنيان نهد که تربيتکننده نسلي از روحانيان و عالمان سياسي باشد. با اين حال بهانهجوييهاي رضاخان گاهی دامنگير وي میشد. زمانی که وي با فرمان کشف حجاب رضاخاني مخالفت کرد، رضاخان شخصاً به قم آمد و آيتالله حائري و البته حوزة قم را چنين تهديد نمود:
رفتارتان را عوض کنيد، وگرنه حوزه قم را با خاک يکسان ميکنم. کشور مجاور ما (ترکيه) کشف حجاب کرده و به اروپا ملحق شده است، ما نيز بايد اين کار را بکنيم و اين تصميم هرگز لغو نميشود.
3-4. تدبير و رعايت مصالح
سيره سياسي آيتالله حائري ثابت کرده است که ايشان معتقد بود: تنها مبارزه با سلطان جائر براي غلبه بر سلطنت کافي نيست، بلکه اصل تدبير و سنجش عواقب اقدامات بسيار اهميت دارد. ايشان معتقد بود: ورود حساب نشده مرجعيت در منازعات سياسي آثار زيانباري دارد. بدینروی در سياستگذاري حوزههاي علميه، در کنار شجاعت، به تدبير و توجه به مصالح زمانه بسيار اهميت ميداد. ازاينرو وقتي فهميد رضاخان درصدد برچيدن نهاد روحانيت شيعه در ايران است، از رفتارهاي سياسي هيجانزده در مبارزه با او که ميتوانست زمينه نابودي حوزه و روحانيت شيعه در ايران را به دنبال داشته باشد، خودداري کرد. شايد بر همين اساس، در مواردي همچون واقعه توهين رضاخان به نمايندهاش شيخ محمدتقي بافقي، واکنشي نشان نداد.
او حتي گاهی نقش ميانجي را در مناقشات برخي از علما با سلطنت ايفا مينمود؛ مانند مطالبات حاج سيدابوالحسن اصفهاني، نائيني و خالصي از احمدشاه قاجار در موضوع اخراج علما از عراق يا مناقشات حاج نورالله اصفهاني (م1306ق) با رضاشاه پهلوي در موضوع خدمت اجباري.
از سوي ديگر ميدانست تشخيص مراجع نسبت به مسائل سياسي متفاوت است و هرکس موظف است طبق وظيفه خويش عمل نمايد. ازاينرو در بحبوحه مناقشات مشروطهخواهان و مخالفان مشروطه در حوزههاي علميه عتبات و حمايت مرحوم آخوند خراساني (م1329ق) از مشروطه و مخالفت سيدمحمدکاظم يزدي (م1337ق) با مشروطه، به صورت همزمان در درس هر دو بزرگوار شرکت میجست و از نظريات ايشان در دروس خود استفاده ميکرد.
مواضع بهظاهر منفعلانه آيتالله حائري نسبت به رفتارهاي تحريکآميز يا فرصتطلبانه رضاخان موجب شده بود تا هم رژيم پهلوي نتوانند رفتار براندازانهاي را نسبت به حوزة علميه قم انجام دهد و حوزه را تعطيل کند و هم حوزه بتواند به حيات اجتماعي و معنوي خود ادامه داده، آينده سختي را براي دولت پهلوي ترسيم نمايد.
نماينده جسور دولت که با پيامها و رفتارهاي تحريکآميز درصدد بهدست آوردن جملاتي در نقد يا تأييد دولت بود، مأيوس از بهدست آورده نکتهاي منزل ایشان را ترک ميکرد. به نظر ميرسد آنچه او را از نزديک شدن به دولت يا مقابله با دولت بازميداشت اصل «تدبير» و رعايت مصالح حوزه بود.
5-4. تعديل سياستهاي دولتمردان
چنانکه گذشت، آيتالله حائري ميدانست دولت پهلوي اول به دنبال بهانهاي براي نابودي حوزة علميه قم است و يکي از اين بهانهها ميتوانست مخالفتهاي صريح و رودروي مرجعيت با سلطنت باشد. بدینروی آن مرجع عظيمالشأن در موارد متعددي از مواجهه مستقيم با دولتمردان پرهيز مینمود و میکوشید در عين عمل به رسالتهاي ديني و اجتماعي خود، حتيالمقدور حوزه و ساحت دين را از واکنشهاي پرمخاطره صاحبان قدرت دور بدارد.
ایشان در مواردي با تصميمات کلي دولت به صورت مشروط همراهي نشان ميداد، ولي در عين حال ميکوشيد با تغييراتي آن را در جهت اهداف و منافع ديني و عمومي مديريت نمايد. از جمله اين موارد تصميم دولت مبني بر ضرورت صدور مجوز براي استفاده از لباس روحانيت بود. ايشان با برگزاري آزمون از سوي دولت مخالفت جدي نکرد و در کنار آن توانست موافقت دولتمردان مبني بر پذيرش فهرستي جداگانه از سوي ايشان براي طلاب مجاز براي استفاده از لباس روحانيت را جلب نمايد.
نتيجهگيري
آیتالله شيخ عبدالکريم حائري يزدي از معدود عالماني بود که توانست در دوره پرمخاطره پهلوي اول و آن زمان که جامعه ايران به سبب پيامدهاي مشروطه و انقراض قاجاريه و روي کار آمدن پهلوي، همچنين جنگ جهاني اول و نهضتهاي ضداستعماري در جهان اسلام دچار تحولات گسترده بود، مجموعهاي از اقدامات و تدابير و سياستها را براي احيای حوزة علميه قم و شکوفايي و پويايي آن بهکار بندد که نتيجه آن ظهور حوزة علميه با جايگاه، کارکردها و رسالتهاي جديد بود.
ازاينرو واکاوي حوزه تراز اسلامي ناظر به ديدگاههاي ایشان که در عملکردها و مواضع ايشان منعکس است، میتواند نموداري از تجارب موفق را در پيشگاه عالمان و مديران حوزههاي علميه قرار دهد.
آيتالله حائري با در نظر گرفتن سه گروه از مخاطبان حوزه تراز اسلامي (طلاب، جامعه و دولتمردان)، تدابير و مؤلفههايي را طراحي کرد و آنها را به اجرا درآورد که ناظر به استعدادها، فرصتها و تهديدهايي بود که در هر زمان ممکن است در خصوص برخي يا تمام مخاطبان و کاربران حوزه قابل تصور باشد.
اصل «حاکميت اخلاق و تربيت اسلامي»، اصل «تأمين معاش»، اصل «مديريت و برنامهريزي» را ميتوان از مهمترين اصول آیتالله حائري در قبال حوزويان شمرد.
اصل «جلب اعتماد»، «توجه به استعدادها و ظرفيتها»، «اهتمام ورزيدن به نيازمنديهاي مادي و معنوي»، و «همدلي و سادهزيستي» اصول مورد عنايت آيتالله حائري در قبال قاطبه مردم و جامعه بود.
در مواجهه با دولتمردان که البته ناظر به عصر آیتالله حائري و در مواجهه با نظام استبدادي و پرمخاطره پهلوي اول توجيهپذير است، چند اصل مهم وجود داشت؛ از جمله «بصيرت و عقلانيت سياسي»، «اولويتسنجي»، «تدبير و رعايت مصالح» و در نهايت، «تعديل سياستهاي دولتمردان».
مجموعه اين مفاهيم و کاربستها را ميتوان اصول و مؤلفههاي حوزه تراز اسلامي از ديدگاه آیتالله حائري دانست که البته در مجال محدود اين مقاله به آنها اشاره شد.
- احمدي، محمدرضا، خاطرات آيتالله محمدعلي گرامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
- اراکی، محمدعلی، «مصاحبه با استاد بزرگوار آیتالله العظمی اراکی»، آیینهداران حقیقت: مصاحبههای مجله حوزه با عالمان و دانشوران حوزوی، تهیه و تدوین مجله حوزه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲.
- ـــــ ، «سخنی در پایگاه اصلی انقلاب»، یاد، 1365، ش 4، ص 23ـ50.
- امین، سيدمحسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف، بيتا.
- امینی، داود، «مروري بر زندگی آيتالله حاج شیخ عبدالکریم حائري یزدي بنیانگذار حوزه علمیه قم به روایت اسناد»، گنجینه اسناد، 1374، سال پنجم، دفتر ۳و۴، ص 12ـ37.
- بصیرتمنش، حمید، علما و رژیم رضاشاه، تهران، عروج، 1376.
- حائري یزدي، مرتضی، سرّ دلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستانها، به کوشش رضا استادي، قم، انصاري، 1377.
- حائري یزدي، مهدي، خاطرات دکتر مهدي حائري یزدي، به کوشش حبیب لاجوردي، تهران، کتاب نادر، ۱۳۸۱.
- حائري، عبدالهادي، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران، امیرکبیر، 1381.
- حسینی زنجانی، سيداحمد، الکلام یجرّ الکلام، قم، حقبین، ۱۳۶۸.
- خاتم یزدي، سيدعباس، خاطرات آيتالله خاتم یزدي، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
- دولتآبادي، یحیی، حیات یحیی، چ چهارم، تهران، عطار، 1362.
- ديدار رهبر معظم انقلاب با روحانيان، 1/12/1370.
- ذاکري، علياکبر، «رفتارشناسی سیاسی آيتالله حائري»، حوزه، 1383، سال بيست و يكم، ش 6.
- رازي، محمدشریف، آثار الحجة، قم، دارالکتب، 1365.
- ریحانالله یزدي، سيدعلیرضا، آيینه دانشوران، تهران، مصطفوي، 1354.
- سازمان اسناد ملی ایران، اسناد وزارت امور خارجه، ش تنظیم ۱۲-۱۰۲۶۰۰.
- سیدکباري، علیرضا، حوزههاي علمیه شیعه در گستره جهان، تهران، اميركبير، ۱۳۷۸.
- شبیري زنجانی، سيداحمد، جنگل مولی؛ سفرنامه از زنجان تا قم، بيجا، بينا، بيتا.
- شعبانی، اولیاء، معمار فضیلت، قم، مركز پژوهشهاي صدا و سیما، ۱۳۸۰.
- شکوري، ابوالفضل، «مرجع دوراندیش و صبور آیتالله حائري، مؤسس حوزة علمیه قم»، یاد، 1368، ش ۱۷، ص 103ـ162.
- شمس، سيدمحمدکاظم و دیگران، مؤسس حوزه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳.
- صدر، محسن، خاطرات صدرالاشراف، بيجا، وحید، 1364.
- طبسی، محمدرضا، «مصاحبه با آیتالله حاج شیخ محمدرضا طبسی»، حوزه، 1368، ش 34.
- فیاضی، عمادالدین، حاج شیخ عبدالکریم حائري، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸.
- کریمی جهرمی، علی، آيتالله مؤسس مرحوم آقاي حاج شیخ عبدالکریم حائري، قم، دارالحکمه، 1372.
- گروهی از نویسندگان، امام و روحانیت، تهران، دفتر سياسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1362.
- «گفتوگوي آيتالله مرعشي نجفي از شاگردان شيخ عبدالكريم»، مؤسسة مطالعات و پژوهشهاي سياسي، در:
- https://psri.ir/page=search
- محقق داماد، سيدعلی، «مصاحبه با حضرت آیتالله حاج سیدعلیآقا محقق داماد»، حوزه، 1383، ش 126، ص 13ـ84.
- محقق داماد، سيدمصطفی، «مصاحبه با حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، حوزه، 1383، ش 125، ص 30ـ148.
- محمدي، ذکرالله، حضرت آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائري، قم، زائر، ۱۳۸۳.
- منظورالاجداد، سيدمحمدحسين، مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست: اسناد و گزارشهايي از آیات عظام نائینی، اصفهانی، قمی، حائري و بروجردي، 1292 تا 1339 شمسی، تهران، شیرازه، 1379.
- موسوی خمینی، سيدروحالله، چهل حديث، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1380.
- ـــــ ، صحيفه نور، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، بيتا.
- نوري، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، بیروت، آلالبیت، 1408ق.
- نیکوبرش، فرزانه، بررسي عملکرد سياسي آيتالله حاج شيخ عبدالکريم حائري یزدی، تهران، بینالملل، 1382.
- ویکی فقه، مدخل «ابراهیمبن محمد ریاضی نجف آبادی» و مدخل «محمدعلی شاهآبادی»، در: https://fa.wikifeqh.ir