بررسي زيارتگاه‌هاي مبتني بر رؤيا در مصر و شام

سال نهم، شماره اول، بهار و تابستان 1391، 5 ـ 20

Tārikh dar Āyene-ye Pazhuhesh, Vol.9, No.1, Spring & Summer 2012

احمد خامه يار*

چكيده

زيارتگاه هاي مبتني بر خواب و رؤيا از ديرباز تاكنون در مناطق مختلف اسلامي وجود داشته است. در منابع تاريخي به تعداد قابل توجهي از اين گونه زيارتگاه ها در دو سرزمين مصر و شام اشاره شده است. توجه پيروان اديان از جمله مسلمانان به معنويت و در بسياري موارد، وجود علاقة وافر به پيامبران(ع)، شخص رسول اكرم(ص)، صحابه و اهل بيت(ع) ايشان را مي توان از جمله عوامل شكل گيري اين زيارتگاه ها دانست. در اين نوشتار با استناد به گزارش هاي نقل شده در منابع ـ البته بدون بحث از اثبات و يا نفي زيارتگاه هاي مذكور ـ تنها فهرستي از اين زيارتگاه ها در حوزه جغرافيايي مورد نظر تهيه شده است.

كليدواژه ها: زيارتگاه هاي اسلامي، خواب و رؤيا، مصر، شام و حلب.


* کارشناس ارشد مطالعات اسلامي.                                                                         a_khamehyar@yahoo.com

دريافت: 05/ 2/ 1391ـ پذيرش: 08/ 6/ 1391


 

مقدمه

زيارتگاه هاي مبتني بر خواب و رؤيا، گونه اي از زيارتگاه هاي ديني است كه از گذشته تا به امروز در نقاط مختلفي از جهان اسلام و حتي نزد جوامع پيروان ساير اديان به آنها توجه شده است. در جهان مسيحيت، مكان هاي زيارتي متعددي وجود دارد كه بر مبناي آشكار شدن حضرت مريم در رؤياها يا شهودها شكل گرفته است.1 از مشهورترين اين نقاط مي توان به زيارتگاهي واقع در شهر لورد در فرانسه اشاره كرد كه گفته شده در آنجا حضرت مريم را در خواب ديده اند و به مكاني براي طلب شفاي بيماري ها تبديل شده است.2 يكي از قديم ترين اين گونه زيارتگاه ها دير عظيم منتسب به حضرت مريم در روستاي صيدنايا، موسوم به «دير بانوي صيدنايا»3 واقع در حدود سي كيلومتري شمال دمشق است. بر اساس داستان رايج در ميان مسيحيان منطقه، امپراتور بيزانس، ژوستينيَن اول در سال 547م مريم مقدس را در اين مكان در رؤيا ديد كه به او دستور بناي دير را داد.4 امروزه اين دير به علت وجود تصوير معروفي از مريم عذرا در آن، منسوب به «لوقاي قدّيس» به يكي از مهم ترين زيارتگاه هاي مسيحيان ارتدوكس در خاورميانه تبديل شده است.

دو سرزمين مصر و شام از حوزه هاي جغرافيايي مهم و تأثيرگذار جهان اسلام از نظر سياسي و فرهنگي در قرن هاي اوليه اسلامي است كه منابع تاريخي فراواني درباره تاريخ اين دو سرزمين در قرن هاي اوليه و مياني تاريخ اسلام تأليف شده است. در شماري از اين منابع، به تعداد قابل توجهي از زيارتگاه هاي مبتني بر خواب و رؤيا در اين مناطق در قرن هاي مياني اشاره شده است.

در اين نوشتار تلاش شده است تا با استناد به منابع تاريخي و ساير اسناد مرتبط، نظير سنگ نوشته ها، حتي الامكان فهرست و گزارش نسبتاً جامعي از اين گونه زيارتگاه ها ارائه شود. اين گزارش مي تواند به شناخت بهتري از ماهيت اين پديده و نقش آن در پيدايش زيارتگاه ها در حوزه جغرافيايي مورد نظر و نيز شناخت گرايش هاي مذهبي اهالي اين مناطق و شخصيت هاي مورد علاقه آنان كه اين زيارتگاه ها به آنان ارتباط يافته است، كمك كند. در اين گزارش به زيارتگاه هايي كه در منابع تاريخي از ارتباط واضح آنها با خواب و رؤيا سخن گفته نشده و نيز مزارهايي كه امروزه بر اساس اطلاعات شفاهي اهالي به اين مسئله ارتباط يافته، اشاره نشده است.

1. زيارتگاه هاي مصر

1ـ1. مقام هاي رؤيت پيامبر(ص) در قاهره

موفق الدين بن عثمان (تاريخ حيات نامشخص)، مزارشناس مصري، به محرابي در قبرستان «قُرافه» قاهره اشاره كرده است كه «دعا در آن مستجاب است و يكي از صالحان، رسول خدا(ص) را در خواب رؤيت كرد كه در آنجا نماز مي خواند و دعا مي كرد.»5 همچنين اين نويسنده به مسجدي در همين قبرستان اشاره كرده است كه پيامبرگرامي(ص) دستور ساخت آن را در رؤيا داده بود. داستان آن به طور خلاصه چنين است كه فخرالدين فارسي (م 622 ق) از صوفيان ايراني مقيم مصر، حضرت پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او دستور داد اين مسجد را بنا كند. همچنين پيامبرگرامي اسلام(ص) نماز مخصوصي را به نامبرده آموزش داد كه هر كس آن را در اين مسجد بخواند دعايش مستجاب مي شود.6

در موزه هنر اسلامي در قاهره نيز لوح سنگي وجود دارد كه در سال 1932م در منطقه «ابوالسعود قاهره» شناسايي شده است. در هر يك از طرفين اين لوح، كتيبه اي وجود دارد كه يكي از آنها بيانگر ساخته شدن مكاني است كه پيامبر(ص) و امام علي(ع) در حال نماز خواندن در آنجا رؤيت شده اند. با توجه به شيوه نگارش كتيبه و سادگي خط آن، قدمت آن از نيمه اول قرن ششم هجري برآورد شده است.7

1ـ2. مقام هاي رؤيت حضرت فاطمه زهرا(س) در قاهره

مقريزي (م 845 ق) به مكاني در مسجد الازهر قاهره اشاره كرده كه حضرت فاطمه زهرا(س) در آنجا در خواب رؤيت شده است، و خليفه فاطمي الحافظ لدين الله (حكـ 525ـ544 ق) براي آن مقصوره اي ساخت. او در اين باره نوشته است:

الحافظ لدين الله در كنار ورودي غربي واقع در ابتداي مسجد، مقصوره اي در داخل رواق ها ايجاد كرد كه به مقصوره فاطمه(س) شهرت يافت، زيرا فاطمة زهرا(س) در آنجا در خواب رؤيت شده بود.8

موفق الدين بن عثمان نيز به وجود جايگاه مشابهي به نام «مقام فاطمه»(س) در مسجد ابن طولون قاهره اشاره كرده و درباره آن چنين گفته است:

مردي در خواب ديد كه گويا فاطمة زهرا(س) در محلي در اين مسجد نماز مي خواند. روز بعد مردم را از رؤياي خود آگاه ساخت؛ پس در آنجا نماز خواندند. اين جايگاه، امروزه به مقام فاطمه(س) شناخته مي شود و روي آن مقصوره اي قرار دارد و دعا در آن مستجاب است.9

1ـ3. زيارتگاه رقيه(س) دختر امام علي(ع)

زيارتگاهي منسوب به رقيه(س) دختر امام علي(ع) در شهر قاهره وجود دارد كه از نظر معماري، از بناهاي مهم و نفيس دوره خلفاي فاطمي به شمار مي آيد.10 ابن زيات (م 814 ق)، آن را زيارتگاهي مبتني بر رؤيا دانسته و نوشته است كه به دستور الحافظ لدين الله11 و به دست وزير وي ابوتميم تراب حافظي ساخته شده است.12

ابن ناسخ مصري، معروف به ابن عين الفضلاء (م حدود 800 ق) در كتاب خود مصباح الدياجي، داستان پيدايش اين زيارتگاه را چنين نقل كرده است:

عبيدالله بن سعيد گفت: الحافظ شب هنگام كسي را به دنبال من فرستاد، پس با آن كس نزد او رفتم و از وي پرسيدم: چه مي خواهي؟ گفت: خوابي ديدم. گفتم: چه خوابي؟ گفت: زني پوشيده را ديدم، از او پرسيدم: تو كيستي؟ گفت: رقيه(س) دختر علي(ع). سپس ما را شبانه به اينجا آوردند، اما قبري را نيافتيم. الحافظ دستور داد تا زيارتگاهي در آن بسازند و ساختند.13

1ـ4. زيارتگاه زينب(س) دختر امام علي(ع)

ابن ناسخ مصري قبر «سيدةزينب»(س) در منطقه «قناطر السباع» قاهره را از جمله قبوري دانسته است كه بر مبناي خواب و رؤيا به وجود آمده‎اند.14 عبدالوهاب شعراني (م 973ق)، از صوفيان مشهور مصر در قرن دهم هجري، از شيخ خود علي الخَوّاص (م 949 ق) نقل كرده است كه زينب(س) مدفون در قناطر السباع، بي شك دختر امام علي(ع) است.15 پس از شعراني، تعدادي از صوفيان و نويسندگان مصري، از قبيل قليوبي، صبّان، شبلنجي، شبراوي و ... اين ادعا را در كتاب هاي خود نقل كرده اند.16 البته پيش از ابن ناسخ، در هيچ يك از منابع تاريخي و جغرافيايي به اين مزار اشاره اي نشده است. اين زيارتگاه بعدها توسعه بناي چشمگيري يافته و امروزه به يكي از مهم ترين زيارتگاه هاي قاهره تبديل شده است.

1ـ5. زيارتگاه روبيل فرزند يعقوب(ع)

موفق الدين بن عثمان به وجود قبر يكي از فرزندان حضرت يعقوب(ع) در كنار زيارتگاه ابراهيم بن يَسَع بن اسحاق بن ابراهيم(ع) در «جبل المقطّم» قاهره اشاره كرده كه بر اساس رؤيا پديد آمده است. او داستان پيدايش آن را اين چنين نقل كرده است:

گويند در گذشته، مردي در كنار اين قبر شب را سپري كرد. [پيش از خواب] سوره يوسف را قرائت كرد و بر پيامبر(ص) صلوات فرستاد و خوابيد. در خواب، شخصي را ديد كه به او گفت: به خدا داستان ما همين است، چه كسي آن را به تو آموخت؟ گفت: اين داستان در كتاب خدا كه بر پيامبرش نازل نمود، آمده است، و تو كيستي؟ گفت: من روبيل بن يعقوب، اسرائيل خدا، يكي از برادران يوسف ام. روز بعد مردم را از اين رؤيا باخبر ساخت، و آنها نيز از روي صداقت و راست گويي كه از وي سراغ داشتند، اين مسجد را بنا كردند.17

اين زيارتگاه تا به امروز باقي مانده است.

1ـ6. ساير زيارتگاه هاي مبتني بر رؤيا در قاهره

امروزه در خيابان صنادقيه قاهره پيش از رسيدن به زيارتگاه مشهور رأس الحسين(ع)، مسجد كوچكي وجود دارد كه به «زاويه جعفر صادق»(ع) معروف است. در نماي خارجي آن، لوحي از مرمر است كه كتيبه اي به خط كوفي دارد. بر اساس اين كتيبه، امير جوامرد افضلي، در سال 495 ق امام جعفر صادق(ع) را در خواب ديد كه به وي دستور ساختن اين مسجد را داد، از اين رو، در سال 496ق آن را بنا كرد.18

ابن ناسخ مصري نيز از زيارتگاهي به نام «مشهد اشراف» نام برده است كه يكي از فقراي (دراويش) مصر به نام ابن لبّان، در خواب هاتفي را شنيد كه به او گفت: «اينجا [قبر] علي بن حسين بن علي بن ابي‎ طالب(ع) است.»، پس او آنجا را بازسازي كرد. اما ابن زيات در اعتبار اين داستان ترديد كرده و آن را محل دفن ساداتي دانسته است كه اسامي آنها مشخص نيست.19

1ـ7. زيارتگاه هاي رؤيا در ساير شهرهاي مصر

علي بن ابي بكر هروي (م 611 ق)، در كتاب الإشارات إلي معرفة الزيارات، به تعدادي از زيارتگاه هاي مبتني بر رؤيا در مصر اشاره كرده كه در محل رؤيت شخصيت هاي مقدس ديني ساخته شده است. مزارهايي كه او از آنها نام برده است، عبارت اند از:

مشهد پيامبر(ص) و مشهد امام علي(ع) در شهر «قُوص»،20 از شهرهاي صَعيد مصر21؛ مشاهد حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علي(ع) و امام حسين(ع) در شهر «مَحَلَّه»22؛ مشهد امام علي(ع) در منطقه «شَطا» در «دِمياط»23؛ مشهد امام علي(ع) در شهر «تَنّيس»24و25 و مشهد پيامبر(ص) و امام علي(ع) در جزيره «تُونَه»26و27.

او دربارة داستان پيدايش زيارتگاه اخير نوشته است:

از اهالي اين جزيره از زيارتگاه هايي پرسيدم كه به نام پيامبر(ص) و علي بن ابي طالب(ع) برپا شده است. گفتند: حكايتي دارد. پس پيرمردي خوش سيما را فراخواندند. [وقتي آمد] گفتند: اين پيرمرد مبتلا به جذام بود. اهل او، از ترس بيماري و تلف بدن و هلاك شدنش، وي را در گوشه اي از جزيره انداختند تا اينكه يك شب، فرياد بلندي زد و مردم نزد او آمدند، در حالي كه بدون هيچ دردي، از جا برخاسته و ايستاده بود. از او از اين حال وي سؤال كردند. گفت: رسول خدا(ص) را در اين مكان ديدم كه به من گفت: اينجا مسجدي بنا كنيد. گفتم: يا رسول الله! من مبتلا به بيماري هستم و كسي سخن مرا باور نمي كند. پس رو به آن كس كه در كنار او ايستاده بود كرد و گفت: يا علي! دست او را بگير. او دستش را به سوي من دراز كرد و من همان گونه كه مي بينيد برخاستم.28

نگارنده از وضعيت كنوني هيچ يك از زيارتگاه هاي ياد شده، اطلاعاتي به دست نياورده است.

همچنين در منطقة قوص، گنبدي وجود دارد كه بر اساس كتيبة كوفي موجود در آن، به دستور الحافظ لدين الله فاطمي ساخته شده است. امروزه هويت و كاربرد اين بنا مشخص نيست، گرچه بررسي باستان شناختي و معماري آن نشان مي دهد كه كاربري آن، مسجد و آرامگاه نبوده است.29 بنابراين، نگارنده احتمال مي دهد كه اين بنا يكي از مشاهد رؤيت پيامبر اسلام(ص) و امام علي(ع) در قوص بوده كه هروي به آن اشاره كرده است، به ويژه آنكه خليفه فاطمي مزبور به ساختن مساجد و زيارتگاه ها اهتمام فراواني داشته، و ـ همان طور كه گذشت ـ تعدادي از زيارتگاه هاي مبتني بر رؤيا در مصر، در دورة وي ساخته شده است.

2. زيارتگاه هاي شام

2ـ1. كهف جبرييل

در كوه قاسيون در شمال دمشق، زيارتگاهي به نام «كهف جبريل» (= غار جبرئيل) وجود داشته است كه به نوشته ابن عساكر (م 571 ق)، ساخت آن در سال 370 ق، به دست يكي از اعلام دمشق در قرن چهارم به نام ابوالفرج ابن معلّم (م 412 ق) شروع شد. او در اين مكان، جبرئيل(ع) و حضرت محمد(ص) را رؤيت كرده بود. ابن معلم تفصيل رؤياي خود را چنين شرح داده است:

جبرئيل(ع) را در خواب ديدم كه به من گفت: خداوند [تبارك و] تعالي به تو دستور مي دهد كه مسجدي بسازي تا در آن براي او نماز گزارده و نام او ذكر شود. گفتم: محل آن كجاست؟ پس به اين مكان كه من آن را كهف جبرئيل ناميدم، آمد. گفتم: چگونه اين كار را انجام دهم؟ گفت: خداوند تبارك و تعالي به وسيله كساني كه تو را ياري خواهند كرد، تو را موفق خواهد گردانيد.30

همچنين او دربارة علّت نام گذاري آن گفته است:

من آنجا را كهف جبرئيل(ع) و مسجد محمد(ص) ناميدم، زيرا آنها را در آنجا در خواب ديدم، و محلي كه جبرئيل و محمد(ص) در آنجا ديده شوند، از بهترين نقاط زمين است، و كوه دمشق [قاسيون] نيز چنين است. در آن هيچ درختي نروييده بود و هيچ ميوه اي پديد نيامده بود، اما از زماني كه جبرئيل(ع) و محمد(ص) را [در آنجا] ديدم، خداوند به بركت آن دو، [در اين كوه] درخت رويانيد و ميوه پديد آورد، و مردم در آن چيزهايي خوردند كه تا پيش از اين نخورده بودند.31

غار مزبور تاكنون نيز زيارتگاه باقي مانده، اما امروزه به اصحاب كهف كه در قرآن از آنها ياد شده، انتساب يافته است و نزد اهالي دمشق به «مقام اهل كهف» شهرت دارد.

2ـ2. مكان هاي رؤيت امام علي(ع) در دمشق

ابن عساكر به حادثه پيدايش زيارتگاه ديگري در دمشق در سال 404 ق اشاره كرده است كه توسط مردي مصري جعل شده بود. ابن عساكر از دستخط ابومحمد عبدالمنعم بن علي بن بحتري اين گونه نقل كرده است:

مرد بافنده اي از اهل مصر، در «قبة اللحم» در دمشق، مسجد و مناره كوچكي بنا كرد. او در شب جمعه همين سال، يعني 404 ق، كه دو روز از ماه رمضان باقي مانده بود، چنين گفت كه پيامبر(ص) و علي(ع) را [در رؤياي خود] در مسجد ديده و به آنها گفته بود: نشانه اي مي خواهم تا مردم سخن مرا باور كنند كه شما به اينجا آمده ايد. اميرالمؤمنين علي(ع) دست خود را بر ستون سنگي داخل مسجد زد و جاي پنجه او بر ستون باقي ماند. روز جمعه مردم به مسجد مي شتافتند تا جاي پنجه را كه در سنگ افتاده بود، ببينند. و من شنيدم كه از صاحب رؤيا پرسيدند: كدام دست بر سنگ گذاشته شده بود؟ گفت: دست راست. ديدند كه جاي پنجه دست چپ بوده. گويند: صاحب رؤيا اين اثر پنجه را در سنگ تراشيده بود.32

از ديگر زيارتگاه هاي مبتني بر خواب در دمشق، مشهد امام علي(ع) در مسجد اموي بوده است. ابن جبير (م 614 ق) در توصيف آن گفته است:

در شرق صحن [مسجد اموي] دري وجود دارد كه به مسجدي از بهترين و جالب ترين و زيباترين مساجد متصل است و شيعيان آن را مشهدي از آنِ علي بن ابي طالب(ع) مي دانند...، زيرا مي پندارند كه او در خواب در اين مكان در حال نمازخواندن ديده شده است. پس مسجدي در آنجا ساختند.33

موقعيت كنوني اين زيارتگاه، سالني واقع در شرق مسجد اموي است كه با گذشتن از آن، به دو زيارتگاه محراب امام زين العابدين(ع) و مقام رأس الحسين(ع) وارد مي شوند و تا به امروز نيز به نام «مشهد علي»(ع) شناخته مي شود، البته كاربري زيارتي خود را از دست داده است.

2ـ3. زيارتگاه «ملكه» در دمشق

از ديگر زيارتگاه هاي رؤيا در دمشق، قبري منسوب به زني به نام «ملكه»، از نسل امام علي(ع) بوده كه در فاصله قرون هفتم تا نهم هجري به وجود آمده است. ابن طولون صالحي (م 953 ق) مورّخ بزرگ دمشق، روند پيدايش و از بين رفتن آن را به تفصيل نقل كرده و خلاصه آن چنين است كه اين زيارتگاه در سال 636 ق بر مبناي رؤيا در محله «باب جيرون» دمشق، واقع در شرق مسجد اموي به وجود آمد و پس از يك دوره اهمال و ويراني و بازسازي مجدّد، سرانجام در سال 892 ق به فتواي علماي اهل سنت و به دستور ملك الاشرف قايتباي (حكـ 872-901 ق)، پادشاه مملوكي به طور كامل از بين رفت.34

2ـ4. قبور منسوب به حضرت موسي(ع)

در جنوب دمشق، محله اي به نام «قَدَم» وجود دارد كه در مسجد جامع آن، قدمگاهي منسوب به پيامبر اسلام(ص) نگهداري مي شود. البته با استناد به نوشته ابن جبير ظاهراً اين قدمگاه در قديم به حضرت موسي(ع) منسوب بوده است.35 همچنين مورّخان و جهانگردان مسلمان به وجود قبري منسوب به اين پيامبر اولوالعزم در همين مسجد اشاره كرده اند.36 اما از قول ابن جبير برمي آيد كه اين قبر بر مبناي رؤيا به وجود آمده است. مشاهده هاي او در اين باره چنين است:

در آن مسجد، اتاق كوچكي و در آن اتاق، سنگي وجود دارد كه بر آن نوشته شده است: يكي از صالحان، پيامبر(ص) را در خواب مي ديد كه به او مي گفت: اينجا قبر برادرم موسي(ع) است.37

گفتني است كه ابن طولون صالحي دربارة اين مكان و اثبات اينكه قبر مورد نظر مدفن حضرت موسي(ع) است، رساله اي به نام تحفة الحبيب فيما ورد في الكثيب تأليف كرده كه نسخة خطي آن به شماره Or. 2512 در ليدن نگهداري مي شود. او در اين رساله، داستاني را دربارة قبر منسوب به حضرت موسي(ع) نزديك شهر «اَريحا» در فلسطين اشغالي نقل كرده است كه بر اساس آن، شخصي در خواب، گنبدي را در محل اين قبر و در آن گنبد، حضرت موسي(ع) را رؤيت كرد. ابن طولون سپس افزوده است كه اين قبر بر اساس همين رؤيا اشتهار يافت و بعد از گذشت بيش از بيست سال از اين تاريخ، ملك الظاهر بيبَرس (حكـ 658ـ676 ق)، پادشاه مملوكي، گنبدي روي آن بنا كرد.38

2ـ5. مشهد امام علي(ع) در «عَكّا»

از جمله مزارهاي رؤيا در فلسطين مي توان به مشهد امام علي(ع) در «عين البقر» (چشمه گاو) در شهر عَكا واقع در ساحل درياي مديترانه اشاره كرد. علي بن ابي بكر هروي درباره اين چشمه نوشته است: «گفته اند از اين چشمه، گاو براي آدم(ع) خارج شد و با آن به كشاورزي پرداخت». در ادامه دربارة رابطه آن با امام علي(ع) گفته است:

در كنار اين چشمه مشهدي منسوب به علي بن ابي طالب[(ع)] وجود دارد و [علت اين انتساب] آن است كه فرنگ (صليبيان) آن را به كليسا تبديل كردند و يك متولّي بر آن گماشتند تا به بازسازي و خدمتگزاري به آن بپردازد. او صبح روز بعد گفت: در خواب شخصي را ديدم كه به من مي گويد: «من علي بن ابي طالب(ع) هستم! به آنها بگو اينجا را به حالت مسجد بازگردانند، و اِلاّ هر كس در آن اقامت گزيند به هلاكت خواهد رسيد.» آنها سخن او را نپذيرفتند و شخص ديگري را بر آنجا گماشتند، اما صبح روز بعد او را مرده يافتند. پس آن را تا به امروز به حالت مسجد رها كردند.39

2ـ6. ساير مزارهاي رؤيا در شام

در شهر «نَبَك»، حدود هشتاد كيلومتري شمال دمشق نيز مقامي منسوب به حضرت فاطمه زهرا(س) وجود داشته است. عبدالغني نابلسي (م 1143 ق) كه در يكي از سفرهاي خود آن را زيارت كرده، درباره آن نوشته است: «... در روستاي مذكور، مسجد كوچكي وجود دارد كه به مقام فاطمه زهرا[(س)]... شناخته مي شود، زيرا در آنجا در خواب رؤيت شد. به آنجا رفتيم و زيارت نموديم و تبرك جستيم و خداوند را دعا كرديم.»40

همچنين در شهر «حُمص» در مركز سوريه كنوني، مشهد يا زيارتگاه امام علي(ع) وجود داشته است كه به گفته هروي، در يكي از ستون هاي آن، اثر انگشت امام علي(ع) بر جا مانده بود. مبناي پيدايش اين اثر، خواب يكي از صالحان بوده كه داستاني هم براي آن نقل شده است. اما هروي داستان تفصيلي آن را نقل نكرده است.41

3. زيارتگاه هاي حلب

در شهر حلب، در شمال سوريه تعداد قابل توجهي از مزارهاي مبتني بر رؤيا وجود داشته است كه مورخان اين شهر، به ويژه ابن شدّاد حلبي (م 684 ق) به آنها اشاره كرده اند.

3ـ1. مشهد «قَرَنبِيا»

از مهم ترين مزارهاي رؤيا در حلب، مشهد «قَرَنبيا» در حد فاصل ميان شهر حلب و روستاي «نَيرَب» بوده كه به دست قسيم الدوله آق سنقر (حكـ 478ـ487 ق)، حاكم حلب در دوره سلجوقي، ساخته شده است. گفته اند اين مكان در اصل، «مقر الانبياء» نام داشته، اما در زبان عاميانه به قرنبيا تغيير يافته است. ابن شدّاد به نقل از ابن ابي طيّ (م 630 ق)، مورّخ شيعه حلب، دربارة چگونگي پيدايش آن گفته است:

پيري از اهالي منبج در حلب چند بار [در خواب] ديد كه گويا علي بن ابي طالب(ع) در آن نماز مي خواند و سپس خطاب به او مي گويد: به آق سنقر بگو در قرنبيا مشهدي بنا كند. پير به علي(ع) گفت: نشانه آن چيست؟ پاسخ داد: زمين را حفر كنند، در آنجا زميني مي يابند كه داراي سنگ فرش آماده اي از سنگ و مرمر و نيز محرابي پايه ريزي شده و قبري در كنار محراب است كه يكي از فرزندان من در آن دفن شده است. پس از اينكه رؤيا چند بار بر پير تكرار شد، با چند تن از اصحاب خود مشورت كرد و آنها به او گفتند كه رؤيا را [براي آق سنقر] بازگو كند. سپس با چند نفر نزد آق سنقر رفتند. او با ديدن آنها، پرده دار خود را به سويشان فرستاد تا از آنها حاجتشان را سؤال كند. آنها رؤياي پير را بازگو كردند. او به وزير خود دستور داد تا آنجا را حفر كند. او نيز آنجا را حفر كرد و نشانه ها را همان گونه كه پير در رؤيا ديده بود، يافت. بدين ترتيب، آق سنقر در آنجا بنايي ساخت و اوقافي بر آن وقف كرد و به آنجا رفت و آمد مي كرد.

بر اساس قول ديگري علّت بناي اين زيارتگاه آن است كه پيامبر اسلام(ص) همراه تعدادي از پيامبران در آنجا در حال نماز خواندن رؤيت شدند.42 محمد اسعد طلس با اشاره به اينكه اين زيارتگاه هنوز از سوي مردم زيارت مي شود، مكان آن را در خارج محله ضوضو در شرق حلب تعيين كرده است.43

3ـ2. مشاهد رؤيت امام علي(ع)

از ديگر زيارتگاه هاي مبتني بر رؤيا در حلب، مشهدي از آنِ امام علي(ع) بوده كه در خارج «باب الجنان» (از دروازه هاي شهر حلب) و متصل به آن قرار داشته است و به گفته ابن ابي طي در سال 522 ق ظاهر شده است. او درباره چگونگي پيدايش آن، چنين گفته است كه:

محل مشهد، مكاني بود كه در آن شراب مي فروختند. يكي از اهل حلب كه براي مدت طولاني به تبِ شديد مبتلا بود، شبي در خواب ديد كه گويا در همان مكان است و مردي به او مي گويد: از چه درد مي كشي؟ گفت: از تب. آن مرد دستش را به سمت زمين دراز كرد و مشتي از خاك آنجا برداشت و گفت: به خودت بمال كه از بيماري شفا خواهي يافت، و به مردم بگو در اينجا مشهدي بنا كنند. گفت: مولاي من! آنها [اين كلام را] از من نمي پذيرند. آن مرد گفت: اينجا را حفر كنند، صخره اي مي يابند كه همه خاك اطراف آن بوي مشك مي دهد. مرد بيمار پرسيد: تو كيستي؟ گفت: من علي بن ابي طالب ام. آن مرد از خواب بيدار شد، در حالي كه از تب خود شفا يافته بود، سپس اين موضوع را به خانواده خود خبر داد و صبح گاه به آنجا رفت و مردم را از حادثه باخبر ساخت. در حلب «شُقَير سوادي» نامي بود كه (سواد) را به باغ ها مي برد و در اين هنگام در آنجا حاضر بود. مردم آنجا را حفر كردند و خاكي كه خارج شد بويي مانند مشك داشت و مردم با آن خاك، خود را عطرآگين مي كردند. شقير از كارهاي بدي كه انجام مي داد توبه كرد و ساختن زيارتگاه را برعهده گرفت.44

گفتني است كه هروي نيز به اين زيارتگاه و ارتباط آن با رؤيت امام علي(ع) در خواب اشاره كرده است.45

از ديگر مشاهد منتسب به امام علي(ع)، مشهدي در ساحل غربي رود «قُوَيق» (واقع در غرب حلب) بوده كه توسط يكي از فرزندان عُلَيقي بر اساس خوابي كه ديده بود، ساخته شد.46

همچنين از آن جمله، مشهد ديگري در بازار حَدّادين (آهنگران) حلب بود كه بارها ديده شد كه امام علي(ع) در آنجا نماز خوانده و همواره در آن مكان حاضر مي شد و گفته اند دعا در آنجا مستجاب بوده است.47 محمد ابوالوفاي رفاعي (م 1264 ق) در منظومة خود كه درباره زيارتگاه ها و قبور اولياء در حلب سروده است، ضمن اشاره به مسجد حدّادين (امروزه واقع در شمال شرقي بافت تاريخي حلب) گفته است كه در اين مكان بارها امام علي(ع) را در خواب رؤيت كرده اند.48 اما كامل غزي (م 1351 ق)، اين مشهد را منطبق بر مسجدي نزديك «مدرسه حَدّاديه» در كوچه حدّادين در جنوب بافت تاريخي اين شهر دانسته است49 كه اين قول، قابل قبول تر به نظر مي رسد.

3ـ3. مكان هاي رؤيت پيامبر(ص)

مكان هايي در شهر حلب، نيز وجود داشته كه در آنها حضرت رسول خدا(ص) در خواب رؤيت شده است، از جمله سبط ابن العجمي (م 884 ق) به مكاني در نيمه شرقي شبستان مسجد جامع حلب اشاره كرده است كه پيامبر اسلام(ص) در آنجا بسيار در حال نماز خواندن رؤيت شده بود و محل آن به صورت سكويي مرتفع تر از كف شبستان بوده است.50

محمد ابوالوفاي رفاعي نيز در منظومه خود به مكاني در جنوب شرقي مسجد «اُطروش»، واقع در شرق قلعه حلب اشاره كرده كه گفته اند پيامبر(ص) در آنجا رؤيت شده است و محل آن را با نرده هايي در اطراف آن مشخص كرده اند.51

3ـ4. مشهد انصاري

از ديگر زيارتگاه هاي رؤيا در حلب مي توان به مشهد انصاري در محله «ياروقيه» در جنوب كوه جوشن حلب اشاره كرد. ابن عديم حلبي (م 660 ق) از پدر خود نقل كرده است كه زني از زنان امراي ياروقيه در خواب ديد كه هاتفي مي گويد: اينجا قبر انصاري، صحابي رسول خدا(ص) است. پس آنجا را حفر كردند و قبري در آن يافتند و روي آن، اين مشهد را بنا كردند و ضريحي بر آن ساختند.52 هروي از اين مشهد با عنوان قبر «عبدالله انصاري» ياد كرده، اما به ارتباط آن با خواب و رؤيا اشاره نكرده است.53

امروزه اين زيارتگاه در داخل مسجد وسيعي در محله انصاري در جنوب حلب قرار دارد، اما به سعد بن ايوب انصاري منسوب است، حال آنكه در منابع نامي از اين شخصيت برده نشده است. در جنوب زيارتگاه، مقابر سه تن از امراي حلب در دوره مملوكي به چشم مي خورد.

3ـ5. ساير مزارات رؤيا در حلب

ابن شدّاد به زيارتگاهي به نام «مشهد احمر» (زيارتگاه سرخ) در بالاي كوه «جوشَن» در غرب حلب اشاره كرده است كه در آنجا حضرت فاطمه زهرا(س) در خواب رؤيت شده بود. او دربارة اين مشهد نوشته است:

اهل حلب در زمان حاجات و نيازهاي خود به آنجا رفته و براي رفع گرفتاري هاي خود دعا مي كنند و دعايشان مستجاب مي شود. يكي از صالحان در خواب، فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) را در حالت نماز خواندن در اتاق واقع در ضلع جنوبي زيارتگاه رؤيت كرد، و اين اتاق محلي است كه مردم آن را زيارت مي كنند، و يكي از معاصران من در آن مشهد، گنبد بزرگ و مرتفع و آب انباري بنا كرد.54

همچنين اين مورّخ به زيارتگاه ديگري به نام «مشهد الثلج» در «باب اربعين» (از دروازه هاي شهر حلب) اشاره كرده است كه گفته شده عمر بن خطّاب را در خواب ديده اند كه در آنجا نماز مي خواند.55

4. زيارتگاه هاي بلاد جزيره

در سرزمين جزيره (مناطق شمال عراق و شمال شرقي سوريه كنوني)، زيارتگاه هايي مبتني بر خواب وجود داشته است كه هروي، به تعدادي از آنها اشاره كرده است. اين زيارتگاه ها عبارت اند از: مسجد پيامبر(ص) در شهر «نَصِيبِين»56و57 مسجد جبرئيل(ع) در شهر «آمِد»58 كه به نوشته هروي، جبرئيل در حالي كه با رسول خدا(ص) سخن مي گفت، در آنجا رؤيت شد.59 درباره اين مكان حكايتي وجود دارد، اما هروي حكايت آن را نقل نكرده است. مسجد ابوبكر و مسجد عمر بن خطّاب در شهر آمد،60 و محراب عمر بن خطّاب در شهر «مَيافارِقِين»،61 نيز از جمله اين زيارتگاه ها هستند.62

نتيجه گيري

بنابر آنچه گذشت، مي توان خواب و رؤيا را يكي از عوامل تأثيرگذار در پيدايش زيارتگاه ها در دو سرزمين شام و مصر دانست. بر اساس منابع تاريخي مورد استناد، اين گونه مزارها در فاصله قرن هاي چهارم تا ششم هجري بسيار متعدد بوده است. البته گزارش هاي كمتري در اين باره در منابع متأخر، نقل شده است كه شايد علت آن، كاهش نقش اين عامل در پيدايش مزارها در دوره هاي تاريخي بعدي است.

با توجه به بررسي صورت گرفته مي توان مزارها مبتني بر رؤيا را به سه گروه عمده تقسيم بندي كرد:

1. مزارهايي كه بر اساس رؤيت يكي از شخصيت هاي مقدس ـ غالباً در حال نماز خواندن- به وجود آمده است، نظير تعدادي از زيارتگاه هاي رؤيت پيامبر(ص) و امام علي(ع) و فاطمه زهرا(س).

2. مزارها يا مساجدي كه شخصيت مقدس، خود به صاحب رؤيا دستور ساختن آن را داده است، نظير زاويه امام جعفر صادق(ع) در قاهره، كهف جبريل در كوه قاسيون دمشق و زيارتگاه باب الجنان حلب.

3. زيارتگاه هايي كه براي صاحب رؤيا، به عنوان محل قبر يكي از شخصيت هاي مقدس، از سوي هاتف غيبي يا حتي خود صاحب قبر، تعيين شده است، نظير زيارتگاه هاي رقيه دختر امام علي(ع) و روبيل بن يعقوب(ع) در قاهره، مشهد قَرَنبيا و مشهد انصاري در حلب، و زيارتگاه ملكه در دمشق.

شايان توجه است كه امروزه بيشتر مزارهايي كه منشأ آنها دو عامل اول و دوم بوده، از بين رفته يا كاربري خود را به عنوان زيارتگاه از دست داده اند. اما بيشتر زيارتگاه هايي كه منشأ آنها عامل سوم است، تا به امروز باقي مانده اند.

نكته ديگر آنكه در برخي موارد، ظهور شخصيت مقدس در رؤيا با صدور كرامت يا معجزه اي از سوي او، مانند شفاي صاحب رؤيا، و يا برجاي ماندن علامت يا نشانه اي، مانند اثر كف دست وي، همراه بوده است.

در شخصيت شناسي صاحبان مزارها (يعني شخصيت هاي رؤيت شده در خواب) ملاحظه مي شود كه امام علي(ع) در رتبه نخست، پيامبر اسلام(ص) در رتبه دوم و حضرت فاطمه زهرا(س) در رتبه سوم قرار دارند. همچنين مزارهايي نيز از آنِ شخصيت هايي مانند ابوبكر و عمر و ديگر ائمه(ع) و امامزادگان و پيامبراني، چون حضرت موسي(ع) وجود داشته است (جدول پيوست).

در پايان براي يادآوري تأكيد مي شود كه نقش عامل خواب و رؤيا در پيدايش مزارها نبايد به ساير زيارتگاه ها نيز تعميم داده شود و ـ همان گونه كه بيان شد ـ هدف اين نوشتار تنها بررسي نقش عامل ياد شده بوده و بررسي ساير عوامل دخيل در پيدايش زيارتگاه ها از حوصله اين مقال خارج است.

 

نام شخصيت هاي رؤيت شده

مصر

شام

حلب

جزيره

جمع

امام علي(ع)

4

4

3

 

11

پيامبر اسلام(ص)

3

 

2

1

6

حضرت فاطمه(س)

3

1

1

 

5

پيامبر(ص) و امام علي(ع)

2

1

1

 

4

پيامبر(ص) و جبرئيل(ع)

 

1

 

1

2

عمربن خطاب

 

 

1

2

3

ابوبكر

 

 

 

1

1

حضرت موسي(ع)

 

2

 

 

2

روبيل بن يعقوب(ع)

1

 

 

 

1

امام حسين(ع)

1

 

 

 

1

امام جعفر صادق(ع)

1

 

 

 

1

عبدالله انصاري

 

 

1

 

1

دختران ائمه(ع)

2

1

 

 

3

جمع

17

10

9

5

41

 


پي‌نوشت‌ها:

1. جان آر. هينلز، فرهنگ اديان جهان، ص 582.

2. همان، ص 366.

3. Monastery of Our Lady of Saidnaya.

4. فاطمه جودالله، سوريا نبع الحضارات، ص 569.

5. موفق‌الدين ابن عثمان، مرشد الزوار إلي قبور الابرار، تحقيق: محمد فتحي ابوبکر، ص 283.

6. براي تفصيل بيشتر ر.ک: همان، ص 395-396.

7. فرج حسين فرج الحسيني، النقوش الکتابية الفاطمية علي العمائر في مصر، ص 329. متن کامل کتيبه مورد نظر بدين شرح است: «بسم الله الرحمن لا اله الا الله وحده لا شريک له محمد رسول الله علي ولي الله ابو الامامين الزکيين ابي علي الحسن وأبو عبدالله الحسين صلوات الله عليهما وعلي اهل بيتهما صلاة باقية دائمة الي يوم الدين. يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولو الامر منکم فإن تنازعتم في شيء فردوه الي الله والرسول ان کنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ذلک خير وأحسن تأويلاً. رأي في هذا الموضع المبارک النبي وأمير المؤمنين علي وهم يصلّوا.» در حاشيه کتيبه نيز آمده است: «رحم الله من ترحّم علي من بناه، وما تقدّموا لأنفسکم من خيرٍ تجدوه عند الله هو خير وأعظم اجراً.»

8. احمدبن علي المقريزي، الخطط المقريزية، تحقيق: محمد زينهم و مديحة الشرقاوي، ج 3، ص 217.

9. موفق‌الدين ابن عثمان، همان، ص 204.

10. در کتيبه‌هاي موجود در بنا، از زيارتگاه با عنوان مشهد رقيه دختر امام علي عليه السلام ياد شده است. ر.ک: محمد عبدالستار عثمان، موسوعة العمارة الفاطمية، ج 2، ص 73.

11. محمدبن محمد ابن الزيّات، الکواکب السيّارة في ترتيب الزيارة، ص 184. ابن زيّات دربارة الحافظ لدين الله نوشته است که «او مشهدها و مسجدهاي فراواني را ساخت». (همان)

12. همان، ص 178.

13. علي باشا مبارک، الخطط التوفيقية، ج 2، ص 188.

14. محمد حسنين السابقي، مرقد العقيلة زينب، ص 39.

15. عبدالوهاب‌بن احمد الشعراني، المنن الکبري، تصحيح: احمد عزّو عنايه، ص 477.

16. محمد حسنين السابقي، همان، ص 67.

17. موفق‌الدين ابن عثمان، همان، ص 602.

18. فرج حسين فرج الحسيني، همان، ص 238. متن کامل کتيبه بدين شرح است: «بسم الله الرحمن الرحيم لا اله الا الله وحده لا شريک له محمد رسول الله علي ولي الله. انما يعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الآخر واقام الصلاة وآتي الزکاة ولم يخش الا الله. امر بإنشاء هذا المسجد المبارک مولانا الصادق جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب صلوات الله عليهم اجمعين في المنام لعبده الامير زعيم الدولة جوامرد الافضلي في سنة خمس، وکان انشاؤه في سنة ست وتسعين واربعمائة.»

19. ابن الزيّات، همان، ص 37.

20. شهر قُوص امروزه در ساحل شرقي رود نيل در استان «قِنا» در حدود 645 کيلومتري جنوب قاهره واقع است.

21. علي بن ابي‌بکر الهروي، الإشارات إلي معرفة الزيارات، تحقيق جانين سورديل ـ طومين، ص 44.

22. شهر مَحَلّه که امروزه به نام «المحلّة الکبري» شناخته مي‎شود، بزرگ‌ترين شهر استان «غربيه» مصر و منطقه دلتاي رود نيل است و در فاصله حدود 110 کيلومتري قاهره و 120 کيلومتري اسکندريه واقع است.

23. شهر دمياط مرکز استان دمياط مصر و در ساحل شرقي شاخه دمياطِ رود نيل، در فاصله 15 کيلومتري مصبّ آن، واقع است.

24. تَنّيس امروزه جزيره‌اي است که در ميان درياچه «منزله» در استان «دهقليه» مصر در منطقه دلتاي رود نيل واقع است.

25. الهروي، همان، ص 46.

26. تونه امروزه جزيره‌اي در ميان درياچه منزله است.

27. الهروي، همان، ص 47.

28. همان.

29. محمد عبدالستار عثمان، همان، ج 2، ص 329-330.

30. ابن عساکر الدمشقي، تاريخ مدينة دمشق، تحقيق: عمر بن غرامة العمروي، ج 2، ص 337.

31. همان، ص 338.

32. همان، ص 339-340.

33. محمد بن احمد، ابن جبير، رحلة ابن جبير، ص 241.

34. محمدبن علي، ابن طولون الصالحي الدمشقي، قرة العيون في اخبار باب جيرون، تحقيق: صلاح‌الدين المنجد،
ص 12ـ23.

35. ابن جبير، همان، ص 254.

36. ر.ك: ابن عساکر، همان، ج 2، ص 321.

37. ابن جبير، همان، ص254.

38. ابن طولون الصالحي الدمشقي، تحفة الحبيب باخبار الکثيب، نسخه خطي به شماره Or. 2512 در ليدن (به خط مؤلف)، برگ 4 ر.

39. الهروي، همان، ص 22. در زمان بازديد هروي، شهر عکا و بيشتر شهرهاي فلسطين در اشغال صليبيان بوده است.

40. عبدالغني النابلسي، الحقيقة والمجاز في رحلة بلاد الشام ومصر والحجاز، تحقيق: رياض عبدالحميد مراد، ص 102.

41. الهروي، همان، ص 8.

42. محمدبن علي، ابن شدّاد الحلبي، الاعلاق الخطيرة في ذکر امراء الشام والجزيرة، تحقيق: دومينيک سورديل، ج 1، ق 1، ص 46ـ47. ابن عديم حلبي درباره اين زيارتگاه تنها به اين قول اکتفا کرده است که: «گويند پيامبر(ص) در حال نماز خواندن در آنجا رؤيت شد، پس قسيم‌الدولة آق‌سنقر آنجا را بنا کرد و اوقافي بر آن وقف کرد.» ر.ک: عمر بن احمد، ابن العديم الحلبي، بغية الطلب في تاريخ حلب، تحقيق: سهيل زکار، ج 1، ص 464.

43. محمداسعد طلس، الآثار الاسلامية والتاريخية في حلب، ص 241.

44. ابن شداد الحلبي، همان، ج 1، ق 1، ص 47-48.

45. الهروي، همان، ص 4.

46. ابن شداد الحلبي، همان، ج 1، ق 1، ص 53.

47. همان، ص 42.

48. محمد ابوالوفاء الرفاعي، «اولياء حلب»، تحقيق: توتل اليسوعي، ص 402.

49. كامل الغزي، نهر الذهب في تاريخ حلب، تصحيح: شوقي شعث و محمود فاخوري، ج 2، ص 88-89.

50. احمدبن ابراهيم، سبط ابن العجمي، کنوز الذهب في تاريخ حلب، تحقيق: شوقي شعث و فاح البکّور، ج 1، ص 210.

51. ابيات وي در وصف اين مکان بدين شرح است:

وبقعةٌ في جامع الاطروش مــشرقةٌ بنورها المـرشوش

من قبلةٍ في جهةٍ للــشرق سنــاؤها يُضيء مـثل البرق

رُئـي فيـها سيّد الوجــود محمد صاحب فيض الجود

وحوله الدرابزون مــعقود تکرمةً لذي المقام المحمود

ر.ک: محمد ابوالوفاء الرفاعي، همان، ص 409.

52. ابن العديم الحلبي، همان، ج 1، ص 465.

53. الهروي، همان، ص 4.

54. ابن شداد الحلبي، همان، ج 1، ق 1، ص 52-53.

55. همان، ص 48.

56. شهر نصيبين امروزه در جنوب شرقي ترکيه، در مجاورت مرز سوريه واقع است و در مقابل آن در خاک سوريه شهر قامِشلي قرار دارد.

57. الهروي، همان، ص 66.

58. آمِد نام قديمي شهر «دياربکر» کنوني در نيمه شرقي ترکيه است.

59. الهروي، همان، ص66.

60. همان، ص 65.

61. مَيّافارقين نام قديمي شهر «سيلوان» کنوني، واقع در استان دياربکر ترکيه است.

62. الهروي، همان، ص66.


منابع

ابن جبير، محمد بن احمد، رحلة ابن جبير، بيروت، دار صادر، بي تا.

ابن الزيات، محمد بن محمد، الكواكب السيارة في ترتيب الزيارة، القاهرة، المكتبة الازهرية للتراث، 2005م.

ابن شدّاد الحلبي، محمد بن علي، الاعلاق الخطيرة في ذكر امراء الشام والجزيرة، تحقيق: دومينيك سورديل، دمشق، المعهد الفرنسي، 1953م.

ابن طولون الصالحي الدمشقي، محمد بن علي، تحفة الحبيب باخبار الكثيب، نسخه خطي به شماره Or. 2512 در ليدن.

ـــــ ، قرة العيون في اخبار باب جيرون، تحقيق: صلاح الدين المنجد، دمشق، المجمع العلمي العربي، 1964م.

ابن عثمان، موفق الدين، مرشد الزوار إلي قبور الابرار، تحقيق: محمد فتحي ابوبكر، القاهرة، الدار المصرية اللبنانية، 1415ق.

ابن العديم الحلبي، عمر بن احمد، بغية الطلب في تاريخ حلب، تحقيق: سهيل زكار، بيروت، دار الفكر، بي تا.

ابن عساكر الدمشقي، علي بن حسن، تاريخ مدينة دمشق، تحقيق: عمر بن غرامة العمروي، بيروت، دارالفكر، 1415ق.

جودالله، فاطمه، سورية نبع الحضارات، دمشق، دار الحصاد، 1999م.

الحسيني، فرج حسين فرج، النقوش الكتابية الفاطمية علي العمائر في مصر، الإسكندرية، مكتبة الإسكندرية، 2007م.

الرفاعي، محمد ابوالوفاء، اولياء حلب، تحقيق: توتل اليسوعي، المشرق، سنة 38، تشرين الأول ـ كانون الأول، 1940م، ص 320-422.

السابقي، محمد حسنين، مرقد العقيلة زينب، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، 1399ق.

سبط ابن العجمي، احمد بن ابراهيم، كنوز الذهب في تاريخ حلب، تحقيق: شوقي شعث و فالح البكور، حلب، دار القلم العربي، 1418ق.

الشعراني، عبدالوهاب بن احمد، المنن الكبري، تصحيح: احمد عزّو عنايه، دمشق، دارالتقوي، 1425ق.

طلس، محمد اسعد، الآثار الاسلامية والتاريخية في حلب، دمشق، مطبعة الترقي، 1956م.

عثمان، محمد عبدالستار، موسوعة العمارة الفاطمية ـ الكتاب الثاني: عمارة المشاهد والقباب في العصر الفاطمي، القاهرة، دار القاهرة، 2006م.

الغزي، كامل، نهر الذهب في تاريخ حلب، تصحيح و تعليق: شوقي شعث و محمود فاخوري، ط الثانية، حلب، دار القلم العربي، 1412ق.

مبارك، علي باشا، الخطط التوفيقية الجديدة لمصر القاهره، ط الثانيه، بي جا، الهيئة المصرية العامة للكتاب، 1980م.

المقريزي، احمد بن علي، المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار (الخطط المقريزيه)، تحقيق: محمد زينهم و مديحة الشرقاوي، القاهرة، مكتبة مدبولي، 1998م.

النابلسي، عبدالغني، الحقيقة والمجاز في رحلة بلاد الشام ومصر والحجاز، تحقيق: رياض عبدالحميد مراد، دمشق، دار المعرفة، 1989م.

الهروي، علي بن ابي بكر، الإشارات إلي معرفة الزيارات، تحقيق: جانين سورديل ـ طومين، دمشق، المعهد الفرنسي، 1953م.

هينلز، جان آر، فرهنگ اديان جهان، قم، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، 1385ش.