, Volume 12, Issue 1, No 38, Year 2025 , Pages 55-72

    Islamic-Iranian Community in the Eyes of the British Orientalists of the Qajari Period, with Emphasis on Itineraries

    Article Type: 
    Research
    Writers:
    ✍️ Imamali Sha’bani / Assistant professor of history department, Arak University / shabani.2009@gmail.com
    Noorallah Karimiyane Karimi / Instructor of Maa’ref Department, Arak University / n.karimian93@gmail.com
    ماندانا قنواتی / MA student of the history of Islamic Iran, Arak University
    Abstract: 
    Foreign itineraries were often written by political officials and missionaries whose main concern was pursuing their special interests, political-religious thoughts, and purposes and those of their countries. This is reflected in their reports about the social conditions of the Islamic community in the previous centuries, particularly Iranian community. English orientalists are among those who embarked on writing such itineraries. Partiality, fanaticism and conveying the impression that the English have control over the Islamic world are the distinctive features of their works. This research seeks to answer the question as to what picture English orientalists present in their itineraries of the Islamic community, particularly Iran in Qajar period. In addition to proving the mentioned view about foreign itineraries, the research findings show that, these orientalists do not have true understanding of the religious and Islamic-Iranian community, and the colonial- exploitative vision of the English caused them to present in their itineraries a kind of report in which they regard the culture of our country and community in the mentioned era with contempt and in different aspects and this, in fact, is contrary to historical realities. These itineraries are insulting to Islamic communities which are introduced as being decologue, archaic, superstitious, ignorant, extremist, double spatial, untruthful, using flattery, and in brief, woebegone and regressive in morality, rites and religious beliefs. Nevertheless, the partial-superficial look as well as, the generalization about the vileness in Iranian communities call into question their impartiality and fairness. Unlike the Europeans, who notice the beauties and attractiveness of Islam world, English orientalists propogate according to a one-sided view in this regard and refuse to mention the positive aspects of the life and culture in Iran.
    چکیده و کلیدواژه فارسی (Persian)
    Title :جامعه‌ی اسلامی ـ ایرانی از منظر مستشرقان انگلیسی عصر قاجار با تأکید بر سفرنامه ها
    Abstract: 
    سفرنامه های خارجی غالباً توسط مأموران سیاسی و مبلغان مذهبی مسیحی تدوین گردیده که البته منافع، اندیشه ها و مقاصد سیاسی ـ مذهبی خاص خود و دولت های متبوعشان را در تصویربرداری از شرایط اجتماعی جامعه‌ی اسلامی و در رأس آن جامعه‌ی ایرانی در سده های اخیر دخالت داده اند. مستشرقان انگلیسی از این جمله اند که جانب دارانه، همراه با تعصب، و توجیه استیلای خود بر جهان اسلام، به نگارش سفرنامه هایی در این خصوص مبادرت ورزیده اند.       این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که مستشرقان انگلیسی چه تصویری از جامعه‌ی اسلامی و در رأس آن، ایران عصر قاجار در سفرنامه هایشان ارائه کرده اند؟ یافته های پژوهش ضمن اثبات فرضیه‌ی مطرح شده، بیانگر این واقعیت است که نداشتن شناخت واقعی از مذهب و اجتماع اسلامی ـ ایرانی از یک سو، و نیز بینش استعماری ـ استثماری انگلیسی ها از دیگر سو، موجب گردیده آنان گزارشی همراه با تحقیر نسبت به فرهنگ و اجتماع میهنمان در این دوره و در ابعاد گوناگون در منابع سفرنامه هایشان انعکاس دهند که البته با واقعیات تاریخی مغایر است. جوامع اسلامی به شکلی توهین آمیز، منحط، کهنه، خرافاتی، جاهل، اهل افراط و تفریط، دو فضایی، دروغگو، متملق و در یک عبارت، فلاکت زده و عقب مانده در اخلاقیات، آداب و رسوم، و اعتقادات مذهبی معرفی گردیده اند. در این میان، نگاه بخشی ـ سطحی و در عین حال، تعمیم یک رذیلت اخلاقی به کل جامعه‌ی ایرانی نیز از نکاتی است که نگاه بی طرفانه و منصفانه‌ی آنان را با تردید جدی مواجه می سازد. مستشرقان انگلیس برخلاف دیگر اروپاییان، که به زیبایی ها و جذابیت های دنیای اسلام نیز توجه نشان داده اند، غالباً نگاه یک سویه را در این زمینه تبلیغ کرده و از ذکر وجوه مثبت زندگی و فرهنگ مردم آن استنکاف ورزیده اند.
    References: 
    • بارنز، استون الكس، 1346، سفرنامه بارنز (سفر به ايران در عهد فتحعلي شاه قاجار)، ترجمة ترجمه حسن سلطاني‌فر، مشهد، آستان قدس رضوي.
    • براون، ادوارد، بي‌تا، يكسال در ميان ايرانيان، ترجمة ذبيح‌الله منصوري، تهران، كانون معرفت.
    • بيات، عزيزالله، 1377، شناسايي منابع و مآخذ تاريخ ايران، تهران، اميركبير.
    • پناهي، عباس، 1388، «بازتاب فرهنگ و اجتماع ايران در سفرنامه‌هاي اروپاييان»، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، ش 133، ص 61-69.
    • تركمني آذر، پروين، 1378، كتاب‌شناسي گزيده توصيفي تاريخ ايران دوره اسلامي، تهران، سمت.
    • تميم‌داري، احمد، 1374، «شيوه‌هاي شرق‌شناسي و ايران‌شناسي»، نامه فرهنگ، ش 19، ص 131-137.
    • جونز، هارفورد، 1386، خاطرات سر هارفورد جونز (روزنامه سفر خاطرات هيئت اعزامي انگلستان به ايران)، ترجمة ماني صالحي علّامه، تهران، ثالث.
    • دوراند، اي. ار، 1346، سفرنامه دوراند (سفر هيأت سر مرتيمور دوراند وزيرمختار انگليس در ايران)، ترجمة علي‌محمد ساكي، تهران، آفتاب.
    • راولينسون، هنري، 1363، سفرنامه راولينسون (گذر از زهاب به خوزستان)، ترجمة اسكندر امان‌اللهي بهاروند، تهران، آگاه.
    • زماني، محمدحسن، 1385، اسلام‌شناسي و شرق‌شناسي غربيان، تاريخچه، اهداف، مكاتب و گستره فعاليت مستشرقان، قم، بوستان كتاب.
    • سايكس، سرپرسي، 1363، سفرنامه ژنرال سرپرسي سايكس يا ده هزار ميل در ايران، ترجمة حسين سعادت نوري، تهران، لوحه.
    • سبحاني، جعفر، 1389، مدخل مسائل جديد در علم كلام، قم، مؤسسة امام صادق .
    • سعيد، ادوارد، 1371، شرق‌شناسي، ترجمة عبدالرحيم گواهي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
    • شيل، ماري، 1362، خاطرات ليدي شيل (همسر وزيرمختار انگليس در زمان ناصرالدين شاه)، ترجمة حسين ابوترابيان، تهران، نو.
    • صبوري هلستاني، نرجس‌بانو، 1389، «شرق‌شناسي و امپرياليسم»، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، ش 145، ص 101-104.
    • غروي، محمد، 1350، يادي از جهانگردان بنام خارجي و سفرنامه‌هاي ايشان، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز، ش 97-100، ص 317-341.
    • فريزر، جيمز بيلي، 1364، سفرنامه فريزر(سفرنامه زمستاني فريزر)، ترجمة منوچهر اميري، تهران، توس.
    • كرزن، جرج ناتانيل، 1350، ايران و قضيه ايران، ترجمة غ. وحيد مازندراني، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
    • گوبينو، ژوزف آرتور، بي‌تا، سه سال در ايران، ترجمة ذبيح‌الله منصوري، تهران، فرخي.
    • لايارد، اوستن هنري، 1376، سفرنامه لايارد، ترجمة مهراب اميري، تهران، انزان.
    • مكنزي، چارلز فرانسيس، 1359، سفرنامه شمال، ترجمة منصوره اتحاديه، تهران، گستر.
    • ملكم، سر جان، 1362، تاريخ ايران، ترجمة ميرزا حيرت، تهران، دنياي كتاب.
    • ميرزايي، حسين و جبار رحماني، 1387، «فرهنگ و شخصيت ايرانيان در سفرنامه‌هاي خارجي»، تحقيقات فرهنگي، ش 3، ص 55-77.
    • ويلسن، آرنولد، 1363، سفرنامه ويلسن (تاريخ سياسي و اقتصادي جنوب غربي ايران)، ترجمة حسين سعادت‌نوري، تهران، لوحه.
    • هالينگبري، ويليام، 1363، روزنامه سفر هيئت سرجان ملكم به دربار ايران در سال‌هاي (1799-1801و1800)، ترجمة اميرهوشنگ اميني، تهران، كتاب‌سرا.
    Cite this article: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    Sha’bani, Imamali , Karimiyane Karimi , Noorallah, , .(2025) Islamic-Iranian Community in the Eyes of the British Orientalists of the Qajari Period, with Emphasis on Itineraries. , 12(1), 55-72

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    Imamali Sha’bani; Noorallah Karimiyane Karimi ; ."Islamic-Iranian Community in the Eyes of the British Orientalists of the Qajari Period, with Emphasis on Itineraries". , 12, 1, 2025, 55-72

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    Sha’bani, I, Karimiyane Karimi , N, , .(2025) 'Islamic-Iranian Community in the Eyes of the British Orientalists of the Qajari Period, with Emphasis on Itineraries', , 12(1), pp. 55-72

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    Sha’bani, I, Karimiyane Karimi , N, , . Islamic-Iranian Community in the Eyes of the British Orientalists of the Qajari Period, with Emphasis on Itineraries. , 2025; 12(1): 55-72