پس از هجرت، استقرار نظم نوین اسلامی در مدینه، نفاقِ مبتنی بر ایمان ظاهری را که پیشتر در سطحی پنهان جریان داشت، به کنشی موثر در عرصه اجتماعی بدل ساخت؛ اما ابوعامر راهب، با انکار آشکار، نقش پیشران در سازماندهی نفاق و تبدیل آن به جبههای فعال ایفا کرد. تقابل اعتقادی و تلاش برای بازیابی جایگاه پیشینِ ازدسترفته در ساختار قدرت مدینه، دو هدف اصلی کنشگری او بود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تاریخی و با تکیه بر منابع متقدم، نقش ابوعامر در انتقال نفاق از سطحی فردی و واکنشی به سطحی سازمانیافته با ساختار سیاسی–اجتماعی را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهند فعالیتهای وی در سازماندهی مخالفان داخلی، ایجاد پیوند با مشرکان قریش، مشارکت در جنگ اُحد و سپس، برقراری ارتباط با قدرتهای خارجی چون روم و تأسیس مسجد ضرار (توبه: ۱۰۷–۱۱۰)، نفاق را به جبههای نهادینه با پشتوانه بیرونی تبدیل کرد. بر این اساس، نفاق در عصر نبوی پدیدهای منفعل نبود، بلکه جبههای فعال، چندلایه و هدفمند بود. بازخوانی نقش ابوعامر، سازوکارهای درونی و بیرونی این جبهه را آشکار میسازد.
شیرازی، مسعود، امین رستمی، علی. (1405) نقش ابوعامر راهب در ایجاد و تثبیت جبهه نفاق در مدینه پس از هجرت. دو فصلنامه تاریخ اسلام در آینه پژوهش، ()، - https://doi.org/10.22034/tarikh.2026.5003688.
شیرازی، مسعود، امین رستمی، علی.(1405) 'نقش ابوعامر راهب در ایجاد و تثبیت جبهه نفاق در مدینه پس از هجرت'، دو فصلنامه تاریخ اسلام در آینه پژوهش، (), pp. -