حکمرانی دولت نبوی بر بیتالمال
/ استادیار گروه اقتصاد مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / mirzazadeh@iki.ac.ir
/ استادیار گروه اقتصاد مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / m.a.mousavi@iki.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Peters, B. Guy, The Politics of Bureaucracy (An Introduction to Comparative Public Administration). sixth edition, London & New York, Routledge, Taylor & Francis Group, 2014.
- Pidgeon, Colin, Methods of Budgeting، Research Officer, Research and Library Service. Northern Ireland Assembly, 2010.
حکمرانی دولت نبوی بر بیتالمال*
سیدجواد میرزازاده قصابكلايي / استادیار گروه اقتصاد مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی mirzazadeh@iki.ac.ir
سیدمحمدکاظم رجایی رامشه / استاد گروه اقتصاد مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی rajaii@iki.ac.ir
سیدمحمدعلی موسوی / استادیار گروه اقتصاد مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی m.a.mousavi@iki.ac.ir
دريافت: 28/05/1404 - پذيرش: 16/10/1404
چکيده
امروزه در فرایند بودجهریزی، دستیابی به شیوه حکمرانی مطلوب به یک مسئله و دغدغۀ جدی بدل شده است. تجربۀ الگوی نبوی در بودجۀ بیتالمال و شیوه حکمرانی ایشان حکایت از نمونه و شیوهای مترقی و کارآمد دارد. یافتههای این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعه تاریخی و با خوانشی نو از نظام بودجهریزی دولت نبوی انجام گرفته است، نشان میدهد، با توجه به فضای اقتصاد سیاسی حاکم بر بودجۀ بیتالمال، رسول خدا بستر فرهنگی مواجهه با بیتالمال و تعامل با دولت را ایجاد نمودند و با پایهگذاری نظام سهمبری و وضع قوانین ضدانحصاری، مشارکتطلبی از مردم در مدیریت، نظارت و نحوه هزینهکرد، مدیریت صحیح ذینفعان بودجه، نظارت و حسابرسی کارگزاران و اموال بیتالمال، شفافیت و صداقت در گزارشدهی و میانهروی در هزینهکرد، توانستند بودجه بیتالمال را با شیوهای دولتي ـ مردمی، شایسته، کارا و اثربخش مدیریت نموده و هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن را به کمترین میزان کاهش دهند.
كليدواژهها: سیرۀ اقتصادی نبوی، حکمرانی، بیتالمال، اقتصاد سیاسی، ذینفعان.
مقدمه
اداره و توزیع اموال عمومی همواره یکی از بنیادیترین کارکردهای حکومتها و یکی از مهمترین عرصههای بروز قدرت و مشروعیت سیاسی بوده است. شیوه گردآوری و تخصیص منابع مشترک، نهتنها بیانگر اولویتهای حاکمیت، بلکه بازتابدهندۀ روابط قدرت، الگوهای حکمرانی و مناسبات اجتماعی هر دوره تاریخی است. ازاینرو بررسی نحوۀ ادارۀ اموال عمومی در دولتهای پیشامدرن، امکان فهم عمیقتری از منطق حکمرانی و ساختار سیاسی آنها فراهم میسازد.
با بعثت پیامبر اکرم و تشکیل دولت اسلامی در مدینه، الگوی تازهای از حکمرانی مالی پدید آمد که در آن، منابعی چون غنائم، صدقات، فیء و جزیه بهعنوان اموالی عمومی و متعلق به جامعۀ اسلامی تعریف شدند. این تحول در بستری رخ داد که جامعۀ عرب پیش از اسلام با مفهوم نهادی «مال عمومی» بیگانه بود و تخصیص منابع عمدتاً بر اساس منطق قبیلهای و قدرت صورت میگرفت. ازاینرو شکلگیری بیتالمال را باید بخشی از فرایند بازتعریف مناسبات سیاسی، اجتماعی و مالی در حکمرانی نبوی دانست.
در تحلیل این تجربۀ تاریخی، بهرهگیری از مفاهیم معاصر میتواند به فهم نظاممندتر دادهها کمک کند. در ادبیات جدید، «بودجه» بهعنوان برایند فرایند بودجهریزی، برنامهای کمّی برای یک دورۀ زمانی معین است که منابع و مصارف را دربر میگیرد. ازآنجاکه بودجه نحوه توزیع منابع عمومی میان افراد و گروههای مختلف را تعیین میکند، همواره یکی از کانونهای تلاقی اقتصاد و سیاست بهشمار آمده و بازتابدهنده منافع و اولویتهای بازیگران اجتماعی و سیاسی است. برهمیناساس، ادبیات اقتصاد سیاسی بودجه به بررسی چگونگی کنش و تعامل ذینفعان در فرایند تخصیص منابع میپردازد.
اگرچه در دولت نبوی، بودجه و بودجهریزی بهمعنای فنی و مدرن آن وجود نداشت، اما شواهد تاریخی از وجود نظامی منسجم برای مدیریت درآمدها و هزینههای عمومی حکایت دارد. این نظام، متناسب با اهداف دینی، نظامی و اجتماعی دولت نبوی عمل میکرد و مستلزم مدیریت انتظارات، تعارضها و سهمخواهیهای اجتماعی بود. ازاینرو بررسی حکمرانی پیامبر بر بیتالمال با رویکردی تاریخی و با بهرهگیری سنجیده از مفاهیم اقتصاد سیاسی، میتواند ابعاد مهمی از منطق اداره مالی این دولت را روشن سازد.
جامعۀ عرب پیش از اسلام با مفهوم «اموال عمومی» بهمعنای نهادی آن آشنا نبود و منابعی مانند مراتع، آبها و غنائم در چارچوب منطق قبیلهای و بر اساس قدرت و منزلت اجتماعی تصاحب و توزیع میشد. در چنین ساختاری، مالکیت عمومی معنا نداشت و بهرهمندی از منابع تابع زور و وابستگی قبیلهای بود. با شکلگیری دولت نبوی و تأسیس بیتالمال، الگویی نو از حکمرانی مالی پدید آمد که منابعی چون غنائم، زکات، فیء و جزیه را بهعنوان اموال عمومی تعریف میکرد. طبیعی بود که این نهاد جدید با مقاومتها و سوءتفاهمهایی روبهرو شود؛ ازاینرو اعتراضها و تنشهای مربوط به نحوۀ توزیع بیتالمال را باید نشانۀ گذار از منطق قبیلهای به نظم عمومی و عدالتمحور حکمرانی نبوی دانست، نه صرفاً غلبه زیادهخواهیها و رانتجوییهای جامعۀ اسلامی اولیه.
فضای اقتصاد سیاسی حاکم بر بیتالمال دولت نبوی در شرایطی شکل گرفت که پیشتر منابع عمومی در اختیار قبائل قدرتمند بود و افراد ضعیف سهم اندکی داشتند. بزرگان قبائل با برخورداری از حق حِمی، مراتع اختصاصی داشتند و در مراتع دیگران نیز شریک میشدند. ملاکهای مالکیت جاهلی که بر نفع شخصی، تعدّی و تصرفات ظالمانه استوار بود، تخصیص منابع را به سود ثروتمندان و زورمندان جهت میداد. قبائل با تسلط بر مراتع و اراضی، چاههای آب را نیز تصاحب کرده و دیگران را محروم میساختند. غنائم جنگی نیز بر اساس قدرت و منزلت اجتماعی تقسیم میشد و رؤسای قبائل برای خود حقوقی چون مِرباع، صفایا، نَشیطه و فضول قائل بودند.
با آغاز غزوات، ذینفع بودن رزمندگان در غنائم موجب اختلاف و اعتراض شد. در بدر، اختلاف میان کسانی که نزد پیامبر بودند و کسانی که دشمن را تعقیب کردند، بالا گرفت و شجاعان انتظار تقدم داشتند؛ اما تقسیم بالسویه پیامبر اعتراض سعد بن ابیوقاص را در پی داشت. در احد، ترک محل نگهبانی برای دستیابی به غنائم ـ بر خلاف دستور صریح حضرت ـ موجب غافلگیری لشکر اسلام شد. درباره اموال بنینضیر یا بخشی از خیبر که بدون درگیری به دست آمد، اعتراض به عدم تقسیم سبب نزول آیه فیء و واگذاری اختیار آن به پیامبر شد.
بر اساس آیۀ 58 سورۀ توبه، برخی ثروتمندان به نحوه تقسیم صدقات اعتراض میکردند و استدلال میکردند که خود با مال و جان جنگ را تقویت میکنند، اما صدقات به نیازمندان میرسد. برخی این اعتراضات را مربوط به غنائم فراوان حنین دانستهاند. در این جنگ، حُرقوص بن زهیر به پیامبر کنایۀ عدالت زد و نیز بخششهای ایشان به اشراف مکه برای تألیف قلوب موجب اعتراض برخی شد، هرچند با گفتوگو رضایت انصار جلب گردید. گزارش ابناسحاق نشان میدهد که رزمندگان تا گرفتن ردای پیامبر نیز پیش رفتند و حضرت تأکید کردند همۀ غنائم، حتی خمس، میان آنان توزیع میشود و چیزی برای خود برنمیدارند.
در کنار این موارد، نمونههایی از رانتجویی ذینفوذان نیز دیده میشود. گروهی از بنیهاشم خواستار انتصاب به عاملیت زکات برای بهرهمندی از سهم آن شدند، اما پیامبر یادآور شدند که زکات بر آنان حلال نیست. فضل بن عباس و عبدالمطلب بن ربیعه نیز درخواست مشابهی داشتند که حضرت رد کردند و تأکید کردند صدقه بر محمد و آلمحمد حرام است؛ سپس پیشنهاد دادند هزینۀ ازدواج آنان از محل خمس تأمین گردد.
بر این اساس، ازآنجاکه نبی مکرم با اقتصاد سیاسی برجامانده از عصر جاهلی مواجه بودند و بر چالشهای جدیدی که در طول فرایند بودجهریزی و مدیریت دخل و خرج بیتالمال بروز میکرد نیز باید غلبه مییافتند، این سؤال ایجاد میشود که دولت نبوی با چه شیوۀ حکمرانی توانست بر این چالشها فائق آید و بودجه بیتالمال را به بهینهترین و کاراترین وجه مدیریت کند؟ این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و انجام مطالعات تاریخی و با خوانشی نو از نظام بودجهریزی دولت نبوی به بررسی و استخراج این شیوه حکمرانی نبوی میپردازد، که با توجه به اسوه بودن رسول خدا، نتایج آن میتواند دربردارنده دلالتهایی راهگشا برای نظام بودجهریزی متعارف باشد.
سیرهنگاران، تاریخنویسان و پژوهشگران از زوایای گوناگونی به سیره نبوی پرداختهاند. در مورد نظام دخل و خرج دولت پیامبر و منابع و مصارف آن آثار مختلفی تألیف شده است.
اجتهادی (1363) در کتاب بررسی وضع مالی و مالیه مسلمین: از آغاز تا پایان دوره امویان، الدجیلی (1379) در کتاب بیتالمال: پیدایش و تحولات آن و صدر (1387) در اقتصاد صدر اسلام، به بیتالمال و درآمدهای دولت نبوی و مصارف آن میپردازند.
منتظریمقدم (1389) در مقالۀ «شیوههای تقسیم بیتالمال در صدر اسلام»، کرجی (1380) در مقالۀ «سیره پیامبر اکرم در بیتالمال» و هوشیار و همکاران (1392) در مقالۀ «سیاست مالی و اداری پیامبر اسلام در مدینه و زمینههای شکلگیری بیتالمال»، در مورد بیتالمال و نحوه مدیریت آن در عصر نبوی بحث کردهاند.
درخشه و موسوینیا (1397) در مقالهای بهطور عام به «مؤلفههای حکمرانی شایسته در سیره حکومتی پیامبر اسلام» پرداخته و هشت مؤلفۀ قانونگرایی، فسادستیزی، شفافیت، رفق و مدارا، عدالتمحوری، مشارکتطلبی، اثربخشی و پاسخگویی را استخراج کردهاند.
گرچه پژوهشهای مذکور به مسئلۀ بیتالمال و اداره امور مالی مسلمانان در دولت نبوی و یا شیوه حکمرانی ایشان به بحث و بررسی پرداختهاند؛ اما هیچکدام بهطور خاص به شیوه حکمرانی رسول خدا بر بودجه بیتالمال با توجه به اقتصاد سیاسیِ حاکم بر آن ورود نداشتهاند.
1. ایجاد فرهنگ همراهی حکومت ـ مردم
یکی از مؤلفههای مهم حکمرانی بر بیتالمال، شکلگیری نوعی فرهنگ همراهی میان دولت و جامعه بود که نقش تعیینکنندهای در کاهش تعارضات مالی و مدیریت انتظارات ذینفعان ایفا میکرد. هرچند انگیزههای سهمخواهانه و گرایش به بهرهمندی بیشتر از منابع عمومی، همانند سایر جوامع انسانی، در جامعه نوپای اسلامی نیز وجود داشت، اما سیاست فرهنگی پیامبر به گونهای طراحی شد که هزینۀ اجتماعی و اخلاقی رانتجویی و مطالبهگری ناعادلانه را افزایش دهد. این سیاست با بازسازی نظام ارزشی و انگیزشی جامعه و ترویج آموزههای قرآنی و دینی محقق شد. درنتیجه، سهمخواهی افراطی و تعرض به بیتالمال، بهتدریج به رفتاری ناسازگار با هویت ایمانی و اجتماعی مسلمانان تبدیل گردید. حضرت حتی پیش از تشکیل دولت، تلاش کردند خوی غارتگری و تعدّی به اموال شخصی و عمومی را از جامعۀ مدینه بزدایند. در سال دوازدهم بعثت، یثربیان دو قبیلۀ اوس و خزرج در جمره عقبه بیعت کردند و پیامبر آنان را متعهد به اطاعت و پرهیز از غارت اموال یکدیگر نمودند. سپس مُصعَب بن عُمیر به مدینه فرستاده شد تا پیشاپیش معارف قرآنی و دینی که شامل دستورات اجتماعی و مالی نیز میشد را آموزش دهد.
در چنین فضایی، بخشی از آنچه در منابع تاریخی بهصورت ایثار گزارش شده است، درواقع کارکردی فراتر از یک فضیلت فردی داشت و بهعنوان سازوکاری اجتماعی در خدمت حکمرانی مالی قرار گرفت. برای نمونه، هنگامیکه رسول اکرم در ماجرای اموال بنینضیر، صلاح را در اختصاص این منابع به مهاجران نیازمند دیدند و نظر انصار را جویا شدند، انصار رضایت قلبی خود را اعلام نمودند. این ایثار، عملاً فشار مالی بر بیتالمال را کاهش داد و امکان تخصیص هدفمند منابع را فراهم ساخت؛ چنانکه پیشتر نیز با اسکان مهاجران و واگذاری اموال و زمینهای خود، بار تأمین معیشت آنان را از دوش دولت برداشته بودند.
همچنین، پیامبر با هشدارهای مکرر نسبت به دلبستگی به دنیا و رقابت بر سر آن، تلاش میکردند از تبدیل منابع عمومی به کانون منازعههای اجتماعی جلوگیری کنند. این مجموعه سیاستها موجب شد حکمرانی بر بیتالمال، در حوزۀ تأمین منابع، تخصیص مصارف و نظارت، با کمترین هزینۀ اجتماعی و بالاترین میزان همراهی عمومی انجام گیرد. شفافیت، امانتداری و پرهیز شخص پیامبر از هرگونه انتفاع ویژه، بهعنوان رأس هرم حکمرانی، نیز نقش مهمی در ایجاد اعتماد عمومی و تقویت این همراهی ایفا کرد.
2. کاربست ظرفیتهای مردمی در اداره بیتالمال
در حکمرانی دولت نبوی بر بیتالمال، مردم و نمایندگان آنان بهعنوان ظرفیتهای اجرایی و نظارتی مورد استفاده قرار میگرفتند. این کاربست، بخشی از سازوکار دولت برای جمعآوری، مدیریت و توزیع منابع مالی بود و امکان اجرای مؤثر سیاستهای مالی و اجتماعی را فراهم میکرد. در این چارچوب، نقش مردم در اجرای دستورات، مدیریت محلی و شبکه نمایندهای به وضوح دیده میشود، بدون آنکه خود آنان تصمیمگیرنده مستقل در تخصیص منابع باشند.
1ـ2. کارگزاران مالی و اجرای حکمرانی منابع
در نظام اداری دولت نبوی، افراد متعددی در مناصب مربوط به بیتالمال گماشته شدند تا اجرای سیاستهای مالی و مدیریت منابع را بر عهده بگیرند. برای نمونه، بلال بن ریاح حبشی مسئول نفقات بود، أسامه نگهبانی از رحل پیامبر را بر عهده داشت و بلال بن حارث اداره چراگاه حیوانات زکوی و نظامی را بر عهده داشت. همچنین معاذ بن جبل، حذیفۀ بن یمان، علاء بن حضرمي، عمرو بن عاص و دیگران بهعنوان کارگزار در دریافت و توزیع زکات و جزیه در یمن، بحرین، عمان، دباء و سایر مناطق فعالیت میکردند.
کارگزاران مالی مدیریت دریافت و هزینهکرد بخشی از زکات را بر اساس دستور پیامبر انجام میدادند. امام صادق گزارش میدهد که رسول خدا زکات بادیهنشینان را میان فقراى بادیهنشین و زکات شهرنشینان را میان فقراى همان منطقه تقسیم میکردند. این کار در مناطق مختلف توسط نمایندگان و عاملان مالی حضرت انجام میشد و ایشان در نامهها و دستورات خود توصیه میکردند که زکات از ثروتمندان جمعآوری و میان فقرا توزیع شود.
2ـ2. کاربست توانمندی مردم در اجرای پروژهها
پیامبر به توانمندی مردم در اجرای امور اعتماد داشتند. پروژههایی بودند که با بودجه بیتالمال تأمین میشد، اما اجرای آن به مردم واگذار میگردید. در جنگ احزاب، با پیشنهاد سلمان، خندق برای مقابله با دشمن حفر شد و حضرت ابزارآلات موردنیاز را از قبیله بنیقریظه عاریه گرفتند تا مردم آن را اجرا کنند و در مدت شش روز خندق طولانی حفر شد. نمونۀ دیگر، ساخت منجنیق توسط سلمان برای نبرد طائف است که مردم در اجرای پروژه مشارکت داشتند.
3ـ2. شبکۀ نمایندهای نقیب و عریف
پیامبر در سال سیزدهم بعثت و قبل از هجرت، با پیمان عقبه مقدمات حکمرانی مردمی خود را فراهم کردند. در این چارچوب، دوازده نقیب از میان أوس و خزرج بهعنوان واسطه میان حضرت و مردم مدینه تعیین شدند. نقیب رئیس عریفان بود. هر عریف سرشناس و آگاهِ یک گروه ده نفره بود و مردم تحت نظارت او عمل میکردند؛ عریفان زیر نظر نقیبها و نقیبها تحت هدایت پیامبر بودند. در جنگ خیبر و حنین نیز برای هر ده نفر یک عریف تعیین شد. این شبکه هرمی مدیریتی، دولت نبوی را بر جمعآوری و توزیع منابع مالی قادر میساخت.
3. بودجهریزی بر مبنای عدالت و حقوق عامه
در حکمرانی پیامبر بر بودجه بیتالمال حق همۀ افراد و گروهها بهطور عادلانه دیده میشد. ابنهشام نقل میکند ایشان هنگامی که عمرو بن حزم را بهعنوان کارگزار تبلیغی و مالی به یمن میفرستند، در نامهای او را به پیروی از حق و حرکت بر مدار آن در تمام امور توصیه میکنند. خودِ حضرت نیز وقتی از سوی ذینفعان غنائم متهم به حقکُشی و بیعدالتی میشوند خودشان را از ترس، که نتیجۀ آن عقبنشینی در مقابل زیادهخواهی دیگران است، مبرّا میکنند. در این راستا، رسول خدا به اقدامات زیر دست زدند:
1ـ3. پایهگذاری نظام سهمبری
با تشریع یک نظام قاعدهمند برای تقسیم و هزینهکرد غنائم، رسول خدا خدمات نظامیان و رزمندگان را با تعیین سهم مشخص برای سوارهنظام و پیادهنظام جبران میکردند. این شیوه سهمبری علاوه بر کارکردهایی که در انگیزهافزایی، رفع مشکلات معیشتی و حفظ شأن و عزت رزمندگان داشت، باب هرگونه زیادهخواهی و نفعطلبی ذینفعان را میبست و ملاک تخصیص منابع را بر حسب استحقاق قرار میداد، نه نسب و شرف و مکانت اجتماعی. در قالب همین شیوه، به زنان و بردگان حاضر در جنگ مقداری صلاحدیدی از غنائم داده میشد. جعالههایی که پیامبر به جهت مصالح مرتبط با اهداف جنگ منعقد میکردند نیز بهصورت بخشی از غنائم از اصل آن پرداخت میشد.
2ـ3. وضع قوانین ضد انحصار
در دورۀ جاهلی، مراتع و چراگاهها و بالتبع، منابع آبی درون آن، اختصاص به اشراف و بزرگان قبائل داشت. اسلام مالکیتهای عمومی و دولتی را در کنار مالکیت خصوصی به رسمیت شناخت و برهمیناساس، پیامبر اکرم حِمی و قُرُق چراگاه را در اختیار دولت اسلامی قرار داد و دست آن ذینفعان را از تخصیص منابع عمومی برای منافع شخصی کوتاه نمود. حضرت بنابر صلاحدید گاهی این مراتع را به بعضی افراد و قبائل واگذار میکردند؛ نظیر واگذاریهایی که در مستندات تاریخی برای بنیقره، بنیأسد، اهل جُرَش، عمرو بن سلمه و غیره ثبت شده است. برخی از مراتع مانند نقیع را نیز برای مرکبهای مسلمانان و مجاهدان و چهارپایان زکات و جزیه قرق میکردند. ازاینرو تصاحب زورمدارانه و انحصارگرايانه جای خود را به توزیع عادلانه بر مبنای استحقاق و نیاز و مصالح عمومی داد.
تحت قانون احیاء بهرهبرداری از اراضی ملی و عمومی ضابطهمند گردید و همۀ افراد جامعه با شرایطی حق بهرهبرداری از این منابع را پیدا کرده و ذینفع شدند. گزارشهای زیادی وجود دارد که پیامبر زمینهایی را نیز برای مصارف کشاورزی و مسکونی به نیازمندان إقطاع و واگذار نمودند، که به دلیل گستردگی مجالی در اینجا برای ذکر آن نیست.
در قاعدهگذاری دیگری، در راستای انحصارزدایی و تخصیص عادلانه منابع آبی، پیامبر آب را جزء مشترکات عمومی اعلام کرده و از محروم نمودن دیگران از مازاد آب نهی نمودند. رسولالله حکم کردند که اهل مدینه نباید از انتفاع عمومیِ جویهای نخل ممانعت کنند و اهل بادیه نیز (بهخاطر استفاده انحصاری از مرتع و گیاه) نباید مانع استفاده دیگران از مازاد آب شوند. از امام صادق روایت شده است که رسولالله از بیع نِطاف (فروش مازاد سهمیۀ آب کشاورزی) و أربِعاء (فروش مازاد آب آبیاری زمین) نهی کرده و میفرمودند رایگان در اختیار دیگران قرار گیرد. البته در اینجا اختلافنظر فقهی وجود دارد و بعضی از فقها این نهی را حمل بر کراهت کردهاند. کما اینکه پیامبر هنگام واگذاری آبهای ثماد، أصیهب و جراد به حُصين بن مُشمت شرط میکنند که دیگران را از مازاد آب منع نکند و آب را نفروشد. در این زمينه، رسول خدا در اقدامی دیگر چاهها و چشمههای زیادی را به افراد مختلف واگذار نمودند.
3ـ3. میانهروی در هزینهکرد
قرآن کریم برای مسئلۀ انفاق، دو طرف اسراف و إقتار را مطرح کرده و حالت میانه «قَوام» را معرفی میکند. این افراط و تفریط میتواند مصارف و هزینهها در اموال شخصی و عمومی را دربر بگیرد. در مصرف بودجۀ بیتالمال نه باید بر مردم سخت گرفته شود و نه به اسراف و ریختوپاش منجر گردد. در برخی گزارشها آمده است که پیامبر نزد بلال که مسئول نفقات ایشان بود، مقداری خرما مشاهده کردند. حضرت از بلال پرسیدند: «اینها چیست؟»، او در جواب گفت: این مقدار خرما را برای شما و مهمانان شما ذخیره کردم. رسول خدا با بیان اینکه با این کار از آتش جهنم ایمن نیستی، فرمودند: «انفاق کن و از خداوند صاحب عرش، ترسِ إقلال (یا إقتار)؛ یعنی تنگدستى و کم شدن نفقه، نداشته باش». در تقسیم غنائم حنین نیز پیامبر به ذینفعان اعلام میکنند که در وجود مبارک ایشان بُخلی نیست و در تقسیم بیتالمال و حقوق عمومی کم نمیگذارند.
رسول خدا در مصرف و هزینهکرد بودجۀ بیتالمال اهل اسراف و تبذیر نیز نبودند. در روایاتی آمده است که حضرت به صنفهای هشتگانه زکات، به اندازۀ نیاز و مخارج یک سال آنها از زکات پرداخت میکردند.
4. مدیریت ذینفعان
یکی از تدابیر مهم رسول اکرم در جهت حکمرانی بر بودجۀ بیتالمال، مدیریت ذینفعان بود که در قالب اقدامات زیر انجام پذیرفت:
1ـ4. تبیین و توجیه ذینفعان
تبیین، اقناع و واکنش منطقی یکی از روشهایی بود که رسول خدا در مقابل چانهزنیها و سهمخواهیها انجام میداد. در غزوه حنین طبق برخی گزارشها، وقتی انصار از نحوه تقسیم غنائم توسط حضرت رسول و بخشش آن به بزرگان مکه از باب تألیف قلوب، ناراضی بودند، حضرت با آنها سخن گفتند. ایشان با تبیین چرایی این نحوۀ توزیع و با بیان کرامت و ایثار انصار در مسیر اسلام قلب آنها را نرم و خشنود ساختند. ابنهشام مینویسد: در همین نبرد، وقتی شخصی از پیامبر سؤال میکند که چرا به عُیَینۀ بن حِصن و أَقرع بن حابس شتران زیادی بخشیدی، ولی به جُعیل بن سُراقه چیزی ندادی؟ حضرت سؤال او را بدون پاسخ نمیگذارد و با بیان اینکه این بخشش از جهت تألیف قلوب بوده، روش توزیع خود را تبیین میکنند. در صحنۀ دیگری، وقتی سهمخواهان غنائم به شیوهای دور از ادب و احترام از رسول اکرم مطالبۀ غنیمت میکنند، حضرت باز به روش تبیین روی میآورند و با بیان اینکه شما من را به بخل، ترس و دروغگویی نشناختهاید، خودشان را از هرگونه خیانت در تقسیم غنائم و تصرف شخصی در اموال عمومی مبرّا میکنند. در گزارش دیگری، وقتی اموال جزیهای بحرین به مدینه میرسد و موجب مسرّت انصار میشود، پیامبر درعینحال که به حق آنها در این اموال احترام میگذارد، آنان را از رقابت بر سر دنیا و آمال قرار دادن منافع دنیوی پرهیز میدهند و از این طریق، رفتارها و کنشهای نفعطلبانه آنها را در مسیر درست مدیریت و تعدیل میکنند.
2ـ4. مصرف بودجه در منطقۀ ذینفعان
نشاندار کردن و صرف بخشی از درآمدهای بیتالمال در همان منطقهای که این درآمدها وصول میشود میتواند انگیزۀ مضاعفی به مؤدیان برای پرداخت مالیات بدهد؛ چراکه مردم در عمل میبینند که پرداخت مالیات و حقوق واجب شرعی به بهبود وضعیت آنها و ارائۀ خدمات اجتماعی منجر شده است. امام صادق از شیوۀ رسول اکرم چنین روایت میکند که ایشان همواره زکات باديهنشينان را ميان فقراى باديهنشين و زکات شهرنشينان را ميان فقراى آنجا تقسيم مىكرد. در مکتوبات پیامبر به نمایندگان و کارگزاران مالی خود در مناطقی مانند عمان، یمن و بحرین ذکر شده است که از ثروتمندان آن مناطق زکات اخذ و به فقرای آنها داده شود.
3ـ4. ایجاد مشترکات عمومی
افراد و گروههای ذینفع و ذینفوذ میتوانستند به منابع عمومی دست یابند و بیشتر از حق و نیاز خود از این منابع بهره بگیرند. رسول خدا منابعی مانند آب، آتش و مرتع را مشترک بین مردم دانستند و استفاده دیگران از مازاد این منابع را محدود نکردند. البته این رویکرد بهمعنای الغای مالکیت خصوصی نیست، بلکه تضمین دسترسی عادلانه به منابعی است که به نفع عموم هستند و جلوگیری از ایجاد رانت یا انحصار توسط افراد خاص را هدف دارد.
4ـ4. تقسیم عادلانه و ضدطبقاتی
انحرافاتی که پس از نبی مکرم در نحوۀ هزینهکرد بیتالمال ایجاد شد و اعتراضاتی که از سوی امیرالمؤمنین و سایر ائمه به این شیوه انحرافی صورت گرفت، حکایت از سیرۀ پیامبر در تقسیم عادلانه و ضدطبقاتی بیتالمال دارد که باب هرگونه طمعورزیهای منفعتطلبانه و استحقاقهای توهمی را میبست. خلیفۀ دوم با تشکیل دفاتر حقوق و عطایا برای بیتالمال، معیارهای طبقاتی و نژادی را در تقسیم اموال عمومی در پیش گرفت. او سوابق افراد را در اسلام در نظر میگرفت و عرب را بر عجم، مهاجرین را بر انصار، قُرَشی را بر غیرقرشی و آزاد را بر برده برتری میداد. حضرت علی وقتی به خلافت رسید این دفاتر تبعیضآمیز را از بین برد و با تقسیم بالسویه بیتالمال راه را بر منفعتطلبی ثروتمندان و نفوذ سیاسیون مسدود کرد. ایشان در اعتراض طلحه و زبیر به این نحوۀ تقسیم، عمل خویش را به سنت پیامبر مستند نمود.
5ـ4. قراردادهای رقابتی و ضدّ رانت
رزمندگان و جنگاوران انگیزۀ زیادی برای به دست آوردن وسائل شخصی کسی دارند که او را میکشند یا به اسارت میگیرند؛ بهویژه آنکه آن شخص از افراد نامآور و معروف باشد. همین انگیزه میتواند موجب اختلاف لشکر بر سر این نوع از غنائم بشود. پیامبر با بیان جملۀ «مَنْ قَتَلَ قَتِيلاً فَلَهُ سَلَبُهُ» در قالب قرارداد جعاله بین رزمندگان رقابت ایجاد میکرد و با پرداخت اختصاصی سَلَب (ابزار جنگی، لباسها و سایر وسایل شخصیِ دشمن مقتول ) به کُشنده دشمن، نفوذ گروههای ذینفع و انگیزه رانتجویی آنان را کاهش میدادند.
5. ایجاد شبکه نظارتی دولتی ـ مردمی
رسول خدا با بهرهگیری از ظرفیت دولت و ملت، شبکهای نظارتی ایجاد نمودند که زمینۀ فساد، ویژهخواری و اخلال در فرایند دخل و خرج را تا حد زیادی از بین میبرد.
1ـ5. نظارت بر کارگزاران مالی
ازآنجاکه مسائل بیتالمال و مسئولیتهای مالی آن با حقوق الهی و مردمی سروکار داشت، رسول خدا در ابتدای امر کسانی که طالب یا حائز شرایط این مسئولیت بودند را از حساسیتها و جوانب آن آگاه میکردند و هشدار میدادند. از پیامبر اکرم روایت شده است که ایشان وظیفۀ سنگین و خطیر عریف، که کارکرد کارگزاریِ مالی و اجتماعی داشت، را تذکر داده و میفرمود: «کسی که مسئولیت عرافت قومی را میپذیرد، روز قیامت در حالی وارد میشود که دستانش به گردنش بسته است؛ اگر در میان مردم به امر و فرمان خدا عمل کرد رها میشود، وگرنه در آتش دوزخ سقوط میکند». بیهقی نقل میکند هنگامیکه پیامبر عُبادۀ بن صامت و سعد بن عباده را برای دریافت زکات میفرستاد آنها را توصیه به تقوا کرده و برحذر داشتند از اینکه مبادا اموال زکوی روز قیامت وبال گردن آنها گردد. آنها نیز وقتی سنگینی بار این مسئولیت را دیدند از پذیرش آن صرفنظر کردند.
وقتی افراد و یاران پیامبر علیرغم خطیر بودن، مسئولیتی را بر عهده میگرفتند، حضرت مستمراً آنها را نصیحت میکردند و بر کار آنها نظارت داشتند. تحفالعقول روایتی از پیامبر نقل میکند که ایشان هنگام فرستادن معاذ بن جبل به یمن در ضمن سفارشی مفصل، او را به تقوای الهی، وفای به عهد، ادای امانت و ترک خیانت توصیه میکنند. بعضی از منابع اهلسنت چند مورد از این سفارشها و نظارتها را گزارش کردهاند. به نقل از سنن إبنماجه، رسول اکرم تعدیکننده به زکات را مانند نپردازنده و مانع زکات دانستهاند. بیهقی از حضرت نقل میکند که «گماشتگان و کارگزاران مالی ما باید اموال کم و زیاد را به ما تحویل دهند و اگر به اندازه یک سوزن مخفی و اختلاس کنند در روز قیامت پاگیر آنها خواهد شد». در گزارشات دیگری آمده است که نبی اکرم شخصی را برای کارگزاری زکات گماشتند. وقتی کار به اتمام رسید آن شخص اموالی را خدمت حضرت آورد و گفت فلان مقدارش مال زکوی و برای شماست و فلان مقدار دیگر به من هدیه داده شده است. پیامبر از این سخنِ عامل زکات برآشفتند و فرمودند: «حالِ این کارگزاری که او را برای انجام کار فرستادیم چه میشود؟ اگر در خانهاش مینشست این هدیه به او داده میشد؟! این اموالی که کارگزاران مالی میآورند مسئولیتش روز قیامت بر عهده آنهاست (و باید پاسخگو باشند).
گاهی پیامبر اکرم کسی را بهعنوان واسطۀ خود با کارگزاران مالی و سرپرست آنان قرار میداد. در مورد مُعاذ بن جبل گزارش شده است که او علاوه بر اینکه مسئول دریافت جزیه بود، حضرت مسئولیت سرپرستی عاملان دریافت زکات در یمن را نیز به او سپرد و معاذ همواره از منطقهای به منطقه دیگر و از کارگزاری به کارگزار دیگر برای قبض زکوات، در رفتوآمد بود. این جایگاه معاذ لازمهاش مشارکت در امر کنترل و نظارت بر آن کارگزاران در دریافت و توزیع زکات بود.
2ـ5. پیگیری فسادهای مالی
رسول خدا در اجرای حدود الهی، بهویژه در مفاسدی که به اموال عمومی ارتباط داشت قاطعیت داشتند. ایشان دست سارق و تعدیکننده به اموال دیگران را قطع میکردند. روشن است که اموال بیتالمال که حق عمومی در آن است از حساسیت و دقت بالاتری برخوردار بود. در گزارشات آمده است که جمعی از بنیضَبّه از بیماری خود نزد پیامبر شکوه کردند، حضرت آنها را به بیرون از مدینه در مرتعی که شتران زکات آنجا نگهداری و تغذیه میشد، فرستاد تا برای درمان از شیر و سایر فوايد آن شتران تغذیه کنند. آنها بعد از بهبودی و سلامت، نگهبانان آنجا را کشتند و شتران را به سرقت بردند. وقتی پیامبر از حادثه آگاه شدند، آنها را دستگیر و قصاص کردند.
در مواردی نیز نظارت پیامبر ابقاء یا عزل کارگزار را به دنبال داشت. برخی منابع تاریخی گزارش میکنند که رسول اکرم علاء بن حضرمی را به سوی منذر بن ساوی پادشاه و حاکم بحرین فرستاد و او را دعوت به اسلام کرد. وقتی خبرِ مسلمان شدن منذر به حضرت رسید، ایشان در نامهای او را بر حکومت بحرین ابقا میکنند و مینویسند: «تا زمانی که اهل صلاح باشی، تو را عزل نمیکنم». پیامبر از منذر میخواهد که از یهودیان و مجوسیان جزیه دریافت و نزد خود نگهداری نماید تا نمایندگان مالی حضرت برای دریافت آن به او مراجعه کنند. در گزارش دیگری، ولید بن عقبه برای دریافت زکات به قبیلۀ بنیمصطلق فرستاده میشود، اما دست خالی برمیگردد و به پیامبر میگوید: مردم آن قبیله از دادن زکات سر باز زدند. این گزارش نادرست، حضرت را بر آن داشت که با این اقدام قبیله مقابله کنند. در این هنگام آیۀ نبأ نازل شد و به مؤمنان سفارش کرد در مورد گزارشات افراد فاسق بررسی و تحقیق کنند. رسول اکرم بعد از آگاهی از گزارش خلافِ واقع ولید، او را عزل و طبق برخی نقلها عباد بن بشر را جایگزین وی نمودند.
3ـ5. حسابرسی اموال
پیامبر همواره در مورد محاسبۀ اموال بیتالمال دقت و حساسیت داشتند. این محاسبه به شکل حسابرسی از کارگزاران، دقت در تخمینزنی، ثبت و ضبط اموال و... صورت میگرفت. بخاری نقل میکند: پیامبر فردی به نام إبنلُتبِیَّه را بر زکاتهای قبیله بنیسُلَیم گماشت. هنگامیکه برگشت، حضرت از او حساب کشیدند. همچنین، نبی اکرم فردی به نام حذیفه را برای دریافت زکات به کار گرفتند. وقتی اموال زکوی را نزد حضرت آورد، از او پرسیدند چیزی از زکات کم شده است؟ حذیفه گفت تمام آن را آوردم، مگر بزغالهای که دخترم برای خودش برداشت. وقتی پیامبر او را از آتش جهنم ترساند، متأثر و نادم شد و آن بزغاله را برگرداند. رسول اکرم هنگام جمعآوری غنائم به لشکریان توصیه میکردند حتی نخ و سوزن غنیمتی را پنهان نکنند و برگردانند. ابنهشام مینویسد: بعد از نبرد حنین منادی صدا میزد هرکس چیزی از غنائم گرفته، گرچه نخ و سوزن باشد، برگرداند. عقیل بن ابیطالب با شنیدن آن، سوزن خیاطی که از وسائل دشمن برداشته و به همسرش داده بود را پس گرفته و داخل غنائم انداخت.
مقدار اموال و درآمدهای بیتالمال نظیر خرما، کشمش و... توسط افراد خارص و تخمینزنی مانند عبدالله بن رَواحه که توسط رسول اکرم گماشته میشدند، برآورد میشد. مبنای کار بر عدالت، آسانگیری و خودداری از اندازه گرفتن محصول پست و نامرغوب بود. بهجهت حسابرسی دقیق، اموال بیتالمال ثبت و ضبط میشد. حُذَیفَۀ بن یمان تخمین محصولات باغی، زبیر بن عوام و جَهم (جُهَیم) بن صلت اموال زکوی و مُعَيقيب بن أبىفاطمه دوسی غنائم پیامبر را ثبت میکردند. در کنار اینها، واگذاری داراییهای دولت در قالب إقطاعات زمین برای کشاورزی و مسکن نیز ثبت و ضبط میشد.
در برخی گزارشات آمده است که رسول اکرم حیوانات زکوی را علامتگذاری میکردند. این کار که به خاطر شناخته شدن حیوان و اینکه به چه جهتی (زكات، صدقه یا جزيه) گرفته شده است، صورت میگرفت، میتواند در راستای حسابرسی دقیق اموال بیتالمال ارزیابی شود.
4ـ5. کنترل و نظارت عمومی
بنا بر برخی نقلها، گزارشات مردمی به رسولالله در مورد عملکرد یک مسئول و کارگزار، در ابقاء یا عزل او مؤثر بوده است. پیامبر علاء بن حضرمی را بهعنوان نماینده و کارگزار مالی خود به همراه دستوراتی مکتوب درباره دریافت زکات به بحرین فرستاد. ابنسعد گزارش میدهد که حضرت در نامهای از علاء میخواهد بیست نفر از قبیلۀ عبدالقیس را به حضور ایشان بفرستد. وقتی آن افراد به حضور نبی اکرم رسیدند، از علاء شکایت کردند. حضرت نیز وی را عزل و أبان بن سعید را جایگزین نمودند.
همچنین، شبکۀ مردمی نقابت و عرافت نیز میتواند خود گویای یک نظام نظارتی مردمی بر نحوۀ توزیع بیتالمال باشد. توزیع زکات یا غنائم توسط عریفان، هم مشارکت در مدیریت بودجۀ بیتالمال بود و هم میتوانست کارکرد نظارتی داشته باشد.
6. شفافیت و صداقت در گزارشدهی
شفافیت و صداقت در ادارۀ بیتالمال، یکی از مؤلفههای مهم حکمرانی دولت نبوی بود که نقش بازدارندهای در برابر سوءاستفاده و منازعات مالی ایفا میکرد. هرچند ابزارهای فنی شفافیت به شکل امروزی وجود نداشت، اما پیامبر اکرم با اعلام عمومی منابع و مصارف و گزارش صادقانه از اولویتهای هزینهکرد، امکان آگاهی و نظارت اجتماعی را فراهم میساختند. این رویکرد، زمینۀ رانتجویی و سهمخواهی ناعادلانه را بهطور معناداری محدود میکرد.
1ـ6. دادهها و اطلاعات
در دولت نبوی، مردم آگاهی داشتند که چه درآمدهایی وارد بیتالمال میشود و وظایف مالی آنان چیست؟ منابع بیتالمال از سوی پیامبر بهطور کامل تشریع و تشریح میشد. رسول خدا منابع و درآمدهایی مانند انفال، غنائم، خمس، زکات مال و بدن، جزیه، خراج و انفاقات مردمی را بهعنوان منابع بودجه در نظر گرفتند. موارد و نصاب وجوب این درآمدها نیز بهطور شفاف از طریق شخص رسول خدا و نمایندگان ارسالی ایشان به مناطق مختلف شبهجزیره به مردم اطلاعرسانی میشد. بهطور نمونه، مسلمانان و افراد ذینفع بودجه آگاه بودند که زکات مال با نصاب معین به غلات أربعه (گندم، جو، کشمش و خرما)، نقدین (طلا و نقره) و أنعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر) تعلق میگیرد، حاکم اسلامی قبل از تقسیم غنائم، خمس آن را جدا میکند و یا اهل ذمّه بنا بر صلاحدید حاکم مبلغ مشخصی را بابت جزیه باید بپردازند.
در مورد هزینهکرد بودجه نیز بهطور شفاف رفتار میشد و مردم از محلهای مصرف منابع آگاهی کافی داشتند. آیات خمس، زکات، أنفال و فیء توسط رسول خدا به مسلمانان ابلاغ میشد و اطلاعات کامل را در مورد نحوۀ مصرف منابع درآمدی بودجه در اختیار مردم قرار میداد. با آگاهیبخشی و شفافسازی پیامبر، ذینفعان غنائم اطلاع داشتند که قبل از تقسیم آن باید مواردی نظیر صفوه، جعالههای تعیینشده، سَلَب ـ که به قاتل دشمن تعلق میگیرد ـ رَضخ ـ كه به زنان، بردگان و كافران پرداخت میشود ـ هزینههای مربوط به حفظ و حمل غنائم و خمس آن جدا شود.
آموزههای اقتصادی و مالی قرآن کریم و گفتار و رفتار پیامبر اکرم در اختیار مردم قرار داشت و توسط نمایندگان و مبلغان پیامبر به نقاط مختلف شبهجزیره ابلاغ میشد. تقسیم غنائم در مرأی و منظر رزمندگان و مجاهدان پس از اتمام نبرد صورت میگرفت و چیزی از آنها مخفی نمیماند. در بسیاری از اوقات رسول خدا اموال بیتالمال را در مسجد و پس از نماز، در حضور مردم تقسیم مینمود. این روش پیامبر بهطور شفاف اطلاعات و دادهها را در مورد نوع درآمد و مصرف بودجه به مردم منتقل و هزینههای سهمخواهی، رانتجویی و نفعطلبی بودجه را کم میکرد. همچنانکه ثبت و ضبط واگذاری داراییهای دولت در إقطاعات زمین برای کشاورزی و مسکن، به شفافسازی بودجه میانجامید و نشان میداد این طرح و اقدام از چه منبعی تأمین مالی شده و به چه مصارفی رسیده است.
پیامبر در گزارش خودشان از نحوۀ هزینهکرد بودجۀ بیتالمال شفاف و صادق بودند. بنا بر نقل ابنهشام حضرت وقتی از سوی ذینفعان غنائم در موضع اتهام قرار میگیرند، خود را صادق معرفی کرده و از دروغگویی و گزارش خلاف واقع مبرّا میکنند. گاهی مانند غزوۀ حنین، اولویت اقتضا میکرد که رسول خدا بخشی از غنائم را برای تألیف قلوب صرف کنند و یا مانند غزوۀ بنینضیر، فیء را به مهاجرین که نیازمند بودند، اختصاص دهند. نبی مکرم این اولویت و ضرورت را صادقانه با ذینفعان در میان میگذاشتند.
2ـ6. پاسخگویی مسئولانه به مردم
خداوند در چند آیه از قرآن، پیامبر را در قبال پرسشهای مردم (یَسْئَلُونَکَ) موظف به پاسخگویی (قُلْ) میکند. برخی از این پرسشها مربوط به مسائل مالی بوده است. در آیۀ 215 بقره وقتی مسلمانان میپرسند که چه چیزی انفاق کنند؟ رسول خدا در پاسخ مأمور میشوند که مصارف انفاق را برشمارند. وقتی آنها در مورد انفال میپرسند، خداوند حضرت را موظف میکند در پاسخ به آنها بهطور شفاف انفال را مختص خدا و رسولش اعلام نماید. بعضی تفاسیر نزول این آیه را برای جنگ بدر میدانند که بهخاطر جمعیت زیاد سهمخواهان و نیز حضور همزمان جنگاوران و پیران ناتوان، این سؤال مطرح شد که پیامبر به چه شیوهای میخواهد غنائم را تقسیم نماید.
پیامبر اکرم در مواجهه با ابهام یا اعتراض ذینفعان نسبت به نحوۀ تقسیم غنائم، با تبیین مبنای شرعی تصمیمات و اعلام صریح اولویتها، به شفافسازی اقدام میکردند. توضیح هزینهکرد غنائم از باب تألیف قلوب در حنین و دفاع صریح از سلامت شخصی در مصرف بیتالمال، نشاندهنده پاسخگویی فعال و پیشگیرانه ایشان در برابر سوءبرداشتهاست.
نتیجهگیری
بازخوانی سیرۀ نبوی در حوزۀ ادارۀ مالی و مدیریت بیتالمال نشان میدهد که حکمرانی نبوی از الگویی منسجم و چندبعدی در مدیریت مالی برخوردار بوده است که در بستر خاص اقتصاد سیاسیِ گذار از جامعۀ قبیلهای به نظم اسلامی شکل گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پیامبر اکرم با آگاهی از زمینههای انحصار، نابرابری و سهمخواهی برجامانده از عصر جاهلی و نیز چالشهای نوپدید جامعۀ اسلامی، مجموعهای از تدابیر فرهنگی، حقوقی و نهادی را بهکار گرفتند که در مجموع، هزینه رانتجویی و تصرف ناعادلانه در اموال عمومی را افزایش میداد. ایجاد فرهنگ همراهی حکومت ـ مردم، ترویج ایثار و خیرخواهی اجتماعی، و پیوند دادن رفتار مالی با هویت ایمانی، نقش مهمی در تعدیل انگیزههای نفعطلبانه و کاهش تعارضات مالی ایفا کرد.
در سطح نهادی، حکمرانی دولت نبوی واجد نوعی مشارکت مردمی هدایتشده بود. کارگزاران مالی محلی، شبکۀ نقابت و عرافت، و واگذاری اجرای برخی امور به مردم، نشان میدهد که دولت ضمن حفظ نقش تنظیمگر و ناظر، از ظرفیتهای اجتماعی در جمعآوری، توزیع و نظارت بر بیتالمال بهره میگرفت. این شیوه، هم کارایی ادارۀ مالی را افزایش میداد و هم اعتماد و همراهی عمومی را تقویت میکرد.
عدالت و رعایت حقوق عامه نیز محور اساسی این حکمرانی بود. پایهگذاری نظام قاعدهمند سهمبری، وضع مقررات ضدانحصاری در بهرهبرداری از منابع عمومی، انحصارزدایی از آب و مرتع، و التزام به میانهروی در هزینهکرد، مانع از تبدیل بیتالمال به ابزار امتیازدهی طبقاتی و منافع شخصی ذینفوذان میشد و تخصیص منابع را بر مبنای استحقاق، نیاز و مصالح عمومی سامان میداد.
در مواجهه با چانهزنیها و اعتراضهای ذینفعان، پیامبر راهبرد تبیین، تعامل و پاسخگویی مسئولانه را در پیش گرفتند. شفافسازی منابع و مصارف، توضیح صریح اولویتهای هزینهکرد و نظارت دقیق بر کارگزاران مالی، همراه با پیگیری فسادهای مالی و حسابرسی اموال، چارچوبی از حکمرانی شفاف و پاسخگو را شکل داد که سلامت مالی بیتالمال را تضمین میکرد.
در مجموع، حکمرانی دولت نبوی بر بیتالمال را میتوان الگویی تاریخی از حکمرانی مالی عدالتمحور، مشارکتی و کارآمد دانست که در آن، ارزشهای دینی، تدبیر نهادی و مشارکت اجتماعی بهصورت مکمل عمل میکنند. این تجربۀ تاریخی نشان میدهد که حتی در فقدان ابزارهای فنی مدرن، میتوان با ترکیب فرهنگسازی، قاعدهگذاری، شفافیت و نظارت اجتماعی، منابع عمومی را در مسیر تحقق مصالح جمعی مدیریت کرد.
- قرآن کریم.
- نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، مرکز البحوث الاسلامیه، ۱۳۷۴.
- ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبۀالله، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانۀ آیتالله مرعشی نجفی، بیتا.
- ابن شهرآشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبیطالب، قم، علامه، 1379ق.
- ابناثیر، على بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر و دار بیروت، 1385ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابۀ فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق.
- ابنزنجویه، حمید بن مخلد خراسانی، الأموال، بیجا، مرکز الملک فیصل للبحوث والدراسات الإسلامیه، 1406ق.
- ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، 1960م.
- ابنشبه، ابوزید، تاریخ المدینه، جده، عام النشر، 1399ق.
- ابنشعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، قم، جامعۀ مدرسین، 1363ق.
- ابنماجه، محمد بن یزید قزوینی، سنن ابن ماجه، بیجا، دار الرسالۀ العالمیه، 1430ق.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1414ق.
- ابنهشام، عبدالملک، السیرۀ النبویۀ، بیروت: دارالمعرفۀ، بیتا.
- ابوعبید، قاسم بن سلاّم، الأموال، بیروت، دارالفکر، بیتا.
- اجتهادی، ابوالقاسم، بررسی وضع مالی و مالیه مسلمین از آغاز تا پایان دوران اموی، تهران، سروش، 1363.
- احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، قم، دارالحدیث، 1419ق.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دمشق، دار طوق النجاۀ، 1422ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهره، مکتبۀ النهضۀ المصریه، 1956م.
- بیهقی، ابوبکر، السنن الکبرى، چ سوم. بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424ق.
- ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق عبدالزهراء حسینی، قم، دار الکتاب الاسلامی، 1410ق.
- حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسة آلالبیت(ع) لإحیاء التراث، 1416ق.
- حلبی شافعی، ابوالفرج، السیرۀ الحلبیه، بیروت، دارالکتب العلمیه، بیتا.
- حلی، حسن بن یوسف، تذکرۀ الفقهاء، قم، مؤسسۀ آلالبیت(ع) لإحیاء التراث، 1404ق.
- حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1399ق.
- زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، قم، دار الفکر، بیتا.
- الدجیلی، خوله شاکر، بیتالمال: پیدایش و تحولات آن، ترجمۀ محمدصادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1379.
- درخشه، جلال و موسوینیا، سیدمهدی، «مؤلفههای حکمرانی شایسته در سیرۀ حکومتی پیامبر اسلام(ص)»، 1397، پژوهشهای علم و دین، ش17، ص1ـ28.
- صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، مؤسسۀ النشر الاسلامی، 1363ق.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، چ دوم. قاهره، مکتبۀ ابنتیمیه، 1415ق.
- طبرسی، علی بن حسن، مشکاۀ الأنوار فی غرر الأخبار، بیجا، مکتبۀ الفقیه، بیتا.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسۀ الأعلمی للمطبوعات، 1415ق.
- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ق.
- عاملی، سیدجعفرمرتضى، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، قم، دارالحدیث، 1385.
- علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت: دارالعلم للملایین، 1968م.
- عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر (للعیاشی)، تهران، مکتبۀ العلمیۀ الاسلامیه، تهران، 1380ق.
- فیض کاشانی، ملامحسن، الوافی، اصفهان، مکتبۀ الإمام امیرالمؤمنین علی(ع)، 1406ق.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، 1404ق.
- کرجی، علی، «سیره پیامبر اکرم(ص) در بیتالمال»، 1380، فرهنگ کوثر، ش49، ص111ـ125.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363ق.
- متقی هندی، علی بن حسامالدین، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، چ پنجم، بیروت، مؤسسۀ الرسالۀ، 1401ق.
- مسعودی، على بن حسین، التنبیه و الإشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دار الصاوی، بیتا.
- منتظری مقدم، حامد، «شیوههای تقسیم بیتالمال در صدر اسلام»، 1389، معرفت اقتصاد اسلامی، ش 2 (1)، ص 171-137.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، چ هفتم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1362ق.
- نورى، حسین بن محمدتقى، مستدرکالوسائل و مستنبطالمسائل، بیروت: مؤسسۀ آلالبیت(ع) لإحیاء التراث، 1408ق.
- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، دار الأعلمی، 1409ق.
- ورّام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهۀ النواظر (مجموعه ورّام)، قم، مکتبۀ الفقیه، بیتا.
- هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، چ دوم، قم، مؤسسۀ دائرۀالمعارف فقه اسلامی، 1385ق.
- هوشیار، فریناز و همکاران، «سیاست مالی و اداری پیامبر اسلام(ص) در مدینه و زمنیههای شکلگیری بیتالمال»، 1392، پژوهشهای علوم انسانی، ش17 (4)، ص 96-83.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بیتا.
Copyright © 2026 The Author(s). This article is published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.



