نهاد بیتالمال در دولت نبوی؛ برداشت متأخر یا واقعیت تاریخی؟
/ استادیار گروه اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / s.j.m.z.1390@gmail.com
/ استاد گروه اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / rajaii@iki.ac.ir
/ استادیار گروه اقتصاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / m.a.mousavi@iki.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
نهاد بيتالمال در دولت نبوي؛ برداشت متأخر يا واقعيت تاريخي؟
سيدجواد ميرزازاده قصابکلايي / استاديار گروه اقتصاد مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني s.j.m.z.1390@gmail.com
سيدمحمدکاظم رجايي رامشه/ استاد گروه اقتصاد مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني rajaii@iki.ac.ir
سيدمحمدعلي موسوي/ استاديار گروه اقتصاد مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني m.a.mousavi@iki.ac.ir
محمدجواد ياوري سرتختي/ استاديار گروه تاريخ دانشگاه باقرالعلوم javadyavari@yahoo.com
دريافت: 10/02/1404 ـ پذيرش: 13/05/1404
چکيده
ديدگاه رايجي در ميان سيرهنگاران و تاريخپژوهان وجود دارد مبنيبر اينکه بيتالمال و تشکيلات مالي و اداري آن پس از عصر نبوي و در دوران خلفا شکل گرفته است. اين ديدگاه، پرسشي جدي را مطرح ميکند: آيا الزامات حکومتي، مديريتي و مالي، اقتضاي وجود چنين نهادي را در دولت نبوي نداشتهاند؟ اين پژوهش با روش توصيفي ـ تحليلي و رويکرد تاريخنگاري انتقادي، به بررسي مبدأ تأسيس بيتالمال در صدر اسلام ميپردازد. هدف اصلي، واکاوي شواهد تاريخي دربارة وجود بيتالمال بهمثابة سازوکار مالي نظاممند با کارکردهاي مشخص در عصر پيامبر اکرم است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد که اگرچه ادبيات رسمي درخصوص مفهوم «بيتالمال» در زمان حکومت نبوي شکل نگرفته بود، اما کارکردهاي اصلي اين نهاد بهصورت غيرمتمرکز وجود داشت. شواهد و گزارشهاي تاريخي از وجود خزانه و مکانهاي پراکنده و غيرثابت (مانند نگهداري اموال در مسجد، نزد کارگزاران محلي، چراگاههاي اختصاصي و موارد مشابه) حکايت دارد. افزون بر اين، وجود نظام کارگزاري مالي شامل جذب، توزيع، حسابرسي و نظارت بر اموال عمومي، ساختاري مالي منسجم را در دولت نبوي اثبات ميکند.
کليدواژهها: بيتالمال، دولت نبوي، تشکيلات اداري و مالي، اموال عمومي.
مقدمه
دربارة تاريخ شکلگيري نهاد بيتالمال و اختصاص مکاني براي آن در صدر اسلام، اختلافنظرهايي وجود دارد. آنچه در پژوهشهاي تاريخي و سيرهنگاري شهرت يافته، اين است که پس از وفات پيامبر اکرم در دوران خلفا و بهويژه با گسترش فتوحات، نياز به مرکزي براي جمعآوري، حفظ و مديريت اموال عمومي و درآمدهاي واردشده احساس شد و براي آن مکان و ديواني در نظر گرفته شد.
در برخي گزارشها آمده است که ابوبکر بن ابيقحافه مکاني را در سُنح، در چند کيلومتري مدينه، بهعنوان بيتالمال تعيين کرد و پس از انتقال به مدينه، بخشي از خانهاش را براي اين منظور اختصاص داد.
برخي ديگر معتقدند: عمر بن خطاب نخستين کسي بود که بيتالمال را بنيان نهاد، براي آن دفتر و ديوان تدوين کرد و افرادي را بر آن گماشت. خلفاي بعدي نيز مکاني براي جمعآوري و نگهداري اين درآمدها و اموال داشتند؛ چنانکه اميرالمؤمنين پس از تقسيم موجودي بيتالمال، آن مکان را آب و جارو ميکردند و در آن نماز ميگزاردند.
در برابر اين ديدگاه غالب، اگر نظريهاي شکلگيري نهاد و تشکيلات بيتالمال را به عصر نبوي نسبت دهد، ممکن است برداشت متأخري تلقي شود که فاقد پشتوانة تاريخي است. اما آيا نميتوان شواهد و دلايلي يافت که نشان دهد چنين نهادي در زمان حکومت رسول خدا در مدينه وجود داشته است؟ آيا الزامات حکومتي و مديريت دخل و خرج، اقتضاي وجود نهاد و تشکيلاتي مانند بيتالمال را نداشتهاند؟
اين پرسشها از اهميت بالايي برخوردارند؛ زيرا پيامبر اکرم در قرآن کريم بهعنوان «الگوي نيکو» معرفي شدهاند و جوامع اسلامي موظفاند در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي از ايشان پيروي کنند. در صورت اثبات وجود نهاد بيتالمال و تشکيلات مالي و اداري آن در دولت نبوي، تجربة موفق مديريت و حکمراني پيامبر ميتواند رهيافتهايي راهگشا براي حل مسائل و چالشهاي امروز اقتصاد، نظام ماليه و بودجهريزي ارائه دهد.
در حوزة بيتالمال، پژوهشهاي متعددي انجام شده است. برخي نويسندگان مانند ابوالقاسم اجتهادي در کتاب بررسي وضع مالي و مالية مسلمين از آغاز تا پايان دورة امويان بهطورکلي، به وضعيت مالي در عصر نبوي پرداختهاند.
پژوهشگراني همچون حامد منتظريمقدم در مقالة «شيوههاي تقسيم بيتالمال در صدر اسلام» و علي کرجي در مقالة «سيرة پيامبر اکرم در بيتالمال» ، سيرة رسول خدا را در زمينة دخل و خرج بيتالمال بررسي کردهاند.
آثار ديگري مانند تاريخ تشکيلات در اسلام و نظام اداري در سيره و سنت نبوي ، نظام اداري حکومت نبوي را بهطورکلي واکاوي کردهاند. اين پژوهشها در پي بررسي زمان شکلگيري ادبيات بيتالمال و اثبات وجود مکان فيزيکي و نهاد مالي با سازوکار تشکيلاتي خاص نبودهاند.
نويسندهاي مانند خوله شاکر الدجيلي هم در کتاب بيتالمال: پيدايش و تحولات آن ، بهاجمال به دورة نبوي اشاره کرده و پيدايش بيتالمال را به دوران خلفا و همزمان با گسترش فتوحات اسلامي نسبت داده است.
پژوهش حاضر با روش «توصيفي ـ تحليلي و رويکرد تاريخنگاري انتقادي، ديدگاه رايج دربارة آغاز تأسيس نهاد بيتالمال را به چالش کشيده و با ارائة شواهد تاريخي، وجود اين نهاد و سازوکارهاي مالي و اداري آن در عصر نبوي را اثبات ميکند.
1. واکاوي شکلگيري ادبيات «بيتالمال»
تاريخ و اقتصاد صدر اسلام با مفهومي به نام «بيتالمال» گره خورده است؛ مفهومي که از آن زمان تاکنون در ادبيات اسلامي کاربرد داشته است. در فقه اسلامي، عنوان «بيتالمال» در بسياري از ابواب همچون زکات، خمس، حج، جهاد، تفليس، سبق و رمايه، طلاق، لقطه، ارث، قضا، شهادات، حدود، قصاص و ديات مطرح شده است.
«بيتالمال» در لغت، ترکيبي از دو واژة «بيت» و «مال» بهمعناي خانة مال و دارايي است. در اصطلاح، «بيتالمال» مکاني است که اموال عمومي و دولتي در آن جمعآوري و نگهداري ميشود و براي مصالح مسلمانان از آنها استفاده ميشود. در برخي منابع روايي و تاريخي، تعبير «بيت مال المسلمين» بهکار رفته که «بيتالمال» شکل اختصاري آن است و همان معنا را افاده ميکند.
برخي روايات و گزارشها احتمال شکلگيري ادبيات بيتالمال را از همان عصر نبوي مطرح ميکنند. در روايتي از اصول کافي، در ماجراي قتل خطايي ماعز بن مالک، امام کاظم نقل ميکنند که پيامبر دية او را از «بيت مال المسلمين» پرداخت کردند.
البته در محاسن برقي، بهجاي اين عبارت، «مال المسلمين» آمده است. اگر نسخة محاسن صحيح باشد، نميتوان از اين روايت، رواج ادبيات بيتالمال در دورة نبوي را اثبات کرد.
در روايت ديگري از اصول کافي، پيامبر ميفرمايند: «هر کسي از دنيا برود و ديني بر گردن او باشد، بر عهدة من است که آن را ادا کنم». در برخي منابع اهلسنت، اين روايت بهگونهاي نقل شده که آن حضرت فرمودهاند: «بر عهدة من است که آن را از بيتالمال مسلمانان ادا کنم».
همچنين ابنشهرآشوب نامهاي از پيامبر به حي سلمان در کازرون نقل ميکند که در آن، حضرت اجازه ميدهند هر سال از بيتالمال، ۲۰۰ حلّه به مردم آنجا داده شود: «وَ ليعطَوا مِن بيتِ مالِ المُسلِمينَ في کلِّ سَنهٍ مائَتي حُلّه». در اين نامة منسوب به پيامبر، به «بيتالمال» تصريح شده است، هرچند احمدي ميانجي در مکاتيب الرسول، محتواي اين نامه را داراي اشکالاتي ميداند.
در برخي روايات، از زبان پيامبر تعبير «فيء» براي اموال عمومي بهکار رفته است. در اين روايات، حضرت کساني که فيء مسلمانان را به خود اختصاص دهند و آن را براي خود حلال بشمارند، لعنت کردهاند. گرچه «فيء» در اصطلاح فقهي، اموالي است که بدون جنگ و درگيري از کفار به غنيمت گرفته ميشود، اما بر مطلق غنيمت و انفال نيز اطلاق ميگردد. ازاينرو علامه مجلسي در شرح اين روايات مينويسد: «فيء» بر غنيمت، خمس و انفال اطلاق ميشود. در برخي روايات ديگر نيز، پيامبر از تعبير «مالالله» براي اموال عمومي استفاده کردهاند.
استعمال اين عناوين براي اموال عمومي، در کنار نارسايي روايات و گزارشهاي پيشين با عنوان «بيتالمال» براي اثبات مقصود، اين ديدگاه را تقويت ميکند که در دورة حکومت نبوي، ادبيات و مفهوم «بيتالمال» بهطور رسمي شکل نگرفته و در محاورات عمومي رايج نبوده است.
رايج نشدن مفهوم و ادبيات «بيتالمال»، بهمعناي نبود نهاد بيتالمال در آن دوره نيست؛ زيرا اولاً، دولت نبوي دولتي نوپا و تازهتأسيس بود که بهتدريج در طول چند سال، منابع و درآمدهاي جديدي به بيتالمال افزوده شد. ثانياً، با وجود مکانهاي مختلف براي نگهداري اموال عمومي، در آن عصر مکان ثابت و متمرکزي براي بيتالمال وجود نداشت. ازاينرو طبيعي است که ادبيات و مفهوم آن بهسرعت شکل نگرفته باشد.
البته براي اثبات وجود بيتالمال، حتي اثبات وجود مکان فيزيکي نيز ضروري نيست؛ زيرا در بيتالمال، عنوان و جهت اهميت دارد، نه مکان. هر مالي که بهعنوان اموال عمومي دريافت و قبض شود، حتي اگر وارد مکان خاصي نشود، از حقوق بيتالمال محسوب ميشود و بر آن «بيتالمال» اطلاق ميگردد. بر اين اساس، به نظر ميرسد ارتکاز عرفي براي وجود دخل و خرج اموال عمومي در زمان پيامبر شکل گرفته بوده، اما اصطلاح و عنوان «بيتالمال» در آن زمان رايج نبوده است. به تعبير ديگر، مسمّا وجود داشته، اما اسم بهتدريج پديد آمده است.
2. ادله و شواهد وجود مکان فيزيکي بيتالمال
مسلّم است که دولت نبوي داراي درآمدها و هزينههايي بوده است. غنايم، زکات، خمس، خراج، جزيه و برخي منابع ديگر در اختيار حکومت قرار ميگرفت و در امور معيشتي، فرهنگي، نظامي، عمراني و ساير نيازهاي جامعه صرف ميشد.
تاريخپژوهان دربارة اينکه آيا در زمان پيامبر اکرم مکاني فيزيکي براي جمعآوري و نگهداري اموال عمومي وجود داشت يا نه، اختلافنظر دارند. ديدگاه غالب بر آن است که به سبب اهتمام رسول خدا به تقسيم فوري و روزانة اموال، عدم انباشت آن، درآمدهاي نسبتاً محدود دولت، نياز گسترده و روزانة مردم و ساختار سادة حکومت، توجيهي براي انباشت اموال و ايجاد مکان خاصي براي اين منظور وجود نداشت. بهعبارت ديگر، مال بود، اما «بيتي» براي آن نبود. ازاينرو، ادبيات بيتالمال نيز در آن دوره شکل نگرفته است.
در برخي منابع شيعه و سني آمده است که رسول خدا درآمدها و اموالي را که به دستشان ميرسيد، در همان روز و در همان محل صرف ميکردند. ثقفي کوفي از اميرالمؤمنين روايت ميکند که پيامبر هيچ چيزي را براي روز بعد نگه نميداشتند و همه را همان روز توزيع ميکردند.
ابنزنجويه در الأموال مينويسد: حضرت اگر اموالي از فيء يا غير آن به دستشان ميرسيد، همان روز تقسيم ميکردند؛ اگر صبح ميرسيد، نميگذاشتند تا ظهر بماند و اگر شامگاه ميرسيد، نميخوابيدند تا آن را به دست اهلش برسانند.
با اين حال، اين روش پيامبر منافاتي با وجود بيتي مستقل يا مکاني موقت براي جمعآوري و نگهداري درآمدها و اموال وارد شده ندارد. اموالي که صبح ميرسيد، تا زمان مصرف بايد در جايي نگهداري ميشد. همچنين اموالي که عصر وارد ميشد، نياز به محل نگهداري داشت. بهنظر ميرسد سيرة پيامبر در عدم حبس اموال براي روز بعد، مربوط به شرايط عادي و روال معمول بود و ممکن است در مواردي خاص، استثنائاتي نيز وجود داشته است.
ادلة عقلايي و شواهد و قرايني در مستندات تاريخي و روايي وجود دارد که احتمال وجود بيت و محلي براي انباشت درآمدها و اموال واردشده را تقويت ميکند:
2-1. دليل عقلايي
در دوران حکومت پيامبر اکرم در مدينه، الزامات حاکميتي و ضرورت مديريت دخل و خرج ايجاب ميکرد که مکاني ـ هرچند موقتي و غيرمتمرکز ـ براي جمعآوري و نگهداري درآمدها و اموال عمومي و دولتي وجود داشته باشد. طبيعي است که نظام مالياتي و منابع درآمدي (مانند زکات، خراج، خمس و فيء) نيازمند محل مناسبي براي حفظ و توزيع بودند؛ زيرا محل مصرف اين درآمدها (مانند نيازمندان) همواره در دسترس نبود. حمل روزانه و دائم اين اموال براي توزيع نيز از نظر عقلايي قابل پذيرش نيست. اموال غيرنقدي مانند شتر، گاو، گوسفند، گندم و خرما، امکان توزيع فوري نداشتند و طبيعتاً به مکاني براي نگهداري موقت نياز داشتند.
در مواقعي که پيامبر بهسبب حضور در غزوات، غيبت طولاني داشتند، اموال و درآمدهاي وارد شده بايد حفظ ميشدند. حتي در زمان حضور ايشان در مدينه، با وجود ترجيح بر رساندن سريع اموال به مستحقان، گاهي مشغلههاي شخصي، تبليغي و حکومتي مانع از اين امر ميشد و ضرورت وجود مکاني براي نگهداري موقت را ايجاب ميکرد. همچنين اموال دولتي (مانند اسلحه و ابزارآلات جنگي که در پي جنگهاي متعدد ساخته يا خريداري ميشدند) نيازمند انبار و محل نگهداري بودند. گرچه غنايم جنگي پس از پيروزي ميان رزمندگان تقسيم ميشدند، اما خمس غنايم، صفوه و فيء که در اختيار پيامبر قرار داشت، همواره امکان توزيع فوري نداشت و دستکم بخشي از آن بايد به مدينه منتقل ميشد تا در مصارف مربوط به آن هزينه گردد.
اين موارد و پرسشهاي مشابه، ديدگاه غالب مبنيبر عدم شکلگيري مکان يا مکانهايي براي نگهداري اموال عمومي و دولتي در عهد نبوي را با چالش جدي مواجه ميسازد. بنابراين، با توجه به گستردگي فعاليتهاي اقتصادي، نظامي و اجتماعي دولت نبوي، منطقي است که محل يا محلهايي براي جمعآوري و حفظ اموال عمومي و دولتي در مدينه و ديگر مناطق تحت حکومت اسلامي وجود داشته باشد، هرچند در ادبيات رسمي و عمومي آن زمان، بهعنوان «بيتالمال» يا «خزانه» نامگذاري نشده باشد. اين امر نهتنها يک ضرورت حکومتي، بلکه لازمة مديريت مالي دقيق و منظم در دولت نبوي بهشمار ميآيد.
2-2. شواهد و قراين
2-2-1. عنوان «بيتالمال»
در بحث ادبيات بيتالمال، چند روايت و گزارش ذکر شد که بر استعمال عنوان «بيتالمال» در دورة رسول خدا دلالت دارند. پيشتر بيان شد که اين ادله از نظر سندي و اصالت صدور، براي اثبات شکلگيري ادبيات بيتالمال در آن دوره، نارساييهايي دارند. با اين حال، اگر اين ادله معتبر و قابل پذيرش باشند، همانگونه که ميتوانند بر رواج ادبيات و مفهوم بيتالمال دلالت کنند، وجود بيت و مکان فيزيکي آن را نيز اثبات مينمايند.
2-2-2. کارکرد مالي مسجد
برخي گزارشهاي روايي و تاريخي، به جمعآوري درآمدها و اموال عمومي در مسجد اشاره دارند. در وسائل الشيعه از امام صادق روايت شده است که اهل مدينه زکات فطرية خود را به مسجد پيامبر ميآوردند و افراد خارص و تخمينزن مقدار آن را برآورد ميکردند.
بخاري از انس بن مالک نقل ميکند که وقتي اموال جزيهاي بحرين نزد رسول خدا آورده شد، ايشان دستور دادند آن را در مسجد قرار دهند.
گزارشهايي نيز از تقسيم بيتالمال توسط پيامبر پس از نماز در مسجد وجود دارد. در يکي از گزارشهاي بخاري آمده است که نبي مکرم اموال رسيده از بحرين را پس از نماز ميان حاضران در مسجد تقسيم کردند.
بخاري در جاي ديگري از جابر بن عبدالله نقل ميکند که به مسجد نزد پيامبر رفتم و از بدهکاري خود به ايشان گفتم. حضرت فرمودند: «دو رکعت نماز بخوان». سپس دين مرا ادا کردند و مبلغي اضافه نيز دادند.
در گزارش ديگري از منابع اهلسنت، زماني که ابوعبيده جراح اموال بحرين را به مدينه آورد، انصار پس از نماز جماعت صبح، پشت سر رسول خدا در انتظار تقسيم جزيه بودند.
2-2-3. اتاقکي براي زکات
برخي گزارشها به وجود اتاقي براي نگهداري زکات اشاره دارند. طبري آملي در بشارة المصطفي و برخي منابع اهلسنت از امام حسن مجتبي نقل ميکنند که ايشان در کودکي همراه پيامبر اکرم وارد «غرفة زکات» شدند. امام حسن خرمايي برداشتند و خواستند آن را تناول کنند، اما رسول خدا ايشان را از اين کار منع کردند و فرمودند: صدقه و زکات بر پيامبر و اهلبيت ايشان حلال نيست.
اين گزارش، ضمن تأکيد بر حرمت صدقه بر اهلبيت، به وجود مکاني خاص براي نگهداري زکات در عصر نبوي اشاره دارد.
2-2-4. نشاندار کردن حيوانات در مِربَد
گزارشي وجود دارد که نشان ميدهد پيامبر اکرم مکاني به نام «مِربَد» داشتند که در آن حيوانات را علامتگذاري ميکردند. در اين گزارش و گزارشهاي مشابه آمده است که حضرت براي مشخص شدن نوع دريافت حيوان ـ که از چه منبعي مانند زکات، صدقه يا جزيه گرفته شده ـ بر بدن آن علامت ميگذاشتند. اين علامتگذاري نشان ميدهد که اين چهارپايان براي مدتي نزد ايشان نگهداري ميشدند تا در اولين فرصت، محل مصرف مناسب براي آنها پيدا شود.
2-2-5. نگهباني و نگهداري اموال عمومي
اموال عمومي گاه نزد افراد مختلفي نگهداري ميشد و اين افراد در حکم خزانهداران موقت بهشمار ميرفتند. طبرسي در مجمعالبيان، اسامه را خازن و نگهبان رحل پيامبر معرفي ميکند و تفسير نمونه نيز با تعبير «مسئول بيتالمال حضرت» از او ياد کرده است.
طبق گزارش واقدي، پيامبر اکرم بلال بن حارث را بر چراگاه نقيع گماشتند. در برخي گزارشها، بلال بن رياح حبشي بهعنوان مسئول نفقات رسول خدا و خازن اموال ايشان معرفي شده است.
نقل شده که بلال خرماهايي را که براي پيامبر و مهمانان ايشان نزد او بود، گاهي براي هزينههاي آينده ذخيره ميکرد؛ اما اين اقدام مورد انتقاد حضرت قرار گرفت و ايشان دستور به انفاق دادند.
گزارشهاي ديگري نيز از نگهداري اموال عمومي (مانند خمس و زکات) نزد کارگزاران و نمايندگان مالي پيامبر حکايت دارد. از معاذ بن جبل نقل شده است که پيامبر خرماي صدقه (زکات) را نزد او گذاشتند و او آن را در اتاق شخصي خود نگهداري کرد.
واقدي و ابوعبيد گزارش کردهاند که محمية بن جزء زبيدي، مسئول خمس حضرت بود و خمس غنايم را جمعآوري ميکرد. همچنين زماني که دو جوان از بنيهاشم قصد ازدواج داشتند، پيامبر اجازه دادند از خمسي که نزد محميه بود، براي ازدواج آندو استفاده شود.
مأموران و کارگزاران مالي در مناطق گوناگون ناگزير بودند اموال دريافتي را نزد خود نگهداري کنند تا در محل خود مصرف شود يا به مدينه منتقل گردد. ابنسعد در الطبقات الکبري گزارش ميکند که پيامبر قدامه و ابوهريره را بهسوي منذر بن ساوي در بحرين فرستادند و در نامهاي از او خواستند جزيهاي را که نزد وي جمعآوري شده بود، به آن دو تحويل دهد.
حضرت در نامهاي ديگر به نمايندة خود علاء بن حضرمي در بحرين اطلاع دادند که وقتي فرستادگان ايشان براي دريافت جزيههاي جمعشده نزد منذر بن ساوي آمدند، او بايد جزيهها و صدقات (زکوات) را بيدرنگ به آنان تحويل دهد.
همچنين در نامهاي به زرعة بن ذييزَن، پيامبر دستور دادند: «زکوات و جزيههايي را که نزد شماست، جمعآوري کنيد و به فرستادگان من تحويل دهيد».
2-2-6. چراگاه ويژه
روايات و مستندات تاريخي نشان ميدهند که پيامبر اکرم مناطقي را بهصورت «حِمَي» و قرقگاه در اختيار مرکبهاي مسلمانان، مجاهدان و چهارپايان زکات و جزيه قرار ميدادند. «نقيع» يکي از اين مناطق بود که اسبان و شتران رزمندگان در آن چرا ميکردند.
در روايتي از اصول کافي، هنگامي که جمعي از بنيضبّه از بيماري خود نزد پيامبر شکايت کردند، حضرت آنان را به بيرون مدينه، به مکاني (چراگاهي) که شتران صدقه در آن نگهداري ميشدند، فرستادند تا از شير و ساير فوايد آن شتران تغذيه کنند و درمان يابند.
واقدي نيز گزارش مشابهي دربارة هشت تن از اهالي عُرَينه نقل ميکند که پيامبر آنان را براي درمان به «ذوالجَدر» فرستادند؛ جايي که شتران آبستن يا شيرده نگهداري ميشدند.
در گزارشي ديگر از طبقات و مغازي آمده است که در منطقة «غابه»، بيست شتر آبستن يا شيرده متعلق به پيامبر چرا ميکردند. برخي از اين شتران از محل فيء يا خمس غنايم غزوة غابه و خمس غنايمي که محمد بن مسلمه از نجد آورده بود، به دست آمده بودند و ابوذر مأمور نگهداري از آنها بود.
2-2-7. نگهداشت غنايم
واقدي گزارش ميدهد که پيامبر غنايم سرية نخله (سرية عبدالله بن جحش) در ماه رجب سال دوم هجرت را نگهداشتند و آنها را همراه با غنايم غزوة بدر که در ماه رمضان همان سال رخ داد، تقسيم کردند.
ابنهشام نيز گزارش ميکند که رسول خدا گاهي اسراي جنگي را در مدينه حبس ميکردند؛ مانند حبس اسراي قبيله طي ـ ازجمله دختر حاتم ـ در اتاقي کنار مسجد، و حبس عمرو بن ابيسفيان از اسراي جنگ بدر.
طبق گزارشهاي ديگر، پس از غزوة حنين، پيامبر بهمنظور تعقيب فراريان، دستور دادند: اسيران و اموال غنيمتي جنگ به «جِعرّانه» در شمال غربي درة حنين منتقل شوند و در آنجا نگهداري شوند. تعقيب مشرکان به نبرد طائف انجاميد. هنگام بازگشت به مدينه ـ که چند روز به طول انجاميد ـ پيامبر مدتي در جعرّانه اقامت کردند و به تقسيم غنايم فراوان حنين پرداختند؛ غنايمي که شامل ۶ هزار اسير، ۲۴ هزار شتر، ۴۰ هزار گوسفند و ۴ هزار اوقيه نقره بود. ابنهشام به نقل از ابناسحاق گزارش ميکند که پيامبر بخشي از غنايم را در «مَجَنَّه» در ناحية «مَرّ الظَّهران» محبوس کردند و پس از انجام عمره، آن اموال را به مدينه منتقل نمودند.
از مجموع اين شواهد ـ با درجات مختلف اعتبار ـ ميتوان با احتمال قوي، وجود مکان يا مکانهايي هرچند غيرمتمرکز و غيرثابت براي بيتالمال در عصر نبوي را اثبات کرد. گزارشي از وجود بيت يا مکان مشخص، مستقل و دائمي براي بيتالمال در دست نيست؛ اما اموال عمومي بهصورت کوتاهمدت در مسجد، مراتع قرقشده، اتاقهاي شخصي کارگزاران و عاملان يا حتي نزد خود پيامبر جمعآوري و نگهداري ميشدند.
افزون بر اين، نمايندگان و عاملان پيامبر در مناطق گوناگون موظف بودند جزيهها و زکوات را در محلي جمعآوري و نگهداري کنند تا بخشي از آنها به مدينه ارسال شود. حتي کتاني در نظام الحکومة النبويه پا را فراتر ميگذارد و وجود محلي در کنار خانههاي پيامبر براي نگهداري اسلحه، حيوانات، ادوات حملونقل، ساير اموال بيتالمال و مکاني براي مهمانان، زندانيان و بيماران را از ضروريات زندگي آن زمان برميشمارد.
3. تشکيلات اداري و مالي بيتالمال
شواهد و گزارشها حکايت از آن دارند که هستة اصلي تشکيلات و دفاتر مربوط به ادارة بيتالمال و مديريت مالي در دولت نبوي شکل گرفته بود. با هجرت پيامبر اکرم به مدينه و تشکيل حکومت اسلامي، بهتدريج بر شمار مسلمانان و گسترة اسلام افزوده شد.
البته برخي دگرانديشان، اصل تشکيل حکومت از سوي حضرت را انکار ميکنند، درحاليکه شواهدي همچون انعقاد پيمان عمومي و منشور مدينه، معرفي دولتشهر مدينه بهعنوان «حرم» و تعيين مرزهاي سرزميني آن، تشريع قوانين و وضع نظام حقوقي، تشکيل نيروهاي نظامي و مواردي از اين دست، همگي گوياي تأسيس حکومت اسلامي و اجراي شيوهاي نوين از حيات و سلوک اجتماعي است که شامل ادارة نظام سياسي، آيين دادرسي و قضايي، تنظيم مناسبات اقتصادي و مالي، روابط خارجي، قواعد جنگ و صلح، امور فرهنگي و مناسبات خانوادگي ميشد.
مسائل و روابط اجتماعي، اقتصادي و سياسي و پيشبرد اهداف حکومت، اقتضا ميکرد تا نظام کارگزاري و ساختار اداري و مالي براي رتق و فتق امور شکل بگيرد. يکي از اين اقتضائات، لزوم ايجاد دفتر و تشکيلاتي براي ادارة بودجة بيتالمال بود. ضرورت داشت دفتري براي ثبت زکاتها، خمسها، غنايم، انفاقات و برآورد مصارف آنها و نيز شبکهاي از کارگزاران مالي مربوط به آن شکل گيرد تا دخل و خرج بيتالمال به بهينهترين و کارآمدترين شکل مديريت شود.
قلقشندي در صبح الأعشى پس از ذکر برخي از کاتبان پيامبر در امور مالي و غيرمالي، مينويسد: اگر اين نقلها صحيح باشد، دلالت بر وجود ديوان و دفتر در زمان نبوي دارد.
احمدي ميانجي نيز در کتاب مکاتيب الرسول بر اين ديدگاه است که دفاتر و ديوانهاي مربوط به کتابت وحي و سنت، عهدنامهها، اماننامهها، پيماننامهها، واگذاريها، دعاوي، ديون، امور نظامي، مکاتبات، وفود، مالياتهاي شرعي، صدقات و مصارف آنها، در زمان دولت نبوي تأسيس شدهاند.
وجود تمام يا برخي از اين ديوانها، حتي به شکل بسيط و اوليه يا بدون استفاده از عنوانهاي رايج در ادوار بعدي، حکايت از وجود ساختار و نظامي اداري و کارگزاري براي ادارة امور مالي دولت نبوي دارد.
3-1. کارگزاري دريافت و توزيع
پس از تشکيل حکومت و تشريع مالياتهاي شرعي (مانند زکات و جزيه) رسول خدا عاملان و کارگزاران متعددي را براي دريافت و توزيع اين اموال به مناطق گوناگون شبهجزيرة عربستان اعزام کردند؛ ازجمله: ابوعبيده به بحرين براي دريافت جزيه؛ عمرو بن حزم براي خمس؛ معاذ بن جبل به يمن براي زکات و جزيه؛ فروة بن مسيک مرادي به مراد؛ زبيد و مذحج براي زکات؛ ارقم بن ابيالارقَم براي جمعآوري زکات؛ ابي و عنبسه براي زکات سعد هذيم و جذام؛ رافع بن مکيث جهني براي زکات قوم خود؛ بريدۀ بن حصيب به اسلم و غفار؛ عباد بن بشر اشهلي به سليم و مزينه؛ ضحاک بن سفيان کلابي براي زکات بنيکلاب؛ بسر بن سفيان کعبي براي زکات بنيکعب؛ ابنلتبيه ازدي براي زکات بنيذبيان؛ حذيفة بن يمان به دباء؛ علاء بن حضرمي به بحرين؛ عمرو بن عاص به عمان؛ عمرو بن حزم به نجران؛ ابوزيد انصاري به عمان؛ و کارگزاران ديگري که شرح حال آنان در منابع تاريخي آمده است.
برخي از کارگزاران مانند معاذ بن جبل، علاوه بر دريافت جزيه، مسئوليت سرپرستي عاملان دريافت زکات در يمن را نيز بر عهده داشتند و همواره در رفتوآمد ميان مناطق مختلف براي قبض زکوات بودند.
از امام صادق دربارة سيره رسول خدا چنين روايت شده است که ايشان همواره زکات باديهنشينان را ميان فقيران همان منطقه و زکات شهرنشينان را ميان فقيران شهر تقسيم ميکردند. حضرت در نامهها و دستورات خود به برخي عاملان تصريح ميفرمودند که زکات از ثروتمندان همان منطقه اخذ و به فقيران همانجا پرداخت شود. اين نشان ميدهد که برخي کارگزاران مالي، علاوه بر وظيفة دريافت، مسئوليت توزيع و مصرف زکات را نيز بر عهده داشتند.
برخي گزارشها حاکي از آن است که بخشي از توزيع اموال عمومي از طريق شبکة نقابت و عرافت صورت ميگرفت. پيامبر اکرم در سال سيزدهم بعثت، با پيمان عقبه، مقدمات تشکيل حکومت مردمي خود را پيش از هجرت فراهم ساختند. در اين پيمان، حضرت براي ارتباط با بدنة مردمي و اطلاع از وضعيت زندگي آنان، از نمايندگان اوس و خزرج خواستند که دوازده تن (نه تن از خزرج و سه تن از اوس) را بهعنوان نقيب معرفي کنند تا واسطة ميان مردم و ايشان باشند. اسامي اين دوازده تن ـ که اسعد بن زراره در ميان آنان بهعنوان «نقيب النقباء» شناخته ميشد ـ در منابع تاريخي ذکر شده است.
شيخ صدوق در کتاب الخصال، نقيب را رئيس عرفا تعريف ميکند. «عريف» بهعنوان فردي سرشناس و آگاه از قوم، واسطة ميان مردم و نقيب در خدمات اجتماعي و اقتصادي بود. در اين ساختار هرمي، مردم به گروههاي دهنفره تقسيم ميشدند؛ هر ده نفر زير نظر يک عريف، عريفها زير نظر نقيب، و نقيبهاي دوازدهگانه زير نظر پيامبر اکرم قرار داشتند. در منابع تاريخي، افرادي مانند رافع بن خديج، عبيدة بن قيس و قبيصة بن برمه بهعنوان عريف قوم خود معرفي شدهاند.
از «عريف» در ابواب جهاد و زکات نيز ياد شده است. گزارش شده است که پيامبر در جنگهاي خيبر و حنين براي هر ده تن يک عريف تعيين کردند.
علامه حلي در تذکرة الفقهاء، «عريف» را کسي ميداند که مستحقان زکات را ميشناسد و ميان آنان توزيع ميکند و براي او سهمي از زکات بهعنوان عامل در نظر گرفته است. همچنين طبق ديدگاه ايشان، شايسته است امام پس از بستن پيمان ذمه با اهل کتاب، بر هر گروه دهنفره عريفي بگمارد تا از تغييرات جمعيتي و شمار بالغان آگاه گردد.
ايجاد شبکة مردمپايه نقابت و عرافت از طريق معتمدان برآمده از خود مردم، ارتباطي دوسويه ميان جامعه و دولت اسلامي برقرار ميکرد و امکان رصد دقيق احوال و وضعيت زندگي مردم را براي حکومت فراهم ميساخت.
3-2. کارشناسي و محاسبات
پيامبر اکرم همواره افراد کارشناس و خبرهاي را براي تخمين محصولات باغي و زراعي بهکار ميگرفتند تا ميزان غلات زکوي و خراجي (مانند خرما، کشمش و ديگر محصولاتي که وارد بيتالمال ميشد) را برآورد کند. در مستندات روايي و تاريخي، از افرادي مانند عبدالله بن رواحه، جبار بن صخر و فروة بن عمرو بهعنوان «خارص»ها و تخمينزنهايي که توسط حضرت منصوب شده بودند، نام برده شده است. طبق برخي روايات، زکات فطرهاي که مردم مدينه سالانه به مسجد تحويل ميدادند نيز اندازهگيري ميشد.
3-3. حسابرسي و نظارت
اموال بيتالمال و امور کارگزاري مالي از سوي پيامبر اکرم تحت حسابرسي و نظارت دقيق قرار داشتند. بخاري نقل ميکند که وقتي ابنلتبيه، مأمور زکات قبيله بنيسليم، با اموال زکوي بازگشت، حضرت از او حسابکشي کردند.
به روايت کنزالعمال، حذيفه ـ يکي ديگر از کارگزاران حضرت ـ هنگامي که دخترش بزغالهاي از اموال زکوي برداشت، مورد مؤاخذة پيامبر قرار گرفت و آن را بازگرداند.
در نقل ديگري، رسول اکرم هنگام جمعآوري غنايم، به لشکريان توصيه ميکردند که حتي نخ و سوزن غنيمتي را پنهان نکنند و بازگردانند.
ابنهشام گزارش ميدهد که عقيل بن ابيطالب با شنيدن اين توصيه، سوزن خياطياي را که از وسايل دشمن برداشته و به همسرش داده بود، پس گرفت و به غنايم بازگرداند.
به سبب اهميت و حساسيت بالاي بيتالمال مسلمانان که با حقوق عمومي در ارتباط بود، پيامبر نظارت دقيقي بر کارگزاري مالي اين نهاد داشتند. اگر کسي تمايل به پذيرش مسئوليت «عريف» قومي داشت ـ که کارکرد مالي و اجتماعي داشت ـ حضرت خطرات اين مسئوليت را يادآور ميشدند و ميفرمودند: «کسي که مسئوليت عرافت قومي را ميپذيرد، روز قيامت در حالي وارد ميشود که دستانش به گردنش بسته است؛ اگر در ميان مردم به فرمان خدا عمل کرده باشد، رها ميشود، وگرنه در آتش دوزخ سقوط ميکند».
سنگيني مسئوليت عامليت بيتالمال بهحدي بود که به نقل از بيهقي، زماني که پيامبر عبادة بن صامت و سعد بن عباده را براي دريافت زکات اعزام ميکردند، آنان را از خطرات احتمالي اين مأموريت در قيامت برحذر داشتند و آن دو تن از پذيرش آن صرفنظر کردند.
بيهقي در جاي ديگر از قول پيامبر نقل ميکند: «گماشتگان و کارگزاران مالي ما بايد اموال کم و زياد را به ما تحويل دهند؛ و اگر بهاندازة يک سوزن اختلاس کنند، در روز قيامت پاسخگو خواهند بود».
بنا به گزارشي ديگر، يکي از مأموران زکات، اموال دريافتي را نزد پيامبر آورد و گفت: فلان مقدار از آن، مال زکوي و براي شماست، و فلان مقدار ديگرش به من هديه داده شده است. حضرت از اين سخن برآشفتند، بر منبر رفتند و فرمودند: «حالِ اين کارگزار که براي انجام مأموريت فرستادهايم چه ميشود؟ اگر در خانهاش مينشست، آيا اين هديه به او داده ميشد؟! اين اموالي که کارگزاران مالي ميآورند، مسئوليت آنها در روز قيامت بر عهدة آنان است (و بايد پاسخگو باشند)».
اين نظارت گاه به عزل کارگزاران نيز منجر ميشد. طبق گزارش ابنسعد، زماني که مردم قبيله عبدالقيس از علاء بن حضرمي ـ کارگزار مالي پيامبر در بحرين ـ شکايت کردند، حضرت او را عزل و ابان بن سعيد را جايگزين نمودند.
همچنين وقتي وليد بن عقبه براي دريافت زکات به قبيلة بنيمصطلق فرستاده شد، اما بدون انجام مأموريت و با گزارش خلاف واقع بازگشت، رسول خدا او را عزل کردند و طبق برخي نقلها، عباد بن بشر را جايگزين وي نمودند.
3-4. نگهداري و حراست
در دولت نبوي، افرادي براي حفظ و حراست از اموال بيتالمال بهکار گرفته ميشدند. طبق گزارشها، نگهباني و نگهداري رحل پيامبر اکرم برعهدة اسامه بود و مسئوليت نفقات ايشان بر دوش بلال حبشي قرار داشت. بلال بن حارث نيز بر نقيع ـ چراگاه و قرقگاه ويژة حيوانات زکوي و نظامي ـ گماشته شد. خمس غنايم نزد محمية بن جزء زبيدي نگهداري ميشد. در شرح حال عبدالله بن کعب انصاري نيز آمده است که در غزوة بدر، مسئوليت غنايم و در برخي جنگهاي ديگر، مسئوليت خمس پيامبر را بر عهده داشت.
3-5. آمار و اطلاعات
گزارشهايي از سيرة نبوي مبنيبر بهکارگيري افراد براي ثبت اطلاعات آماري بيتالمال وجود دارد. معيقب بن ابيفاطمه دوسي غنايم پيامبر را ثبت ميکرد.
ابنسعد مينويسد: در غزوة حنين، حضرت زيد بن ثابت را براي شمارش مردم و ميزان غنايم مأمور کردند. جهم (يا جُهَيم) بن صلت و زبير بن عوام اموال زکوي را ثبت ميکردند. حذيفة بن يمان زکات خرما و در نقل ديگر، تخمين محصول خرما يا ساير محصولات باغي حجاز را مينوشت. عبدالله بن رواحه که محصولات خيبر را تخمين ميزد، احتمالاً ميزان محصول تخميني و افراد مشمول را نيز کتابت ميکرد.
گزارشهايي دربارة علامتگذاري حيوانات زکوي يا جزيهاي توسط رسول خدا نيز وجود دارد که ميتوان آنها را در جهت همين نظام ثبت و ضبط اموال بيتالمال ارزيابي کرد. در بخش مصارف و واگذاريها نيز مستندات زيادي دربارة ثبت و سندزني اقطاعات زمين از سوي دولت نبوي وجود دارد که توسط افراد مختلف مکتوب شده است.
همچنين گزارشهاي متعددي مبنيبر سرشماري در دولت نبوي وجود دارد که آمار و اطلاعات لازم را براي برنامهريزي مالي در اختيار حکومت قرار ميداد. در برخي منابع آمده است: پيامبر به اصحاب خود دستور دادند: تعداد مسلمانان را شمارش کنند و مرگومير افراد را اطلاع دهند.
سرشماري وفود و دريافت اطلاعات جمعيتي آنها نيز ميتوانست دولت را در خدمترساني و مديريت مالي مربوط به آن ياري کند. طبق گزارشي، با ورود وفد بجيله به مدينه، رسول خدا دستور دادند تعداد افراد آنها ثبت شود.
دولت نبوي با سرشماري و آمارگيري نظامي، اطلاعات خود را دربارة تأمين مالي، تأمين نيروي انساني و نحوة هزينهکرد منابع تکميل ميکرد.
ابنسعد نقل ميکند که در غزوة حنين، زيد بن ثابت از سوي پيامبر مأمور شمارش افراد (رزمندگان) و غنايم شد.
گزارشهاي ديگري نيز وجود دارند که جوانان انصار هر سال به محضر پيامبر آورده ميشدند تا هر کس به سن بلوغ رسيده بود، براي جهاد اعزام شود.
3-6. تشريفات و تدارکات
امور و شئون مختلف بيتالمال ايجاب ميکرد که افرادي مسئوليت تأمين، تدارک و تشريفات را بر عهده گيرند. وفود و مهماناني که براي پذيرش اسلام يا فراگيري آموزههاي ديني و قرآني به مدينه وارد ميشدند، در «دارالمضيف» يا خيمههايي که بهعنوان اقامتگاه موقت براي آنان فراهم شده بود، اسکان مييافتند. افرادي مانند بلال و خالد بن سعيد از آنان پذيرايي ميکردند و هنگام بازگشت، با هدايا و توشة راه بدرقهشان مينمودند.
همچنين براي جنگها نياز بود کساني ابزارآلات، نيروي انساني و ساير نيازمنديهاي نظامي را تأمين کنند. در غزوة بنيقريظه، سعد بن زيد انصاري و سعد بن عباده از سوي پيامبر اکرم مأمور شدند تا اسيران جنگي را به نجد و شام ببرند، آنها را بفروشند و در ازاي آن، مرکب و سلاح براي تجهيز نيروهاي مسلمان تهيه کنند.
نتيجهگيري
اين پژوهش با رويکردي «تحليلي ـ تاريخي»، به بررسي مبدأ شکلگيري نهاد بيتالمال در صدر اسلام و واکاوي سازوکار مالي دولت نبوي پرداخته است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد که گرچه اصطلاح «بيتالمال» بهصورت رسمي و عمومي در عصر نبوي رايج نبود، اما نظام مالي منسجمي با کارکردهاي اصلي اين نهاد، بهصورت غيرمتمرکز شکل گرفت.
در کنار الزامات حاکميتي و ضرورت مديريت دخل و خرج، شواهد متعددي وجود دارند که نشان ميدهند پيامبر اکرم از مکانهاي مختلف براي حفظ و نگهداري اموال عمومي بهره ميگرفتند و تشکيلات اداري و مالي مرتبط با بيتالمال را سامان داده بودند.
حضرت از مکانهاي چندمنظوره (مانند مسجد)، ظرفيتهاي محلي (مانند چراگاههاي اختصاصي)، اتاقکهاي موقت و ديگر فضاهاي قابل استفاده بهره ميبردند؛ رويکردي که نشاندهندة انعطافپذيري سازماني و مديريتي کارآمد و کمهزينه در ادارة منابع عمومي است. وجود خارصان براي برآورد محصولات، کاتبان براي ثبت اموال و نشانهگذاري حيوانات مالياتي، بيانگر تلاش براي ايجاد پايههاي اولية يک نظام مالي مستند است.
همچنين وجود شبکهاي منسجم از کارگزاران محلي و منطقهاي، نظام کارشناسي و محاسباتي، نظام ثبت و ضبط مستند درآمدها و هزينهها، آمارگيري ابتدايي، نظارت دقيق بر جمعآوري و توزيع اموال عمومي، و توزيع عادلانه بر اساس نيازهاي جامعه، همگي گواهي بر وجود تشکيلاتي هستند که در آن، سادگي ساختارها با کارايي عملياتي تلفيق شده بود.
- ابن عبد ربه اندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1404ق.
- ابن عبدالبر قرطبی، یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، بیروت، دارالجیل، 1412ق.
- ابنابیجمهور احسائی، محمد بن زینالدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیه، قم، سیدالشهداء، 1403ق.
- ابناثیر، على بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق.
- ابنجماعه، عبدالعزیز بن محمد بن ابراهیم، المختصر الکبیر فی سیرة الرسول، تحقیق سامی مکی العانی، عمان، دارالبشیر، 1993م.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفه، 1379ق.
- ابنحنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقیق احمد محمد شاکر، قاهره، دارالحدیث، 1416ق.
- ابنزنجویه، حمید بن مخلد، الأموال، ریاض، مرکز الملک فیصل للبحوث و الدراسات الإسلامیه، 1406ق.
- ابنسعد، محمد بن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، 1960م.
- ابنشبه، ابوزید، تاریخ المدینه، جده، بینا، 1399ق.
- ابنشهرآشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبیطالب، قم، علامه، 1379ق.
- ابنماجه، محمد بن یزید، سنن ابنماجه، عمان، دار الرسالۀ العالمیه، 1430ق.
- ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویه، بیروت، دار المعرفۀ، بیتا.
- ابوعبید، قاسم بن سلّام، الأموال، بیروت، دارالفکر، بیتا.
- ابوهلال عسکری، حسن بن عبدالله، الأوائل، طنطا، دارالبشیر، 1408ق.
- اجتهادی، ابوالقاسم، بررسی وضع مالی و مالیه مسلمین از آغاز تا پایان دوران اموی، تهران، سروش، 1363.
- احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، قم، دارالحدیث، 1419ق.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دمشق، دار طوق النجاه، 1422ق.
- برقی، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دارالکتب الاسلامیه، بیتا.
- بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهره، مکتبة النهضة المصریه، 1956م.
- بیهقی نیشابوری، احمد بن حسین، السنن الکبرى، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424ق.
- ثقفى کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق عبدالزهراء حسینی، قم، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق.
- حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسة آلالبیت لإحیاء التراث، 1416ق.
- حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسۀ آلالبیت لإحیاء التراث، 1404ق.
- دجیلی، خوله شاکر، بیتالمال؛ پیدایش و تحولات آن، ترجمة محمدصادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1379.
- زارع، حمید، نظام اداری در سیره و سنت نبوی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1395.
- زرگرینژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت)، تهران، سمت، 1378.
- سیوطی، جلالالدین عبدالرحمن، تاریخ الخلفاء، تحقیق حمدی الدمرداش، مکه، مکتبة نزار مصطفى الباز، 1425ق.
- شهیدی پاک، محمدرضا، تاریخ تشکیلات در اسلام، چ سوم، قم، المصطفی، 1402.
- صدوق، محمد بن علی، الخصال، تحقیق و تصحیح علىاکبر غفاری، قم، جامعة مدرسین، 1362.
- صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، مؤسسة النشر اسلامی، 1363.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ط الثانیه، قاهره، دار النشر، مکتبة ابنتیمیه، 1415ق.
- طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، قم، مکتبة الفقیه، بیتا.
- طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الورى بأعلام الهدى، قم، آل البیت، 1417ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1415ق.
- طبری آملی، عمادالدین محمد بن علی، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، نجف، المطبعة الحیدریه، 1383ق.
- طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامیه، تهران، المکتبة المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، 1387ق.
- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365.
- عاملی، سیدجعفر مرتضى، الصحیح من سیرة النبی الأعظم(ص)، قم، دار الحدیث، 1426ق.
- علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دار العلم للملایین، 1968.
- عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر (للعیاشی)، تهران، مکتبة العلمیه الاسلامیه، 1380.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، بیروت، دار و مکتبة الهلال، بیتا.
- قلقشندی، احمد بن علی، صبح الأعشى فی صناعة الإنشاء، بیروت، دار الکتب العلمیه، بیتا.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ط الثالثه، قم، دارالکتاب، 1404ق.
- کتانی، عبدالحی، نظام الحکومة النبویة المسمی التراتیب الاداریه، بیروت، دارالأرقم، بیتا.
- کرجی، علی، «سیرۀ پیامبر اکرم در بیتالمال»، 1381، فرهنگ کوثر، ش49، ص111ـ125.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363.
- ماوردی، علی بن محمد، الأحکام السلطانیۀ و الولایات الدینیه، مکه، دارالتعاون للنشر و التوزیع، 1386ق.
- متقی هندی، علاءالدین علی بن حسامالدین، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ط الخامسه، بیروت، مؤسسة الرسالۀ، 1401ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1368.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1404ق.
- مسعودی، على بن حسین، التنبیه و الإشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دار الصاوی، بیتا.
- مقریزی، تقیالدین احمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق.
- مکارم شیرازى، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374.
- منتظریمقدم، حامد، «شیوههای تقسیم بیتالمال در صدر اسلام»، 1389، معرفت اقتصادی، ش2 (1)، ص137ـ169.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ط السابعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1362.
- نورى، حسین بن محمدتقى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آلالبیت لإحیاء التراث، 1408ق.
- نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله (صحیح مسلم)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، دار الأعلمی، 1409ق.
- ورّام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهۀ النواظر (مجموعه ورّام)، قم، مکتبة الفقیه، بیتا.
- هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، چ دوم، قم، مؤسسة دائرة المعارف فقه اسلامی، 1385.
- هیثمی، نورالدین علی بن ابیبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، تحقیق حسامالدین القدسی، قاهره، مکتبة القدسی، 1414ق.




